امروز : چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 August 23
۰۶:۰۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 103910
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۰۸
تعداد بازدید: 24
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ;  - تحریریه ورزشی: مهدی نفر هم رفت؛ و در ماهی رفت که مزین بود به نام خبرنگار و شاید دست تقدیر بر این بود که پرونده ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ;  - تحریریه ورزشی: مهدی نفر هم رفت؛ و در ماهی رفت که مزین بود به نام خبرنگار و شاید دست تقدیر بر این بود که پرونده خبرنگار باوفای خبرگزاری در فارس برای همیشه در همین ماه بسته شود و چقدر سخت است بخواهی در فراق کسی بنویسی که سال ها در کنارش زندگی کردی.

سخت ترین لحظات دنیا زمانی است که تو می خواهی در فراق رفیقی بنویسی که ممکن نبود حتی یک روز از تمام روزهای سال را بدون دیدن یا شنیدن صدایش به سر برسانی؛ دوستی که هیچ زمانی باورمان نخواهد شد پرواز ابدی اش را. ای کاش روزهای سال 93 هیچگاه جمعه پرالتهاب 24 مرداد را به خود نمی دید تا بخواهیم داغدار دوست و همکاری چون مهدی نفر شویم.

مهدی نفر برای همیشه دوستانش را در پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ترک کرد و دوستانش در تحریریه ورزشی این خبرگزاری احساس ناب خود را در داغ فراق او به شرح زیر به رشته تحریر درآوردند: 

علیرضا خلیفه: نفر چه رویایی خواهد بود که این بار خودت را همه رسانه ها تکذیب کنند... 

مهدی محمدی: صبح پنجشنبه وقتی به خاطر گل تو بازی تمرینی کاورشو از تنش درآورد و شادی کنان به سمتم اومد و بغلم کرد به همه چیز فکر می کردم جز اینکه این آخرین باره که این اتفاق میفته. مثل همیشه تا دیروقت درگیر کار بود و آخر شب برای همیشه از این همه فشار کاری راحت شد. ساعت دو شب تماس گرفتن و گفتن مهدی نفر ته دره اس. نمیدونم چطوری خودمو رسوندم و با یه ماشین مچاله مواجه شدم و یه عالمه بهت. کاش جاده گارد ریل داشت، کاش کمربندشو بسته بود، کاش...مهدی یتیم بزرگ شد، حالا پسر کوچیکش باید همین راهو بره، چطور می شه باور کرد؟ 

محمدرضا سروش: نفر جان رفتنت را باور ندارم از صبح که خبر تلخ رفتن‌ات را شنیدم باز هم فکر می‌کنم فردا زنگ می‌زنی یک آی لاو یو همیشگی می‌گی و خبرت را ارسال می‌کنی. الان یاد آن 9 سال قبل می افتم که می‌خواستی اولین مطلب‌ات را در یکی از نشریات منتشر کنی و به موبایلم زنگ زدی که یکسری اطلاعات پایه بگیری... افسوس .. رفیق خیلی زود رفتی ... خیلی خیلی زود... 

سیدمهدی فراهانی: نوشتن از مهدی نفر سخت نیست. او آنقدر خصوصیات خوب داشت که بتوانم ساعت‌ها در موردش بنویسم و غلوی نکنم. مهدی نفر فقط یک همکار نبود او دوستی خوب برای تمام همکارانش بود. هیچ وقت از دایره ادب خارج نمی‌شد و همیشه در همه حال می‌خندید. هروقت مصاحبه و خبر خوبی می‌گرفتم او با تماسی به من آفرین می‌گفت و برای بچه‌ها نقش یک لیدر و مشوق را داشت. واقعا اینگونه رفتنت را باور نمی‌کنیم. باور نمی‌کنم که پیکر بی‌جانت هم استرس خبر نداشته باشد. تو نه تنها برای من بلکه برای تمام خبرنگاران الگو هستی. جای خالی ات را از همین حالا احساس می‌کنیم. رفیق تنهایت نمی‌گذاریم. هنوز هم می‌توانی روی ما حساب کنی. 
 


 

سیدحسن صفوی: مهدی واقعا یک نفر بود، مردی که سال ها کوله بار خانواده رو به تنهایی به دوش کشیده بود. مهدی عزیز الحق که تو یک نفر واقعی بودی مرد. 

علی وهابی: نفر یک دنیا انرژی بود، یک دنیا معرفت، رفتنت را باور ندارم. در نوع خود جالب نیست مرگ نفر!!! 

میثم رحمانی: رفتنت را هیچ کس باور ندارد رفیق، باور کن. جامعه رسانه ای کشور بعدها حسرت غیبت مهدی نفر را خواهند خورد. روحت شاد رفیق. 

بهاره محمدی: هر از گاهی در گذر زمان بی صدای ثانیه های دنیای فانی جرس کاروان از رحیل مسافری خبر میدهد که در سکوتی آغاز بی پایان را می سراید. در غم از دست دادن مهدی نفر همکار متعهد و پر تلاش مان به سوگ نشسته ایم. 

مهستا اخباری: یک بار دیگه حسرت دارم شمارت بیفته رو گوشیم که بگی خانم اخباری علی پروین تو باکسه فقط زود بخونید تیتر خوبم بزنید! آخ که چقدر دیر قدر همو میدونیم. آقای نفر حلالمون کن. 

مرضیه دارابی: ... خبرهای رنگارنگ، مصاحبه های خودمانی با آدم های نه چندان خودمانی! که حتی دلت نمیخواست فعلش را از حالت خودمانی دربیاوری که شاید رسم امانت را به جا نیاورده باشی... تیتر یک و شاید همه تیترهای برتر... حالا خودت تیتر یک شدی و همه تیترها... آقای نفر شوکه مان کردی، درست مثل همان زمانی که برای یک خبر هزاران بار پیگیری میکردی... چه کنیم با اسم سیو شده ات در contact موبایل، چه کنیم با شماره ای که بیشتر از هر کسی با آن سر و کار داشتیم، چه کنیم با جای خالی ات، چه کنیم با خبر شدن خودت... آقای نفر حلال مان کن. 

مهدی آقامحمدی: زدم فریاد خدایا این چه رسمی است, رفیقان را جداکردن هنر نیست, رفیقان قلب انسانند خدایا, بدون قلب چگونه میتوان زیست. نفر عزیز, روحت شاد, خنده هایت را فراموش نمی کنم. 

 ملیحه قنبری: مهدی نفر خبرنگاری پاک،متعهد و سختکوش بود. روحش شاد.
 


 

مجتبی نورعلی: به یاد مهدى عزیز:
چشمای تو بسته شدن
باز پرِ‌کابوسه دلم
چشاتو وا کن عزیزم
وگرنه میپوسه دلم ...
می خوام چشاتو وا کنی
بازم منو نگاه کنی
می خوام توی چشات برام
جهنمی بپا کنی...
هنوز من از دلخوشیام
چیزی نگفتم واسه تو
چه جور باید ببینم
کفن شده لباسِ تو
چشماتو وا کن تا برات
از عقده هام چیزی بگم
می خوام برات قصه ازین
ابرای پاییزی بگم
اینهمه از تو گفت دلم
ساکت و سردی واسه چی؟
غصه ی با تو گفتنُ
بدونِ‌ تو بگم به کی؟ ....
همیشه به یادت هستم. روحت شاد. 

علی سیاری: بسیار گفتنی است از دوری "محبی"؛ لیکن فراق و دردش را مختصر نویسم

مهدی عزیز! نبودنت را هنوز باور نکرده ام؛ ای کاش همه اینها فقط یک خواب باشد فقط خواب! 

جلال بابایی: بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت اندوه چیست. وقتی شب قبلش با هم حرف زدیم، انقدر استرس برنامه خبری فرداشو داشتی که منم تلاشم برای کار خیلی بیشتر شد، وقتی زنگ زدی فارس گفتی جلال جان خودتی، وقتی.... رفتنت خیلی زود بود رفیق! 

مجتبی ذکی زاده: خبر رفتن مهدی نفر، از آن خبرهایی است که هر لحظه منتظر تکذیبش هستم. ما همه آدم هستیم، اما مهدیِ عزیز انسان بود؛ یک انسان با معرفت، عاشق کار و خانواده، محبوب، همیشه خندان و پرانرژی بود!

آری "بود"، اما دیگر... 

احسان محمدیان: "دوست و همکاری خوش قلب که با تهیه اخبار موثق و دسته اول همیشه در کار زبانزد بود. مهدی حتی در سخت ترین شرایط هم خنده از لبانش دور نمی شد و با حسن خلق الگویی برای همه بود. اخلاق را در کار همواره سرلوحه قرار میداد و از انصاف خارج نمیشد.
خداحافظ رفیق!
علیرضا شاملو: دیروز صبح، پشت فرمون، میدون فردوسی، نگاهم به چراغ قرمز بود که حسن صفوی از ماشین بغلی بهم گفت نفر... نگاش کردم، گفت نفر مرد! چراغ سبز شد و حسن رفت، من موندم با بوق ماشین‌های پشت سر. کارت دعوت مراسم ازدواجم رو آورده بودم که برسونم دست بچه ها. کارت نوشته شده به نام مهدی نفر عزیز و خانواده محترم. کارت مونده رو دستم. دعوت هستی مهدی جون، حتی از اون دنیا.

 مجتبی آزادیان: مهدی نفر در اوج عصبانیت هم با یک شوخی ساده، آرامش رو بر می گردوند. هیچوقت هم خودش رو عصبانی ندیدم، هیچ وقت.

 محمدرضا حاجی عبدالرزاق: خدایا! در این لحظات عجیب دلم برای حرف زدن با مهدی تنگ شده... آرزویی در دل و زبانی پر زدعا دارم ولی دستانم خالیست. به تقدیر و سرنوشتی که برای بنده هایت رقم می زنی هم اطمینان کامل دارم، پس جایی برای شکایت و گلایه باقی نیست، اما به بزرگی ات قسمت می دهم که روح مهدی عزیز را قرین رحمت کن و در بهشت برین، جایگاهی والا نصیبش.

پرواز را به خاطر بسپار...پرنده مردنی است.

نفر عزیز برای من تا تمام عمر زنده ای چون هرکاری در توانت بود جز مردن، تویی که برای خودت یک لشگر بودی! تو تنهایمان گذاشتی اما ما با یادت یک عمر زندگی خواهیم کرد. 
 
مهدی نفر رفتن و پرکشیدنت را باور ندارم و باور نداریم. برای دوستانت هنوز زنده ای و هنوز نفس می کشی و همچنان در رویاهایمان تا به همیشه زنده خواهی ماند. برای ما نمرده ای تا در وصف تو حرفی بزنیم یا مطلبی بنویسم، اینها را هم به دل نگیر، از سر دلتنگی دل هایی بود که روز به روز بیشتر برایت تنگ خواهد شد به خیال آنکه دوباره تماسی گرفته و از ما بخواهی تا تو را به تایپ وصل کرده و از از دبیران هم بخواهی خبرت را منتشر کنند و برای دیده شدن و تاپ شدنشان هم حتی از آنها التماس دعا داشته باشی. دوستان! نفر رفت و زین پس دیگر کسی از هیچکدامتان نخواهد پرسید: فلانی دفتری؟؟؟!!!

دل همه مان برایت تنگ می شود. خیلی زیاد...اما چاره ای نیست جز اینکه بگوییم: خداحافظ رفیق...
انتهای پیام/ی

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار