امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۰۸:۰۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 103896
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۰۸
تعداد بازدید: 7
نزدیک به یک ماه از تهاجم رژیم صهیونیستی به باریکه‌ی غزه می‌گذرد. در این مدت تحلیل‌های گوناگونی از پیامدهای این تهاجم و ابعاد گوناگون آن ارائه گردیده ...

نزدیک به یک ماه از تهاجم رژیم صهیونیستی به باریکه‌ی غزه می‌گذرد. در این مدت تحلیل‌های گوناگونی از پیامدهای این تهاجم و ابعاد گوناگون آن ارائه گردیده است. اما جای خالی تحلیل راهبردی تاثیرات و پیامدهای گوناگون داخلی منطقه ای و بین المللی حمله ی اسرائیل به نوار غزه  مشاهده می‌گردد که این نوشتار تلاشی در جهت رفع این امر است.

حمله به غزه و تاثیر بر مسائل مختلف اسرائیل: واقعیت این است که حمله ی اسرائیل به غزه در بعد داخلی برای افکار عمومی اسرائیل یک موضوع منفی نیست و این امر برای مردم اسرائیل مسئله ی خوشایندی بود. دولت اسرائیل سعی داشت با این حمله هم پیامی را به مخاطبان فلسطینی دهد و هم پیامی به مخاطبان دوم یا تمام کشورهای منطقه و جهان برساند.

محتوای این پیام این بود: جان 3 اسرائیلی، معادل هزاران غیراسرائیلی است. در واقع این پیام، پیام بسیار مطلوب و پرطرفداری در افکار عمومی اسرائیل است. لذا حمله اگر به ظاهر و از لحاظ نظامی بی نتیجه تمام شد، اما من فکر می کنم که آنچه اسرائیل می خواست، در داخل اسرائیل انجام داد و پیام خود را رساند.

در این  میان اسرائیل با اصرار و کشتار این چنینی و بی تناسب سعی کرد به فلسطینی ها و تمام کشورهای منطقه و حتی به دنیا نشان دهد که فکر حمله به اسرائیل فکری با تبعات بسیار گران است و اسرائیلی ها در استفاده از نیروی نظامی، کشتار و زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی هیچ ابایی ندارند و هیچ کس یا هیچ نهاد بین المللی نمی تواند جلوی آنها را بگیرد. در این شرایط حتی اسرائیلی ها به تمام پیام ها و مواضع کشورها (چه هم پیمانان  خود  و چه مخالفان خود) و همچنین افکار عمومی جهان و رسانه ها بی اعتنا بودند.

مناسبات داخلی رژیم صهیونیستی: دولت فعلی به راحتی می تواند آن چه که اتفاق افتاد را توجیه کند. خیلی ها فکر می کنند ملت اسرائیل با توجه به کشته ها و هزینه های جنگ واکنش نشان دهند، اما دولت فعلی اسرائیل قادر است این موضوع را توجیه کرده و بگوید چاره ای نداشتیم و اگر این کار را نمی کردیم، امنیت نیروهای نظامی و امنیت شهروندان ما در آینده تامین نمی شد.

یعنی دولت کنونی اسرائیل تلاش کرده فضایی مجازی و تصنعی برای مردم فراهم کند و این موضوع را قابل توجیه کند. در واقع در میان مدت و درازمدت اسرائیل نیاز به این جنگ داشت تا چنگ و دندانی نشان دهد و نشان دهد که قدرت نظامی برتر را در منطقه دارد. آن ها محاسبات خود را کردند اما ظاهرا ترجیح داده اند همه این هزینه ها را پرداخت و چنگ و دندانشان را نشان دهند.

تاثیر حمله به غزه در  حوزه پیامدهای اجتماعی حضور یهودیان از سراسر جهان در اسرائیل: حمله به غزه نشان داد که موضوع رویارویی با فلسطینیان، یک موضوع محدود به ارتش و محدود به سرزمین های مورد مناقشه و شهرک ها و .... نیست، بلکه تمام خاک اسرائیل نا امن است و این امر در روند مهاجرت به اسرائیل حتما تاثیر خواهد گذاشت.

اسرائیل نشان داد که هنوز به نقطه ای که می خواهد برسد و آن را به شهروندان خود نوید می داد، نرسیده است. در واقع اسرائیل این موضوع که حمله و جنگ ربطی به شهرهای ما ندارد و آن را در مناطق فلسطینی محدود کردیم، را در تبلیغات و رسانه های خود استفاده می کند و سعی کرده به کسانی که می خواهند در اسرائیل سرمایه گذاری و در آن جا مشغول زندگی هستند آرامش خاطر دهد.


 در این شرایط دولت خودگردان در موضع انفعالی قرار گرفته و موقعیت ضعیف تری در افکار عمومی پیدا خواهد کرد. یعنی موقعیت مقاومت اسلامی در افکار عمومی فلسطین تقویت شده و این امر بر روند این آشتی تاثیر دارد.


اما این جنگ نشان داد اگرچه موشک های حماس و مقاومت اسلامی از نظر قدرت تخریب و هدف گیری در برابر سلاح های عظیم و مدرن و پیشرفته اسرائیل ناچیز هستند، اما حتی اگر انفجار ساده ای در یکی از شهرهای اسرائیل اتفاق افتد، مردم واکنش نشان می دهند و آرامش شان مختل می شود.

در واقع این امر در درازمدت به اسرائیلی ها ثابت می کند که مسئله ی فلسطین مسئله ای فقط مربوط به دولت و ارتش نیست و مسئله فلسطین را دوباره اجتماعی می کند. این امر به نفع فلسطینی ها است. یعنی شهروندان اسرائیل اگرچه در کوتاه مدت تصور می کنند در جنگ درس خوبی به فلسطینی ها داده اند، اما در درازمدت همچنان درگیر مسائل فلسطین هستند و با آن ها درگیری نظامی دارند.

پیامدهای امنیتی حمله به غزه در حوزه امنیتی برای اسرائیل: اکنون حمله به اسرائیل و غیرنظامیان اسرائیل یک مسئله ی توجیه پذیر است. تا قبل از این، حمله های مقاومت اسلامی و توجیه آن برای افکار عمومی غرب، سخت بود. ولی اکنون اگر عملیات استشهادی در درون خاک اسرائیل اتفاق بیفتد، در افکار عمومی جهان قابل پذیرش تر است، لذا ضریب امنیت اسرائیل پایین تر می آید.

در بعد دیگری مسئله ی حضور در ارتش، در جامعه ی اسرائیل ایجاد اشکال کرده است و بسیاری از جوانان اسرائیل از فرستاده شدن به مناطق جنگی خودداری می کنند و سعی می کنند در مناطق پشتی جبهه بمانند. چنانچه اکنون بسیاری از این جوانان اصلا حاضر نیستند به خدمت اجباری سربازی بروند. با بالا رفتن تلفات و ادامه ی روند حمله، این موضوع تشدید می شود. این امر تاثیرات اجتماعی و روانی به دنبال دارد و در نهایت امنیت فیزیکی و روانی اسرائیل را تحت تاثیر قرار می دهد.

پیامدهای حمله ی اسرائیل به غزه، در درون جامعه ی فلسطینی

هر چند اسرائیل در حمله به غزه از نظر نظامی به نتیجه ای نرسید، (چرا که غزه چیزی دیگری ندارد که تخریب کنند) اما هر بار که اسرائیل به غزه حمله می کند، توان تحمل خسارت مردم غزه و مقاومت و عزم آن ها برای مقاومت بیشتر می شود. چنانچه این بار مردم غزه به دنبال مقاومت جدی و مسلحانه در برابر اسرائیل بودند.

در واقع وقتی اسرائیلی ها یک ذره حیات در غزه را ساقط کردند و جلوی آن را گرفتند، ملت فلسطین چیزی جز مقاومت و مبارزه نداشت. این امر در بعد نظامی و درازمدت برای اسرائیل ضرر دارد. اسرائیل با حمله خود، موقعیت مقاومت اسلامی را تحکیم کرد و نشان داد که در مقابل اسرائیل غیر از  راه مقاومت، راه دیگری برای فلسطینیان وجود ندارد.

در بعد دیگری حمله ی اسرائیل به غزه نشان داد فرمول فتح و جنبش یاسر عرفات برای فلسطین فرمول کارایی نیست. همچنین نشان داد که اسرائیلی ها به تعهدات خود پایبند نیستند و مردم فلسطین را به هیچ وجه به عنوان یک ملت به رسمیت نمی شناسند. جدا از این نشان داد که آن ها تابع هیچ قانون بین المللی نیستند، لذا مذاکره فلسطین برای غزه جواب نمی دهد.

علاوه بر این، حمله ی اسرائیل به غزه، موقعیت حماس و مقاومت اسلامی را در غزه تحکیم کرد. از طرف دیگر  نشان داد تقسیم کردن فلسطین به دو بخش نوار غزه و کرانه باختری، اگرچه از لحاظ جغرافیایی ممکن است، اما به لحاظ فرهنگی و اعتقادی غیرممکن است. یعنی اتفاقات در غزه، تاثیرات خود را بر کناره ی باختری هم گذاشت.


حمله ی اسرائیل به غزه، موقعیت حماس و مقاومت اسلامی را در غزه تحکیم کرد. از طرف دیگر  نشان داد تقسیم کردن فلسطین به دو بخش نوار غزه و کرانه باختری، اگرچه از لحاظ جغرافیایی ممکن است، اما به لحاظ فرهنگی و اعتقادی غیرممکن است.


در واقع حمله به غزه، آرامش کرانه باختری را هم بر هم خواهد زد و چه بسا حمایت افکار عمومی از مقاومت اسلامی را بیشتر خواهد کرد چرا که فلسطینی ها از یک مردم و از یک نژاد و فرهنگ مشترک هستند و تا چندی پیش در یک کشور زندگی می کردند.

این امر سبب اتفاقاتی در درازمدت برای فلسطین می شود و ممکن است این حالت را در غزه ایجاد کند که مردم هرچه دارند در اختیار مقاومت قرار دهند و همه یک صدا و یک کلام به دنبال انتقام باشند. این مسئله به نفع اسرائیلی ها نخواهد بود و درازمدت اصلا به نفع اسرائیل نیست که چنین جوی در غزه شکل گیرد.

گذشته از این، در مورد پیامدهای حمله ی اسرائیل به غزه بر نوع روابط تشکیلات خودگردان و حماس و جریانات دیگر فلسطینی باید گفت این حمله درسی به تشکیلات خودگردان داد و گفتمان مقاومت را تقویت کرد. در این شرایط دولت خودگردان در موضع انفعالی قرار گرفته و موقعیت ضعیف تری در افکار عمومی پیدا خواهد کرد. یعنی موقعیت مقاومت اسلامی در افکار عمومی فلسطین تقویت شده و این امر بر روند این آشتی تاثیر دارد.

حمله اسرائیل به غزه و پیامدهای منطقه ای آن

فشار افکار عمومی دولت های عربی: سکوت هم پیمانان اسرائیل در منطقه خاورمیانه بسیار مشخص بود. در واقع با موضع گیری های دولت های منطقه مشخص شد که چه کسانی هم پیمانان واقعی اسرائیل هستند و کدام یک از  کشورهای اسلامی عملا از اتفاقات غزه خشنودند. این جنگ در منطقه صفوف جدیدی را تدوین کرد و بار دیگر اعراب را (به لحاظ این که غیرت لازم و واکنش های مناسب با افکار عمومی خود نشان ندادند) تخریب کرد.

در این شرایط دولت های منطقه فاصله خودشان را با  مردم زیاد کردند. چنانچه دولت مصر، عربستان سعودی، اردن و دیگر دولت های منطقه، فاصله خود را با مردم، نشان دادند. این امر قطعا برای آن ها هزینه بر خواهد بود. آنها به وضوح نشان دادند که در این منازعه کدام طرف هستند. گذشته از این، جدا از جمهوری اسلامی ایران، برخی کشورهای منطقه مواضعی بر ضد اسرائیل داشتند و حتی عده ای با مردم فلسطین همدردی کردند. یعنی حتی اگر آن دولت ها مجبور به اتخاذ موضع شوند، همچنان برای منافع و امنیت اسرائیل هزینه بر است.

چنانچه فشاری که در حمله به غزه، بر افکار عمومی دولت مصر وارد شد، کار دولت کودتا در مصر را مشکل کرد و همچنین رویکرد اسرائیل را در حمایت از این کشور با مشکل مواجه می کند.

حمله به غزه و تاثیر بر عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی: هر چند بیشتر کشورهای عربی به صورت دیکتاتوری اداره می شوند، اما عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی باید تا حدی با توافق مردم و افکار عمومی و حداقل قدری پذیرش آن ها باشد. یعنی با وجود تلاش شبکه الجزیره و شبکه های دیگر کشورهای عربی، زمینه سازی برای عادی سازی روابط اسرائیل با کشورهای عربی بی اثر می شود.

زیرا توجیه اتفاقات غزه برای افکار عمومی توجیه ناپذیر است. علاوه بر این فکر می کنم بحران غزه خیلی از برنامه های عادی سازی روابط را به تعویق انداخته و این امر برای اسرائیل قطعا هزینه بر بوده است.

حمله ی اسرائیل به غزه و تاثیر بر نوع نفوذ ایران و ترکیه در منطقه: ترک ها امروز سرگرم برنامه ریزی مسائلی در منطقه هستند که با منافع ایران تضاد جدی دارد. ترک ها  فقط به طور اعلانی از غزه حمایت می کنند، اما جمهوری اسلامی ایران هزینه های هنگفتی را طی چند دهه ی اخیر برای حمایت از مردم فلسطین و حق حیات مردم فلسطی پرداخت کرده است. یعنی کشورهایی مانند ترکیه از مسئله ی فلسطین به عنوان یک عامل برای وحدت داخلی و رای آوردن در انتخابات و گسترش و توسعه بازار خود را در کشورهای اسلامی، استفاده می کنند.

بنابراین طبیعت این دو موضع گیری متفاوت است. یعنی ممکن است جملات آتشین تری از مواضع مقامات جمهوری اسلامی ایران از سوی ترک ها وجود داشته باشد، اما واقعیت این است که ایران وقتی از حمایت از مردم فلسطین صحبت می کند، آن را با گوشت و پوست احساس می کنند و سیاست هایشان را بر این اساس تنظیم می کنند، اما  این مسئله برای ترکیه در سطح شفاهی نگاه داشته شده است.

تاثیرات و پیامدهای بین المللی حمله اسرائیل به غزه

پیامدهای رسانه ای حمله ی اسرائیل به نوار غزه: توحش اسرائیل و چهره ی بسیار خشن و غیر انسانی اسرائیل یک بار دیگر رسانه ای شد. با وجود سلطه ی رسانه  اسرائیل در جهان غرب، در موارد بسیاری صحنه هایی از توحش اسرائیل به رویت افکار عمومی غرب رسید. در واقع غیر از غرب، یعنی جهان سوم و سایر کشورهای جهان، موقعیت و رویکرد اسرائیل را می فهمند و به اندازه کافی از سیاست های اسرائیل و عملکردش درباره فلسطینیان منزجر هستند.

لذا برای اسرائیل مهم نیست که افکار عمومی در کشورهای جهان سوم تحت تاثیر بیشتر قرار بگیرد، بلکه افکار عمومی در غرب (که اسرائیل بسیار محتاطانه از آن مواظبت می کند و مراقب پوشش رسانه ای آن است) مهم است. اما باید گفت آمار تکان دهنده ی حمله به غزه، در حوزه رسانه ای تاثیرش را گذاشت. این امر برای اسرائیل هزینه بر است.


تا قبل از این، حمله های مقاومت اسلامی و توجیه آن برای افکار عمومی غرب، سخت بود. ولی اکنون اگر عملیات استشهادی در درون خاک اسرائیل اتفاق بیفتد، در افکار عمومی جهان قابل پذیرش تر است، لذا ضریب امنیت اسرائیل پایین تر می آید.


در این بین اگر با هر منطقی، حتی با منطق خشک رئالیسیتی غربی این مسئله را بررسی کنیم، در جنگ، اصلی به نام اصل تناسب استفاده از قوا و نیروی نظامی وجود دارد. یعنی با توجه به تناسب، در یک جنگ متعارف باید به مقدار حمله ی به شما از نیروی خود استفاده کنید و با تناسبی (که با ضرایب مختلف قابل محاسبه است) پاسخ آن حمله را بدهید.

در این بین ما فرض را بر این می نهیم که 3 نفر اسرائیلی توسط فلسطینیان دستگیر و کشته شده بودند. اما تناسبی در حمله اسرائیل به غزه وجود نداشت و این امر برای اسرائیل هزینه بر است. اسرائیلی ها میلیاردها دلار در سال هزینه می کنند تا چهره ی خود در جهان غرب را با فیلم ها، سریال ها، شبکه ها، سایت ها، قصه ها و برنامه های تبلیغاتی فرهنگی بسیار پیچیده، برنامه ریزی شده و هزینه بر تلطیف کنند. در همین راستا کمپین هایی چون کمپین های تحریف تاریخ، کمپین های تحریف واقعیت ها و وقایع روز را تحریف میکند و سعی می کند چهره ی خود را ترمیم کند و قوم یهود را به عنوان قومی صلح جو نشان دهد.

اما با این وجود، اتفاقی چون حمله به غزه، چهره اسرائیل را مخدوش می کند. در واقع همه می دانیم که حمله ی زمینی، هوایی و دریایی به یک باریکه و جزیره ی انسانی کاملا بی دفاع غزه ( که تمام امکانات رفاهی زندگی از آن دریغ شده است) برای افکار عمومی دنیا غیر قابل پذیرش است. لذا قطعا از این دید اسرائیلی ها صدمه دیدند.

تاثیر بر دولت های غربی: من فکر نمی کنم حمله اسرائیل به غزه، پیامدهای بین المللی آن چنانی در حوزه دولت ها داشته باشد. جهان غرب نسبت به اسرائیل کاملا منفعل است و توان واکنش ندارد. یعنی اسرائیل آن چنان سیطره ای بر اقتصاد و تمام ابعاد زندگی غربی ها دارد که بعید است آن ها بتوانند کوچک ترین واکنشی نشان دهند.

بنابراین پیامد بین المللی  آن چنانی در این بین نمی بینم. از نگاه غربی ها  مسئله فلسطین فراموش شده است و مسئله ی مهمی نیست. آنها دست اسرائیل را باز گذاشته اند که هرچه می خواهد انجام دهد و تبعات آن را هم می بینیم. و گرنه این وحشی گری های قرون وسطایی بدون حمایت غرب، نه در عراق و سوریه و داعش و نه در غزه امکان پذیر نیست.

کشورهای غیرمتعهد و آمریکای لاتین و روابط با اسرائیل: غیرمتعهدها و کشورهایی عضو در سیستم نظام آزادی خواه، منافع اقتصادی آن چنانی برای اسرائیل ندارند. در این حال حمله اسرائیل به غزه، روابط اسرائیل با کشورهای لاتین را سخت تر می کند. در این شرایط باید توجه داشت که آزادی خواهان جهان، تردیدی در نوع طبیعت اسرائیل ندارند و احتیاجی به تاثیر گذاری کشتار اخیر نبود.

اسرائیل چندین دهه است که به این اعمال دست می زند. یعنی سیاستمداران و دولت مردان تصمیم گیر تاریخ را فراموش نمی کنند و موضع آنها نسبت به اسرائیل تغییر نکرده است.

پیامد حمله اسرائیل به غزه بر مذاکرات ایران و 5+1: حمله اسرائیل نمی تواند تاثیر آن چنانی بر مذاکرات ایران و 5+1 بگذارد. زیرا 5+1 به اندازه کافی از سوی اسرائیل تحت فشار هست و دینامیکی وجود ندارد که بتوانیم نتیجه بگیریم که تاثیری خواهد گذاشت. غربی ها همچنین مصمم اند که به راه حلی با ایران برسند و مسئله ی هسته ای ایران را به نوعی مهار کنند.

لذا تاثیر منفی پیامد حمله اسرائیل به غزه بر مذاکرات ایران و 5+1 خیلی بعید و احتمال آن را قریب به صفر است. در این حال، بر خلاف تلاش تیم مذاکره کننده ایران و مقامات ایرانی، من بیشتر قائل به فرمایشات مقام معظم رهبری و اختلافات ماهوی جدی بین ایران و غرب هستم و من فکر می کنم این مسئله حتما در نوع توافق و نتیجه گیری تاثیرگذار است. بنابراین مذاکرات روند خود را طی خواهد کرد و موضع و جایگاه ایران همان خواهد بود.

دکتر ماکان عیدی پور

کارشناس اسرائیل

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار