امروز : سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۱۸:۵۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 102226
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۴:۲۷
تعداد بازدید: 166
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه سینما: «فرشته‌ها با هم آیند» اولین تجربه فیلمسازی حامد محمدی‌ است. فیلمسازی که در اولین تجربه‌اش،نام پدرش ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه سینما: «فرشته‌ها با هم آیند» اولین تجربه فیلمسازی حامد محمدی‌ است. فیلمسازی که در اولین تجربه‌اش،نام پدرش منوچهر محمدی را به عنوان تهیه‌کننده در کنار خودش دید. تهیه‌کننده‌ای که از او به عنوان یک تهیه‌کننده مولف در سینما نام می‌برند که در تمام مراحل تولید فیلم مشارکت فعالی دارد و حتی می‌تواند برخی از گره‌های کار را نیز با نقطه نظراتش باز کند. در یک روز گزم تابستانی در شرایطی با این پدر و پسر فیلمساز هم صحبت شدیم که به جرات می‌توان گفت بسیاری از مسایل و سوالات برای اولین بار در آن مطرح شد. بخصوص جایی که محمدی از تاثیرپذیری مرحوم استاد علی صفایی(ع.ص) و دکتر علی شریعتی در اندیشه و آثارش گفت.

قسمت دوم و پایانی گفت‌وگوی مشروح فارس با منوچهری محمدی و حامد محمدی را در ذیل می‌خوانید.

* «طلا و مس» و «فرشته‌ها با هم می‌آیند» تنها در نشان دادن یک سبک زندگی مشترک هستند

فارس: فیلمنامه‌نویس هر دو فیلم «طلا و مس» و «فرشته‌ها با هم می‌آیند» حامد محمدی است و هر دو فیلم نیز به روحانیت می‌پردازند. اما به نظر می‌رسد در فرم اجرایی «فرشته‌ها با هم می‌آیند» پخته تر باشد. چه اتفاقی از «طلا و مس» تا «فرشته‌ها با هم می‌آیند» رخ داده که به این پختگی در اجرا رسیدید که البته این سوال به معنای ضعیف بودن «طلا و مس» نیست.

منوچهر محمدی:در مقام تهیه کننده هر دو فیلم فکر می کنم پشت ساخت «طلا و مس» یک کارگردان کاملا پخته و باتجربه است و «فرشته‌ها با هم می‌آیند» را یک کارگردان جوان که اولین کارش ساخته که البته به خوبی از پس کار برآمده است. در مصاحبه‌های مختلف هم به نوعی در خصوص مشترکات مختلف این دو کار صحبت می‌شود اما من معتقدم این دو فیلم تنها در نشان دادن یک سبک زندگی مشترک هستند. البته دغدغه اصلی «طلا و مس» علی‌رغم این مفهوم سبک زندگی مساله اخلاق به مفهوم عام کلمه بود در و «فرشته‌ها با هم می‌آیند» همان اخلاق است اما در سطح عملی‌تری به آن نزدیک شدیم.

باز اگر بخواهم تفاوتی بین این دو فیلم قائل باشم اگر ما بخواهیم این مثال را روشن‌تر بیان کنم برای اولین بار باید بگویم که هر دو فیلم درباره سبک زندگی هستند اما یکی در بلا و سختی و دیگری در شادی و شیرینی. عملا این آدم‌ها هستند که به این دو معنی می دهند. آد‌م‌هایی هستند که با اندک سختی و بلایی همه چیز را از هم می‌پاشند و آدمهای دیگر در برابر مشکلات نمی‌شکنند. بنابراین هر دو فیلم در این مفهوم سبک زندگی مشترک هستند اما از دو زاویه متفاوت نگاه می‌کنند.





* سعی کردم بی‌دلیل به سینما ورود پیدا نکنم

حامد محمدی:علت شباهتی بین این دو فیلم و حتی حوض نقاشی که فیلمنامه آنرا هم من نوشتم با همدیگر باشد این است که به حال و هوایی که این قصه‌ها دارند برمی‌گردد. من سعی کردم بی‌دلیل به سینما ورود پیدا نکنم. من هم به یک حال و هوایی علاقه‌مند‌ هستم و فکر می‌کنم جای یکسری مسایل در سینما خالی است و قطعا من دغدغه‌هایی دارم. اما شکل حال و هوایی که این فیلم‌ها داشته اند را سعی کردم ادامه بدهم و این حال و هوا برایم لذت‌بخش بود. در این فیلم‌ها شاید اتفاقات خیلی عجیب و غریبی نیافتد اما در پایان فیلم حال تماشاگر خوب می‌شود. در فیلم‌هایی که من سعی کردم سهم کوچکی در آنها داشته باشم همین اتفاقات روزمره را با یک ذره بین کنجکاوانه نگاه کرده‌ام و همین گل‌های ریزی که در زندگی هر کسی ممکن است باشد را سعی‌ می‌کنم قالب فیلم را تشکیل دهم. اتفاقا ساخت این نوع فیلم‌ها خیلی سخت‌تر است. مثل تفاوت تابلوی مینیاتور با یک نقاشی 20 متر در30 متر است که هرکس آن مینیاتور را نگاه می‌کند شاید در وهله اول متوجه عمق کار نباشد ما کشیدن آن مینیاتور ظرافت خاصی می‌خواهد و فکر می کنم خیلی کار سختی باشد که قصه پیچیده را جذاب تعریف کنی تا تماشاگر با فیلم همراه باشد و مهمتر از آن پس از پایان فیلم حال و هوای مخاطب عوض شود و کمی حالش بهتر شود و دو ساعت در سالن سینما از همه مشکلات زندگی روزمره فاصله بگیرد.

 

* تاثیری که یک جمله دکتر شریعتی در ذهن منوچهر محمدی گذاشت

فارس: یکی از ویژگی‌های فیلم این است که روحانی شخصیت قابل باوری دارد. در خیلی از فیلم‌ها نقش روحانی وجود دارد اما شاید در فیلم‌های معدودی شخصیت روحانی برای مخاطب کاملا باورپذیر باشد. پروسه این باورپذیر بودن شخصا روحانی چگونه شکل گرفت؟ و اصلا چرا اینقدر پرداختن به روحانیت برای شما جذاب است؟

منوچهر محمدی: جواب‌های من واقعا از جنس دیگری است و این سوالات چون من را سر ذوق می‌آورد می‌توانم جواب دهم. خیلی‌ها دنبال این هستند که چرا من درباره روحانیت فیلم می‌سازم. دلیل اصلی این کار این است که من نوجوان بودم و در سال 1351 که دبیرستان درس می‌خواندم و یک معلم ادبیات داشتم که ایشان اولین بار من را با مرحوم دکتر علی شریعتی آشنا کرد و یک کتاب از ایشان به من داد و باعث شد تا من بقیه آثار ایشان را هم بخوانم و بعدم با همان ذوق در دانشگاه رشته جامعه شناسی را خواندم.

در مورد مرحوم شریعتی خیلی حرف‌ها زده می‌شود از جمله اینکه با روحانیت مشکل و مساله داشت، در حالیکه به نظر من به غیر از دکتر شریعتی کسی را نمی‌شناسم که جمله‌ای تا این اندازه پراهمیت و رسا درباره روحانیت گفته باشد. جمله‌ای که دکتر شریعتی می گوید این است:«من در تاریخ یکصد سال اخیر ایران ندیدم جایی که هیچ روحانی پای سند بندگی ملت ایران را امضاء کرده باشد. درحالیکه بسیاری از منورالفکرهای ما این کار را انجام داده‌اند». این جمله در ناخودآگاه ذهن من ثبت شد و چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب همنشینی با پاره‌ای از دوستان که بعضا ملبس هم شدند باعث شد تا متوجه شوم بین آن چیزی که ما در رسانه‌های رسمی می‌بینیم با آن چیزی که در واقعیت می‌بینیم تفاوت است و متاسفانه این تفاوت دارد به سمت یک گسست اجتماعی می‌رود که این گسست جای تامل دارد. همانطور که مرحوم شریعتی به برخی از رفتارها و خرافات در حوزه دین نقد داشتند از آن طرف هم ما واقعا روحانیونی داریم که زندگی ساده زیستی دارند و با مردم محشور هستند و شخصیت‌های بسیار دوست داشتنی دارند.

مثلا در فیلم «فرشته‌ها با هم می‌آیند» صحنه‌ای داریم که یک موتور سوار داخل پیاده‌رو می‌آید. من فکر می‌کنم همه ما تقریبا با چنین صحنه‌ای مواجه شده‌ایم. وقتی یک روحانی با همسر باردارش دارد قدم می‌زند و تذکر می‌دهد و موتورسوار حرف بدی می‌زند مثل هر آدم دیگری دنبال موتورسوار می‌کند تا از حقوق خودش دفاع کند. دراین صحنه مثلا روحانی باید از خودش خودش می‌گذشت و سکوت می‌کرد و ... اما اعتراض او خیلی طبیعی است و توجه به این عناصر ریز است که یک شخصیت را برای مخاطب باورپذیر می‌کند.

 

* تاثیری که مرحوم علی صفایی بر اندیشه و آثار منوچهر محمدی گذاشت

فارس:ظاهرا شما جزو کسانی هستید که خیلی با مرحوم علی صفایی در ارتباط بودید. چقدر این ارتباط با مرحوم صفایی در نگرش شما و حتی ساخت فیلم درباره روحانیت تاثیرگذار بوده است؟

منوچهر محمدی: من با مرحوم صفایی از سال 52 آشنا شدم.و اولین برخورد من با این روحانی اصلا به سبک دیگری بود. البته من محضر علمای دینی بزرگ‌تری را هم درک کرده بودم. مثلا زمانیکه دانشجو بودم سر کلاس‌های استاد محمدرضا حکیمی در دانشکده ادبیات می‌نشستم که ایشان ادبیات عرب درس میدادند اما متن اصلی تدریس نهج‌البلاغه بود.

اما به طور مشخص در مورد مرحوم علی صفایی باید بگویم که نوع سلوک، رفتار و برخوردهایشان و حتی شیوه تربیتی که حتی دو کتاب دارند با عنوان مسولیت سازندگی می‌شود خیلی راحت این خط را پیدا کرد. سال 52 من با ایشان در زادگاهم آبادان آشنا شدم اما سال 54 که اولین بار به دیدن ایشان در شهر مقدس قم رفتم که یک آدرسی داشتم و وقتی به محل رسدیم با خانه‌ای مواجه شدم که درب آن باز بود. چند دقیقه‌ای منتظر ماندم تا اینکه وارد شدم و ایشان یک اندرونی و یک بیرونی داشتند که ما در قسمت بیرونی منتظر ماندیم تا اینکه ایشان را دیدیم. به جهت اینکه همواره مراجعه کننده داشتند یک اتاقی را تدارک دیده بودند که در این اتاق حتی رختخواب هم بود و هرکسی از راه می‌رسید برای خودش رختخواب پهن می‌کرد و می خوابید. حوالی ساعت 11-12 شب بود که برای خواب آماده می‌شدیم و من به مرحوم صفایی گفتم درب را نمی‌بندید چون ممکن است دزد بیاید؛ ایشان هم گفتند دزد بیاید چه چیزی را ببرد؟!. من واقعا برای اولین بار بود با چیزی که در کتاب‌ها و می‌خواندم و در افسانه‌ها شنیده بودم مواجه می‌شدم، چون مرحوم صفایی هیچوقت درب خانه‌اش بسته نبود و حتی اصلا شاید خودشان هم در خانه حضور نداشتند.





 

 

فارس: البته یک طیفی از هنرمندان ما ظاهرا در سال‌های جوانی در محضر مرحوم صفایی حضور داشته‌اند.

منوچهر محمدی:نه تنها هنرمندان بلکه خیلی از اندیشمندان و حتی با بچه های نظامی و کسانیکه در گروه‌های دیگر بودند هم ارتباط داشتند و یک دایره وسیعی از افراد با ایشان در تماس بودند که به هیچ هم جنبه کلاس و خطابه و درس هم نداشت. من واقعا بسیاری از مطالبی که از مرحوم صفایی آموختم در سفرها اتفاق افتاد، به هیچ وجه منبر هم نمی‌رفت و سخنرانی نمی‌کرد و تنها در سفرها به دنبال آن سیر و سلوک بود و همین سادگی در کلام و رفتار واقعا آدم را جذب مرحوم صفایی می‌کرد.

 

فارس: در آثار شما یک جنس خاص از روحانیت دیده می‌شود که البته برخی از سوء تفاهمات هم با توضیحات شما برطرف شده که دنبال یک ساختارشکنی در موضوع روحانیت ایرانی نیستید و همین نگاه سبک زندگی است و این موضوع پس از دیدن «فرشته‌ها با هم می‌آیند» و تشابه رفتارهای روحانی فیلم با مرحوم علی صفایی تقویت می‌شود.

منوچهر محمدی:لازم است یک مثالی را بزنم. روزی من رفته بودم قم و دیدن ایشان و یک بحثی در گرفت. ایشان نکات اخلاقی را معمولا با ظرافت خاصی بیان می‌کرد و گفت:«سحر برای نماز صبح از خواب بلند شدم که دیدم در کوچه صدای استارت زدن یک ماشین می‌آید و قرار شد یکی دو نفر از آدم‌ها این ماشین را هل بدهند تا روشن شود. یکی که از همه فنی‌تر بود گفت این ماشین هوا گرفته. وجود ما آدم‌ها هم همینطور است بعضی‌ وقت‌ها هوا می‌گیرد بنزین به ما نمی‌رسد». با یک مثال خیلی ساده در زندگی روزمره مفهوم هوای نفسانی را منتقل کرد.

ایشان یکی از کارهایی که می‌کرد این بود که به مخاطبش نگاه می‌کرد و می‌دید ظرف وجودی مخاطب استعداد چه ورودی دارد و چگونه می‌شود با روح او ارتباط برقرار کرد و به هرحال آشنایی با ایشان در من تاثیر زیادی گذاشت.

 

* هیچ مجوز ویژه‌ای برای پرداخت به روحانیت ندارم

فارس: البته به دلیل اینکه شما تاکنون 4 فیلم با موضوعات مختلف درباره روحانیت ساخته‌اید و از طرف دیگر ارتباط خاصی که بین شما و مرحوم صفایی و سایر علما برقرار بوده عده‌ای می‌گویند شما مجوزهای خاصی برای فیلم ساختن درباره روحانیون دارید که شاید کسی دیگری نمی‌تواند این فیلم‌ها را بسازد. آیا واقعا شما برای پرداختن به روحانیت مجوز دارید؟

منوچهر محمدی: اصلا اینطور نیست. فکر می‌کنم هر کدام از دوستان ما چه در عرصه تهیه‌کنندگی چه کارگردانی وابسته به دغدغه‌هایشان می توانند به هر حوزه‌ای ورود کنند. طبیعتا ما باید با واژه اهلیت آشنا باشیم. حالا کسی می‌تواند این را یک رانت حساب کند در حالیکه اگر حوصله اجازه دهد من می توانم پیشینه تک تک این فیلم‌ها را باز کنم و بگویم. البته وجود آن دغدغه یک جسارت و شجاعت هم به فرد می دهد چرا که باید در کنار تولید اثر، بتوانیم آنرا توضیح هم بدهیم. زمانیکه «مارمولک» به نمایش در آمد آقای مسجدجامعی وزیر ارشاد بودند و روز چهارم یا پنجم اکران و همزمان با نمایشگاه کتاب بحث‌ها در مورد فیلم شروع شد که ایشان به من زنگ زدند و گفتند دو نفر از مراجع قم به نمایشگاه کتاب آمده‌اند و بحث این فیلم مطرح شده و من هم گفتم بهتر است تهیه‌کننده فیلم را ببینید. وقتی من به دیدن این دو عزیز رفتم در پایان گفتند یک امکانی را فراهم کنید که ایشان در صداوسیما این حرف‌ها را بزند. بنابراین نه تنها آن سوء تفاهمات برطرف شد بلکه نگاهشان با ما هم یکی شد.

 

* ریشه فرهنگ «بگم، بگم» از قضاوت براساس شنیده‌هاست

ما متاسفانه باید این را بگوئیم که در جامعه خودمان چند آسیب داریم که بزرگان باید در مورد آن فکر کنند که بازهم به نظر من ریشه‌یابی آن به سبک زندگی بر می‌گردد. به نظر من بیشتر داریم می‌شنویم تا اینکه ببینیم و قضاوت‌های ما بیشتر از آنکه بر مبنای دیده‌ها باشد بر مبنای شنیده‌ها است، در حالیکه مفهوم دینی که من خواندم و در کتب اصیل دیدم این است که باید براساس دیده‌ها قضاوت کرد. وقتی قضاوت ما براساس شنیده‌ها می‌شود از دل این فرهنگ، فرهنگ «بگم، بگم» بیرون می‌آید. در حالیکه یکی از صفات عالیه خداوند ستارالعیوب بودن و کتمان‌السر بودن است. بنابراین واقعا اگر به مفهوم سبک زندگی بپردازیم بسیاری از مشکلات درون جامعه ما برطرف خواهد شد.

 

فارس:شما به عنوان نویسنده و کارگردان چرا موضوع روحانیت برایتان جذاب است؟

حامد محمدی: من فکر‌ می کنم روحانیت هم مثل سایر اقشار جامعه هستند که داخل آن همه نوع آدمی هم دیده می‌شود. به هرحال وقتی سیستم تصمیم میگیرد دادگاهی ویژه روحانیت تشکیل بشود حتما در درون این قشر هم آدم‌های هستند که اشتباه می‌کنند و اتفاقا دادگاهی ویژه با حساسیت بیشتری تشکیل می‌شود. اتفاقا اگر شاید نقدی که وجود داشته باشد این است که روحانیت در این سال‌ از قاطبه مردم فاصله گرفته باشد و مردم هم اشکالات برخی از روحانیون را به پای همه آنها می‌نویسند و قطعا اینگونه هم نیست که بخواهیم بگوئیم مردم روحانیون را دوست ندارند و در مقابل روحانیت گارد دارند و حداقل در انتخابات سال گذشته دیدیم که در بین 6 فرد عادی مردم به روحانی رای دادند. بنابراین فکر می‌کنم خود مردم می‌دانند که باید چه کسی را انتخاب کنند و چه حرفی را گوش کنند چرا که همچنان جایگاه روحانیت در بین مردم ما بالاست و با فرهنگ ما عجین شده است. بنابراین یک بخشی از علاقه‌ به موضوع روحانیت به دلیل جاری بودن آنها در زندگی مردم است.

منوچهر محمدی: نسل ما شانسی که داشت این بود که با یک وجهی از دین قبل از انقلاب آشنا شد که علی‌رغم همه شرایط باز اجتماعی، اما بسیار پرحلاوت و شیرین بود و متاسفانه دیگر این بخش از دین را ما کمتر در موردش صحبت می‌کنیم. داستان بازی حضرت رسول در کوچه‌های مدینه را معامله اصحاب با کودکان برای خریدن حضرت رسول با چند گردو را احتمالا شنیده ایم. چقدر وقتی این داستان را می‌شنویم تکان می‌خوریم که شخصی در حد و اندازه حضرت رسول وقتی به کودکان می‌رسد به آنها محبت می‌کند.

یک جمله دیگر از حضرت امیر داریم که می‌گوید حاکم مسلمان خوب کسی است که رعیت در مقابل او بدون لکنت حرف بزند و این اساسا تمام مفاهیم مربوط به دموکراسی را در خودش دارد.بدون لکنت یعنی اینکه من بدون ترس و هراس بتوانم حرفم را به حاکم اسلامی بزنم. ما کمتر توانستیم این بخش از دین را به مردم بگوئیم و فکر می‌کنم اگر مجموعه فرهنگی ما به این سمت برود که این لطایف دین را به مردم منتقل کند، واقعا مردم دین را دوست دارند و فطرتا می‌پذیرند.

 

فارس: اگر بخواهیم «فرشته‌ها با هم می‌آیند» را در گروه فیلم‌های سبک زندگی شما قرار دهیم جایگاهش در این حوزه کجاست؟

منوچهر محمدی: من دارم تلاش خودم را انجام می‌دهم و ممکن است در برخی آثار بیشتر موفق باشم و در برخی آثار کمتر؛ و این در کار سینما طبیعی است. اما به اندازه سهم،فهم و امکاناتی که در اختیار دارم دارم تلاشم را انجام می‌دهم. ولی من می خواهم به عنوان یک تشکر از برنامه «ماه عسل» یاد کنم که واقعا در یکی از قسمت‌های این برنامه که یک مرد پای زندگی با همسر قطع نخاعی خودش می ایستد؛ عشق را به مفهوم واقعی کلمه دیدم. اگر یک زن و مردی همه امکانات را داشته باشند و عاشق هم باشند چیز خوبی است اما فوق‌العاده نیست و در این سختی‌ها و مشکلات است که آدم انسان کامل را می‌بیند. حجم بازتابی که این برنامه داشت دقیقا سبک زندگی است و به مردم خوب زندگی و چگونه زندگی را یاد داد. ما در در جامعه خودمان به چنین الگوسازیهایی به شدت نیاز داریم و به نظر من اگر این برنامه توانسته باشد حتی روی ده نفر تاثیر گذاشته باشد کار بسیار بزرگی را انجام داده است. اگر روحانی «فرشته‌ها با هم می‌آیند» هم مثل همان جمله‌ای که در فیلم می‌گوید که «مرد خانه باید نوکر زن و بچه‌اش باشد» روی چند نفر تاثیر گذاشته باشد من راضی هستم.





 

 

فارس: در بخشی از فیلم روحانی با همسرش باردارش شوخی می‌کند و انگشتش را به شکم او می‌زند. قطعا شما این صحنه را برای نشان دادن حس روح زندگی زوج در فیلم قرار دارید ولی شاید برای برخی خیلی خوشایند نباشد. چکار کردید که این شوخی‌ها هم باورپذیر باشد و هم حساسیت‌برانگیز نباشد؟

منوچهر محمدی: من تنها تذکری که دادم این بود که این صحنه جوری گرفته نشود که هم وهن ماجرا شود و هم حساسیت‌برانگیز شود. اما واقعیت این است که ما یک وجوهی از فیلم را نادیده گرفتیم. روایت است که در هنگام ورود و خروج از منزل همسرتان را ببوسید و حتی از اینکه جلوی فرزندانتان این را انجام دهید ابایی نداشته باشید و ما می‌توانیم با یک‌مقدار هوش مندی به این میزان صمیمت در محیط خانوادگی نزدیک شویم.

مرحوم صفایی یک کتابی به اسم «ذهنیت و زاویه» دارد. این زاویه دید است که خیلی مهم است.شما اگر نجابت را یکی از اجزای سبک زندگی فرض کنید به نظر من در سینما هم می‌توانید مسایلی را مطرح کنید که به باورپذیری و تاثیرپذیری بیشتر کمک کند. این اصل که ما می‌گوئیم مرد باید به زن احترام بگذارد را بالاخره باید نشان دهیم. البته ما متوجه حساسیت‌ها هستیم و باید هم باشیم تا بهانه را دست کسی ندهیم و واقعا اگر این نجابت را برای خودتان فرض کنید و دنبال نگاه اروتیک قصه برای گیشه بیشتر نباشید می‌توانید برخی چیز را نشان دهید.

حامد محمدی: من فکر می‌کنم ما نسل ممیزی هستیم اما هیچ جا در هیچ جایی نوشته نشده که این‌ها مفاد قانونی ممیزی هستند و هیچ مدیری هم در این سال‌ها نگفته است که چه چیزی ممیزی است، بنابراین فکر می‌کنم همچنان می‌شود در مورد هر موضوعی فیلم ساخت اما به نگاه مولف اثر بستگی دارد. اگر شوخی‌هایی که در این فیلم است و یا حس و حالی که بین آنها وجود دارد با یک نگاه شرافتمندانه شریف و بدون چشم داشت به گیشه باشد و نگاه جنسی پشت ان نباشد قطعا هم روح زندگی را نشان می‌دهد و هم کسی در مورد آن حساس نمی‌شود چرا که ما داریم برشی از زندگی را برای مخاطب روایت می‌کنیم.

حالا اینکه چرا این روحانی قابل باور شده‌است، می‌تواند به همین موضوع برگردد که من شخصیت‌های قصه را مثل مردم عادی نگاه می کنم و خودم را دچار ترسی نمی‌کنم که چون روحانی است باید رفتار متفاوت‌تری داشته باشد و البته رد مرحله بعد الزامات قصه را رعایت می‌کنم که این روحانی باید چه کارهایی را انجام دهد. بنابراین شاید در درجه اول همین عادی نگاه کردن این شخصیت‌ها به باورپذیری بیشترشان کمک کرده است.

فارس: شیرین‌ترین سکانس فیلم برایتان کدام است؟

حامد محمدی: من چون واقعا با تک تک لحظه‌های فیلم خاطره دارم نمی‌توانم بگویم کدام سکانس شیرین بود و همه لحظات فیلم برای شیرین و لذت بخش بود.

فارس:به عنوان سوال پایانی سخت‌ترین سکانس فیلم کدام بود؟

حامد محمدی‌: چون این فیلم اولین تجربه کارگردانی من بود و ظرافت‌های خاصی هم دارد واقعا همه پلان‌ها و سکانس‌ها هر کدام سختی‌ خاص خودشان را داشتند اما سکانس نزدیک شدن بچه‌ها به لبه پله واقعا سخت بود و اصلا ساختن فیلم با چهار پنج نوزاد واقعا سختی خودش را داشت.

گفت‌وگو:مهدی نوری -احسان هوشیارگر

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار