امروز : سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 25
۱۶:۱۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 103855
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 31
با همه فراز و فرودهائی که در زمینه حق غنی‌سازی ایران در نشست‌های مختلف ژنو به ویژه پس از ژنو 3 و انعقاد توافق نوامبر 2013 و همچنین در نشست‌های وین رخ ...

با همه فراز و فرودهائی که در زمینه حق غنی‌سازی ایران در نشست‌های مختلف ژنو به ویژه پس از ژنو 3 و انعقاد توافق نوامبر 2013 و همچنین در نشست‌های وین رخ داد، عملاً غرب در خصوص «امکان غنی‌سازی محدود» ایران کوتاه آمد. مبنای این کوتاه آمدن، منظور دقیق از این غنی سازی «محدود» و همچنین چشم انداز آن، نکاتی هستند که می‌توان در خصوص ابعاد و تحولات نظری و عملی‌شان در این سیر 9 ماهه از مذاکرات هسته‌ای واکاوی نمود و دیدگاه‌های رسمی و غیررسمی مختلفی را مطرح و جمع بندی کرد. اما در شرایطی که ایران و غرب روند نگارش توافق جامع و حل 4 مساله اصلی باقیمانده را تسریع کرده‌اند، بازگشت به انکار حق غنی سازی ایران (که مربوط به قبل از مذاکرات وین 5 است)، معنا و مفهوم خاصی دارد.

هدف از طرح این دیدگاهها در این شرایط، اعمال فشار بر ایران برای تعدیل حقوق و مطالبات معقول خود است. هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق ایالات متحده، در قالب یادداشتی در نشریه ویکلی استاندارد، این نکته را با تکیه بر بالا بردن مطالبات طرف آمریکائی در روند توافق جامع چنین مورد تصریح قرار داده است: «یک سیگنال به تمامی آنهایی که آنجا (در مذاکرات) هستند ارسال شود که  بدون اعمال مجموعه روشنی از محدودیت ها بر ایران، توافقی نمی‌تواند حاصل شود.»

وی در این زمینه چند نکته را در کنار هم مورد تاکید قرار داده است: اولاً «برخلاف ادعای ایران، چیزی به‌عنوان حق غنی‌سازی وجود ندارد. ثانیاً ارجح این است که هیچ غنی‌سازی صورت نگیرد. موضع جایگزین می‌تواند این باشد که غنی‌سازی بسیار محدودی انجام شود که قادر به گریز (هسته‌ای ) نباشد.»

کلینتون نیز هرچند در یادداشت فوق از انکار حق غنی‌سازی ایران (همان چیزی که جان کری نیز بلافاصله بعد از نشست اعلام توافق نوامبر 2013 مطرح کرد)کوتاه نیامده است اما پذیرش عملی ولی بسیار محدود غنی‌سازی را یک گزینه ناگزیر شمرده است. در واقع، وی هم آگاه است که تحولات بین‌المللی به گونه‌ای بوده است که دیگر مساله «تعلیق» کامل غنی‌سازی ایران و یا برچیدن همه ابعاد آن، از دستورکار بین‌المللی خارج شده است. به واقع، عملاً (و نه رسماً) غرب نوعی غنی‌سازی محدود را پذیرفته است و به جای اینکه اصل این امکان یا ظرفیت (شاید نه حق بلکه نوعی استحقاق در روند معامله) را نفی کند، اساساً تمرکز خود را بر مظاهر و فعلیت‌های آن قرار داده است. با این حال، ترجمان دیدگاه‌های او در سیاست خارجی آمریکا اینست که آمریکائیها در هیچ شرایطی با شناسائی صریح حق غنی‌سازی ایران همراهی نخواهند کرد.

ممکن است از عبارات مختلف دیدگاه‌های هیلاری کلینتون، نوعی سردرگمی یا تلاش وی برای اعلام نارضایتی از سیاست خارجی اوباما مشهود باشد. در هر حال، این مقام سابق آمریکائی نیز خواه ناخواه در این مسیر قرار گرفته که تائید کند آمریکا ناگزیر شده است در روند تبادل امتیاز با ایران، با نوعی غنی‌سازی در ایران موافقت کند.

به نظر می‌رسد، مهم‌ترین بخش از دیدگاه‌های وی، تفسیر منظور از «غنی‌سازی بسیار محدود و غیرقابل گریز» است. وی در این رابطه، نکاتی را مطرح می‌کند که احتمالاً از کاستی اطلاعات تخصصی او در زمینه انرژی هسته‌ای و فرایند غنی‌سازی نشات گرفته باشد. عبارت وی چینن است: «اگر آنها (ایران) برای رأکتور تحقیقاتی تهران و یا تحقیقات عملی  به مقداری اورانیوم غنی شده نیاز دارند، هرگز نباید از غنی‌سازی 5 درصد فراتر روند». در واقع، محدودیت‌های موردنظر او به معنای ماندن ایران در غنی‌سازی زیر 5 درصد تعریف شده است؛ مقوله‌ای که در اجرای شش‌ماهه توافق ژنو و تمدیدیه تجدیدی 4 ماهه آن نیز  ملاک بوده است. در این صورت، این پرسش مطرح خواهد شد که اگر آمریکا با غنی‌سازی در سطح زیر 5 درصد مشکلی ندارد، پس چرا روند توافق جامع و نگارش متن در این زمینه، به درازا کشیده است؟

آنچه تیم مذاکره‌کننده آمریکائی دنبال می‌کنند، متمرکز بر محدودسازی غنی‌سازی زیر 5 درصد است. به واقع، منظور کلینتون در شرایط فعلی نیز تامین شده است. زیرا ایران قصد از سرگیری غنی‌سازی 20 درصد را حداقل تا چشم اندازی معقول، نخواهد داشت. آنچه موضوع بحث است، تامین نیاز سوخت ایران برای نیروگاه بوشهر است؛ زیرا به نظر می‌رسد که تامین سوخت 20 درصد برای رآکتور تحقیقاتی تهران و رآکتورهای جایگزین، عمدتاً متکی بر بازارهای خارجی باشد. یعنی در زمینه 20 درصد نوعی تفاهم حاصل شده است که ایران آن را در بخش مهم یا همه دوره توافق جامع به صورت تعلیق نگه دارد. اما در رابطه با غنی‌سازی 5 درصد، نیاز عملی ایران بر اساس اطلاعات فنی و نه سیاسی، مطرح شده و برنامه‌ای مشخص و منطقی ارائه گردیده که نشان می‌دهد ایران نهایتاً در دوره توافق جامع، 190 هزار سو ظرفیت غنی‌سازی زیر 5 درصد نیاز دارد. حال می توان با تقسیم این سوها بر نسل ماشین‌های سانتریفیوژ و تعیین دوره ها و مقاطع زمانی، همان طرح غنی‌سازی پلکانی را تشریح و قالب‌بندی کرد.
به نظر می‌رسد که آمریکا تمرکز بر غیرفعال کردن بخشی از ماشین‌هائی دارد که ایران در حال حاضر به صورت فعال در زمینه غنی‌سازی زیر 5 درصد در اختیار داشته و تحت نظارت آژانس کار می‌کنند. تعداد 500 تا 4000 ماشین، از همین رویکرد نشات گرفته است.

نهایتاً اینکه هیلاری در حالی که قصد داشته نوعی نقش انکار حق غنی‌سازی ایران را بازی کند و همچنان کنار آمدن با غنی‌سازی بسیار محدود را نیز نوعی استحقاق ناشی از امتیازهای متقابل و معامله‌ای (و نه حق) قلمداد کند، نتوانسته است رویکردی به تیم‌های مذاکراتی بدهد که غنی‌سازی ایران در چشم انداز توافق جامع را تعیین کند. از این رو، به نظر نمی‌رسد که نقطه نظرات وی اهمیت چندانی از نظر طرح ایده‌های بدیع در عرصه دیپلماسی هسته‌ای آمریکا یا دیگر اعضا داشته باشد. شاید به همین دلیل است که در مورد یادداشت وی در ویکلی استاندارد نیز بحث و بررسی خاصی در محافل مختلف تحلیلی هسته‌ای آمریکا و جهان صورت نگرفته است. منظور از نگارش نوشتار حاضر نیز این بود که تاکید کنیم هیلاری کلینتون بدون داشتن اطلاعات تخصصی در زمینه غنی‌سازی و سطوح آن، این یادداشت را نگاشته است و مقوله توافق جامع هسته‌ای برای وی عمدتاً دستاویزی در راستای رقابت‌های انتخاباتی آتی ریاست جمهوری آمریکا بوده است. تکرار همین اظهارات دو بار طی یک هفته و ایفای نقش ناراضی نسبت به امتیاز دادن آمریکا به ایران در زمینه هسته‌ای، نشان می‌دهد که کلینتون به دنبال جلب آرای لابی‌های صهیونیستی است. البته یادداشت اخیر وی تندتر از مصاحبه‌ای است که هفته قبل در هفته نامه آتلانتیک منتشر شده بود. در هر حال، شکی نیست که رنگ و بوی سیاسی و سیاست داخلی این اظهارات و دیدگاه‌ها، غالب است ولی نبود بنیاد فنی در این زمینه، از جمله محورهائی است که از نگاه منتقدین و تحلیل‌گران به دور نمانده است. در هر حال، هستند بسیاری از کارشناسان و مقامات آمریکائی به ویژه در کنگره و اتاق‌های فکر وابسته، که به جای معیاری که کلینتون مطرح کرده است، معیارهای فنی بسیار محدود‌کننده‌تری را برای شاخص‌بندی غنی‌سازی ایران در دوره توافق جامع ترسیم کرده‌اند. 

* نادر ساعد – استاد دانشگاه و پژوهش‌گر حوزه هسته‌ای

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار