امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۰۹:۵۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 100940
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۲۲:۵۵
تعداد بازدید: 17
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - نفیسه اسماعیلی: مسایل روز نشر در حوزه کتاب و همچنین موضوع مهم شابک و اقتصاد نشر که این روزهای در مجامع بسیار ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - نفیسه اسماعیلی: مسایل روز نشر در حوزه کتاب و همچنین موضوع مهم شابک و اقتصاد نشر که این روزهای در مجامع بسیار شنیده می‌شود و حتی برخی تغییرات مدیریتی در خانه کتاب باعث شد در گفت‌وگویی مفصل با «نجفعلی میرزایی» مدیرعامل خانه کتاب پیرامون این موضوعات به بحث و تبادل نظر بپردازیم.

آنچه در ذیل این مطلب می‌آید گفت‌وگوی خبرنگار فارس با این مدیر عامل خانه کتاب در دولت یازدهم است.

تغییرات طی 5 ماه در خانه کتاب

* فارس: در بدو ورود شما و حتی کمی بعدتر در خانه کتاب شاهد تغییر و تحولات اساسی بودیم، این مطلب درست است که در دوره جدید مدیریت خانه کتاب مدیران و معاونان دوره‌ گذشته جایی ندارند و آیا شما به عنوان مدیر عامل می‌‌خواهید با افرادی که در دوران گذشته مسئولیت داشته‌اند کار کنید؟

به طور طبیعی وقتی که در یک کشور تیم دولت عوض می‌شود به طور طبیعی وزرا و تیم های اصلی هر وزارت خانه هم دستخوش تغییراتی خواهد شد. وزارت فرهنگ نیز از این قاعده استثنا نیست. نتیجه یکی از این تحولات آمدن جناب دکتر صالحی در قالب تیم جدید فرهنگی دولت است.طبیعی است که تغییرات در این سطح اقتضای سطحی از تغییرات در نهادهای مرتبط از جمله خانه کتاب باشد. در کل و در مدت 5 ماه ما شاهد این تغییرات در خانه کتاب هستیم. در ماههای اولیه سردبیر ایبنا با اتمام قراردادش با خانه کتاب جایش را به آقای اسدزاده داد. سپس جناب آقایان اوجبی و مطلبی ضمن اطهار علاقه به ماندن در خانه کتاب و ادامه سردبیری کتاب ماههای  فلسفه و کلیات اما مسولیت دیگرشان یعنی معاونت فرهنگی و اطلاع رسانی را واگذار کردند. جناب آقای مطلبی با اصرار و بدون این که کسی خواسته باشد از معاونت اطلاع رسانی برود به خاطر تعدد کارها علاقه مند بودند بر کار علمی و سردبیری مجله کتاب ماه کلیات متمرکز شوند و جناب آقای اوجبی هم چنان که با رسانه ها مصاحبه کردند از معاونت فرهنگی استعفا کردند.

آقای شرافتی هم از بخش معاونت مالی و ادرای رفتند که یکی از نیروهای تیم آقای شجاعی صائین از همان فضا و تیم به جای ایشان تا کنون سرپرستی معاونت را دارد. در واقع بجز جناب آقای علمشاهی که کاملا از خانه کتاب رفتند هیچ فردی نرفته است. آقای اوجبی و مطلبی ضمن این که به اختیار خود از یک کار دست برداشتند اما همچنان از مدیران و کادر اصلی خانه کتاب هستند. آقای مطلبی بجز سردبیری کلیات مشاور مدیر عامل در امور اطلاع رسانی اند و جناب اوجبی هم بجز سردبیری مهمترین مجله خانه کتاب یعنی کتاب ماه فلسفه که اخیرا فصلنامه شده است در ترکیب هیأت مدیره خانه کتاب هستند. با این حساب مایلم بدانم که این تغییرات عمده درخانه کتاب کجاست؟ لازم به ذکر است که تمام لایه های مدیریتی بعدی دقیقا همان تیم سابق آقای شجاعی است. در معاونت اطلاع رسانی بجز شخص دکتر مطلبی تمام مدیران در جای خود هستند و در معاونت مالی و فرهنگی هم کسی تغییر نکرده است!

قاعده کلی ما این است که تیم ارشد مدیریتی، تا جایی که با سیاست‌ها و مبانی و خط مشی‌های اصلی و تفسیرهای برنامه‌های جدید همخوانی دارند و آمادگی برای همکاری داشته باشند ادامه به کار می‌دهند، در جایی که یک مدیری در یک بخشی بعد از 8 سال مدیریت تشخصی داده شود که این نگاه و خط مشی در این حوزه فرهنگی با نگاه و خط و مشی طرح و برنامه‌های جدید سازگاری ندارد به طور طبیعی این فرد و مدیر خاص جایش را به فرد دیگری می‌دهد. این یک مسئله تازه‌ای نیست.

اگر منصفانه قضاوت کنیم در دوره جدید وزارت فرهنگ و بویژه در معاونت فرهنگی در مقایسه با دولت های پیشین کمترین تغییرات روی داده است. در معاونت فرهنگی تمام تیم فعلی دکتر صالحی از دولت سابق اند. در خانه کتاب هم تمام تیم سابق در خانه کتاب دارای مدیریت و مسؤولیت اند و دو معاون از مجموعه به خواسته خودشان تغییر مکان داده اند. هیچ چیز دیگری از تیم دولت احمدی نژاد در خانه کتاب و معاونت فرهنگی تغییر نکرده است. به نظر من این حقیقت را نباید پنهان کرد.

با نگاهی به تیم مشاوران و حوزه وزارتی دکتر جنتی هم می بینید که تیم دولت سابق تقریباً تصمیم بگیر اصلی است. البته این را با قصد نقد و اعتراض نمی گویم. دارم توصیف می کنم. شما در تیم جدید معاونت فرهنگی و خانه کتاب حتی یک نفر دارای زاویه انتقادی تند نسبت به ارزشها یا دولت های سابق پیدا نمی کنید.

* آقای میرزایی آیا هم و غم شما همکاری با مدیران قبلی بوده یا نه؟ سوال این است.

البته که نگاه ما همکاری بوده است. اگر نگاه همکاری نبوده چرا در مقایسه با دیگر دولت ها و تیم های مدیریتی در خانه کتاب و معاونت فرهنگی تقریبا ما شاهد هیچ چهره جدیدی نیستیم؟

* چرا در خانه کتاب صد درصد همان تیم مالی و اداری و 90 درصد همان مدیران ارشد و تیم فرهنگی و برنامه ای آقای شجاعی صایین در خانه کتاب مانده اند؟

این همکاری با تیم سابق فرهنگی معاونت فرهنگی و خانه کتاب بقدری گسترده بوده که بسیاری از تحلیل گران فرهنگی یکی از نقدهای تندشان به جناب دکتر صالحی این است که شما چطور با تیم دولت سابق در خانه کتاب و معاونت فرهنگی می توانید برنامه های جدید اجرا کنید؟ البته این منطق را من شخصا قبول ندارم. باورم این است که دکتر نیروهای تعیین کننده ای با خود آوردند. اما بیش از دغدغه نیرو تلاش کردند با مدیریتی اخلاقی و حرفه ای راهبردها و باورهای تازه ای را در مجموعه تزریق کنند. ایشان نوعی گرایش قوی همگرایی اخلاقی و همدلی فوق العاده ای را در مجموعه معاونت فرهنگی ایجاد کردند. میوه این همگرایی اخلاقی را در نمایشگاه بین المللی کتاب تهران دیدید.

به باور من، تغییر نیرو و تعویض کادر، اولویت تحول گرایی نیست. تیم های سابق خانه کتاب و معاونت فرهنگی و وزارت فرهنگ انسان های شایسته و توانمندی هستند. اگر قدری در ادامه کار خود انعطاف نشان دهند و سیاست های کلان دولت را پذیرفته باشند طبیعی است که از قضا اولویت در ابقای آنان است.

برای نمونه اگر به ساختار سردبیران کتاب های ماه نگاهی بیندازید. از ده سردبیر 8 سردبیر به کار خود ادامه می دهند. دو سردبیر هم به اعتراض به تصمیمات تازه خودشان مایل به همکاری نبودند.

سطح همکاری ما با اداره کتاب به اندازه کافی نیست!!

* فارس: با اداره کتاب هماهنگ هستید؟

سطح همکاری و همگرایی ما به اندازه کافی نیست. نشست های ارتباط و تعامل بسیار ناچیزی داریم. اگر اداره کتاب اراده کند که از خانه کتاب و برنامه های گسترده اش حمایت کند شاهد صرفه جویی در امکانات و وقت خواهیم بود. در کل تعامل و ارتباط منطقی و قابل دفاعی بین این دو بخش از مدیریت کتاب وجود ندارد. گاهی هم ما تلاش ها و برنامه های همدیگر را خنثی و بی اثر می کنیم. ایشان بعد از رفتن از خانه کتاب متولی بخش بسیار حساسی در وزارت خانه شدند در نتیجه از تحولات پیش آمده در خانه کتاب رنجیده هستند اخیراً در نشستی رسما پیشنهاد کرده اند که جشنواره های خانه کتاب به اداره کتاب معاونت فرهنگی منتقل یابد. بدون تردید بین الگوهای مدیریتی و نیز رویکردهای ما فاصله زیادی هست. البته داریم تعامل می کنیم. تربیت امثال شجاعی صایین هزینه بسیار بسیار سنگینی برای نظام داشته است. حفظ حرمت و جایگاه  و ظرفیت این گونه مدیران بر همه فرض است.

شباهت میوه و نشریه

* فارس: شما در دوره کنونی و مدیریت خودتان از آقای شجاعی صائین مدیر اداره کتاب ارشاد نخواستید که این ارتباط تعمیق یابد و یا بهتر شود؟

چرا ما خواسته‌ایم، این ارتباط هم کم و بیش بوده، اما متأسفانه گاهی ما سعه صدر کافی برای قبول تغییر و تحولات نداریم. البته به نوعی همه مبتلا به این درد هستیم. برای نمونه مجددا برای بار چندم به نشریات کتاب ماه و کتاب هفته باز می گردم. سیاست اصلی این نشریات بر اهدا و توزیع رایگان بوده است. طبیعی است که این سیاست با اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ و با توجه بحران های واقعی بودجه در وزارت فرهنگ و دیگر بخش های دولتی سازگاری ندارد. نباید ما برای تغییر این سیاست از سیاست رایگان دهی به سبک جدیدی این همه مقاومت می شد. برای جلو گیری از تحولاتی از این دست هر کاری که می شد کردند.

حرفها گفتند و نامه ها نوشتند و افتراها زدند. در حالی که تغییر سیاست های سابق در خانه کتاب در حوزه نشریات و کتاب یک ضرورت بود. در دوران سابق به دلیل تمکن مالی معاونت فرهنگی یا هر دلیل دیگری سالی پنجاه کتاب غالبا در حوزه های غیر مرتبط با مأموریت اصلی خانه کتاب منتشر می شده است. این کتاب ها از قضا کتاب های خوبی هم بوده اند . اما در شرایط تیم جدید معاونت فرهنگی و خانه کتاب نه وضع مالی اجازه می داد و نه باورها و رویکردهای ما با ادامه این سیاست و خط مشی سازگار بود.

با این همه ، صرف نظر از حساسیت های آنان نسبت به دو سه برنامه در مجموع همدلی و همکاری زیادی بین ما بوده است. هدف ما از برنامه های جدید خانه کتاب و نیز مخالفت با سیاست اهدا کردن محصولات و توزیع رایگان کتاب و نشریه برای پیشگیری از توسعه نشر زرد و تلاش برای اعتلای کیفی کارها و نیز مبارزه با معضلات بسیار جدی مالی در معاونت و خانه کتاب بوده است.

اگر در حوزه فرهنگ کاری به کار اقتصاد مقاومتی و نیز منطق اقتصادی کتاب و فرهنگ نداشته باشیم واقعا باید شاهد وضعیت خرابتر عرصه نشر و کتاب و فرهنگ باشیم. راه نجات صنعت نشر و کتاب و حتی فرهنگ ما در این است که اقتصاد فرهنگ به عنوان رویکرد مهم این عرصه در آید.اگر نشریه ای قابل فروش نیست و مخاطبی ندارد که حاضر باشد به اندازه ارزش یک کیلو میوه برای آن بپردازد من فکر می کنم اصولا نباید منتشر شود یا دست کم نباید به صورت فیزیکی و کاغذری منتشر شود. ما هم اگر مخاطب نشریات و آثار خود را نیابیم بی تردید دست از نشر کاغذی بر می داریم و به نشر فیزیکی در شمارگان بسیار محدود برای مشترکان و نهادهای خاص بسنده خواهیم کرد.

* فارس: چند لحظه صبر کنید، وارد بحث اقتصاد نشر نشویم، از زمانی که آقای شجاعی صائین به اداره کتاب رفته‌اند فکر نمی‌کنید تعامل می‌توانست در مسیر بهتری قرار گیرد؟

تعامل ما منقطع نبوده است. البته اختلاف های مبنایی و ریشه ای در نوع نگاه به کتاب و مدیریت فرهنگی و کتاب بین ما هست. من باور دارم به ضرورت اجرای اقتصاد مقاومتی در حوزه فرهنگ. این مقوله البته اقتضاهای خود را دارد. تحت عنوان اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ بایستی ساختارها و رویکردها و منابع انسانی بازسازی شوند. اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ یک شعار نیست بلکه یک برنامه است که تحقق بخشیدن به آن یک تکلیف شرعی است. مدیران فرهنگی در اجرای اقتصاد فرهنگ و اقتصاد مقاومتی مختار نیستند، مأمورند. گاهی حس می کنم اما آنها این باور را ندارند. اگر هم دارند به مقتضاهای وسیع آن پایبند نیستند. واگر نه برنامه های خانه کتاب در این چند ماه به طور کامل در راستای تحقق راهبردهای اصلی رهبری معظم انقلاب  در عرصه کتاب بوده است.

تیم سابق خانه کتاب مبتنی بر اصول و محاسبات اقتصاد فرهنگ و کتاب حرکت نمی کرد

* فارس: آنها چه افرادی هستند؟

تیم سابق مدیریتی در خانه کتاب مبتنی بر اصول و محاسبات اقتصاد فرهنگ و کتاب حرکت نمی کرده اند. یکی از برنامه های سابق خانه کتاب هفته نامه کتاب هفته است. این هفته نامه که شمارگان آن زمانی یک صد هزار نسخه  بوده است در دوران تیم سابق به 5000 نسخه رسیده بوده است که تقریباً تمام آن به رایگان در تهران پخش می شده است. هزینه سالیان این نشریه میانگین بین پانصد و پنجاه تا هفتصد میلیون تومان در سال بوده است.

اگر سابقاً چنین برنامه ای قابل اجرا بوده است اما امروز با سیاست های جدید عرصه اقتصاد و فرهنگ و با دستورات اکید و واجب الاتباع مقام معظم رهبری دیگر قابل اجرا نیست.این موضوع با سیستم اقتصاد مقاومتی همخوانی ندارد. اقتصاد مقاومتی از اولویت دارترین مسایل است که از اول انقلاب مطرح است. این موضوع اینگونه نبوده که مربوط به دو سال اخیر باشد. حضرت آقا این موضوع را از دو سال پیش به عنوان یک ضرورت و کانون اصلی برنامه های نظام مطرح کرده‌اند چون نیاز ما بوده است. صرف نظر از این که گذشته چه شرایطی داشته است اما ما در شرایط خاص کنونی نمیتوانیم سیاست هزینه هایی در این سطح را بدون توجه به این راهبردهای اجتناب ناپذیر ادامه بدهیم.

در سال 1392 ما 70 درصد کمبود بودجه داشتیم. البته به خاطر وضع مناسب بودجه و اعتبارات در آن زمان، تیم سابق خانه کتاب از ذخایر اعتباری خود این کمبود را جبران کردند . تقریبا مهمترین بخش ذخایر برای جبران این کمبود اعتبار و عدم تخصیص و تأمین بوجه 92 هزینه شد. این کمبود هفتاد درصدی بودجه در سال 92 با اتکا به ذخایر سابق خانه کتاب حل شد و جناب شجاعی آخرین سال مدیریت خود را بدون مشکلی گذارندند اما ما نه ذخیره ای داریم و نه بودجه ای. باورش سخت است اما تا این لحظه و با گذشت بیش از 5 ماه از سال 93 ما هنوز اعتباری از وزارتخانه نگرفته ایم.

بسیاری از برنامه‌های خانه کتاب ضروری نبوده/بحران فعلی بودجه خانه کتاب ناشی از مصرف ذخایر سال گذشته است

* فارس: البته در نیمه دوم سال گذشته کلا کشور با مشکل بودجه مواجه بود، ارشاد هم بیش از سایر وزارتخانه‌ها در تنگنا بود.

قبول دارم، می‌خواهم بگویم اگر 70 درصد به نهادی بودجه نرسید و ندادند، اینجا باید اقتصاد مقاومتی اجرا می شد. قبول کنید که با نگاهی به برنامه های اجرا شده سال قبل به این نتیجه می رسیم که بسیاری از آن ها ضروری نبوده اند تا میلیاردها تومان ذخیره اعتباری خانه کتاب صرف آن ها شود. متأسفانه بحران فعلی اعتبارات و بودجه خانه کتاب ناشی از مصرف ذخایر سال گذشته است.

* فارس: یعنی در نشریات و عرضه آن بازبینی شود.

بله درست است. کاری که ما کردیم این بود، بخش مهم تحولات خانه کتاب بر اساس باور به ضرورت اقتصاد مقاومت فرهنگی است. عرضم معطوف به تعبیر مقاومت فرهنگی که آقای روحانی در افتتاحیه نمایشگاه گفتند نیست. البته آن حرف هم حرف مهم و درستی است. ما باید فرهنگ خودمان را هم مقاوم سازی کنیم. اما منظورم از اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ این است که محصولات فرهنگی را باید از نظر اقتصادی بصرفه کرد. مردم باید بدانند اگر کتاب خوب بخرند در عمل و به طور غیر مستقیم و گاهی مستقیم سطح اقتصاد زندگی آنان ارتقا می یابد؛ اقتصاد مقاومتی را بنده صرفاً در عرصه صنعت نمی‌بینیم، بلکه حوزه اقتصاد مقاومتی که مقام معظم رهبری به آن اشاره دارند فراتر از اقتصاد است. اقتصاد فرهنگ هم باید مقاومتی باشد. اقتصاد نشر هم باید مقاومتی باشد.

و مهمترین مسئله برای ما دو بعد اقتصاد مقاومتی فرهنگی است، یکی اقتصاد مقاومتی که برای بالا بردن کیفیت در نظر است. باورم این است که اگر عرصه فرهنگ را تابع قوانین اقتصاد و بازار کنیم و رایگان خوری به عنوان یک فرهنگ در عرصه فرهنگ را برداریم، آن گاه  80 درصد مطمئن ام که تولید کننده محصولات فرهنگی مثل تولیدکننده محصولات اقتصادی بر کیفیت خود می‌افزاید.

جامعه 70 میلیونی ایران با کتابی با شمارگان  500 نسخه واقعاً چه نسبتی دارد؟ این موضوع را من نمی‌فهمم؛ کتاب هفته هفته نامه است آیا واقعا نمی‌شود این کتاب هفته را به گونه‌ای با مطلب تولید و منتشر کرد که اهل آن مردم ایران و کتابداران از آن بهره‌ببرند؟ تا برای آن هزینه ای هم بکنند؟ چرا ما فکر می کنیم محصولات فرهنگی باید رایگان باشد؟ شاید محصولات ما جذاب و بروز و تعینی کننده نیست ولی گناه را به دوش مردم و بی رغبتی به خواندن می اندازیم!

فرهنگ رایگان خوری بد ترین پدیده عرصه فرهنگ/ انتقاد از عرضه رایگان نشریات در دوره های قبل

* فارس : بازبینی در انتشار کتاب هفته مهم و ضروری است.

بله دقیقاً این کاری است که اجتناب ناپذیر به نظر می آید. فرهنگ و کتاب و نشریه در بیشتر نهادهای بودجه بگیر منطق معقول اقتصادی ندارد. اگر کار تحقیقاتی خوبی صورت بگیرد به این نتیجه خواهیم رسید که سالیانه ملیاردها تومان صرف محصولات فرهنگی رایگانی می شود.برخی از سایت های ما در اینترنت که برای آن ملیاردها تومان هزینه می شود محصولات خود را رایگان عرضه می کند. چرا؟ دیشب سایتی را دیدم که در بردارنده چهل هزار مقاله بود. مگر رایگان بودن این سایت خدمت است.؟ خوب اگر کسی محقق است مگر برای او سخت است که ماهیانه مبلغی برای اشتراک شدن در این سایت بشود . این مبلغ می تواند ماهیانه ده هزار تومان باشد. اما در مجموع مبلغی قابل توجه برای توسعه کیفی همین سایت تأمین می شود.

متأسفانه فرهنگ رایگان خوری بد ترین پدیده عرصه فرهنگ است. همین پدیده و بی توجهی به اقتصاد فرهنگ باعث شده است که عرصه فرهنگ دستخوش این آشفتگی های بسیار باشد نیز محصولات عرصه فرهنگ با کیفیت بسیار نازلی تولید و توزیع و مدیریت شود.

در سابق در خانه کتاب دست کم در عرصه نشریات و بخشی از کتاب ها این فرهنگ حاکم بوده است. و اهدا کردن و حمایت یک طرفه کردن ، اولویت داشته است. در کتاب‌های ماه هم همینطور بوده 70 یا 80 درصد «کتاب ماه» هم برای اهدا می‌رفته است. یعنی از تیراژ 2000 تایی کتاب ماه ها گاهی تا 1750 نسخه اهدا می شده است ، اقتصاد مقاومتی می‌گوید این «کتاب ماه» ابتدا مخاطب شناسی کند تا ببینیم نیاز چه کسی را برطرف می‌کند، اگر ما مطابق نیاز مخاطب،  کتاب ماه، فصل و کتاب هفته تولید کردیم، خریدار داشتیم، به طور طبیعی مخاطب این محصولات حاضر است پول پرداخت کند ولو اندک، ما الان داخل کتاب هفته‌هایی که توزیع می‌کنیم درخواست اشتراک قرار داده‌ایم تا اهل قلم 50 درصد تخفیف داشته باشند. حتی تخفیف بیشتر هم می‌توانیم به آنان بدهیم. این گونه است که فشار بار مالی اندک اندک از دوش نظام برداشته خواهد شد و محصولات فرهنگی هم تابع عرضه و تقاضا خواهد شد.

* فارس: روش برخورد و انتشار این نشریات از زمان ورود شما تصحیح شده؟ یا قرار است تصحیح شود؟

کار تصحیح یک پروسه نسبتا طولانی مدت است. اما شروع کرده ایم. در سال گذشته حدود 50 کتاب منتشر شده است. طبیعی است که در شرایط سخت مالی این اتفاق افتاده است. این کتاب ها که درصد اصلی آنها در حوزه های عمومی و گسترده بوده و صرفا در حوزه کتاب شناسی و تخصصی کتاب نبوده است اما در شرایط کنونی ما این برنامه را تغییر داده ایم. اولا در سال 93 ما حتی یک کتاب خارج از حوزه تخصصی کتاب شناسی منتشر نکرده ایم. توزیع محصولات و نشریات از تهران به تمام کشور تعمیم یافته است. کارهای غیر ضرور از برنامه حذف شده است. توزیع و تولید الکترونیک از مهمترین شاخص های الگوی تازه مدیریتی ماست.

* فارس: پس سال 92 حدود 50 کتاب خانه کتاب چاپ کرده است؟

بله دقیقا. البته بسیاری از این کتاب های کتاب های خوبی است اما غالبا در حوزه تخصصی کتاب و ماموریت خانه کتاب نبوده است. شاید هم مجوز این ها را داشته اند اما در شرایط سخت بودجه ای و نیز معضلات پخش کتاب و انبارهای انباشته از کارهاس سابق به صلاح ما نیست باز با همان سیاست ها و روش ها کتاب تولید کنیم.

* فارس: شما این آثار را خمیر می‌کنید؟

نه خمیر نمی‌کنیم، با طرفهای پخش کتاب قرارداد بسته‌ایم تا آنها را با تخفیفهای مناسب پخش کنیم. کتاب های بدی نیست که خمیر کنیم. منتهی دغدغه اصلی دوستان ما تولید بوده است نه پخش. یکی از سیاست های تیم ما این است که مشارکت در نمایشگاههای استانی را جدی بگیریم. حدود پنج سال است که خانه کتاب در نمایشگاه های استانی کتاب شرکت نکرده است! البته فروشگاه کتاب هم نداشته ایم. در نتیجه کتاب های زیادی در انبار مانده است. اگر ما موفق شویم با همکاری موسسه نمایشگاهها حضور فعالی در تمام نمایشگاهها داشته باشیم و نیز سیستم پخش درست کنیم و مرکز پخشی هم در جای مناسبی بگیریم به طور طبیعی این آثار و کتاب های آینده که ضرورتا باید در حوزه تخصصی کتاب شناسی ایران باشد بهتر از سابق پخش خواهد شد.

* فارس: یعنی مخاطب ندارد یا مخاطب سنجی نشده و بی ضابطه منتشر شده است؟

احسنت، دقیقا همه مصیبت ما در این جمله‌ای است که گفتید. یعنی کتابی که ما تولید می‌کنیم باور نداریم باید صرفه اقتصادی داشته باشد، یعنی مشتری و مخاطب شناسی بشود. اگر این باور را اصلاح کنیم راه به جلو داریم ( منظورم تنها به خانه کتاب نیست.

عنوان فراموش شده مدیریت فرهنگ ما، اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ است. مناسبات اقتصاد مقاومتی فرهنگ با ارتقا بخشی و کیفیت بخشی را فراموش کرده‌ایم، من می‌خواهم این مهم احیا شود. الان در عرصه فرهنگ مفت‌خوری و رایگان خوری و توزیع بی کیفیت و بی ضابطه محصولات فرهنگی در کشور متاسفانه مد و معمول است.

می‌گوییم آقای ناشر شما باید کتابت باید کیفیت باشد، هیچ کسی در ایران از مسئولین و دولتی‌ها، وقتی مطالبه کیفیت بخشی کتاب را مطرح می‌کند برنامه‌ای ارائه نمی‌دهد. راه نجات صنعت نشر ایران قبول معادلات اقتصاد مقاومتی در صنعت نشر است.

اگر ده سال پیش شما به بنده که در لبنان بودم می‌گفتید ما در ایران می‌خواهیم بحث فرهنگ اقتصادی را آغاز کنیم من آن زمان اعتراض می‌کردم، اما الان ما به این باور رسیدیم که اشتباه بوده است. ناشری که 500 نسخه منتشر می‌کند و می‌خواهد 200 نسخه‌اش را ارشاد بخرد معلوم است این ناشر انگیزه‌ای برای بالا بردن سطح کیفی کار خود ندارد.

من ناشرانی را می‌شناسم که به تعدادی که کتابشان خرید و حمایت می‌شود کتاب منتشر می‌کنند! ما در خانه کتاب هم ناشر بودیم و هستیم و هم کارهای دیگری انجام می‌دادیم. در حوزه نشر ما با تیم سابق خانه کتاب اختلاف نگاه، دید و تحلیل داریم، ما آن نگاه را نگاهی هماهنگ با اقتصاد مقاومتی در عرصه فرهنگ نمی‌دانیم.

برخی علاج ها با درد و آخ گفتن مدیران سابق همراه می‌شود

* فارس: شما انتقاد جدی به فعالیت گروه گذشته دارید. در این شرایط مدیر عاملی را چگونه پذیرفتید؟ این مشکلات را آن زمان به آقای صالحی هم گفتید؟

با این منطق یک تیم باید همه جا تا روز قیامت بماند. عرصه مدیریت عرصه تحول است. عرصه تغییر است. باید آسیب شناسی کرد. نیاز سنجی کرد و برنامه ها را مطابق اقتضاها و برنامه ها و سیاست های تازه پیش برد. ضمن ضرورت تقدیر از کارهای مثبت و خوب سابق اما در اصلاح و تحول به سمت رشد و اعتلا بخشی به کتاب نباید سست شد. به نظر من  تیم سابق هم که الان در اداره کتاب مدیریت میکنند در حال حاضر تحولات فرهنگی و اقتضاهای تازه را مد نظر دارند. اگر ما تحول گرا نباشیم و مدیریت پویا و متناسب با روز نداشته باشیم از زمانه جا می مانیم. رشد و بالندگی یک امانت است که تمام مدیران سابق و لاحق باید دست به دست بگردانند. ادامه یکسان و یکنواخت و بریده از زمانه هر کاری را آلوده میکند.

* فارس: ارتباط شما با معاونت فرهنگی و شخص وزیر ارشاد چطور است؟

هیچ مشکلی با معاونت فرهنگی و وزیر نداریم. آقای صالحی رییس هیأت امنای ماست. بنده هم افتخار دارم در تیم ایشان خدمت کنم. طبیعی است که در سیاست های کلی و اصول و مبانی هم عقیده و کاملا همدل هستیم. با این همه انسان ها نسخه های برابر اصل نیستند. هر انسانی در عین همراهی در اصول اما قرائت و تفسیر های مختلفی هم دارد.

برخی از مشکلات مالی گاهی زمینه سازی دلخوری هایی می شود. در شرایط سخت مالی کنونی ما به دنبال برون رفت هایی هستیم. برخی از این علاج ها با درد و آخ گفتن مدیران سابق همراه می شود. گاهی آسیب شناسی هایی می کنیم که لازمه طبیعی عبور از مرحله کنونی به اینده است. این آسیب شناسی ها هم چون گاهی ناظر به سابق است باعث دلخوری تیم دولت سابق می گردد. با توجه به این که در تیم معاونت فرهنگی70 درصد از تیم های سابق متصدی کارند طبیعی است که نقد ها و آسیب شناسی های ما با موجی از اعتراض مواجه می شود.همین امر گاهی به اعتراض دکتر صالحی یا حتی جناب دکتر جنتی به برخی از آسیب شناسی های بنده می شود. با توجه به این که تیم سابق خانه کتاب اینک در درون بدنه اصلی وزارت فرهنگ دارای جایگاه های ممتازی هستند به طور طبیعی تحولات خانه کتاب را بر نمی تابند و تحلیل های معنا دار و سوگیرانه ای را بر حرکت ما پانویسی میکنند.

اما واقعیت این است که مشکل قابل توجهی نمیبینم. بنده به جناب اقای شجاعی عزیز ارادت دارم. ایشان را دوست دارم و مدیری لایق و شایسته می شناسم. در نتیجه از خدای متعال می خوام که به ما برای همدلی بیشتر در کارها کمک کند.

در واقع تمام بودجه خانه کتاب از طرح‌های دولت در عرصه کتاب تأمین می‌شود

* فارس: این سخنان شما یعنی ما دولتی هستیم.

نه؛ این دولتی محسوب نمی‌شود.

* فارس: در نیمه دولتی بودن یا دولتی بودن خانه کتاب همیشه حرف و حدیث‌هایی بوده است.

بله دولتی یا غیر دولتی بودن خانه کتاب همواره محل بحث بوده است. واقعیت این است که اگر کسی یک بار اساسنامه خانه کتاب را ببیند برایش جای اندک تردید نمی ماند که این مؤسسه کاملا غیر دولتی است. مانند هر مؤسسه ای هیأت امنا و هیأت مدیره دارد. و بندهای اساسنامه این نهاد کاملا واضح و آشکار است که مؤسسه ای غیر دولتی است. اما در واقع تمام بودجه اش از طرح های دولت در عرصه کتاب تأمین می شود.

در واقع خانه کتاب، بزرگ ترین پیمانکار عرصه کتاب دولت است. تمام بودجه هایی که در طول سالیان قبل هم به خانه کتاب آمده از راه قراردادهایی است که میان معاونت فرهنگی و خانه کتاب امضا شده است.مگر دولت می تواند با خودش قرار داد ببندد؟ طبیعی است که اصولا این نهاد یک نهاد غیر دولتی است. خانه کتاب یک پیمانکار است که همه وجودش با طرح ها و سفارش پروژه های کتاب دولت شکل گرفته و ادامه حیات می دهد. اما دولتی نیستیم.

* فارس: یعنی بخشی در نظر گرفته نشده است؟

خیر. چون نمی‌توانند در نظر بگیرند. قانون اجازه نمی‌دهد، نمی‌توانند.

* فارس: پس شما در خانه کتاب برای تامین بودجه عنایات دیگری دریافت می‌کنید یا نه؟

نه؛ کل بودجه ما همین است. این درآمدهایی که از کتاب حاصل می‌شود البته تمامش باز نمی‌گردد. از نظر انسجام و تیم فکری ما و معاونت یک تیم هستیم. من با آقای صالحی معاون فرهنگی اختلاف تحلیل دیدگاه و نظر نداریم. هماهنگ هستیم، ایشان از من خواستند بنده هم لبیک گفتم و در خدمت ایشان و تیمشان هستم.

گاهی بر سر برخی از برنامه‌ها با ارشاد و معاونت اختلافی پیش می آید

* فارس: اما احتمال تناقض و اختلاف سلیقه وجود دارد و مشهود است.

با چه کسی؟

* فارس: آقای صالحی یا شخص وزیر ارشاد.

بله؛ ما کپی برابر اصل هم نیستیم. انسان هستیم. گاهی اختلاف دیدگاه پیدا می کنیم. اما در کل چنان که بارها عرض شد انسجام و هماهنگی و توافق بر اصول و مبانی و خطر مشی ها هست. ما اختلافی نداریم. اما انسان هستیم. گاهی بر سر برخی از برنامه ها اختلافی پیش می آید.

* فارس: پس اعتراض به عملکرد شما در خانه کتاب حقیقت دارد. دچار جدل فرهنگی شده‌اید؟

عرض کردم در کل هماهنگی ما کامل است. مشکلی نبوده و نیست. ما در چارچوب سیاست‌های مورد توافق داریم حرکت میکنیم. منتهی در روش ها و عملکردها و غالبا در خط مشی های در امور جزئی گاهی اختلاف سلیقه هست.

* فارس: اما گه گاه تذکراتی به شما به شکل جدی داده شده است.

ما هیچ وقت نمی‌توانیم بگوییم انطباق کامل بین‌ تمام نگرش هایمان هست. اتفاقا یکی از ارزش افزوده‌های فضای سالم، وجود تکثر عقلانیت بشریت وجود اختلاف در نگاه است و مثلا من در مورد نقد به معنای سازنده اعتقاد به نقد دارم و خیلی مصلحت‌گرایی‌های آنی را کافی نمی‌دانم؛ اعتقادم این است که سیستم دولتی مدیریت فرهنگی باید در سایه برنامه راهبردی اقتصاد مقاومت فرهنگ، باز مهندسی شود.

* فارس: آقای صالحی که صراحتا به این موضوع اعتقاد دارند در سخنانشان هم مشهود است.

معلوم نیست منظور از صراحت دکتر صالحی در این باره چیست؟ اگر در باره انتقاد از خانه کتاب است که بدون تردید صحت ندارد. ایشان از کار ها و سیر امور در خانه کتاب کاملا راضی اند.

ناراضیان معمولا با برچسب‌هایی به دنبال تخریب هستند

* فارس: بگذریم، آقای میرزایی شخصیت شما به شکلی است که می‌گویند مسایل را در لحظه و آنی مطرح می‌کنید، مثل شابک؛ برخی معتقدند مسایل را بدون مشورت رسانه‌ای می‌کنید و مشورتی در کار نیست.

نه درست نیست. دقیقا منبع این توصیفاتی که دیگران می‌کنند برمی‌گردد به اختلاف‌های مبنایی بین بنده و الگوی مدیریت آنها.تا کنون هیچ کار بدون کارشناسی در خانه کتاب رخ نداده است. کارنامه ما نشان از حقیقت دیگری دارد. ناراضیان معمولا با چنین برچسب هایی به دنبال تخریب اند. شما باید بدانید که در تمام دوران بیست ساله خانه کتاب تیمی به قدرت و مهارت تیم کنونی در این مؤسسه نبوده است. تیم فعلی از معروف ترین و  شناخته شده ترین نخبگان عرصه کتاب در سطح کشور اند. طبیعی است که هر اتفاقی می افتد و هر تصمیمی گرفته می شود در قالب مشاورت و همفکری است. البته مشورت خواهی ما با معاونت محترم فرهنگی هم هیچ گاه قطع نشده است.

* فارس: نادیده گرفتن هیات امنا چطور؟

ما جلسه داریم و همه بحث‌ها را طرح می‌کنیم. آقای صالحی رئیس هیات امنا هستند بدون اطلاع ایشان تاکنون طرحی را مطرح یا اجرا نکرده‌ام؛ منتها مطلبی که وجود دارد اینکه معتقدم موسسه خانه کتاب غیر دولتی است. در نتیجه برای هر حرکت طبیعی و کاملا در چارچوب نیازی به مشاورت خواستن از بخش‌های دولتی نیست. خود دکتر صالحی راضی به رویه غلط سنجاق کردن  خانه کتاب به دولت نیستند.البته در سیاست های کلی و اصول مبنایی ما به خاطر این که مجری طرح های دولت در حوزه کتاب هستیم به طور طبیعی و منطقی تابع و در مسیر هماهنگ با آنان هستیم.

* فارس: اگر غیردولتی است چرا هیات امنایی جدا از ارشاد تشکیل نمی‌شود. غیر از توضیح پیمانکاری، چرا راهرویی جدا از ارشاد تشکیل نمی‌شود که در راس آن معاون فرهنگی نباشد و صحه‌ای بر حرف شما شود.

چند بار این امر را توضیح دادم. مبنای غیردولتی بودن یا نبودن در اساسنامه است. خانه کتاب مطابق اساسنامه مؤسسه ای غیر دولتی است. اما چون بزرگ ترین پیمان کار عرصه غیر دولتی در حوزه کتاب است به طور طبیعی تابع سیاست ها و برنامه های دولت است. موضوع پیچیده ای نیست. بله اعضای هیأت امنا را معاون محترم فرهنگی انتخاب می کند اما این امر مانع غیر دولتی بودنش نیست.

* فارس: من قبول ندارم چون زیر نظر معاونت فرهنگی اداره می‌شد.

مؤسسه خانه کتاب زیر هیأت امنا عمل می کند. ولی چون تمام طرح های آن طرح های دولت است در نتیجه طبیعی است که در چارچوب کلی و سیاست های دولت باشد. منطقی تعاملی و دو سویه در مدیریت خانه کتاب حاکم است. هم غیر دولتی است و هم پیمان کار دولت در عرصه کتاب است. باید هر دو را دید.

انتقادی به عملکرد خانه کتاب نمی بینم/ غیر دولتی هستیم

* فارس: انتقادها حالا که آقای صالحی در راس هرم خانه کتاب است بیشتر شده است.

من انتقادی نمی‌بینم. دولتی دانستن خانه کتاب غلط مشهور است اما غیر دولتی هستیم.

* فارس: شما جوایز ارشاد را برگزار می‌کنید هزینه‌تان را ارشاد می‌دهد، دیگر چه می‌خواهید؟!

جوایز کتاب بخشی از آن سفارش معاونت فرهنگی است. مطابق این سفارش قراردادهای اجرایی میان خانه کتاب و معاونت امضا می شود. به نظرم همه چیز عادی و کاملا قانونی است. مانند این است که شرکتی غیر دولتی طرح پتروشیمی برای دولت اجرا کند. مدل قانونی آن پیمانکاری شرکت و مؤسسه برای طرح های دولت است. الگویی کاملا قانونی و طبیعی است.

* فارس: اما صاحب شرکت در راس کارخانه نیست؟

صاحب هر شرکتی در واقع هیأت امنای آن شرکت اند. در خانه کتاب هم در حال حاضر  تصمیم گیران اصلی هیأت امنا هستند. هیآت امنایی با تمام اختیارات کامل.فکر نمی کنم منعی قانونی در بین باشد. این که چرا اعضای هیأت امنا باید از طرف معاون فرهنگی باشد این که اصولا منعی ندارد. مجمع عمومی و مؤسسان در اساسنامه چنین تصمیمی گرفته اند. این نه منعی دارد و نه مشکلی درست می کند.

* فارس: منظور من همین بود در راس هرم معاون فرهنگی است.

بله این حرف شما درست است. این هم مثل این می ماند که ما موسسه ای خصوصی درست کنیم و بگوییم برای حفظ اقتدار موسسه و غیره، گروهی که آن را درست می‌کنند بگویند ما در اساسنامه درج کنیم که اعضای هیات امنای اینجا را فلان فرد و فلان نهاد که می تواند دولتی هم باشد  انتخاب کند. یعنی از نظر حقوقی برای حفظ برخی منافع و مصالح چنین تصمیماتی اخذ شود. موضوعی قابل قبول و کاملا عادی است

* فارس: اما شما دست راست معاونت هستید.

چون معاونت فرهنگی به نوعی معاونتی است که 70 درصد متمرکز روی کتاب است و چون موسسه خانه کتاب هم بزرگترین پیمانکار عرصه کتاب وزارت ارشاد است به طور طبیعی خانه کتاب بازوی راست معاونت فرهنگی محسوب می‌شود.

هیات امنا نباید درگیر کار اجرایی شود/ از نارضایتی هیات امنا بی خبرم

* فارس: پس موارد و اخباری که رسانه‌ای می‌کنید بر وفق مراد معاون فرهنگی هست؟

بحث اخبار جداست.

* فارس: ببینید، اخباری که از پولی شدن شابک منتشر می‌شود، منتج به این می‌شود که شما صحبتی از پولی شدن کردید در حالی که هیات امنا از آن ناراضی‌اند.

به تصور بنده نباید هیأت امنا را درگیر هر کار اجرایی کرد. برخی از اختیارات را به هیأت مدیره داده اند. تا این لحظه از نارضایتی اغلب هیأت امنا خبری ندارم. اگر اکثریت هیأت امنا نسبت به برنامه ای از برنامه های ما معترض باشند در آن برنامه بازنگری خواهیم کرد.

اختلاف با ارشاد بر سر یک ساختمان

* فارس: پس خانه کتاب در حوزه مدیریت با خطر جدی بحران بودجه روبرو است.

بله مشکل بودجه بسیار جدی است. در مرز خطر قرار داریم. معاونت فرهنگی و وزارت ارشاد رسما سال گذشته بخش‌نامه کردند که موسسات تابعه باید خودشان به فکر تامین منابع برای برنامه های خودشان بوده و درآمدزایی کنند.

باید در روش سابق هزینه کردن بازنگری کنیم. این شامل وزارت ارشاد هم می‌شود. خانه کتاب یک ساختمانی در خیابان قائم مقام به نام فجر دارد که مالک آن وزارت خانه نیست بلکه خانه کتاب است. این ساختمان دو سه اداره کل وزارتخانه را در خود دارد. داریم تلاشهایی می کنیم که این ساختمان به خانه کتاب برگردد اما با آن موافقت نمی شود. یعنی به معنای واقعی وزارت ارشاد مشکل و معضل بودجه دارد.

ما برنامه‌هایی به سفارش دولت و معاونت فرهنگی داریم که اجرایی و یا تحقیقاتی است، از این طرف هم سال گذشته 30 درصد بودجه را دادند، اما امسال تا این لحظه همان 30 درصد را هم نداده‌اند. الان ما مانده‌ام و کمبود بودجه 70 درصدی؛ حالا یا باید خانه کتاب و کشتی آن به گل نشیند و یا باید ما دنبال تامین منابع باشیم. برای تامین منابع چند نگاه و کار دیده شده که مهمترین آن در شرایط فعلی بحث شابک بود. ما به ناشر بگوییم شما که 20 کتاب در سال منتشر می‌کنید از این هزینه مبلغی برای کد شابک اختصاص دهید. البته پولی که ما اعلام کردیم هزینه کد نیست. باید همه این حقیقت را بدانند و شرایط فعلی خانه کتاب و محدودیت های بودجه ای معاونت فرهنگی را درک کنند.

 

شاید مبلغی که از بابت هر کد شابک برای هر کتاب دریافت خواهد شد از پول یک وعده غذا هم کمتر می‌شود

* فارس: چطور محاسبه کردید و رقم اعلام کرده‌اید؟

این مبلغ در ازای هزینه های کد دریافت نمی شود که محاسبه کنیم. تمام خدمات خانه کتاب با یارانه دولتی بوده است و حالا باید به فکر باشیم که درصدی از این هزینه ها تأمین گردد. شابک یکی از عنوان هایی است که می تواند بخش کمی از بودجه خانه کتاب را تأمین کند. ناشران نباید خانه کتاب را از غیر بدانند. خانه کتاب خدمات بسیار وسیعی را به جامعه نشر ایران ارائه کرده است. الان هم برنامه های مهمی برای توسعه کتاب و کتاب خوانی داریم. خدمات مناسبی برای رونق بخشیدن به پخش کتاب ناشران در دست اجرا داریم. در نتیجه توقع ما این است که ضمن درک شرایط خانه کتاب از همکاری با ما دریغ نکنند.

آقای نادر قدیانی رئیس اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در نامه اعتراضی خود گفته بود: "حساب کنید ناشر 100 کتاب چاپ کند"، واقعا ناشرانی که تعداد زیادی کتاب منتشر می‌کنند، خیلی محدود هستند، اما برای ما فرقی ندارد، ناشری که 100 کتاب می‌زند،دارد برای هر کتابی از 5 تا 20 میلیون تومان هزینه می کند. محاسبه هزینه شابک در این محاسبات کار سختی نیست. هزینه قابل توجهی هم نمی شود. شاید به مبلغی که از بابت هر کد شابک برای هر کتاب دریافت خواهد شد از پول یک وعده غذا هم کمتر می‌شود.  سخت گیری بجایی نیست. بالاخره رایگان خوری هم اگر پایانی ندارد اما کم شود تا نهادهایی قربانی سیاست رایگان خوری نشود.

غرض اینکه ما «شابک» را به عنوان استنشاق تنفسی تازه برای یک رونق جدید در خانه کتاب دیده‌ایم، اما مشکل بودجه‌ای ما با شابک حل نمی‌شود. نیت ما این است که با شابک 10 یا 15 درصد از کمبود بودجه خانه کتاب را تامین کنیم.

اقتصاد مقاومتی با رایگان خوری منافات دارد. در نتیجه من پیشنهادم این است که پول هم که داشته باشیم، باید سعی کنیم اگر حمایت می‌کنیم حمایت از نیازمند کنیم، چرا باید به همه ناشران نگاه رایگان خوری کنیم. این موسسه هم هزینه‌های مردمی دارد، خانه کتاب از بیت المال مدیریت می‌شود خب وقتی از بیت المال مدیریت می‌شود باید فکر این باشیم، که حق این نیست که به به تمام ناشران متمکن و ناتوان به طور یکسان  رایگان خدمات و سرویس اعطا شود.ما می توانیم با بررسی میدانی ناشرانی را که قدرت پرداخت 35 هزار تومان شابک را ندارند از این پرداخت معاف کنیم و همچنان یارانه بگیر خانه کتاب باشند.اما این فرهنگ را درست نمی دانیم. همه باید عادت کنند در قبال خدماتی که می گیرند هزینه ای بپردازند.

* فارس: پولی شدن شابک از چه زمانی اجرایی می‌شود؟

نمی‌دانم. ما منتظر برنامه های اجرایی این طرح می مانیم.مایلیم که با ناشران گفت و گوی بیشتری داشته باشیم.

سه راه برای تامین مالی

* فارس: منتظر دریافت بازتاب‌‌ها هستید درست است؟

نه، فقط بازتاب نیست واقعا، بحث این است که ما نمی‌خواهیم تصمیم ما در بحث پولی کردن شابک هزینه‌ای بر مسئول و بخشی تحمیل کند. ما می خواهیم که تفاهم کنیم.

سه راه هست توجه کنید؛ راه اول اینکه دولت بگوید فلان پروژه ها را انجام ندهید. فلان جایزه را بردارید یا فلان طرح پر هزینه را انجام ندهید. طبیعی است که این امر به کاهش هزینه های خانه کتاب منجر می شود و ممکن است در این صورت شابک هر کتاب به کمترین مبلغ قابل تصور برسد. راه دوم این که  دولت بگوید به میزان درآمدی که از قبل شابک به دست می آورید ما پرداخت می کنیم . در مقابل، خانه کتاب هم  شابک را رایگان در اختیار بگذارد. راه سوم هم این است که بگویند اجرای طرح ها ضروری و اجتنبا ناپذیر است و بودجه های ما هم قابل افزایش نیست وو شما باید خودتان به فکر تأمین مالی باشید. در این صورت چاره ای بجز تفاهم خانه کتاب و ناشران برای مبلغی توافقی نیست.

یک شرط برای جلسه با تشکل‌های نشر

* فارس: قرار نیست با تشکل‌های نشر جلسه‌ای داشته باشد؟

با تشکل نشر وقتی حاضریم جلسه برگزار کنیم که آنها از مبنای ضرورت رایگان خوری عقب نشینی کنند. با منطق کارشناسی می توانیم به مبلغی مورد توافق برسیم. نظر ما ابتدا بیش از این بود. برخی کشورها تا 120 دلار در ازای هر شماره شابک از ناشران پول می گیرند. مبلغ سی و پنج هزار تومان واقعا ناچیز است.

* فارس: شما باید قانعشان کنید.

دقیقا، من نمی‌توانم قانع کنم. به نظر من الان از اولویت های کشور ما در این عرصه ها باید مبارزه با فرهنگ رایگان خوری باشد.ما بتنهایی  نمی‌توانیم جماعتی را که عادت کرده‌اند خدمات رایگان استفاده کنند و به دولت به عنوان کیسه پول نگاه کنند را قانع کنم (منظورم تنها اتحادیه ناشران وکتابفروشان نیست) . همه اینگونه بار آمده‌ایم. حتی در یادداشتی رسمی به الگوی حمایت های دولتهای متعاقب سابق و لاحق از عرصه نشر انتقاد کردم، صنعت نشر باید تقویت و حمایت شود. در این شکی نیست. اما حمایت های پولی و کاغذی و خرید کتاب و امثال آن مسیر درستی ندارد به نظر من بای در این الگوی حمایتی تجدید نظر شود.البته افرادی هم از این رویکرد تحول خواهی ما سوء استفاده هایی کردند. نامه هایی نوشتند. توصیه هایی کردند.

بالاخره فضای ارتباطی ما به گونه ای است که هر کسی می تواند نگرش های انتقادی خود را طرح کند.قرار نیست که همه از هم تعریف کنیم و بگوییم همه چیز گل و بلبل است و عیب و ایرادی وجود ندارد؟

* فارس: آقای میرزایی اینکه می‌فرمایید وظیفه من نیست تشکل‌های نشر را قانع کنم، یعنی چه؟

بنده به گفت و گو و تفاهم باور دارم و وظیفه دارم در حوزه کاری خودم رویکرد متقاعد سازی داشته باشم. ما بیش از این که وظیفه داشته باشیم دیگران را به سیاستی راضی کنیم باید نسبت به اجتنبا ناپذیر بودن عمل به سیاست های اصلی نظام روشن گری کنیم. بالاخره اقتصاد مقاومتی در حوزه فرهنگ باید اجرا شود. منابع مالی دولت بسیار محدود است. وزارت فرهنگ قدرت بودجه ای کافی برای تأمین خانه کتاب و برنامه هایش به روش سابق را ندارد این را باید همه درک کنند.  متقاعد کردن ناشران نسبت به این وضع بحران زده مالی از وظایف خانه کتاب است به نظر شما؟. البته صرف نظر از وضع مالی دولت اما منطق هم حکم می‌کند که بفهمیم که صنعت نشر ایران با این الگوی حمایت گیری و رایگان خوردن از دولت کیفیت کارهایش همچنان پایین می‌ماند.

بیش از یک سال است که صندوق بیمه هنرمندان و اهل قلم برای تأمین منابع خود با مشکلات جدی مواجه شده است. از قرار شنیده های بنده در این یک سال با این که درخواست های بیمه اهل قلم در خانه کتاب تکمیل می شود و به مقامات بالاتر ارسال می شود اما محدودیت های مالی مانع تحقق این بیمه ها شده است. خوب من وظیفه دارم به جای ارائه خدمات رایگان به فکر نیازهای مهمتر اهل قلم و امثال آن باشیم.

* فارس: اما اگر جلسه با تشکل‌های نشر برگزار کنید، اگر قانع شود مسیر آسان‌تر خواهد بود چرا از این نشست با تشکل‌های آموزشی، دانشگاهی و... استقبال نمی‌کنید.

حتما استقبال می کنیم. مشورت و همدلی و گفت و گو همیشه مفید است. اما علت عدم موفقیت ها غالبا این است که دل این تشکل‌ها به الگوی غلط مرسوم حمایتی دولت از آنها خوش است. جالب است که خانه کتاب با بودجه سنگینی به ارائه خدمات نشر به ناشران بوده است. تا کنون هیچ نگاه مثبتی از آنان را نداشتیم اما به محض صحبت کردن از شابک غیر رایگان فریاد وا اسلاما آنان بلند شد. صدور بیانیه و نامه نگاری به وزیر محترم فرهنگ و دیگر اقدامات. حرف ما این است : تا کنون خانه کتاب با وضع مالی مناسبش می توانست خدمات رایگان بدهد. الان وضع این مؤسسه به گونه ای نیست که این کار را بکند. حالا به جای جنجال و سر و صدا باید بر سر مبلغی به توافق برسیم.

من به اصل الگوی ارتباطی اتحادیه ناشران با دولت اعتراض دارم

* فارس: شما به یک باره موضوع پولی شدن را مطرح کردید.

به یکباره نیست. قبل از بنده بارها و بارها در درون معاونت فرهنگی و خانه کتاب موضوع پولی شدن شابک مطرح بوده است. مشورتهای بسیار و هماهنگی های متعدد هم شده است. چرا می‌گویید به یک باره؟ جناب آقای شجاعی صائین  پیش تر به صراحت از ضرورت های این اقدام حرف زدند. حتی شنیدم که اگر تغییر و تحولات نمی بود تصمیم داشته اند آن را اجرایی کنند. شرایط مالی آن قدر جدی است که ایشان بارها نسبت به ضرورت دریافت ورودیه به  نمایشگاه بین‌المللی کتاب هم سخن گفته اند.

همه می‌دانند، طرح پولی کردن شابک طرح ما نبوده بلکه از قبل در دست مطالعه و بررسی بوده است. عقل جمعی ای پشت این تصمیم است. این موضوعی نیست که یک باره اعلام کرده باشیم. من به اصل الگوی ارتباطی اتحادیه ناشران با دولت اعتراض دارم. مدل ارتباط مدل درستی نیست. مدل ارتباط مبنی بر حمایت مادی دولت است این غلط است؛ یعنی الگوی ارتباطی صنعت نشر با دولت مبتنی بر الگوی ارتقا بخشی به کیفیت کتاب نیست. مبتنی بر مسایل حمایتی است.

سول من این است: چرا از جامعه 11 هزار ناشران ایران،قوی‌ترین اتحادیه باید مثلا 200 ناشر را درون خود داشته باشد؟ به نظر شما مشروعیت اتحادیه‌ای که یک دهم فعالان آن عرصه عضوش هستند زیر سوال نیست.

* فارس: ما صحبتمان تامیم به کل ناشران دارد و سهم خواه عده‌ای نیستیم. ببینید اگر ناشری مثلا 200 نسخه کتاب چاپ کند چقدر باید پول شابک بدهد؟ اینها مهم است. حرف ناشران هم باید شنیده شود.

برای تصمیم گیری شابک و امثال آن باید به تمام و کلیت حرکت کتاب ایران نگریست نه به ناشری که شمارگان دویست تایی دارد. اگر واقعا در توان ناشری پرداخت چنین هزینه ای نباشد واقعا  باید آن را ورشکسته اعلام کرد. ناشری که نتواند بدون تکیه بر یارانه بماند و کار کند معلوم است که باید در درستی تصمیم خود مبنی بر اقتصادی بودن کار خود تجدیدی نظر کند. ما در جامعه ای هفتاد ملیونی با مردمی فرهیخته و اهل کتاب زندگی میکنیم. اگر ناشری نتواند با مخاطب شناسی و تشخیص نیاز مردم کتاب های خود را با تعداد هزار نسخه هم منتشر و فروش کند واقعا من شخصا در موفقیت این ناشر تردید می کنم.کار قحط که نیست. نشر کتاب دویست نسخه ای که دیگر اسمش نشر نیست. این در واقع چاپ دیجیتال است. ناشران باید بتوانند با رویکردی اقتصادی برای کتاب های خود بازاریابی کنند. درست مانند تولید کننده بستنی میهن.جوانی بیست ساله در یکی از شبکه های اجتماعی صفحه ای دارد با هزاران نفر مشتری خواندن مطالبش. صفحه این جوان در باره کتاب است. مشکل ناشران ما این است که برنامه مدونی برای بهبود و توسعه کیفی کتاب و اقتصاد و بازاریابی کتاب ندارند.این مشکل تا وقتی چشم ناشر به دولت است قابل علاج نیست.
* فارس: چرا با انجمن‌ها یا سایر تشکل‌ها و ناشران جلسه تشکیل نداده و به لحظه خبر را منتشر کردید، آنهم موضوع مهمی چون شابک را؟

حالا مگر اتفاقی افتاده است ؟ جامعه را از پولی شدن شابک خبردار کردیم. موضوعی بسیار ساده و کاملا طبیعی . در باره جزئیات موضوع هم در حال بررسی دقیق تر هستیم. فکر نمی کنم که اعلام پولی شدن شابک موضوعی باشد که قبلش باید با ناشران مشورت کنیم. این موضوع کاملا داخلی ماست. البته برا ی اجرایی شدن یا نهایی کردن جزئیاتش با طرف های مختلفی در حال گفت و گو هستیم از جمله با ناشران.

* فارس: من سر موضوع شابک قانع نشدم، جلسه‌ای با تشکل‌ها برگزار می‌کنید یا نه؟

اگر یک مسئله با اتحادیه ناشران حل شود باقی مسایل قابل حل است. مسئله مبنایی ما با اتحادیه ناشران تهران این است که اتحادیه ناشران اعتقاد به خدمات رایگان دولت دارند. ما اعتقاد به این نداریم. سر قیمت شابک می‌توان مذاکره کرد، اما سر ضرورت رایگان نبودن نمی‌توان بحث کرد. با اتحادیه صحبت نکردیم اما طیف مشورتی ما با ناشران خیلی وسیع است. خیلی بحث کردیم. کلا نگاه، نگاه مقاومت کردن در برابر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در  حوزه کتاب است.

خانه خبرنگاران اساسنامه ندارد چون بخشی از خانه کتاب است

* فارس: آقای جنتی به شما اعتراض نکرد؟

قبلا هم عرض کردم که خود وزارت فرهنگ سال قبل به ما اعلام کرده است که باید درآمدزایی کنیم. طبیعی است که اصولا وزارت فرهنگ مخالف این گونه تصمیمات نیست. منتهی خواستار این هستند که حتی الامکان رضایت طرفهای درگیر و مرتبط جلب شود و گفت و گوهایی با آنان سامان یابد و این البته منطقی و درست است.

* فارس: خانه خبرنگاران حوزه کتاب را چرا واسپاری نمی‌کنید و مورد دیگر هم بود و باز هم هست.

ما غیر دولتی هستیم و کارهای ما در واقع واسپاری های دولت است. ما خدمات بخشی هستیم که دولت کارهای مهمی را به وسیله ما واسپاری کرده است. ظاهرا این را نمی خواهید قبول کنید.

* فارس: اگر قرار است این خانه برای خبرنگاران باشد چرا به خبرنگاران واگذار نشد؟ چرا خانه کتاب ورود کرد؟ خبرنگاران باید خودشان اساسنامه بنویسند.

این اتحادیه نیست اصلا، افرادی نمی‌خواهند حرف مرا بشنوند پس تکرار چه فایده دارد. من به دوستان خبرنگار هم گفتم، خانه کتاب غیر دولتی است، قانونا ما می‌توانیم در تشکیل صنف خبرنگاران کتاب مستقیما وارد شویم،اما واقعا چنین قصدی نداریم. در حکم بنده برای دبیر خانه خبرنگاران کتاب آمده است که یکی از مأموریت های ایشان این است که از تشکیل انجمن خبرنگاران کتاب حمایت کند. به نظر شما این به این معنا نیست که این خانه انجمن صنفی نیست؟

* فارس: اساسنامه را چه کسی بنویسد؟

خانه خبرنگاران اساسنامه ندارد. چون بخشی از خانه کتاب است . اما انجمنی که خبرنگاران تشکیل می دهند به ما ربطی ندارد. به طور طبیعی مجمع عمومی و مؤسسانی خواهد داشت.  ما برای تشکیل خانه خبرنگاران با هدف حمایت از این طبقه و برنامه ریزی برای تقویت آنان و برگزاری کلاس های آموزشی و مهارتی و دیگر خدمات به آنان اقدام به تشکیل آن گرفته ایم. از آغاز هم در بحث خبرنگاران کتاب در ذهن ما تشکل صنفی مطرح نبوده است، الان هم نیست.

بله هزینه بر است، جامعه صنفی خبرنگاران کتاب جامعه مهمی هستند، تمام خبرنگاران اقتصادی ورزشی و.. حمایت می‌شوند، اما زحمت خبرنگاران کتاب به لحاظ کار تخصصی بیش از سایرین است، اما چه کسی از خبرنگاران کتاب حمایت می‌کند، غیر از اینکه حقوق ماهانه از رسانه خود دریافت می‌کنند. ما می‌خواهیم برای خبرنگاران کتاب  خانه ای در مؤسسه درست کنیم و حمایت شوند.

من برای ایبنا کارهایی کردیم. ابتدا فعالیت در اینجا پیمانکاری بود. آن را برداشتیم. خبرنگار کتاب در حال حاضر نیروی ما است. نیروی پیمانکار نیست. قرارداد با خانه کتاب دارند.

ماجرای اخراج خبرنگاران و ابراز شرمندگی

* فارس: اما روزهای ابتدای ورود شما برخی خبرنگاران زیر مجموعه خانه کتاب از مجموعه شما اخراج شدند آنهم با ایمیل! خبرنگاران شما حتی پیش وزیر ارشاد هم رفتند سخنان شما منافات دارند.

آن هم باز شیطنت و بداخلاقی رسانه‌ای و بحث چند خبرنگار بود. اصلا منافات ندارد. از وقتی که آمدم گفتم کرامت انسان‌ها از موسسات بالاتر است، این منطق من است. همان زمان من رسما به خاطر آزرده خاطر شدن آنان عذرخواهی کردم. خبرنگاران آمدند دور یک میز حرف زدیم و گفتم از اینکه شنیدم تعطیلات عید شما خراب شده من شرمنده‌ام.

* فارس: یعنی ایمیل‌ها از سوی شما نبوده؟

بارها توضیح دادم. هیچ کسی به دنبال اخراج کسی نبوده است. سردبیری عوض شده بود. مطابق معمول هر تغییر و تحولی ممکن است تعدیلی در حد محدود صورت بگیرد. بالاخره عده ای حاضر به همکاری نبودند. عده ای معترض بودند. عده ای همراهان سردبیر سابق بودند. طبیعی است که تعدادی از خبرنگاران از این تحولات  راضی نبودند و چون طرف قرارداد نبودند و صرفا در قالب پیمانکاری همکاری داشتند هم آنان حق داشتند از ادامه همکاری صرف نظر کنند و هم سردبیر فعلی حق داشته که برخی از آنان را تعدیل کند. این که مشکلی نیست. اما یک مشکل فنی باعث سوء تفاهم شد.  تسویه ای که هر ساله خبرنگاران با پیمانکار خود یعنی سردبیر می کرده اند در این جا به طور ناخواسته ای عمدی یا غیر عمدی بد فهمیده شده است. به هر حال سوء تفاهمی بود که گذشت. تعداد معدودی هم از ایبنا رفتند.

* فارس: یعنی فردی تا این حد قدرت داشته که خبرنگاری را اخراج کند؟

ماجرا چیز دیگری است. سردبیر ایبنا که تا کنون پیمان کار خانه کتاب بوده است با افراد قرارداد یک ساله منعقد می‌کرده است. خبرنگاران هم در پایان سال که پایان قرارداد یک ساله آنان بوده  نامه می‌نویسند که تمام حقوق خود را دریافت کرده است و هیچ طلبی هم ندارد و امضا می‌کنند. اقدامی که تمام مؤسسات با قراردادی های یک ساله خود برای جلو گیری از مشکلات حقوقی و قانونی با آنان انجام می دهند .

آقای اسدزاده مثل هر فردی که آمد حق داشت نیرویی را عوض کند و مدیر سرویسی  را تغییر داده و افراد جدید آورد. اینجا آقای اسدزاده به من گفت اختیار دارم نیرو بیاورم، گفتم در حد محدود و معقول اما سعی کنید بنای شما بر حفظ باشد. اینجا فردی بود که شیطنت رسانه‌ای می‌کرد. مطالب غیر اخلاقی و بعضا دروغ به رسانه‌ها می‌داد. خبرنگاران وقتی به دفترم آمدند من از همه شان عذرخواهی کردم و گفتم عیدتان خراب شد و من شرمنده‌ام. اما گفتم ما از کسی نمی‌خواهیم برود اما اگر کسی نخواست به هر دلیلی بماند، ما دو سه ماه حقوق در نظر می‌گیریم تا بتواند به دنبال فرصت جدیدی برای اشتغال خود باشد.

تغییر سردبیر خانه کتاب صحت ندارد

* فارس: یک سوال درباره آقای اسدزاده سردبیر خانه کتاب مطرح است و آن اینکه شنیده‌ها حاکی از آن است که وی کمتر در محل کار حاضر شده و به زودی تغییر اتی حاصل می‌شود و فرد دیگری به جای او معرفی می‌شود.

قراری که من با آقای اسدزاده داشتم 4 ساعت در روز بوده است. ایشان از آغاز به جز دو یا سه هفته بیماری مادرش، از ساعت 8 صبح تا 10 شب اینجا بود.

* فارس: اما نه در چند وقت اخیر!

می‌آمد اما کم.

* فارس: بنای تغییر دارید؟

نه.

گام اول به بنیاد شعر و داستان می‌رود

* فارس: در نشست جوایز حوزه کتاب عنوان شد جایزه گام اول ذیل کتاب سال و همسنگ با آن برگزار می‌شود. این موضوع اشکالاتی دارد.

به نظر می رسد اشتباهی شده باشد. تا جایی که یادم می‌آید جایزه گام اول هم با تغییراتی به بنیاد ادبیات داستانی واگذار شد. باید پیگیری کنم.

انتهای پیام/و
منبع : خبرگذاری فارس نیوز
برچسب ها:
آخرین اخبار