امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۰۱:۳۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 101505
تاریخ انتشار: ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۵
تعداد بازدید: 6
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ـ زهره سعیدی: حجت‌الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش‌های علوم اسلامی انسانی صدرا و رئیس شورای سیاستگذاری کنگره علوم

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ـ زهره سعیدی: حجت‌الاسلام رضا غلامی رئیس مرکز پژوهش‌های علوم اسلامی انسانی صدرا و رئیس شورای سیاستگذاری کنگره علوم انسانی اسلامی می‌گوید: قبل از هر چیز ما باید فهم خود را از عدالت اسلامی چه در بُعد نظری و چه در بُعد عملی، بسط و عمق بدهیم. باید اذعان کرد که فهم ما از عدالت اسلامی تمام و کمال نیست و حوزه‌های علمیه باید در این زمینه کارهای جدی را آغاز کنند. در مرحله بعدی، باید دستگاه فکری یا نظام فکری اسلام در حوزه عدالت را کشف و تدوین کنیم. این هم کار حوزه‌های علمیه است. نباید به تعالیم اسلامی در عرصه عدالت، نگاهی پراکنده و نامنسجم داشت. 

در این گفت‌وگو با حجت‌الاسلام غلامی درباره محورهای ذیل صحبت خواهد شد:

-مراحل هشتگانه اجرای عدالت اجتماعی

-عدالت از منظر مقام معظم رهبری

-تفاوت عدالت در اسلام و دیگر مکاتب دینی و تفکری

-ارتباط عزت و عدالت

-عدالت در مکاتب غربی

-عقلانیت در عدالت

-عدالت فرهنگی

-گام های تحقق عدالت اجتماعی در جامعه

 





 مشروح گفت‌وگو با حجت‌الاسلام رضا غلامی را در ادامه می‌خوانیم:

مراحل هشتگانه اجرای عدالت اجتماعی

*عدالت از منظر مقام معظم رهبری چه تعریفی دارد؟

- به اعتقاد من، عدالت اجتماعی از  منظر ایشان یا امام راحل (ره)، همان تعریفی است که اسلام و عقل فطری از عدالت دارد و آن چیزی جز اعطاء حق به صاحب حق و کسی که صلاحیت حقیقی- نه کاذب و جعلی- برای دست یابی به حق دارد، نیست.

باید توجه داشت، یک سری حقوق که می‌توان آنها را حقوق اولیه یا ذاتی نامید، مختص همه انسان‌هاست و به طور مساوی باید بین همه اعطاء شود، لکن یک سری حقوق مبتنی بر فضیلت‌ها یا توانایی‌های اکتسابی است و افرادی از آن بهر‌ه‌مند می‌شوند که به طور طبیعی از آنها بهره مند هستند با این ملاحظه که اسلام بسترسازی برای بدست آوردن فضیلت‌های معنوی یا توانمندی‌های مادی را جزء حقوق اولیه همه انسان‌ها می‌داند.

برای مثال، همه باید حق تحصیل و علم آموزی داشته باشند اما ممکن است عده‌ای از این حق به خوبی استفاده کنند و عد‌ه‌ای استفاده نکنند. اگر عد‌ه‌‌ای استفاده کردند، طبیعی است که دارای یک فضیلت اکتسابی هستند و این فضیلت، مقتضی بهره‌مندی‌های مشخصی است که فاقدان آن فضیلت از آنها بهره‌ای ندارند. در عرصه مادی هم همینطور است. اینکه همه از فرصت اشتغال مطلوب و رشد مادی برخوردار باشند یک موضوع همگانی است و عین عدالت است، لکن افراد، به میزانی که از این فرصت استفاده درست بکنند نسبت به دیگران برتری مادی پیدا می‌کنند و این هم عین عدالت است.

 در اصل عدالت خواهی بین ادیان الهی تفاوتی نیست/هیچ دینی به اندازه اسلام اجتماعی نیست

*لطفاً بفرمایید این عدالت که براساس دستورات اسلام است، چه تفاوتی با عدالت در دیگر مکاتب و ادیان دارد؟

- همه انسان‌ها علاوه بر آنکه از یک ادراک فطری از عدالت برخوردارند، ضرورت پیاده سازی عدالت را تأیید می‌کنند؛ شما اگر در میان ملت‌های گوناگون- با عقاید مختلف- سیر کنید و از آنها درباره مفهوم و ضرورت عدالت سئوال کنید، وجوه مشترک پاسخ آنها بر وجوه مختلف پاسخ آنها غلبه خواهد داشت. در ادیان الهی نیز همین اشتراک نظر وجود دارد چرا که اولاً ادیان الهی مبتنی بر «فطرت الهی» و «حق» هستند و ثانیاً در امور تشریعی، همه در طول هم قرار دارند و لذا شما نمی‌توانید در کلیّت مفهوم عدالت و یا اصل عدالت‌خواهی، در بین ادیان الهی تفاوتی را پیدا کنید.

اگر تفاوتی هست، این تفاوت‌ها به امور تشریعی و به جزئیات پیاده‌سازی عدالت در جامعه دینی برمی‌گردد که کاملاً طبیعی است. با این وجود بنده می خواهم یک نکته کلیدی خدمتتان عرض کنم و آن اینکه، هیچ دینی به اندازه اسلام، اجتماعی نیست. اگر بگوییم همه اسلام اجتماعی و سیاسی است، سخن غیردقیقی نگفته ایم.

 

بین احکام فردی و اجتماعی اسلام هم‌افزایی است

امام راحل (ره) در یکی از آثار فقهی‌شان مشابه چنین تعبیری را دارند که اسلام همه‌اش سیاست است. اسلام آمده است تا جامعه انسانی را به سعادت و خوشبختی حقیقی چه در این دنیا و چه در آخرت نزدیک کند و از این جهت، بین احکام فردی و احکام اجتماعی اسلام نسبت مشخصی برقرار است. به بیان دیگر، میان این دو نوع از احکام، هم‌افزایی وجود دارد و تقسیم اسلام به فردی و اجتماعی یا سیاسی و غیر سیاسی سزاوار نیست. بر اساس آنچه عرض شد، بروز و ظهور عدالت اجتماعی (بالمعنی الاعم) در اسلام با سایر ادیان الهی قابل مقایسه نیست. شما در سئوالتان، به مکاتب هم اشاره کردید. پاسخ بنده درباره مکاتب الهی که روشن شد اما درباره مکاتب بشری، می‌خواهم عرض کنم، این مکاتب نیز به حکم فطرت درباره مفهوم عدالت اشتراک نظر فراوانی دارند لکن درباره نحوه تحقق آن اختلاف نظر زیاد است که جای ورود به این اختلاف نظرها اینجا نیست.

عدالت، عزت و سربلندی فرد و جامعه را دربر دارد

*چرا در اندیشه مقام معظم رهبری عدالت همیشه همراه با عزت آمده است، این عزت و عدالت به چه معناست؟

- توجه داشته باشید، اگر عدالت نباشد، عزت هم نیست. بی عدالتی و ظلم، تحقیرکننده است؛ تخفیف دهنده است. کرامت انسانی را از بین می‌برد. انسان را از حق و حق‌گرایی که اساس همه چیز است و روح عزت است دور می‌کند. اگر در جامعه‌ای عدالت نبود، آن ملت، دیگر  ملت عزیزی نیست. ضمن آنکه ملت‌‌های عزیز، زیر بار بی عدالتی هم نمی‌روند و برای دست یابی به عدالت در سطوح گوناگون تلاش می‌کنند.

عدالت موجب می‌شود تبعیض و فاصله طبقاتی در جامعه به حداقل برسد؛ عدالت موجب می‌شود تا بساط دو قطبیِ فقر و غنا یا شمال و جنوب جمع شود. عدالت موجب می‌شود، همه در برابر قانون یکسان باشند و کسانی نتوانند با اتصال به قدرت، به قانون گریزی و قانون ستیزی رو بیاورند. عدالت موجب می‌شود که اگر حقی از کسی سلب شد، این حق از طرف دستگاه قضا به صاحب حق برگردانده شود و هیچ عاملی نتواند در مسیر ستاندن داد مظلوم از ظالم اختلال ایجاد کند. فرقی نمی‌کند این ظالم فرد باشد یا سیستم. اگر این اتفاق‌ها افتاد، فرد و جامعه، هر دو احساس عزت و سربلندی می‌کنند.

در حوزه بین الملل نیز همین‌گونه است. ملت‌هایی که زیر سلطه هستند و به اشکال گوناگون تحت ظلم و استثمار بیگانگان قرار می‌گیرند، عزیز نیستند.

 

عزت منحصراً برای خدا و به اذن او برای مؤمنین است

ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی که به طور نهادینه شده تحت ظلم آمریکا بودیم، در جامعه بین‌الملل عزت نداشتیم. ما را کسی به حساب هم نمی‌آورد. اما امروز به برکت انقلاب سرمان بلند است و جزو عزیزترین و آبرومندترین ملت‌ها به شمار می‌رویم. در اینجا مایلم این مطلب را عرض کنم و آن اینکه منبع عزت، حق و حق طلبی است و حق تنها و تنها از جانب خدا و دین خداست «الحَقُّ مِن رَّبِک» با این ملاحظه، می‌خواهم به استناد این آیه شریفه که می‌فرماید، «من کان یُرید العزّه فلله العزَّه جمیعا» یا «و لله العزَّه و لِرَسُولِه و للمؤمنین»، عرض کنم که عزت منحصراً از برای خدا و به اذن الله برای مؤمنینی است که به واسطه هدایت‌های دینی، به جامعه و زندگی خود صبغه و رنگ الهی زده باشند. رنگ الهی یعنی قرار گرفتن در مسیر حق و این حق تکویناً و تشریعاً با عدالت گره خورده و این گره هیچگاه باز نخواهد شد.

لیبرالیسم در پی تطبیق با قرائتی خاص از عدالت است

*آیا این عدالت در مکتب اسلام از عقلانیت و معنویت برخواسته است؟

-همانطور که عرض کردم، عدالت‌خواهی یک امر فطری است؛ عقل هم از چشمه فطرت انسان ها می‌جوشد. عقل در انسان یک امر برون زا محسوب نمی‌شود؛ عقل یک قوه درون زا است. لذا هیچ عقل سلیمی با عدالت و عدالت‌گرایی مشکلی ندارد. آن‌هایی که امروز به اسم عقلانیت با عدالت ستیز می‌کنند، قوه عاقله خود را در قبرستان شهوات دفن کرده‌اند. مکتب لیبرالیسم هم برای آبرو دادن به خود، در پی تطبیق با قرائتی خاص از عدالت است. «جان رالز» در نظریه عدالت خود، مشخصاً به دنبال این است که میان لیبرالیسم و عدالت آشتی برقرار کند و از این طریق، به بی حیثیتی تاریخی لیبرالیسم پایان دهد لکن رالز در کار خود موفق نیست چراکه می خواهد عدالت را تحریف کند و آن را در بطن لیبرالیسم و نظام سرمایه‌داری که اساس آن بر بی عدالتی استوار است، هضم کند.

مکاتب معنویت گریز و مادی گرا، عدالت را برنمی‌تابند/در اسلام معنویت منهای شریعت پوچ و بی‌معناست

از طرف دیگر، معنویت هم با عدالت قرین است. انسان‌ها یا مکاتب معنویت گریز و غرق شده در مادی‌گرایی، عدالت را بر نمی‌تابند. اگر هم ظاهراً از عدالت صحبت می‌کنند، باطناً به دنبال کسب سود و نفع مادی هستند. با این وصف، این معنویت است که هم عدالت خواهی را در وجود انسان شکوفا می‌سازد و هم مسیر تحقق عدالت را در جامعه انسانی هموار می‌کند. ضمن اینکه توجه کنید، معنویت از نظر ما از شریعت جدا نیست. در اسلام معنویت منهای شریعت کاملاً پوچ و بی معناست و وقتی معنویت با شریعت همراه بود، دیگر جدایی بین عدالت و معنویت متصور نیست زیرا عدالت مثل خون در ر‌گ‌های شریعت اسلامی جاری است.

عدالت با آزادی بی قید جمع نمی‌شود

*در این صورت عدالت آیا در دیگر مکاتب از جمله در غرب چطور رعایت می‌شود؟

- عدالت در عموم مکاتب بشریِ مدعی انسانیت، محترم است چراکه خواست و مطالبه نوع انسان در همه اعصار است لکن در منظر مکاتب مادی‌گرا و مکاتبی که حیات فردی و جمعی آدمی را صرفاً دنیوی و این جهانی تعریف می‌کنند، طبیعی است که عدالت می‌تواند مزاحم تلقی شود. در واقع، عدالت مزاحم طمع ورزی‌ها، زیاده خواهی‌ها و لذت جویی‌های بی حد و اندازه است. عدالت نمی‌تواند با آزادی بی قید که بستر لذت جویی انسان مادی را فراهم می‌کند جمع شود و وقتی اینگونه شد، عدالت به حاشیه می‌رود.

در بعضی مقاطع تاریخی، حتی لیبرالیسم افراطی با عدالت ستیزه می‌کند لکن امروز تقریباً اکثر مکاتبی که با عدالت مشکل دارند، سعی می‌کنند دست از ستیز علنی با عدالت بردارند و به جای نفی ظاهری عدالت و قرار دادن آن در برابر توسعه، خود را با قرائتی خنثی از عدالت سازگار نشان دهند.

این تلاش به خاطر این است که ممکن است بتوان در کوتاه مدت ذهن جامعه را از عدالت دور نگاه داشت و حتی آن را مغایر توسعه معرفی کرد، اما در بلند مدت، بالاخره جامعه انسانی متوجه غیبت عدالت می‌شود و به آن عکس‌العمل‌های گوناگون و گاه عکس العمل‌های تند و براندازنده نشان می‌دهد.

 

البته این موضوع را عرض کنم که همیشه کسانی یا مکاتبی که دم از عدالت زد‌ اند یا خود را عدالت‌خواه معرفی کرده‌اند، از جزئیات عدالت و عدالت‌ورزی برداشت صحیح و به حقی نداشته‌اند و لذا باید قبول کرد، عدالت در مواردی از دست حامیان ظاهری خود نیز در رنج بوده است. از نظر ما، این تنها دین الهی، اسلام راستین و ولی الله است که می‌تواند درباره عدالت و عدالت ورزی حرف آخر را بزند و آن را در مقام عمل به تمام و کمال برساند.

 

 





*آیا آن میزان عدالتی که مدنظر رهبری است در جامعه محقق شده است ؟

- اگر مروری بر فرمایشات سال‌های اخیر رهبر معظم انقلاب داشته باشید، تأیید خواهید کرد که نه تنها دغدغه ایشان درباره پیاده سازی عدالت در جامعه کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش هم پیدا کرده است. پس معلوم است که از منظر ایشان، اجرای نظام مند عدالت، هنوز مسأله درجه یک نظام به شمار می‌رود. از طرف دیگر، اجرای عدالت امری تمام نشدنی است. در واقع، بی عدالتی نیز امری نیست که بتوان در حیات دنیوی جلوی آن را صد در صد گرفت. اگر بتوان به وسوسه‌های شیطانی در این نشئه از حیات پایان داد، می‌توان به ظلم و بی عدالتی هم پایان داد.

فاصله ما با برقراری سطح متوسط عدالت خیلی زیاد است

با این وجود ما مکلف هستیم برای اجرای عدالت، از هر گونه تلاشی دریغ نکنیم و دائماً راه‌های بی عدالتی را شناسایی و مسدود کنیم. مطمئناً اجرای سطح مطلوبی از عدالت، مساوی است با سعادت و خوشبختی صرف نظر از بحث‌های نظری، اگر به وضع جامعه خودمان دقت کنیم، تأیید خواهیم کرد، علی رغم کوشش‌هایی که برای پیاده‌سازی عدالت اجتماعی طی 35 سال گذشته صورت گرفته است، هنوز فاصله ما با برقراری سطح متوسط عدالت نیز خیلی زیاد است. در بعضی عرصه‌ها تلاش مشخص نداشته‌ایم، در بعضی عرصه‌ها کوشش‌های ما کافی نبوده و در بعضی عرصه‌ها کوشش‌ها آن طور که سزاوار است ثمر بخش نبوده است.

برای مثال، اگر عدالت اقتصادی را صرفاً عدالت توزیعی تعریف کنیم، امروز امکانات کشور به نحو عادلانه در بین مردم در نقاط گوناگون کشور توزیع نمی‌شود. عده‌ای در کلان شهرها از همه چیز برخوردارند و کوچک‌ترین کمبود را بر نمی‌تابند لکن عده زیادی نیز در شهرهای کوچک و روستاها از بسیاری امکانات اولیه محرومند و کسی هم چندان که باید به اعتراض آنها ترتیب اثر عملی نمی‌دهد.

البته در دولت نهم و دهم به اجرای عدالت توزیعی اهتمام بالایی صورت گرفت اما با پایان کار دولت دهم، بعضی اقدامات اساسی در این زمینه نیمه کاره رها شد. توجه داشته باشید که عدالت اقتصادی وجوه گوناگونی دارد که بنده در مثالی که عرض کردم، تنها به یک وجه آن اشاره کردم. درباره عدالت قضایی هم می‌توان مثال زد. حقیقتاً همه مردم هنوز مزّه عدالت قضائی را در جامعه اسلامی نچشیده‌اند. باید به جایی رسید که عدالت قضایی به طور سیستمی و قاعده مند درباره همه به طور یکسان، در کوتاه‌ترین زمان و همراه با قاطعیت اعمال شود و بین فقیر و غنی یا رئیس و مرئوس از این جهت تفاوتی وجود نداشته باشد.

بهرحال ما با تحقق عدالت در سطح متوسط فاصله داریم لکن مهم این است که نگرانی درباره عدالت هیچگاه در نظام اسلامی و در بین مسئولان از بین نرفته است. در رأس نظام که نوع مواجهه با عدالت کاملاً روشن است، هر دولتی هم که آمده نیز کم و بیش دغدغه عدالت را داشته است و اینگونه نبوده که به موضوع عدالت بی اعتنایی کرده باشد یا آن را از اولویت یک دستورات کاری خود خارج کرده باشد. این خودش خیلی اهمیت دارد.

با وزن دهی به ابعاد عدالت موافق نیستم

*عدالت دارای ابعاد مختلف است از عدالت فرهنگی و اجتماعی تا اقتصادی کدام یک از آنها این روزها باید مدنظر قرار بگیرد؟

- عدالت باید یک امر همه جانبه تلقی شود. وقتی از عدالت اجتماعی صحبت می‌کنیم، منظورمان، پسوند «اجتماعی» بالمعنی الاعم است که شامل عدالت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی (بالمعنی الاخص) و فرهنگی می‌شود. در حقیقت، عدالت یک امر چند وجهی است و تفکیک وجوه آن از یکدیگر ممکن نیست. به بیان واضح‌تر، اگر عدالت سیاسی نباشد، عدالت اقتصادی نیز نیست و اگر عدالت فرهنگی نباشد، عدالت سیاسی نیست و ... . باید توجه داشت که همه ابعاد عدالت به هم پیوند خورده اند و با هم تعامل و هم افزایی دارند؛ بنابراین، بنده با وزن دهی به ابعاد عدالت موافق نیستم و معتقدم نظام اسلامی باید پیاده سازی عدالت همه جانبه را در  دستور کار خود داشته باشد.

نظام اسلامی باید زمینه رشد عدالت فرهنگی را فراهم کند

*استاد به طور مختصر تعریفی از عدالت فرهنگی ارائه بفرمایید؟

-عدالت فرهنگی از دو جنبه قابل تعریف است؛ بُعد اول، بسترهای مساعدی است که باید برای رشد استعدادهای فرهنگی بوجود آورد تا امکان به فعلیت رسیدن استعدادها فراهم شود. از این منظر، حق هر صاحب استعدادی است که امکان شکوفایی استعدادهای فرهنگی خودش را تا رسیدن به عالی‌ترین مقاصد داشته باشد. البته در اینجا منظور از فرهنگ، فرهنگ متعهد و ارزشی و آن فرهنگی است که به رشد کمالات انسانی مدد می‌رساند. در واقع، عدالت فرهنگی اقتضا می‌کند تا نظام اسلامی زمینه رشد چنین فرهنگی را فراهم کند نه هر فرهنگی را.

از طرف دیگر، این حق مسلم مردم است که از فرهنگی سالم، مفید و سازنده برخوردار شوند؛ بنابراین، بُعد دوم، هم شامل فراهم کردن بستر مناسب برای استفاده عموم مردم از فرهنگ سالم، مفید و سازنده است و هم شامل مقابله با مظالم فرهنگی خرد و کلان و ستاندن حق مظلوم از ظالم در عرصه فرهنگ است. برای مثال، در جامعه اسلامی، عدالت حکم می‌کند با کسانی که به اسم کار فرهنگی، جامعه را به آلودگی می‌کشند، زمینه سقوط انسان‌ها را مهیا می‌کنند و حق مردم در بهره‌مندی از فرهنگ متعالی را نادیده می‌گیرند، برخورد قانونی شود.   

حوزه‌های علمیه در زمینه عدالت اسلامی کار جدی آغاز کنند

* در نهایت برای تحقق عدالت در جامعه چه گام‌هایی باید برداریم؟

- قبل از هر چیز ما باید فهم خود را از عدالت اسلامی چه در بُعد نظری و چه در بُعد عملی، بسط و عمق بدهیم. باید اذعان کرد که فهم ما از عدالت اسلامی تمام و کمال نیست و حوزه‌های علمیه باید در این زمینه کارهای جدی را آغاز کنند. در مرحله بعدی، باید دستگاه فکری یا نظام فکری اسلام در حوزه عدالت را کشف و تدوین کنیم. این هم کار حوزه‌های علمیه است. نباید به تعالیم اسلامی در عرصه عدالت، نگاهی پراکنده و نامنسجم داشت. «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» که مصداق کفر است و حتی اسلام کاریکاتوری که مصداق بدفهمی یا غفلت است، قابل قبول نیست. لذا باید نظام فکری اسلام را درباره عدالت پیدا کنیم.

مدل اسلامی پیاده سازی عدالت

گام بعدی، دست یابی به مدل اسلامی پیاده سازی عدالت است. ما بدون مدل و فقط با شعار، نمی‌توانیم عدالت را در بدنه جامعه جاری کنیم. اینکه رهبر معظم انقلاب اسلامی بر روی الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت این همه تأکید دارند و ستون اصلی این الگو را عدالت معرفی می‌کنند به این معناست که پیاده سازی عدالت نیازمند مدل سازی است و مدل‌سازی با نظام سازی متفاوت است و باید گفت مدل از بطن نظام متولد می‌شود.

ریل گذاری تحقق عدالت در کشور

مرحله بعد، ریل گذاری برای تحقق عدالت در کشور است؛ چه در مقام قانون گذاری و چه در مقام طراحی سیستم‌ها و ساختارها باید ریل گذاری بر اساس عدالت صورت گیرد. این ریل گذاری‌ها عمدتاً کار قوه مقننه است. در کشور ما قانون است که نقش ریل را دارد و اگر قوانین به واقع عدالت محور باشند و از مدل اسلامی عدالت تبعیت کنند، ریل گذاری بر اساس عدالت صورت گرفته است. یکی از موثرترین قوانین در این زمینه، برنامه‌های پنج ساله پیشرفت کشور است که باید کاملاً صبغه عدالت پیدا کنند. آوردن مکرر کلمه عدالت در برنامه‌های پنج ساله ارزشی ندارد، ارزش این است که عدالت‌ورزی به روح برنامه‌های پیشرفت کشور تبدیل شود حتی اگر از تکرار عنوان عدالت در آن خبری نباشد.

عملیات اجرای عدالت

مرحله بعدی، عملیات اجرای عدالت است. گرچه عملیات یعنی همان اجرای قانون، لکن اگر مجری به عدالت اعتقاد کافی نداشته باشد و یا از فهم درستی از عدالت بهره مند نباشد، قانون را درست اجرا نمی‌کند و حتی می‌تواند به ضد خود تبدیل کند. ما باید کاری کنیم که اجرای عدالت در دولت‌ها یا در دستگاه قضایی، گفتمان غالب و مسلط باشد و اقتضائات گوناگون آن نیز در نظر گرفته شود.

 

شاخص‌سازی برای عدالت

مرحله بعدی، شاخص سازی برای عدالت است. ما اگر امروز بخواهیم بر اساس موازین دینی خودمان یک ارزیابی مناسب از تحقق عدالت در ابعاد گوناگون ارائه دهیم، به میزان کافی شاخص کمی و کیفی نداریم و این را رهبر معظم انقلاب اسلامی در دومین نشست اندیشه راهبردی صراحتاً بیان کردند؛ بسیاری از قضاوت‌های ما از میزان تحقق عدالت در کشور به دلیل فقدان بسته شاخصی، دقیق نیست و به سفید نمایی یا سیاه نمایی منجر می‌شود و گام دیگر که شاید از بقیه اهمیت بیشتری داشته باشد و تاکنون به آن کم توجهی شده است، ایجاد یک نظام فراگیر برای نظارت و کنترل بر اجرای عدالت بر اساس شاخص‌های آن است.

این نظام می‌بایست با مدد توده مردم به طور مویرگی در همه نقاط کشور حضور داشته باشد و مستمراً و به نحو قاعده‌مند پیاده سازی عدالت را در کشور رصد کند. به نظر من، این‌ها مراحل عمده‌ای است که می‌توان مضمون آن را در فرمایشات مقام معظم رهبری پیدا کرد.

در پایان بگویم در کشور ما باید یک دستگاه فرا قوه‌ای با نقش ستادی برای دنبال کردن عدالت اجتماعی بوجود بیاید تا اجرای عدالت که رسالت اصلی نظام اسلامی است را با قوت دنبال کند و برای نقصان‌ها و ضعف‌های نظام در این زمینه دائماً فکر کند و این منافاتی با درگیر کردن کل نظام با این موضوع ندارد.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار