امروز : چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 13
۲۲:۳۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 1024
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردین ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۵۹
تعداد بازدید: 225
به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس، در ابتدای نخستین برنامه «هفت» در سال جدید رضا داودنژاد بازیگر سینما و تلویزیون و همسر خواهر ...

به گزارش خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس، در ابتدای نخستین برنامه «هفت» در سال جدید رضا داودنژاد بازیگر سینما و تلویزیون و همسر خواهر عسل بدیعی بازیگر سینما و تلویزیون با حضور در این برنامه به بیان توضیحاتی در خصوص فوت این هنرمند جوان پرداخت.

داودنژاد درباره علت فوت ناگهانی عسل بدیعی گفت: «چند روزی بود که او به همسرم غزل می گفت سردرد دارد. بالاخره این سردردها آن‌قدر به او فشار آورد که یک روز به غزل زنگ زد و او هم خیلی زود به خانه عسل رفت. سردردها تا شب شدت بیشتری گرفت تا اینکه همسرم به من زنگ زد و من هم به خانه عسل رفتم. شرایط به نحوی بود که مجبور شدیم با اورژانس تماس بگیریم».

او ادامه داد: «ما عسل را به بیمارستان بهمن رساندیم و خیلی زود او را به اتاق احیا بردند، اما اصلا متوجه نشدیم چه اتفاقی افتاد و هیچ کس هم توضیحی به ما نمی‌داد. فقط به ما گفتند دچار ایست تنفسی شده است. مدام ما را از اتاق بیرون می‌کردند و به جای توضیح دادن و آرام کردن می‌گفتند، داخل اتاق نرویم».

این بازیگر همچنین در خصوص شایعه درگذشت عسل بدیعی در اثر مسمومیت دارویی گفت: «از آنجایی که این اتفاق به خاطر مسمومیت برای من هم افتاده بود، فکر کردم ممکن است به خاطر مسمومیت باشد. پدر و مادر عسل مشهد بودند و من تلفنی به آقای بدیعی گفتم عسل دچار مسمومیت شده و چون در بخش زنان بستری است من نمی‌توانم تلفن را دست او بدهم. می‌خواستم آن‌ها خودشان را به تهران برسانند. از آنجایی که آقای بدیعی زمان بیماری من با بیمارستان تماس می‌گرفت و ممکن بود برای پیگیری حال عسل با بیمارستان تماس بگیرد، به مسئول بخش سپردم که اگر کسی تماس گرفت بگویید مشکل عسل مسمومیت دارویی است. از همان جا این مسمومیت دارویی پیچید و در رسانه‌ها هم منتشر شد.»

همسر خواهر زنده‌یاد عسل بدیعی با تاکید بر اینکه برای آخرین بار در این خصوص صحبت‌ می‌کند در بخشی دیگری از حرف‌هایش اظهار داشت: «در نهایت خون عسل را برای آزمایش به بیمارستان لقمان فرستادیم و دکتر همان جا گفت به احتمال زیاد آسیب مغزی دیده است. آقای بدیعی هم خودش را رساند و در نهایت هوشیاری پایین آمد و مرگ مغزی تایید شد. در این اتفاق دو روایت وجود دارد. یکی روایت علمی و پزشکی و دیگری روایت من و همسرم که از نزدیک شاهد ماجرا بودیم. در نهایت در این روزها اتفاقاتی که افتاد و حمایت مردم و مسئولان این داغ را برای خانواده و ما کمتر کرد.» 

براساس این گزارش؛ در ادامه این برنامه بهنام بهزادی کارگردان فیلم سینمایی قاعده تصادف درباره دلایل کم کاری اش در سینما توضیح داد: کلا فیلمسازی کار آسانی نیست به خصوص زمانی که می خواهی مستقل بمانی و تن به سیاست های فیلم های مبتذل ندهی. من دو سال درگیر اکران فیلم اولم"تنها دوبار زندگی می کنیم" بودم. از روزی که ایده اولیه این فیلم شکل گرفت نیز حدود دو سال تکمیل شدنش به طول انجامید. اما امیدوارم فاصله ساخت این فیلم با کار بعدی ام کمتر طول بکشد.

در ادامه مهرزاد دانش درباره این اثر عنوان کرد: تصور می کنم"قاعده تصادف" در میان فیلم های نوروزی بهترین فیلم باشد این فیلم اثر آبرومند و موقری است. فیلم هم در ساختار و هم درون مایه تماتیک روند متعادلی را طی می کند. ساختار بصری فیلم، میزانسن و ریتم آن متناسب با فضای تماتیک فیلم است و مهمترین نقطه امتیاز اثر نیز همین تعادل آن است.

شاهین شجره کهن منتقد سینما نیز درباره فیلم گفت: " قاعده تصادف" در جشنواره هم جز آثار شاخص به حساب می آمد. فیلم بسیار سرپا است و جسارت فیلمساز در استفاده از ابزار و فرم نیز قابل ستایش است. این فیلم اثری قابل احترام است اما در بیان مضمونی که مد نظر دارد ناکام مانده است.

وی ادامه داد:چالش اخلاقی و تردیدی که جوانان فیلم با آن روبرو هستند به درستی شکل نگرفته است چون عملا به نوعی انفعال دچار می شوند. بنابراین " قاعده تصادف" در یک قدمی موفقیت قرار دارد. فیلم مبتنی بر پلان های طولانی است اما من معتقدم که در طول اثر این پلان ها کمتر به سکانس تبدیل می شوند و در اغلب موارد این پلان ها برداشت های طولانی هستند تا پلان سکانس.

دانش در ادامه این بحث عنوان کرد: تصور می کنم موضوع فیلم فراتر از اختلاف و تفاوت بین نسل هاست. فیلم بزنگاه های اخلاقی را پی در پی مطرح می کند. تعارض بین مصلحت و منفعت و در نظر گرفتن یا نگرفتن اخلاقیات اوج این بزنگاه ها است. اما معتقدم که در طول فیلم فرصت در اختیار این جوانان برای تصمیم گیری قرار داده می شود.

وی درباره پلان سکانس ها در فیلم گفت: نمایش پلان سکانس وابستگی این جوانان به هم و نمایش درگیری آنها در یک فضای سنگین و موقعیت بغرنج را نشان می دهد. شخصیت پردازی این جوانان نیز از نقاط قابل توجه فیلم است چون فردیت آدم های فیلم به درستی لحاظ شده است.

بهزادی در ادامه درباره شخصیت پردازی در فیلمش گفت: اینکه شخصیت ها را آن قدر باز کنیم تا کشفی برای بیننده وجود نداشته باشد باعث نزدیک شدن آنها به تیپ می شود. بنابراین به این شکل کنونی جای کشف شخصیت ها برای مخاطبان بیشتر وجود دارد.

وی افزود: معمولا ما در جهان واقعی برای کاری که انجام می دهیم بیشتر از یک انگیزه داریم. اما در فیلم مجبوریم به هر کدام از انگیزه ها اشاره هایی بکنیم و باقی را به درک تماشاگر واگذار کنیم. فکر می کنم شخصیتهای فیلم پرداخت شده و قابلیت درک شدن دارند.
 
وی درباره اینکه فیلمش در نوروز اکران شده گفت: من راضی هستم که فیلم در نوروز اکران شد. دوستان به من پیشنهاد می کردند که فیلم را در نوروز اکران نکنم اما تصور من بر این بود که این فیلم ها با هم رقابتی ندارند و هر کدام مخاطبان  خودشان را جذب می کنند.

وی ادامه داد: اما چیزی که پیش بینی نکرده بودم کم شدن تبلیغات و اطلاع رسانی به دلیل کم لطفی برخی نهادهای فرهنگی بود که به کار ضربه زد. اگر این فیلم فرهنگی نیست و از آن حمایت نمی کنند پس باید به بازتعریف تازه ای از واژه فرهنگ برسیم. در یک شرایط  نابرابر به فیلم ما 8 سالن می رسد و به فیلم های دیگر 65،45 و 35 سالن. این عدم تعادل و نابرابری را من از قبل پیش بینی نکرده بود.

گزارش تولید سینمای ایران و نقل قول‌های هفته، آیتم‌های بعدی برنامه شب گذشته هفت بودند و میزگرد برنامه به بازخوانی اندیشه‌های شهید آوینی با حضور بهروز افخمی و اکبر نبوی اختصاص داشت.

در ابتدای بحث بهروز افخمی با بیان اینکه شهید آوینی را از سال 58 و سر تدوین مستند"خان گزیده ها" می‌شناسد درباره خصوصیات اخلاقی آوینی گفت: آوینی همیشه برادر بزرگ، با سواد، اهل یاد دادن و کشف کردن بود. مربی بودن وی و عشقش به درست شدن یک سینمای انقلابی و دینی باعث شده که غیبتش در طول این سالها زیاد احساس شود.

وی ادامه داد: جنبه ادیب و شاعر بودن آوینی باعث می شد که گفتار متن های بسیار جذابی را برای مستندهایش بنویسد و با صدای دلنشینش بخواند. آوینی به فلسفه و فلسفه اشراق بسیار علاقه‌مند بود. بنابراین پرداختن آوینی به سینما بیشتر به طرح پرسش و یا زیر سوال بردن و نقد کردن برخی تعاریف و تحلیل های دیگران مربوط می شد. آوینی به بچه هایش یاد می داد که وقتی فیلم می بینند تحت تاثیر پیش فرض ها قرار نگیرند.

نبوی نیز در این باره گفت: شهید آوینی جز معدود کسانی بود که متعلق هستند به حوزه تفکر و اندیشه که البته سینما نیز برایشان اهمیت دارد. سینما برای آوینی مهم بود البته نه به معنای اینکه آن را تقدیس کند بلکه دغدغه و اهتمام او نسبت به سینما به دلیل این بود که سینما رسانه جذابی است که با آن می توان پیام مد نظر را منتقل کرد و البته وجه هنری هم دارد.

وی ادامه داد: افخمی فرزند زمان خویش بود و نسبت به مناسبات و تحولات مختلف فرهنگی جامعه اش عکس العمل نشان می داد و ارزش قائل بود. بنابراین شهید آوینی نمی توانست نسبت به سینما غفلت کند. هنر در نزد آوینی باید کمک کند به کشف آزادی و آزادی از خود. شهید آوینی یک سالک مستمر بود و انسانی معرفت اندیش و به دنبال کشف.

در بخش دیگری از این میزگرد افخمی درباره نظرات و عقاید آوینی گفت: اینکه انتظار داشته باشیم آوینی چهارچوب های قطعی و اصول کلی را مطرح کرده باشد درست نیست. آوینی شخص پرشوری بود که جذب امام خمینی(ره) شده بود و دوست داشت فضای فرهنگی ایران در همه حوزه ها پیشرفت کند.

وی افزود: آوینی هیچ همدلی با سینمای روشنفکری و نخبه پسند نداشت. آوینی مصادره ناشدنی است اما برخی سعی می کنند او را به جریان خاصی ارتباط دهند و نظرات او را با عقاید خودشان منطبق کنند.

بهترین راه شناخت آوینی تفسیر و نقد اندیشه‌های وی در حوزه سینما است.

نبوی نیز در این زمینه گفت: من سال هاست که تاکید می کنم اگر اجازه ندهیم آراء مرتضی آوینی نقد شود کمک کرده ایم به مرگ یک متفکر. یک متفکر فقط احتیاج به تجلیل و تقدیر ندارد. مجال نقد آرا آوینی تا کنون فراهم نشده و همین به بت شدن آوینی و شناخت کمتر وی کمک کرده است.

وی در پایان متذکر شد: مرتضی آوینی را باید در ساحت درک زمانه ادامه دهیم. تکرار آوینی او را تداوم نمی دهد.اندیشه های آوینی در حوزه سینما باید شرح و تفسیر شود و این بهترین راه شناخت وی است.

در میانه گفت‌وگو نظرات دانشجویان رشته سینما درباره آوینی نیز پخش شد که اکثر این جوانان اطلاع کمی درباره شهید آوینی و نظریاتش داشتند.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها