امروز : دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 26
۰۰:۱۳
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 102866
تاریخ انتشار: ۲۱ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 5
از سال 1948 م تاکنون که رژیم صهیونیستی در بخشی از سرزمین تاریخی فلسطین به کمک دولت استعماری وقت انگلیس ایجاد شد تا به امروز تل آویو با اشغال بخش های ...

از سال 1948 م تاکنون که رژیم صهیونیستی در بخشی از سرزمین تاریخی فلسطین به کمک دولت استعماری وقت انگلیس ایجاد شد تا به امروز تل آویو با اشغال بخش های دیگری از سرزمین فلسطین همواره کوشید از آن برای اقناع طرف فلسطینی برای پذیرفتن مناطق اشغالی سال 48 استفاده نماید. به این معنی که اشغال کرانه باختری و نوار غزه که در سال 1967 م اتفاق افتاد با این هدف صورت گرفت تا فلسطینی ها را به بخشیدن رسمی مناطق اشغالی سال 1948 وادار کند. باصطلاح این رژیم تلاش می کند با اشغال بخشی از مناطق فلسطینی نشین دست بالا را در مذاکرات نهایی نسبت به فلسطینی ها داشته باشد و به قول معروف به مرگ می گیرد تا طرفش به تب راضی شود.

این سیاست به وضوح در رفتارهای شش دهه اخیر صهیونیست‌ها مشاهده شده است. از اشغال مناطق پیش تر گفته شده گرفته تا اشغال مناطق قدس شرقی که براساس قطعنامه سازمان ملل منطقه ای بین المللی است و یا  ساخت شهرک های صهیونیستی در مناطق اشغالی سال 1967م. 

تا کنون اتخاذ هیچ سیاستی از سوی اعراب و فلسطینی ها منجر به عقب نشینی صهیونیست‌ها از مناطق اشغال شده دوم نشده مگر اتخاذ سیاست مقاومت مسلحانه در نوار غزه که پس از 34 سال اشغالگری (1967 م )این منطقه به آزادی نوار غزه (پنج اگوست 2005م) منجر شد.  تمامی اقدامات جنایتکارانه صهیونیست‌ها نیز طی سال 2005 تا به امروز (راه اندازی سه جنگ) علیه اهالی نوار غزه نیز صرفا به این خاطر است که مردم کرانه باختری این الگو را درپیش نگیرند! چرا؟ چون اگر کرانه باختری هم به سبک نوار غزه از لوث اشغالگری آزاد گردد آنوقت سقف خواسته های فلسطینی ها در مذاکرات نهایی با طرف صهیونیستی متمرکز بر روی مناطق اشغالی سال 1948 م خواهد شد و این خواسته یعنی نابودی کامل رژیمی به نام اسراییل. و از همین جاست که دشمنی صهیونیست ها با جمهوری اسلامی ایران معنا می شود چون همین خواسته فلسطینی ها است که با جمله تاریخی حضرت امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که فرمودند « اسرائیل غده سرطانی است و باید از صحنه روزگار محو شود» پیوند می خورد. 

تجربه سه دهه مبارزه مسلحانه فلسطینی ها علیه اشغالگران قدس نشان می دهد آنچه طرف صهیونیستی را وادار به اعطای امتیاز در قضیه فلسطین می کند نه ساز و کار مذاکره و سازش که با پیمان ننگین کمپ دیوید میان مصر و تل آویو کلید خورد بلکه جهاد و مقاومت مسلحانه است. جهادی که به دیوارکشی صهیونیست‌ها به دور خود در سال 2003 م انجامید،‌ مقاومتی که به فرار اسراییل از نوار غزه در سال 2005 م منجر شد و جهادی که پایتخت سیاسی و اقتصادی صهیونیست‌ها در منطقه را با فن آوریهای جدید موشکی هدف قرار داد و دستاوردهای دیگری که احصایش مجال این مقال نیست.

با این وصف پرسشی که مطرح می شود اینکه مقاومت مسلحانه چه مزیتی دارد که صهیونیست‌ها را وادار به امتیاز دهی و عقب نشینی می کند؟  در پاسخ ذکر چند نکته کلیدی در این باره ضروری به نظر می رسد:

نخست؛ هزینه ها:‌ صهیونیست ها نظر به توجهات مادی خود نسبت به زر و مال معمولا از زوایه اصل سود و زیان با تحولات و پدیده ها برخورد می کنند. هرجا شرایط برای سرمایه گذاری و غارت و ظلم فراهم باشد برای سودگیری بیشتر از هیچ کوششی فروگذار نمی کنند لیکن چنانچه به این درک برسند که بستر سودیابی آماده نباشد وادار به عقب نشینی می شوند. مصداق این مدعا خروج میلیاردها دلار سرمایه داخلی و خارجی از سرزمین های اشغالی پس از وقوع انتفاضه دوم فلسطینی‌ها است. به این معنی که زرسالاران صهیونیست به محض مشاهده افزایش هزینه های مادی و امنیتی که در نتیجه استقامت ملت فلسطین میسر شد عطای غزه را به لقایش در سال 2005 م بخشیدند و از این منطقه فرار کردند.

دوم؛ تلفات اعم از انسانی و مادی: کشته گیری از طرف صهیونیستی تجربه ای موفق برای گروههای مقاومت فلسطینی بود. در جنگ 22 روزه در سال 2008م آنچه که باعث شد رژیم اشغالگر قدس از ادامه جنگ منصرف شود افزایش تعداد کشته ها در درون جامعه صهیونیستی بویژه در شهرک های مجاور نوار غزه بود. این تجربه را البته جنبش حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه به ثبت رساند و مقاومت فلسطینی نیز الگوبرداری کرد و به نتیجه رسید.

سوم؛ فشار افکار عمومی: عامل دیگری که صهیونیست‌ها را وادار به عقب نشینی از مواضع جنایتکارانه اش می کند فشار افکار عمومی بویژه در جهان اسلام  و جهان غرب است. جهان اسلام از آن رو که خشمش می تواند بنیان این رژیم را براندازد و جهان غرب از آن رو که در صورت برداشتن حمایتش از این رژیم ،‌تل آویو به طور خودکار از صحنه محو خواهد شد. تدبیر حضرت اما در نامگذاری روز قدس دقیقا با هدف تحقق همین موضوع صورت گرفت. یعنی محاصره رژیم صهیونیستی از طریق افکار عمومی. یعنی جنگ نرم. یعنی از بین بردن عقبه های حمایتی رژیم اشغالگر قدس برای ازادی فلسطین و بیت المقدس. مصداق این ادعا همبستگی جهانی با فلسطینی ها طی یکماه اخیر است. علاوه براین تحریم کالاها و دانشگاههای  صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا نیز مصداق بارز این شیوه مبارزاتی است.

چهارم؛ تعقیب حقوقی- قضایی  و فشار سیاسی: نظر به انحصار سازمان های بین المللی از سیاسی چون شورای امنیت گرفته تا حقوقی نظیر دادگاه‌ بین المللی جنائی در اختیار متحدان غربی رژیم صهیونیستی تا یک‌دهه پیش هرگونه اعمال فشار به این رژیم تقریبا امری محال بود. ایجاد اتحاد و ائتلاف‌ های جدید در صحنه مناسبات بین المللی و استفاده از طرفیت سازمانهای بزرگی چون جنبش عدم تعهد و یا سازمان همکاری اسلامی و... موجب شده است تا اعمال فشار برای عقب نشینی رژیم صهیونیستی در برخورد با قضیه فلسطین شکل جدی تری به خود بگیرد. ضمن انکه استفاده از ظرفیت های حقوقی در نقاط دیگر دنیا برای تعقیب قضایی جنایتکاران جنگی این روزها به دردسر بزرگی برای رژیم صهیونیستی شده است. استفاده از این ابزار بویژه در شرایط کنونی که این رژیم مرتکب جنایت جنگی،‌جنایت علیه بشریت و نسل کشی در فلسطین شده است شیوه مناسبی برای اعمال فشار محسوب می شود. 

 *سعید رضا دل شکیب

 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار