امروز : یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 22
۱۷:۱۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 100390
تاریخ انتشار: ۱۲ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 67
در جولای سال ۲۰۰۶ میلادی ارتش اسرائیل به بهانه آزادی دو نظامی خود، حملات همه‌جانبه و گسترده‌ای را از زمین، هوا و دریا به خاک لبنان آغاز نمود. این ...

در جولای سال ۲۰۰۶ میلادی ارتش اسرائیل به بهانه آزادی دو نظامی خود، حملات همه‌جانبه و گسترده‌ای را از زمین، هوا و دریا به خاک لبنان آغاز نمود.

این جنگ که از ماه‌ها قبل توسط اسرائیل طراحی و برنامه‌ریزی شده بود، به بهانه آزادی دو نظامی اسرائیلی آغاز شد؛ هرچند این جنگ با هدف نظامی و امنیتی و با امید پیروزی اسرائیل آغاز شده بود ولی نتیجه آن پایان اسطوره شکست‌ناپذیری رژیم صهیونیستی بود.

جنگ در شرایطی آغاز شد که نیروی نظامی حزب‌الله بسیار اندک و محدود بود و هیچ دولت عربی از آن حمایت نمی‌کرد، حتی در برخی موارد از سوی سرکردگان اعراب مورد نکوهش واقع می‌شد؛ به عنوان نمونه عربستان سعودی برخلاف عرف، بیانیه‌ای صریح صادر کرد و به صورت تلویحی حزب‌الله را برای این اقدام غیرمسئولانه و ماجراجویی‌های حساب شده ملامت کرد.

در مقابل سیدحسن‌نصرالله دبیرکل حزب‌الله در کنفرانسی مطبوعاتی اعلام کرد؛ تنها راه بازگشت دو اسیر اسرائیلی به خانه و کاشانه‌شان فقط مذاکرات غیرمستقیم است و هیچ عملیات نظامی منجر به آزادی اسرا نخواهد شد.

جنگ با برتری نظامی اسرائیل آغاز شد ولی تاکتیک‌های نظامی، زمانی، سلسله‌مراتبی، تبلیغاتی و اسلامی بودن مبارزه منجر به ضعف مهاجم و پیروزی نیروهای حزب‌الله گردید به گونه‌ای که ناکامی‌های رژیم صهیونیستی در خلال جنگ و بعد آن منجر به کناره‌گیری تعدادی از فرماندهان نظامی گردید و این پیروزی موازنه منطقه‌ای را به سود نیروهای حزب‌الله عوض کرد و جایگاه آن را در موازنه منطقه‌ای بارز و در خاورمیانه تثبیت نمود.

پیروزی شگفت‌انگیز حزب‌الله که بیشتر به معجزه می‌ماند؛ سرمشقی برای سایر نیروهای منطقه‌ای شد که با اسرائیل جز با زبان خودش نباید سخن گفت و این مسئله در جنگ «ستون ابرها» به خوبی نمایان شد.

در 14 نوامبر 2012، با ترور احمدالجعبری معاون فرمانده گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس جنگ ستون ابرها «هشت روزه» اسرائیل علیه مردم غزه آغاز شد.

این جنگ در شرایطی رخ داد که تحولات زیادی در منطقه رخ داده بود، که مهمترین آن بیداری کشورهای اسلامی بود؛ این بیداری سبب شد تا مسئله فلسطین جزء مطالبات اصلی نزد افکار عمومی باشد؛ بدین خاطر قطر، ترکیه و مصر هم خواستار میانجیگری در مسئله فلسطین شوند. در این جنگ، برای اولین‌بار حماس توانست؛ تل‌آویو و برخی از مناطق مهم یهودی‌نشین در فلسطین اشغالی را هدف موشک و راکت‌های خود قرار دهد و قلب رژیم صهیونیستی را به لرزه درآورد.

این جنگ میلیون‌ها یهودی را در اراضی اشغالی مستاصل و در پناهگاه‌ها زندانی کرد؛ با موشک‌باران مناطق مهم یهودی‌نشین، نه فقط چرخ فعالیت اجتماعی، آموزشی و اقتصادی این دولت غاصب مختل و متوقف شد؛ بلکه سران و رهبران رژیم صهیونیستی، دوستان منطقه‌ای و غربی را نیز دچار شک، شگفتی و هراس نمود.

شکستن گنبد آهنین؛ بزرگترین دستاورد نیروهای حماس در این جنگ بود؛ گنبد آهنین یک سامانه دفاعی زمین، هوای توسعه یافته آمریکایی است که در سال 2011 در اسرائیل به خدمت گرفته شد و چندین میلیارد دلار برای برپایی آن هزینه شده است که آمریکاییان 200 میلیون دلار بابت این سیستم به اسرائیل کمک مالی کرده‌اند؛ ولی این گنبد از مجموع 1500 موشک شلیک شده به اسرائیل؛ تنها قادر شد 431 فروند ان را ردیابی نماید.

جنگ هشت روزه دستاورد فراوانی برای مردم فلسطین؛ به ویژه نوار غزه و در راس آن حماس داشت و در حقیقت اسرائیل را وادار کرد که شکست را بپذیرد؛ اسرائیل با پذیرش این صلح قبول کرد که محاصره غزه را لغو کند و بالاجبار پای میز مذاکره با فلسطین قرار گیرد.

در این جنگ اسرائیل نتوانست به کمترین اهداف خود؛ که از بین بردن مراکز پرتاب راکت‌های حماس بود برسد و شکست ارتش اسرائیل در افکار عمومی جهان تثبیت گردید.

جنگ هشت روزه قدرت عمل نظامی صهیونیست‌ها را برای جنگ‌های آینده محدود کرد و این همواره، یکی از مشکلات بزرگ رژیم غاصب محسوب می‌شد و این سوال همیشه مطرح می‌شود که در جنگ آینده، قدرت نظامی در غزه چقدر افزایش یافته است؟

ربایش دسته یهودی شهرک‌نشین و قتل آنها بهانه خوبی برای اسرائیل ایجاد کرد تا عملیات نظامی غزه را در زمستان امسال آغاز نماید، این ربایش روبان داستان بود و هدف اصلی اسرائیل جلوگیری از همگرایی فتح و حماس بود، چرا که بعد از شکست روند سازش بین تشکیلات خودگردان و اسرائیل، در حقیقت تشکیلات خودگردان تلاش کرد برای بازسازی اعتبار خود؛ موافقتنامه همکاری با حماس را امضا کند. این موافقتنامه منجر به تشکیل یک دولت وحدت ملی می‌شد.

شکست دور اخیر گفت‌وگوهای صلح که به ابتکار وزیر خارجه آمریکا صورت گرفت؛ باعث شد در گروه اصلی فلسطینی اختلاف‌ها را کنار گذاشته و با تشکیل دولت وحدت ملی؛ رویکرد واحدی در قبال تاسیس کشور فلسطین و برخورد با سیاست‌های توسعه‌طلبانه اسرائیل اتخاذ کنند.

از همان آغاز گفت‌وگوهای ملی؛ اسرائیل تمام تلاش خود را به کار بست تا با ایجاد موانع مختلف، مانع از پیشرفت این گفت‌وگوها شود، اما با همه این فشارها؛ کابینه فلسطینی تشکیل و به دنبال آن؛ این کابینه در تلاش برای مهیاساختن شرایط برگزاری انتخابات مجلس دولت فلسطینی شد.

تحولات عراق باعث تضعیف دولت‌های شیعی، بی‌ثباتی در عراق، دامن زدن به جنگ فرقه‌ای، سرگرم شدن مهمترین کشورهای مخالف اسرائیل به مسئله عراق و بحران سوریه و لبنان دست به دست هم داد تا رژیم غاصب اسرائیل تلاش برای حذف جریان مقاومت و ممانعت از تشکیل دولت وحدت ملی را در دستور کار خود قرار دهد.

در حقیقت مهمترین عامل حمله به غزه شکست جریان مقاومت به عنوان بزرگترین دشمن اسرائیل بود؛ از همین رو و به بهانه کشته شدن سه شهرک‌نشین صهیونیستی حمله به غزه آغاز گردید و با تمام توان نظامی دست پیش در حملات نظامی را در پیش گرفت.

مجددا باید گفت این بار هم اتاق جنگ اسرائیل دچار اشتباه محاسباتی شد و علی‌رغم محاسبات متعدد با آغاز حمله به ناگاه با یک چرخش 180 درجه همه چیز علیه دولت اسرائیل به عنوان متجاوز چرخید و ابتکار عمل نیروهای مقاومت در موشک‌باران کردن و عملیات‌های زمینی به یکبار دیگر اسرائیل را در حالت ضعف قرار داد و دولتمردان رژیم غاصب مجددا دچار مشکلات فراوان شده و دست به دامن مراکز بین‌المللی و کشورهای همسوی منطقه برای برقراری آتش‌بس شدند.

مجموع عوامل زیر از جمله مواردی است که در محاسبات نظامیان اتاق جنگ اسرائیل دیده نشده بود که آنها را دچار اشتباه محاسباتی و پذیرش یک شکست دیگر کرد:

1- انهدام بیش از چهل دستگاه تانک و نفربر، کشته شدن بالغ بر ۱۰۰ نظامی، زخمی شدن بالغ بر 300 نظامی، نشان از حجم بالای تلفات نظامی داشت.

2- موشک و راکت‌باران کردن مراکز مهم اقتصادی و سیاسی اسرائیل به گونه‌ای که منجر به تعطیلی این مراکز یا فرار مردم شهرک‌های صهیونیست‌نشین از خانه‌هایشان گردید.

3- آمادگی نیروهای مقاومت و پیروزی در عملیات‌های چریکی و هدف قرار دادن نظامیان اسرائیلی توسط نیروهای مقاومت.

4- اسیر کردن یک نظامی اسرائیلی و ایجاد موجی از شادی در بین نیروهای فلسطینی

5- حمایت گسترده مردم سراسر جهان از مردم غزه و برگزاری تظاهرات‌های گسترده در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای اروپایی علی‌رغم مخالفت دولتمردان این کشورها.

6- لغو پروازهای مختلف به اسرائیل، کم شدن حجم گردشگران و زیان سازمان‌های اقتصادی اسرائیل.

7- کاهش کمک مالی آمریکا از اسرائیل و انتقاد کهنه‌کاران سیاست خارجی آمریکا در خصوص ضرورت تغییر رفتار اسرائیل در مسائل بین‌المللی.

8- سرخوردگی در مراکز تصمیم‌گیری در تل‌آویو و ایجاد شکاف بین نیروهای نظامی و سیاسی

9- برگزاری تظاهرات گسترده و چندین هزار نفری در اسرائیل که از ادامه جنگ در غزه وحشت داشته و خواستار توقف آن شدند.

10- عدم حضور نیروهای ذخیره در پی فراخوان دولت اسرائیل

11- خودزنی نظامیان اسرائیلی برای فرار از جنگ در غزه و کشته شدن چندین نظامی از این طریق.

12- گسترش فعالیت‌های شبکه‌های اجتماعی علیه اسرائیل و نشان دادن جنایت آنها در این شبکه‌ها

13- انسجام جهانی در روز قدس و حضور گسترده مردم سراسر جهان و اعلام نفرت از حملات مختلف به غزه

14- پوشش خبری گسترده، علی‌رغم تلاش بنگاه‌های بزرگ جوی در جلوگیری از انتشار اخبار مجموع عوامل فوق باعث شد تا به شکست‌های 33 روزه، 8 روزه، شکست دیگری اضافه شود که نام آن را شاید شکست 19 روزه بگذارند.
سیاوش دریابار
کارشناس مسائل سیاسی و دانشجوی دکترای علوم سیاسی
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها