امروز : شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 25
۱۶:۰۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 10024
تاریخ انتشار: ۳ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۴:۵۲
تعداد بازدید: 86
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، «سرگی ماسائولف» پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک وابسته به ‌ریاست جمهوری روسیه و رئیس مرکز مطالعات ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس در دوشنبه، «سرگی ماسائولف» پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک وابسته به ‌ریاست جمهوری روسیه و رئیس مرکز مطالعات راهبردی در قرقیزستان با ارسال یک یادداشت اختصاصی برای فارس به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌روی قرقیزستان پرداخته است.                         

در بیش از 2 دهه استقلال، مقامات عالی قرقیزستان در زمینه ‌سیاست خارجی مرتکب اشتباهاتی شدند که به ‌مهمترین آنها به ‌شرح زیر می‌توان اشاره کرد.

اشتباه نخست، برای یک کشور کوچک لازم است تا هر گامی را که در عرصه سیاست بین‌المللی برمی‌دارد، بتواند آن را به ‌طور دقیق تعریف کند. اگر چنین کاری صورت نگیرد و گذشته از آن اقدامات کشور «بدون پایبندی به ‌مواضع مشخص» ارزیابی شود، پس مرحله هرج‌ومرج دیدگاه‌ها فرا می‌رسد. چرا که به‌ رهبری کشور می‌توان دیدگاه‌های بسیار مختلفی را عرضه کرد. بنابراین اشتباه رهبری قرقیزستان عدم وجود مواضع ثابت بوده و می‌باشد.

اشتباه دوم، از اشتباه اول منشاء می‌گیرد: امکان داشتن حمایت از سوی شرکای اصلی کشور میسر نیست چرا که آنها در وضعیت سردرگمی قرار گرفته و حتی تا حدودی اعتماد خود را از دست داده‌اند.

اشباه سوم، بعد از آنکه در سطح عالی و رسمی توافق حاصل شد، نباید اقدام به ‌تغییر و بازنگری اساسی آن کرد.

گاهی چنین به‌ نظر می‌رسد که نمایندگان رسمی قرقیزستان موقع مذاکرات رسمی در ‌این فکر می‌باشند که چطور می‌توان در مسیری کاملا مغایر با آنچه بحث می‌شود، گام نهاد.

این دیگر یک مسئله صرفا نظری نبوده بلکه واقعیت محض است.

خط‌مشی «انعطاف‌پذیر» سیاست چند‌بعدی خارجی قرقیزستان در حقیقت کاری است که اجرای آن برای این کشور بسیار سخت و سنگین می‌باشد. چرا که اقتصاد ضعیف، نیروهای مسلح کم‌تعداد و جمعیت محدود کشور، میدان مانور برای داشتن سیاست در واقع مستقل خارجی و اقتصادی را تنگ می‌کند.

اما این بدان معنا نیست که حتما باید از این منطق صوری پیروی کرد که «یا سیاست چند‌بعدی و یا وابستگی».

می‌توان گزینه‌های تحقق سیاستی را در نظر گرفت که بتواند به ‌منافع و اهداف ملی پاسخ دهد.

باید گفت که سیاست کذایی «چند‌بعدی» در عملکرد مقامات عالی این کشور هرگز وجود نداشته است، زیرا هیچگاه تعریف دقیقی از منافع و اهداف ملی عرضه نشده است.

بله، جامعه کارشناسی قرقیزستان موضوعاتی را مورد بحث قرار می‌دهد ولی در کل بی‌نظمی‌های این عرصه از طریق رسانه‌های گروهی بهتر بازگو می‌شوند.

در هر صورت آنچه از سوی کارشناسان گفته می‌شود، عملا هیچ تأثیری بر روی تصمیمات مقامات ندارد. دلایل مقامات با دلایل کارشناسان متفاوت است. از این رو، از برخی از کارشناسان همسو حمایت می‌کنند تا مدعی باشند که تنها تصمیم درست همانی است که مقامات اتخاذ می‌کنند.

مشکل اینجاست که به ‌قول «ویکتور چرنومردین» نخست‌وزیر فقید روسیه «می‌خواستیم بهتر از گذشته بشود ولی مثل همیشه شد».

اگر در مورد جهت‌گیری‌های سیاست خارجی قرقیزستان صحبت بکنیم، پس جهت‌گیری اول به ‌موضوع ضرورت یافتن «جایگاه خود» در آسیای مرکزی برمی‌گردد. در این راستا لازم است تا کشور مسائل موجود با قزاقستان و ازبکستان را بر اساس سود متقابل و مشارکت به ‌نتیجه برساند.

مورد بعدی، گسترش روابط با شرکای سنتی و کشورهایی است (قبل از همه با روسیه) که زمانی آنها را در عرصه سیاست‌های «کلان» آزمایش کرده است. بخصوص اینکه تنها با تکیه بر شرکای استراتژیک می‌توان مشکل افغانستان را برای همه کشورهای آسیای مرکزی حل کرد.

جهت‌گیری سوم، به‌ بحث مشارکت حساب‌شده در پروژه‌های همگرایی در فضای شوروی سابق ارتباط دارد که به‌ نفع مردم قرقیزستان بودن این طرح‌ها به ‌وضوح احساس می‌شود.

و جهت‌گیری چهارم، باید در راستای تصمیم‌گیری‌های مربوط به ‌توسعه اقتصادی کشور و پروژه‌های این عرصه باشد.  بنابراین باید وزن واقعی اقتصاد قرقیزستان در نظر گرفته شود.

به نظر می‌رسد که تنها با جهت‌گیری در زمینه‌های مورد اشاره می‌توان دستیابی به منافع ملی را تحقق بخشید.

اگر چنین کاری صورت نگیرد، پس بدیهی است که خطرات زیر می‌تواند تحقق یابد.

عدم حفظ حاکمیت (دولت‌داری) ملی و تمامیت ارضی قرقیزستان اصلی‌ترین خطر است.

از قرقیزستان معمولا به‌ عنوان یک کشور کوچک نام برده می‌شود. کشور کوچک کشوری است که نه در سطح جامعه جهانی و نه در سطح منطقه‌ای نمی‌تواند اراده سیاسی خود را (یعنی حمایت از منافع ملی با توسل به ‌زور) پیاده کند.

هر کشوری که به‌ طور اساسی از امور جهانی کنار بماند، کشوری کوچک است. برخلاف «میکروکشورها»، کشورهای کوچک امکانات کافی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود در اختیار دارند.

از ویژگی‌های اصلی کشورهای کوچک، محدودیت منابع و متناسب با آن نیاز به ‌حمایت‌های خارجی جهت تأمین امنیت می‌باشد.

بنابراین چنانچه قرقیزستان یک بار دیگر از کمک شرکای آزمایش‌شده خود محروم بماند، می‌تواند با خطر تبدیل شدن از جایگاه یک کشور کوچک به‌ «میکروکشور» مواجه شود.

مزایای چنین سیاستی بدیهی است؛ چنانچه در مورد قرقیزستان چندین پروژه خارجی وجود دارد، پس مقامات این کشور باید در رابطه با ‌کمک‌های خارجی تعیین جهت‌گیری کنند و سیاست خارجی‌ خود را به‌ صورتی پیاده کنند که بتواند ضامن تحقق منافع ملی قرقیزستان باشد.

در وضعیت موجود، قرقیزستان موضوع و هدف تأثیر‌گذاری برای بازیگران مختلف به ‌شمار می‌آید. زمینه برای پیاده کردن این پروژه‌ها در قرقیزستان بسیار متفاوت است و با نزدیک شدن زمان اتخاذ تصمیمات اساسی، تأثیر‌گذاری خارجی نیز به‌ مراتب شدیدتر می‌شود.

شرکای واقعی قرقیزستان در منطقه، تمایل به‌ تثبیت وضعیت این کشور دارند تا از این طریق بتوانند جلوی تهدیدات بی‌ثباتی منطقه‌ را بگیرند.

در مجموع روشن است که پروژه‌های بزرگ خارجی می‌توانند با استفاده از وضعیت قرقیزستان به ‌دنبال دست یافتن به‌ تغییرات در آسیای مرکزی باشند.

با این حال، مرحله‌ای را که قرقیزستان در آن قرار گرفته است، می‌توان چالش برای بقای آن ارزیابی کرد؛ آیا این کشور «بالغ» خواهد شد تا مسؤلیت اعمال خود را بر عهده بگیرد و از حالت به‌ اصطلاح «خوابیدن با چشمان باز» بیرون آمده و منافع ملی خویش را بشناسد؟ که این پرسشی است بدون پاسخ قاطع.

انتهای پیام/م
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها