امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۱۲:۵۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 104854
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 10
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - یکی از شاعران خوب این روزها که عمری دلداده تدریس است «محسن فارسی » است. توجه و دغدغه مندی او به روستا و ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - یکی از شاعران خوب این روزها که عمری دلداده تدریس است «محسن فارسی » است. توجه و دغدغه مندی او به روستا و روستاوارگی دغدغه ای صریح و نمایان در شعرهایش است:
«بی بی از غصه دق کرد و مرد
چه قدر انتظار کشید
هر سنگی به شیشه ی عمر بی بی می خورد
راضی بود
به چند تکه استخوان
حتی اگر پلاکی به گردن نداشته باشد
آهسته بر سنگ بی بی بزن شاید

هنوز هم انتظار می کشد.» (دغدغه های نابه جا: 52)

هرگاه شعرهای سپید پر احساس این گونه محسن فارسی را می خوانم سریعا نام زیبای «سلمان هراتی» در ذهنم قد می کشد. استفاده هنرمندانه شاعر معلم ما از واژه های زلالی مثل «بی بی» ما را به دنیای پر احساس و اندیشه سلمان می برد. اگر محسن فارسی، وقت بیشتری برای شعر می گذاشت یا بهتر است بگویم معلمی وقتی برای شاعری اش می گذاشت حتما نام درخشان تری در ادبیات انقلاب محسوب می شد.اما گاهی اوقات این گونه هست دیگر، باید سال های سال عمرت را به پای دانش آموزانت بگذاری تا از قد کشیدن و بالیدن ایشان لذت ببری. هر چند که لذت هایی با رنگ و بوی معلمی در چشم انداز اشعار محسن فارسی نمایان است.

اگر دقت محسن فارسی در برخی از اشعارش بیشتر می شد می توانست اشعار زیباتری از نظرگاه عاطفه و اندیشه به مخاطب خود ارائه دهد، مثلا اگر شعر با عنوان «فردا» که در صفحه 43 کتاب «دغدغه های نابه جا» جا خوش کرده است را نگاه کنیم به این نکته خواهیم رسید که می شد با تامل و حوصله افزون تری شعر پربارتری سرود:
«دلم شور می زند
سال ها منتظرت نشستم
نیامدی
نکند فردا بیایی
ومن نباشم»(همان: 43)
وقتی اشعار آقای فارسی را مطالعه می کنیم حضور چند مولفه در اشعارش نمود بیشتری دارد؛ مذهب، دفاع مقدس، دنیایی کودکی، فرهنگ روستایی و همچنین واژه هایی که در این فرهنگ جای به خصوصی دارند، توجه به تاریخ و به خصوص تاریخ منطقه ای که در آن جا سکنی گزیده است (ورامین و پیشوا)، عشق. معتقدم محسن فارسی در حوزه شعر سنتی هم گل کرده است؛ با رباعی زیبایی که نام کتاب از آن وام گرفته این یادداشت را به پایان می برم و برای این معلم شاعر آرزوی توفیق دارم:
«این دغدغه های نابه جا کشت مرا
تقطیع به ارکان و هجا کشت مرا
چشمی به زمین و آسمان دارد دل

باور بکن این خوف و رجا کشت مرا» (همان: 82)
یادداشت: مرتضی استادی
انتهای پیام/
 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار