امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۸:۲۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 101475
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۵
تعداد بازدید: 114
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه کتاب و ادبیات: چهاردهم مرداد ماه، مصادف با صدور فرمان مشروطیت در ایران است. دوره ای مهم که برای اولین بار، ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه کتاب و ادبیات: چهاردهم مرداد ماه، مصادف با صدور فرمان مشروطیت در ایران است. دوره ای مهم که برای اولین بار، قوایی به نام «مجلس» در کنار نظام پادشاهی قرار می گرفت و بدیهی است که این موضوع هرگز به مزاج پادشاهان خودکامه که خود را نقش اول امور مملکت می دانستند، خوش نمی آمد و تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش آن نبودند؛ اگرچه جرقه های اولیه انقلاب یا نهضت مشروطیت در دوره ناصرالدین شاه شکل گرفت ولی بعدها پسرش مظفرالدین شاه قاجار، خواسته عموم مردم را پذیرفته و در نهایت فرمان صدور آن را امضا کرد.

فرمانی که منجر به ساخت «عدالتخانه» شد و آن را به دلیل اسم امضاکننده آن «عدل مظفر»(به حساب حروف ابجد 1324 که سال صدور و امضای فرمان آن است) نامیدند. پس از مرگ مظفرالدین شاه و رسیدن حکومت به پسرش محمد علی شاه، اوضاع سیاست به کلی دگرگون شد. کشمکش ها و زد و خوردها بر سر برقراری حکومت مشروطه تا اواسط 1327 قمری بین طرفداران حکومت قانون یا مشروطه با مخالفان آن در چندین شهر ایران از جمله تهران، تبریز، اصفهان، مشهد و گیلان به طول انجامید و علی رغم خودداری محمد علی شاه از اجرای فرمان پدرش مبنی بر تأسیس عدالتخانه و به توپ بستن مجلس توسط او، عاقبت خون مجاهدان مشروطه خواه به ثمر نشست؛ بر همین اساس محمدعلی شاه از سلطنت خلع و از آن به بعد مجلس شورای ملی و حکومت مشروطه در ایران مستقر شد.

هم زمان با تحولات نهضت مشروطیت، تحولات اجتماعی دیگری نیز در ایران به موازات آن در حال شکل‌گیری بود. آشنایی با تمدن غرب، اعزام گروهی از دانشجویان به فرنگ، رواج صنعت چاپ در ایران، ترجمه آثار ادبی اروپا و بسیاری دیگر از تحولات جامعه مدرن بالاخص تأسیس دارالفنون و انتشار روزنامه ها و مجلات باعث شد تا روشنفکران جامعه بیشتر احساس عقب ماندگی کرده، به فکر چاره ای بیفتند و بپاخیزند. از آنجایی که ادبیات هر کشوری به نوعی نماینده و آیینه تمام نمای کلیّت آن جامعه است، تحولات اجتماعی و سیاسی موجود در جامعه تأثیر بسزایی بر ادبیات این دوره گذاشت؛ به طوری که نظم و نثر دگرگونی های بسیاری یافته و با تغییرات عمده ای مواجه شد.

این برهه از ادبیات ایران را می توان یکی از خاص ترین و حساس ترین دوره های زبان و ادبیات فارسی دانست؛ چراکه پایه شکل گیری و تکامل بسیاری از پدیده های اجتماعی و ادبی از همین دوره آغاز شد. ادبیات دوره مشروطیت را می توان «ادبیات مردمی» نامید.

به دلیل آنکه مخاطب مستقیم متون ادبی –اعم از نثر یا نظم- مردم هستند و هدف از خلق آثار ادبی، ترویج آگاهی، مبارزه با خرافات، رهایی از سنت های بی پایه و اساس و مبارزه با جهل و نادانی است؛ به عبارت دیگر ادبیات دوره مشروطه می کوشد تا گذاری از سنت به مدرنیته باشد.

نثر دوره مشروطه مجموعه ای از انواع ساده نویسی و نزدیک شدن به زبان عامیانه، رساله نویسی، ترجمه، رمان، داستان نویسی، نمایشنامه نویسی، ادبیات طنز و انتقادی، متون خبری و روزنامه ای بوده و در قالب موضوعات متنوع تازه ای چون عدالتخواهی، وطن دوستی، قانون، آزادی و آزادیخواهی، حق زنان، مبارزه با استعمار و استبداد و موضوعاتی از این دست گفته می شد.

نثر روزنامه ای نیز رو به گسترش بود و روزنامه های متنوعی که توسط ادیبان نامدار آن دوره به چاپ می رسید، رفته رفته جای خود را در میان طبقه مردم عادی جامعه باز می کرد؛ از جمله مقالات «چرند و پرند» دهخدا با زبان طنز و تند عامیانه ای که داشت علاوه بر رسانه ای جهت آشنایی عامه مردم با مسائل مهم روز، شیوه ای نو در نگارش متون روزنامه ای نیز به حساب می آمد که سبب شد بعدها روزنامه نگاران بسیاری از این شیوه تبعیت کنند.

مقالات سیاسی روزنامه «طوفان» از فرخی یزدی را هم می توان یکی از مؤثرترین و مهم ترین نوشته های این زمان دانست. فرخی که نماینده مردم یزد در هفتمین دوره مجلس شورای ملی بود، به حق عمر خود را صرف طرفداری از جامعه کارگری و آزادیخواهی نموده و در نهایت نیز گویا به دستور رضاخان در زندان کشته شد. او پس از تأسیس روزنامه طوفان، نیروی بیشتری به مبارزات سیاسی خود بخشید و با چاپ مقالات تند و انتقادی، همواره رجال سیاسی را به باد انتقاد می‌گرفت. پانزده بار توقیف این روزنامه، در طول حیات هشت ساله خود، طوفان را از دیگر روزنامه‌ها متمایز کرده است. ابداعات فرخی و روش های انتقادی او در طوفان، کم نظیر است. گاه فرخی نه با قلمش و نه حتی با کلمات مستهجن بلکه با اقداماتی نمادین رجال سیاسی و ارکان اداری مملکت را به سخره می گیرد.

به عنوان نمونه فرخی در یکی از ستون های روزنامه طوفان، اخباری را که به صورت روزانه از طرف وزارت داخله می رسید را به چاپ می رساند؛ وقتی که در 15 ربیع‌الاول 1340 / 23 دی‌ماه 1300 وزارت داخله، اخبار را برای دفتر روزنامه طوفان نفرستاده بود، فرخی دست به کاری نمادین و شگفت انگیزی زد، وی «جای اخبار داخله را سفید گذاشته بود و در وسط آن تقریباً با این مضمون به خط درشت نوشته بود که وزارت داخله، اخبار داخله را سانسور کرده است؛ ولی مخبر ما خبر از غیب گرفته است که در شمارة آینده منتشر خواهد شد» و بعد با سرودن شعری در همین مورد به استهزای آنان می پردازد.

در حیطه داستان نویسی نیز اثر موفق «سیاحتنامه ابراهیم بیک» از «زین العابدین مراغه ای» جایگاه ویژه و فوق باارزشی دارد که نویسنده از تعصب ملی و میهن پرستانه یک ایرانی پرورش یافته در مصر سخن می گوید.

علاوه بر نثر، شعر دوره مشروطیت نیز تفاوت های چشم گیری با دوره های پیش از خود دارد که سنت شکنی های ادبی و ساختارشکنی های زبانی را می توان از مهم ترین ویژگی های این دوره به حساب آورد؛ علاوه بر آن شکل گرفتن تصنیف به عنوان یک قالب شعری، رواج قالب های تازه ای چون چارپاره یا دوبیتی های به هم پیوسته، شعر کارگری، شعر عامیانه، شعر طنزآمیز و شعر انتقادی و منظومه های نمایشی در این دوره مرسوم است؛ همچنین با وجود فراز و فرودهای اجتماعی و سیاسی، پرداختن به اشعار وطنی یا «وطنیات» بسیار مورد پسند و اقبال شاعران و ادیبان بوده است.

تا قبل از این دوره، واژه «وطن» به معنی زادگاه و تمامی تعصبات مذهبی، قومی، قبیله ای و یا طایفه ای بود اما از این زمان به بعد ««وطن» نه به معنی زادگاه، بلکه در معنای جامعه سیاسی-فرهنگی است که ساکنان آن را «ملت» می خوانند. از این روی، عارف قزوینی –بلندپایه ترین تصنیف ساز ایرانی- می گوید: «من وقتی تصنیف وطنی ساخته ام که ایرانی از هر ده هزار نفرش نمی دانست که وطن یعنی چه. تنها تصور می کردند که وطن، شهر یا دهی است که انسان در آنجا زاییده شده باشد.» واژه «ملت» در معنای توده مردم نیز از این زمان رایج شد؛ چراکه تا پیش از این روزگار، «ملت» در معنای «مذهب» بود:

جنگ هفتاد و دو «ملت» همه را عذر بنه  /  چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند  (حافظ)»

افرادی چون فرخی یزدی و ملک الشعرای بهار به دلیل آنکه هم سیاستمدار و هم ادیب بودند، کمی بیشتر از دیگر ادیبان توانستند مفهوم وطنیات و یا اشعار وطنی را در بطن جامعه نهادینه کنند. ملک الشعرای بهار سعی داشت با انتخاب زبانی تأثیرگذار، احساسات ملی گرایانه خود را به معرض نمایش بگذارد.

هر آنکه افسر همت نهاد بر سر خویش  /  به دست کس ندهد اختیار کشور خویش

بگو به سفله که در دست اجنبی ننهد  /  کسی که نان پدر خورده، دست مادر خویش

شکل گیری اصطلاحات ادبی-سیاسی از این دوران آغاز شد و ادیبان و شاعران به ترکیب سازی های تازه ای دست زدند. قیصر امین پور در این باره نمونه ای از ملک الشعرای بهار را ذکر کرده و می گوید که در این دوره کلمات تغزلی شعر قدیم مانند: «جان، دل، دست، دلبر، دلفریب، عشق و جمال با کلماتی از حوزه اجتماعیات و سیاست(آن هم غالبا بیگانه تبار) ترکیب شده اند و ترکیباتی از این دست پدید آورده اند: «روسیه جان، دست سیاسی مژگان، مجلس شورای هیئت دل، سپه ناز، حدود دل، عدلیه عشق و...»» علاوه بر آن ترکیبات و اصطلاحات تازه ای چون روسی صفت، پلتیک و... نیز در شعر مورد استفاده قرار می گیرد:

دلفریبان که به «روسیه جان» جا دارند  /  مستبدانه چرا قصد دل ما دارند

دلبران خودسر و هرجایی و «روسی صفتند»  /  ورنه در خانه غیر از چه سبب جا دارند

گاه لطف است و خوشی، گاه عتاب است و خطاب  /  تا چه از این همه «پلتیک» تقاضا دارند

صف مژگان تو را «دست سیاسی» است دراز  /  با نفوذی که به معموره دل ها دارند

در پناه سر زلف تو «بهارستانی» است  /  که در او «هیئت دل مجلس شورا» دارند

برقراری تناسب هنرمندانه و ارتباط معنایی بین این ترکیبات نیز فوق العاده است، چنانکه در آخرین بیت مذکور، به دلیل تشکیل «مجلس» در میدان بهارستان، ارتباط مستقیمی بین واژه «بهارستان» و «مجلس شورا» وجود دارد.

اگرچه این شیوه، سبک و  شیوه مشترکی در بین بیشتر شاعران عصر مشروطیت است اما هرکدام از شاعران و ادیبان دیگر راه و شیوه خاص خود را پیش گرفته و در این زمینه آثاری خلق کرده اند. سروده:

از خون جوانان وطن لاله دمیده  /  از ماتم سرو قدشان سرو خمیده...

از عارف قزوینی به دلیل آنکه ریشه در تعصبات ملی و مذهبی ایرانیان دارد، بی هیچ اغراقی برای همیشه در ذهن انقلابی ملت ایران جاودانه شده و شعر میرزاده عشقی با مطلع:

خاکم به سر ز غصه به سر خاک اگر کنم  /  خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم...

حدیث «حب الوطن» را در دل آزادگان زنده کرده و شوق و شور حفاظت از ارزش های ملی را در دل ایرانیان می اندازد. اگرچه اشعار ضعیف و غیرقابل توجه بسیاری نیز در میان آثار شاعران این دوره دیده می شود اما وجود چنان آثار ضعیفی از ارزش کلیّت اشعار چیزی نمی کاهد. ادیب الممالک فراهانی نیز با قصیده مسمط معروف:

برخیز شتربانا، بربند کجاوه  /  کز چرخ همی گشت عیان رایت کاوه...

به شعر دوره مشروطه اعتبار و ارزش بی بدیلی می بخشد. هر یک از شاعران دیگری که در این دوره به فعالیت های ادبی پرداخته اند، برخی چون ستاره هایی ریز در آسمان زبان و ادبیات فارسی کورسویی زده و بعضی نیز در بی کران زبان و ادبیات فارسی خوش درخشیده اند. روی هم رفته با وجود شاعران و ادیبان متعدد و موضوعات متنوع بسیاری که در ادبیات دوره مشروطیت وجود داشته، وحدت رویه مناسبی در میان نویسندگان عصر دیده نمی شود و آن ها از تمام ظرفیت ها و توان تخصصی خود بهره نبرده اند.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار