امروز : شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 19
۲۳:۵۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 105191
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۲۶
تعداد بازدید: 1444
ویژه نامه شهادت امام صادق

ویژه نامه شهادت امام صادق

همزمان با «شهادت امام صادق(ع)» پایگاه خبری،مهدوی پیروان موعود ویژه نامه ای برای ایام شهادت امام صادق(ع) تهیه کرده است که در اختیار همسنگران عزیز قرار میگیرد

 

 

 



نام پيشواي ششم «جعفر», كنيه‌ي آن حضرت « ابوعبدالله» و لقب مباركشان « صادق» پدر بزرگوارشان امام باقر (عليه‌السلام) و مادر گراميشان «ام فروة» مي‌باشد. ام فروه كه نام ايشان فاطمه بود, دختر قاسم بن محمد بن ابي بكر است. قاسم پسر خاله‌ي امام سجاد از فقهاي برجسته شيعه و از اصحاب مورد اطمينان امام سجاد (عليه‌السلام) به شمار مي‌آمد.

در شأن و مقام آن بانو همين بس كه امام صادق (عليه‌السلام) فرمود: « و كانت امّي ممّن امنت و اتقّت و احسنت والله يحب المحسنين »
مادرم بانويي با ايمان، با تقوا و نيكوكار بود و خداوند نيكوكاران را دوست دارد.


ـ راز نامگذاري امام (عليه‌السلام) به صادق


ابو خالد كابلي مي‌گويد: به امام سجاد (عليه‌السلام) عرض كردم امام بعد از شما كيست؟ فرمود:پسرم محمد (باقر) است كه علم را مي‌شكافد و بعد از او جعفر كه نامش در آسمان «صادق» مي‌باشد.
عرض كردم: چرا تنها نام او صادق(راستگو) است با اينكه همه‌ي شما صادق هستيد؟ فرمود: پدرم از پدرش نقل كرد كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: « هنگامي كه پسرم جعفر بن محمد متولد شد، نام او را صادق بگذاريد،‌زيرا نام پنجمين فرزند او (پسر امام هادي (عليه ‌السلام) ) جعفر است كه به دروغ ادعاي امامت مي‌كند، از اين رو در نزد خداوند، به نام جعفر كذاب است...»

سفارش امام (عليه‌السلام) به انتخاب اسم نيكو و معني‌دار
روزي امام صادق( عليه‌السلام) به «ضريس كناني» فرمودند: « چرا پدرت نام تو را ضريس نهاده؟»
او گفت: « پدرم مرا چنين ناميد همان گونه كه پدر شما جعفر ناميدتان. »
امام ( عليه‌السلام) فرمودند:« پدرت از روي ناداني نامت را ضريس نهاده، ضريس نام يكي از فرزندان ابليس است؛ ولي پدر من از روي آگاهي و دانش نام مرا جعفر نهاده، جعفر نام نهري از نهرهاي بهشت است.»
اين كلام امام به خوبي گوياي اين است كه پدران و مادران براي انتخاب نام فرزندانشان بايستي توجه به معناي نامي كه مورد نظرشان است داشته و بهترين نامها را انتخاب كنند. در روايات ما تأكيد فراواني در زمينه‌ي انتخاب نام نيكو براي فرزندان شده است.
مرحوم علامه مجلسي در كتاب شريف خود «حلية المتقين» بابي را در آداب نام‌گذاري فرزندان آورده كه ما به روايتي در اين باب اكتفا مي‌كنيم.
از جابر نقل شده كه گفت: همراه امام باقر ( عليه‌السلام) به خانه شخصي رفتم، كودكي بيرون آمد، حضرت از او پرسيدند: چه نام داري؟ عرض كرد: محمد، پرسيدند: كنيه‌ات چيست؟ گفت: ابوعلي. حضرت فرمودند: خود را از شر شيطان در حصار محكمي در آورده‌اي بدرستيكه هرگاه شيطان مي‌شنود كه كسي را به نام محمد يا علي صدا مي زنند، آب مي‌شود و وقتي كسي را به نام يكي از دشمنان ما صدا مي‌زنند, شاد مي‌شود و فخر مي‌كند.

تاريخ ولادت و شهادت آنحضرت

ولادت آن حضرت در 17 ربيع‌الاول سال 83 هجري در شهر مدينه و شهادت آن حضرت در سال 148 در سن 65 سالگي بود و بدن مطهر آن امام در مدينه در قبرستان بقيع به خاك سپرده شد.

خلفاي معاصر حضرت صادق ( عليه‌السلام)
دوران امامت آن خليفه‌ي پروردگار با اواخر حكومت امويان و اوايل حكومت عباسيان مصادف بود.
اما خلفاي اموي معاصر آنحضرت:
1ـ هشام بن عبدالملك (105-125 ه.ق)
2ـ وليد بن يزيد بن عبدالملك(125-126)
3ـ يزيد بن وليد بن عبدالملك (126)
4ـ ابراهيم بن وليد بن عبدالملك (70 روز از سال 126)
5ـ مروان بن محمد مشهور به مروان حمار (126-132)
اما خلفاي عباسي معاصر آنحضرت:
1ـ عبدالله بن محمد مشهور به سفّاح (132-137)
2ـ ابوجعفر مشهور به منصور دوانيقي (137-158)


اوضاع زمان امام صادق ( عليه‌السلام)

در ميان امامان ، عصر امام صادق ( عليه‌السلام) منحصر به فرد بوده و شرائط موجود در آن زمان، در زمان امامت هيچ‌يك از امامان وجود نداشته است. آن دوره، دوره‌ي تزلزل و ضعف حكومت بني اميه و فزوني قدرت بني عباس بودو اين دو گروه مدتي در حال كشمكش و مبارزه با يكديگر بودند. از زمان هشام بن عبدالملك تبليغات و مبارزات سياسي عباسيان آغاز گرديد و در سال 129 وارد مرحله‌ي مبارزه‌ي مسلحانه و عمليات نظامي گرديد و سرانجام در سال132 به پيروزي رسيد.
از آنجا كه بني اميه در اين مدت گرفتار مشكلات سياسي فراواني بودند، لذا فرصت ايجاد فشار و اختناق نسبت به امام و شيعيان را (آنگونه كه در زمان امام سجاد بود) نداشتند.
عباسيان نيز چون پيش از دستيابي به قدرت در پوشش شعار طرفداري از خاندان پيامبر و گرفتن انتقام خون آنان عمل مي‌كردند, فشاري از سوي آنان مطرح نبود از اين رو، اين دوران، دوران آرامش و آزادي نسبي امام صادق ( عليه‌السلام) و شيعيان، و فرصت بسيار مناسبي براي بيان حقايق قرآن و احكام الهي به شمار مي‌رفت.
عصر امام صادق ( عليه‌السلام) عصر برخورد انديشه‌ها و پيدايش فِرَق و مذاهب مختلف نيز بود. در اثر برخورد مسلمين با عقائد و آراي اهل كتاب و نيز دانشمندان يونان، شبهات و اشكالات گوناگوني پديد آمده بود.
در آن زمان فرقه‌هايي همچون : معتزله، جبريه، مرجئه، غلات، زنادقه، مشبهه، متصوفه، مجسمه، تناسخيه، و امثال اينها پديد آمده بودند كه هر كدام عقايدخود را ترويج مي‌كردند. از اين گذشته در زمينه‌ي هر يك از علوم اسلامي نيز در ميان دانشمندان آن علم اختلاف نظر پديد مي‌آمد، مثلاً در علم قرائت قرآن، تفسير، حديث، كلام بحثها و مناقشات داغي درمي‌گرفت و هر كس به نحوي نظر مي‌داد و از عقيده‌اي طرفداري مي‌كرد.


دانشگاه بزرگ جعفري

امام صادق ( عليه‌السلام) با توجه به اين فرصت مناسب، حوزه‌ي وسيع علمي و دانشگاه بزرگي به وجود آورد و در رشته‌هاي مختلف علوم عقلي و نقلي آن روز، شاگردان بزرگ و برجسته‌اي همچون‌: هشام بن حكم، محمد بن مسلم، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، مفضل بن عمر، جابر بن حيان و ... تربيت كرد كه تعداد آنها را بالغ بر چهار هزار نفر نوشته‌اند.
از ميان شاگردان آن حضرت گروهي داراي آثار علمي و شاگردان متعددي بودند. « هشام بن حكم» سي و يك جلد كتاب نوشته و « جابر بن حيان» نيز بيش از دويست جلد در زمينه علوم گوناگون بخصوص رشته‌هاي عقلي و طبيعي و شيمي تصنيف كرده بود كه به همين خاطر، به عنوان پدر علم شيمي مشهور شده است. كتابهاي جابر بن حيان به زبانهاي گوناگون اروپايي ترجمه گرديد و نويسندگان تاريخ علوم همگي از او به بزرگي ياد مي‌كنند.
حضرت صادق آل محمد (عليهم‌السلام) در علوم طبيعي نيز بحثهايي نمودند و رازهاي نهفته‌اي را باز كردند كه براي دانشمندان امروز نيز مايه‌ي اعجاب است. گواه روشن اين امر توحيد مفضل است كه امام آن را ظرف چهار روز املاء فرمود و « مفضل بن عمر كوفي» نوشت و به نام كتاب « توحيد مفضل» شهرت يافت.
در حقيقت و بزرگي اين كتاب همين بس كه حضرتش به مفضل فرمودند:« براي تو از حكمت آفريدگار در آفرينش جهان و حيوانات و درندگان و حشرات و مرغان و هر جانداري از انسان و چهارپايان و گياهان و درختان ميوه‌دار و بي ميوه و گياهان خوردني و غير خوردني بيان خواهم كرد، چنانكه عبرت گيرندگان از آن عبرت گيرند و به معرفت مؤمنان افزوده شود و ملحدان وكافران در آن حيران بمانند. فردا به نزد ما بيا...».
البته شاگردان آن بزرگوار منحصر به شيعيان نبودند بلكه از اهل تسنن نيز در محضر درس آن حضرت شركت مي‌كردند. پيشوايان مشهور اهل سنت، بلاواسطه يا با واسطه، شاگرد امام بوده‌اند، در رأس اين افراد، ابوحنيفه كه موسس فرقه حنفي است دو سال شاگرد امام بوده است. او اين دو سال را پايه‌ي علوم و دانش خود معرفي مي‌كند و مي‌گويد: « لو لاالسنتان لهك نعمان» اگر آن دو سال نبود «نعمان» هلاك مي‌شد.
در وسعت دانشگاه امام همين مقدار بس كه « حسن بن علي بن زياد وشّاء» كه از شاگردان امام رضا ( عليه‌السلام) و از محدثان بزرگ بوده، مي‌گفت: در مسجد كوفه نهصد نفر استاد حديث مشاهده كردم كه همگي از جعفر بن محمد حديث نقل مي‌كردند.
آن عزيز بعضي از شاگردان خود را در رشته‌اي كه با ذوق و قريحه‌ي آنان سازگار بود،‌تشويق و تعليم مي‌نمود و در نتيجه هر كدام از آنها در يك يا دو رشته از علوم مانند: حديث، تفسير، كلام و مانند اينها تخصص پيدا مي‌كردند.


تجلي‌گاه حقيقت (مناظرات حضرت امام صادق عليه‌اسلام)

امام جعفر صادق ( عليه‌السلام) جهت معرفي اسلام و مباني تشيع، مناظرات متعدد با سران و پيروان اين فرقه‌ها و مسلكها داشت و طي آن با استدلالهاي متين و منطق استوار، پوچي عقايد آنان و حقانيت مكتب تشيع را ثابت مي‌كرد. از ميان مناظرات گوناگون امام، به عنوان نمونه، مناظره‌ي آن حضرت را با «ابوحنيفه» پيشواي فرقه‌ي حنفي: از نظر خوانندگان محترم مي‌گذرانيم تا هم، لحظه‌اي در محضر امام بوده باشيم و هم, پوچي و بطلان مذهب حنفي را با شناخت رئيس آن مذهب بيش از پيش لمس كنيم.
روزي ابو حنيفه براي ملاقات با امام صادق ( عليه‌السلام) به خانه‌ي امام آمد و اجازه‌ي ملاقات خواست. امام اجازه نفرمودند.
ابوحنيفه مي‌گويد: دم در، مقداري توقف كردم تا اينكه عده‌اي از مردم كوفه آمدند و اجازه‌ي ملاقات خواستند. امام به آنها اجازه فرمودند. من هم با آنها داخل خانه شدم، وقتي به حضورش رسيدم, گفتم: شايسته است كه شما نماينده‌اي به كوفه بفرستيد و مردم آن سامان را از ناسزاگفتن به اصحاب محمد (صلي الله عليه و آله) نهي كنيد، بيش از ده هزار نفر در اين شهر به ياران پيامبر (صلي الله عليه و آله)ناسزا مي‌گويند.
امام فرمودند: مردم از من نمي‌پذيرند.
گفت: چگونه ممكن است سخن شما را نپذيرند، در صورتي كه شما فرزند پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله)هستيد؟
فرمودند: تو خود يكي از همانهايي هستي كه گوش به حرف من نمي‌دهي. مگر بدون اجازه‌ي من داخل خانه نشدي و بدون اينكه بگويم ننشستي و بي‌اجازه شروع به سخن گفتن ننمودي؟ سپس حضرت فرمودند:
شنيده‌ام كه تو بر اساس قياس فتوا مي‌دهي؟
گفت: آري.
فرمودند: واي بر تو! اولين كسي كه بر اين اساس نظر داد شيطان بود؛ وقتي كه خداوند به او دستور داد به آدم سجده كند, گفت: « من سجده نمي‌كنم، زيرا مرا از آتش آفريدي و او را از خاك و آتش گراميتر از خاك است.»
به نظر تو كشتن كسي به ناحق مهمتر است يا زنا؟
گفت: كشتن كسي به ناحق.
فرمود: پس چرا براي اثبات قتل، دو شاهد كافي است، ولي براي ثابت نمودن زنا چهار گواه لازم است؟ آيا اين قانون اسلام با قياس توافق دارد؟
گفت: نه.
فرمودند: بول كثيف‌تر است يا مني؟
گفت: بول.
فرمودند: پس چرا خداوند در مورد اول مردم را به وضو امر كرده ولي در مورد دوم دستور داده غسل كنند؟ آيا اين حكم با قياس توافق دارد؟
گفت: نه.
فرمودند: نماز مهمتر است يا روزه؟
گفت: نماز.
فرمودند: پس چرا بر زن حائض قضاي روزه واجب است ولي قضاي نماز واجب نيست؟ آيا اين حكم با قياس توافق دارد؟
گفت: نه.
فرمودند: آيا زن ضعيفتر است يا مرد؟
گفت: زن.
حضرت فرمودند: پس چرا ارث مرد دو برابر ارث زن است؟ آيا اين حكم با قياس سازگار است؟
گفت: نه.
فرمودند: چرا خداوند دستور داده است كه اگر كسي ده درهم سرقت كرد، دستش قطع شود، در صورتي كه اگر كسي دست كسي را قطع كند، ديه‌ي آن پانصد درهم است؟ آيا اين با قياس سازگار است؟
گفت: نه.
فرمودند: شنيده‌ام كه اين آيه را:‌ «ولتسئلن يومئذ عن النعيم» يعني « در روز قيامت به طور حتم از نعيم سؤال مي‌شود.» چنين تفسير مي‌كني كه : خداوند مردم را در مورد غذاهاي لذيذ و آبهاي خنك كه در فصل تابستان مي‌خورند، مؤاخذه مي‌كند.
گفت: درست است. من اين آيه را چنين معنا كرده‌ام.
فرمودند: اگر شخصي تو را به خانه‌اش دعوت كند و با غذاي لذيذ و آب خنكي از تو پذيرايي كند و بعد به خاطر اين پذيرايي بر تو منت گذارد،‌درباره‌ي چنين كسي چگونه قضاوت مي‌كني؟
گفت: مي‌گويم آدم بخيلي است.
فرمودند:‌آيا خداوند بخيل است؟
گفت: پس مقصود از نعيم كه قرآن مي‌گويد انسان درباره‌ي آن مؤاخذه مي‌شود چيست؟
فرمودند: مقصود، نعمت دوستي ما خاندان رسالت است.
آري، امام ( عليه‌السلام) اينچنين با افرادي كه از طريق حق و صراط مستقيم خارج شده بودند برخورد مي‌نمود و از آنجا كه سينه‌ي او معدن علم الهي بود جاهلان و هواپرستان كه خود را به لباس علماء دين درآورده بودند و هم خود گمراه و هم ديگران را به وادي ضلالت و گمراهي مي‌كشاندند, در برابر گفتار محكم و متين و برهاني حجت خدا وامانده شده و به درياي بيكران علم امام (عليه‌السلام) اقرار مي‌كردند، اما چه بسا پس از مراجعت از محضر امام (عليه ‌السلام) به آن حال عناد و كفر خود برگشته و باز در ميان جاهلان، خود را بعنوان علماء دين معرفي نموده در مسائل دين، در مبدأ و معاد از خود نظر داده و اينچنين مذاهب و فِرَق مختلفه را بوجود مي‌آوردند.


قطره‌اي از اقيانوس بيكران فضائل جعفر بن محمد الصادق ( عليه‌السلام)


عبادت و بندگي آن حضرت

روزي امام صادق ( عليه‌السلام) در حاليكه آيات قرآن را در نماز تلاوت مي‌فرمود ناگهان از حال رفت، بعد از مدتي كه حضرت بهوش آمد، از او پرسيدند: اين چه حالي بود كه به شما دست داد؟ آن بزرگوار فرمود: « ما زلت اكرّر آيات القرآن حتي بلغت الي حال كاننّي سمعتها مشافهة ممن انزلها» ؛
پيوسته آيات قرآن را تكرار كردم تا اينكه به حالتي رسيدم كه گويي آن آيات را به طور مسقيم از نازل كننده‌ي آيات شنيدم.
ابو ايوب روايت مي‌كنند: «هنگامي كه امام باقر و امام صادق (عليهماالسلام) مشغول نماز مي‌شدند، رنگ چهره‌ي آنها گاهي سرخ و گاهي زرد مي‌شد، به گونه‌اي كه گويا شخصي را مي‌نگرند و با او محرمانه سخن مي‌گويند. »
معاوية بن وهب مي‌گويد: همراه امام صادق (عليه‌السلام) بودم، آن حضرت سوار بر مركب بود، در مسير راه پياده شد و سجده‌ي طولاني انجام داد، پس از سجده، از علت آن پرسيدم، فرمودند: « به ياد نعمتي افتادم، از اين رو سجده (شكر) به جا آوردم.
براستي اگر كسي بخواهد آنچنان كه شايسته مقام عبوديت و بندگي انسان است پرستش خداوند عالميان را نمايد مي‌بايد به شيوه‌ي بندگي آن انسانهايي كه ياد بزرگي و قدرت آنها لرزه بر اندام هر صاحب فطرت پاكي مي‌اندازد نظر كند كه چنين اشخاصي با چنين مقامي چگونه در مقابل عظمت پروردگار، ابراز خشوع و خضوع و ذلت و مسكنت مي‌نمودند. خداوند ما را به راههاي بندگي خويش هدايت فرمايد.


عفو و كرم امام عليه‌السلام

مردي خدمت حضرت صادق (عليه‌السلام) شرفياب شد و عرض كرد: پسر عمويت فلان، نام شما را برد و هر چه فحش و ناسزا مي‌توانست به شما گفت: حضرت كنيز خود را فرمود كه آب و وضو برايش حاضر كند. پس وضو گرفت و وداخل نماز شد. راوي گفت: من در دلم گفتم كه حضرت نفرين خواهد كرد بر او.
پس حضرت دو ركعت نماز گذاشت و عرض كرد: پروردگار من! اين حق من بود، من بخشيدم براي تو، و تو جود و كرمت از من بيشتر است، پس او را ببخش و او را به كردارش مگير و به عملش جزا مده، پس حضرت رقت فرمود و پيوسته براي او دعا كرد و من ازحال آنجناب تعجب كردم.
در ايام زندگي بسيار اتفاق مي‌افتد كه انسان از تزديكترين افراد خود بر خوردهاي ناشايست مي‌بيند و كلمات ناسزا مي‌شنود. اين روش برخورد امام در اين واقعه، درس بزرگي براي انسانها كه عفو و گذشت مي‌بايست با تار و پود وجود انسان چنان درآميزد كه در همان حال بندگي خود، بين خود و خداي خويش طلب عفو از خداوند براي او نمايد و از خيلي قضايا به راحتي بگذرد.


توجه امام ( عليه‌السلام) به بينوايان

معلي بن خنيس مي‌گويد: شبي حضرت صادق ( عليه‌السلام) به قصد ظلّه بني ساعده (يعني سايبان بني ساعده كه فقرا در روز آن جا از گرما جمع مي‌شدند و شب در آنجا مي‌خوابيدند) از خانه بيرون آمدند آن شب باران مي‌باريد، من نيز بدنبال حضرت مخفيانه روانه شدم ناگاه چيزي از دست آن حضرت بر زمين افتاد، آن جناب فرمودند: « بسم الله، اللهم رده علينا»؛ خداوندا ! آنچه افتاد را به من برگردان. پس من نزديك رفتم و سلام كردم، فرمودند: معلّي! عرض كردم، لبيك فدايت شوم. فرمودند: دست بر زمين بكش و هر چه به دست مي‌آيد را جمع كن و به من برگردان. دست بر زمين كشيدم ديدم نان است كه بر زمين ريخته جمع كردم و به آنحضرت دادم ناگاه انباني از نان در دست حضرت يافتم، پس عرض كردم: فداي تو شوم! بگذار من اين انبان را به دوش كشم و بياورم. فرمودند: نه! بلكه من به برداشتن آن سزاوارترم؛ وليكن تو مي‌تواني همراه من بيايي. همراه آنحضرت به سايبان بني ساعده رسيديم،‌گروهي از فقراء در خواب بودند، حضرت يك قرص يا دو قرص نان در زير جامه‌ي آنها مي‌نهاد تا به نفر آخر آن جماعت رسيدند و نان او را نيز زير رخت او گذاشتتذ و برگشتيم. من گفتم: فداي تو شوم! اين گروه حق را مي‌شناسند؟ (يعني آيا از شيعيانند؟) فرمود « لو عرفوا لو اسيناهم بالدّقة»؛ اگر شيعه بودند آنها را در هر چه داشتيم ـ حتي در نمك هم ـ شريك مي‌كرديم.
هان! اي كساني كه بدنبال آباد كردن آخرت خود هستيد و احياناً كمكهايي به بندگان خدا مي‌كنيد، بنگريد كه چگونه حجت خدا،‌خود مبادرت به انجام كارهاي خير مي‌كند و تا آنجا كه ممكن است اين كار را مخفيانه و بدون منت انجام دهيد.


حلم آنحضرت

شيخ كليني (ره) روايت كرده از حفص بن ابي عايشه كه حضرت صادق ( عليه‌السلام) غلام خود را پي حاجتي فرستاد، مدتي طول كشيد و نيامد، حضرت خود به دنبال او آمدند و ديدند او خوابيده، حضرت نزد سر او نشستند و شروع به باد زدن او نموده تا از خواب بيدار شد. حضرت به او فرمودند: اي فلان ـنام غلام ـ! به خدا قسم نيست براي تو كه شب و روز بخوابي، از براي تو شب باشد و از براي ما روز.
در حديثي از پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) آمده كه «رحم الله كل سهل طلق» يعني: خدا رحمت كند هر كسي كه آسانگير است و چهره‌اش گشاده و خوش روست. آنچه از اين واقعه هويداست اين است كه تا چه اندازه امام (عليه‌السلام)نسبت به غلام خويش آسان مي‌گرفته كه بدون هيچ ترسي، رفته و خوابيده، آنزمان هم كه امام متوجه كوتاهي او شده چقدر با رأفت و ملاطفت با او رفتار فرموده است.
جان عالم به فداي شما اي خاندان رسالت. «عادتكم الاحسان و سجيتكم الكرم»


گوشه‌اي از معجزات حضرت

ابن شهر آشوب نقل كرده از مأمون رقّي كه گفت: در خدمت مولايم، حضرت صادق (عليه‌السلام) بودم كه سهل بن حسن خراساني وارد شد و بر آن حضرت سلام كرد و نشست و گفت: يا بن رسول الله! از براي شما رأفت و رحمت است و شما اهل بيت امامت هستيد چه مانع است كه از حق خود بنشيني با آنكه از شيعيان شما صد هزار نفر هستند كه پيش روي شما شمشير بزنند؟
حضرت فرمودند: بنشين اي خراساني! رعي الله حقّك! خداوند تو را حفظ كند.
سپس به كنيز خود فرمودند: اي حنيفه! تنور را گرم كن. پس آن كنيز تنور را گرم كرد كه مانند آتش سرخ شد و بالاي آن سفيد گرديد، آن گاه فرمودند ، اي خراساني! برخيز و در تنور بنشين. مرد خراساني عرض كرد: اي آقاي من! يا بن رسول الله! مرا به آتش عذاب مكن و از من بگذر، خدا از تو بگذرد. فرمودند: از تو گذشتم. در اين هنگام هارون مكّي وارد شد، نعلينش را به انگشت سبابه‌اش گرفته بود، عرض كرد: السلام عليك يا بن رسول الله. حضرت فرمودند ، نعلين را از دستت بينداز و در تنور بنشين. راوي گفت كه هارون كفش را از دست انداخت و در تنور نشست و حضرت به مرد خراساني رو كرده و شروع فرمود به بيان آنچه بر خراساني در راه خراسان گذشته مانند كسي كه آنرا مشاهده مي‌كند. پس فرمود: بر خيز اي خراساني! و به داخل تنور نظر كن. گفت: برخاستم و نظر كردم،‌ديدم هارون را كه چهار زانو نشسته آن گاه از تنور بيرون آمد و بر ما سلام كرد. حضرت فرمودند: در خراسان چند نفر مثل اين مرد است؟ گفت: به خدا قسم يك نفر نيست. فرمودند: تا آنزمان كه 5 نفر ياور براي ما نيست ما خروج نخواهيم كرد و ما به وقت خروج داناتريم.
آري ياري كردن امام و اطاعت محض از فرامين حجت خدا به صرف لقلقه‌ي زبان نيست. امام (عليه‌السلام) از تمام خفاياي وجود هر شخصي آگاه است. ممكن است من مدتها ادعاي ياري نموده و احياناً عبارات ناشايسته هم ولو به خطورات قلبي گفته باشم اما آيا به وقت امتحان بر حرف خود باقي هستم يا نه؟ اين را امام مي‌داند. اي نويسنده و اي خواننده به حقيقت يار و ياور امام خود باشيد و در اين راه با صافي و درستي پيش رويد كه فرمودند: «اعينوني بورع و اجتهاد و عفة و سداد .» اميرمؤمنان حضرت علي (عليه‌السلام) فرمودند: با پرهيز از گناه و كوشش در راه حق و پاكدامني و محكمي در دين مرا ياري كنيد.و البته چه اندكند ياران واقعي امام(عليه ‌السلام) . اللهم اجعلنا من انصار مولانا و امام زماننا حجة بن الحسن المهدي عجل الله تعالي فرجه .

2ـ ظاهر كردن آن حضرت، طلاهاي بسيار از زمين.
مرحوم كليني از عده‌اي از اصحاب امام صادق (عليه‌السلام) روايت كرده كه گفتند: در محضر آن امام همام بوديم كه فرمودند:‌خزينه‌هاي زمين و كليدهاي آنها نزد ماست. اگر بخواهم اشاره كنم با يكي از دو پاي خود، كه اي زمين آنچه در توست از طلا بيرون آر، هر آينه بيرون خواهد آورد. بعد از آن به يكي از دو پاي مبارك خود، اشاره فرمود و پاي شريف را بر زمين كشيد، ناگاه زمين شكافته شد، بعد از آن شمشه‌ي طلايي را كه مقدار يك وجب بود بيرون آورد. سپس فرمودند: خوب نگاه كنيد در شكاف زمين، نگاه كرديم، شمش‌هاي بسيار بود، بعضي از آنها بر روي بعضي ديگر مي‌درخشيد، در اين هنگام يكي از ايشان عرض كرد: فدايت شوم! خدا به شما اين همه عطا فرموده و شيعيان شما محتاجانند؟! حضرت فرمودند:‌بدرستي كه حق تعالي براي ما و شيعه‌ي ما، دنيا و آخرت را جمع خواهد كرد و ايشان را در جنات نعيم مسكن خواهد داد و دشمن ما را در آتش جهنم داخل خواهد كرد.
گذشته از جنبه‌ي قدرت و معجزه‌ي حضرت، آنچه از كلام امام در اين روايت فهميده مي‌شود اين است كه: خدا به هر كه بخواهد در اين دنيا، از متاع دنيا بهره‌مند مي‌كند، اما اين بنا بر حكمت اوست. خداوند ملاحظه‌ي زندگي آخرت دوستان و شيعيان اهل بيت (عليهم‌السلام) را مي‌نمايد و آنچه حكمت او است به ايشان عطا مي‌كند، از متاع دنيا آن مقدار به ايشان عطا مي‌كند كه آخرت ايشان به خطر نيافتد. اگر آباداني آخرت ايشان به اين است كه در دنيا فقير باشند ايشان را فقير و اگر به اين است كه غني باشند ايشان را از اغنياء مي‌گرداند. بنابراين شيعيان مي‌بايست دلگرم به زندگي آخرت بوده و از روگرداندن دنيا مهموم و مغموم نگردند. نگاه نكنند كه به دشمنان چه چيزهايي نصيب كرده، آنها در دنيا هر اندازه دارا باشند در آخرت دست‌ خالي و بي‌نصيب از رحمت خدايند و در آتش جهنم جاودانند. اما براي راهيان صراط مستقيم، بهشت جاودانه را در نظر گرفته آن بهشتي كه « فيها ما تشتهيه الا نفس و تلذّ الاعين » يعني آنچه انسان بخواهد و مايه‌ي روشني چشم اوست در بهشت هست.

3ـ علم آن حضرت به نطق حيوانات

در كتاب خرائج از صفوان بن يحيي روايت شده از جابر كه گفت: نزد حضرت صادق (عليه ‌السلام) بوديم. پس با آن جناب بيرون آمديم كه ناگاه ديديم مردي بزغاله‌اي را خوبانيده كه ذبح كند. آن بزغاله چون حضرت را ديد صيحه‌اي كشيد. حضرت به آن مرد فرمودند: قيمت اين بزغاله چه مقدار است؟ گفت: 4 درهم. حضرت از كيسه‌ي خود 4 درهم درآورد و به او داد و فرمود: بزغاله را به حال خود رها كن. گذشتيم. ناگاه برخورديم به شاهيني كه عقب دراجي را گرفته تا صيد كند. آن درّاج نيز صيحه‌اي كشيد. حضرت صادق (عليه‌السلام) با آستين خود به آن شاهين اشاره‌اي فرمودند. آن شاهين از صيد پرنده گذشت و برگشت. من گفتم: امري عجيب از شما ديدم. فرمودند: بلي! همانا آن بزغاله كه آن شخص او را خوابانيده بود تا ذبح كند،‌چون نظرش بر من افتاد گفت: « استجير بالله و بكم اهل البيت ممّا يراد منّي»؛ از خداوند و شما اهل بيت طلب مي‌كنم كه مرا رهايي دهيد از كشتن, دراج نيز همين را گفت. اگر شيعيان استقامت داشتند هر آينه كلام پرندگان را به شما مي‌شنوانيدم.


ستم‌هاي منصور دوانيقي به امام صادق (عليه‌السلام)

مرحوم علامه‌ي مجلسي در جلاء العيون فرموده: در روايات معتبره مذكور است كه ابوالعباس سفّاح كه اول خلفاي بني العبّاس بود، آن حضرت را از مدينه به عراق طلبيد و بعد از مشاهده‌ي معجزات بسيار و علوم بي شمار، مكارم اخلاق و اطوار آن امام عالي مقدار، نتوانست به آن جناب اذيتي برساند. حضرتش را مرخص ساخت و آن حضرت به مدينه مراجعت فرمودند. چون منصور دوانيقي (برادر او) به خلافت رسيد و بر كثرت شيعيان و اتباع آن حضرت مطلع شد، آن حضرت را به عراق طلبيد. پنج مرتبه يا زياده اراده‌ي قتل آن مظلوم نمود و هر مرتبه معجزه‌ي عظيمي مشاهده نمود كه از مراد خود منصرف شد.
و حال به يك نمونه از جسارتها و بي‌احترامي‌هاي منصور دوانيقي اشاره مي‌كنيم.
ابن شهر آشوب و ديگران روايت كرده‌اند كه روزي ابوجعفر دوانيقي حضرت امام جعفر صادق (عليه‌السلام) را طلبيد كه آن حضرت را به قتل برساند و گفت كه شمشيري حاضر كردند و نطعي انداختند و به ربيع، حاجب خود گفت: وقتي او حاضر شد و با او مشغول سخن گفتن شدم و دست بر دستم زدم، او را به قتل برسان. ربيع گفت: چون حضرت را آوردم و نظر منصور به او افتاد گفت: مرحبا! خوش آمدي اي ابوعبدالله: ما شما را بدان جهت طلبيديم كه قرض شما را اداء كرده و حوائج شما را برآوريم. عذر خواهي بسيار كرد و آن حضرت را روانه نمود و به‌ من گفت: بايد كه بعد از سه روز حضرتش را روانه‌ي مدينه كني. چون ربيع بيرون آمد، به خدمت آنجناب رسيد و عرض كرد: يا بن رسول الله! آن شمشير و نطع را كه ديدي براي تو حاضر كرده بود، چه دعا خواندي كه از شر او محفوظ ماندي؟ فرمود: اين دعا را خواندم. آنگاه دعا را تعليم او فرمود. به روايت ديگر، ربيع برگشت و به منصور گفت: اي خليفه‌! چه چيز خشم عظيم تو را به خشنودي مبدل گردانيد؟ منصور گفت: اي ربيع! چون او داخل خانه من شد اژدهاي عظيمي ديدم كه به نزديك من آمد. دندان بر من مي‌خاييد و به زبان فصيح مي‌گفت: اگر اندك آسيبي به امام زمان برساني، گوشت‌هاي تو را از استخوان‌ها جدا خواهم كرد. من نيز از ترس چنين كردم.
حب رياست چه مي‌كند كه با ديدن چنين معجزاتي چشم وگوش انسان بسته شده و هر جنايتي بخواهد مرتكب مي‌شود.


شهادت حضرت امام جعفر صادق (عليه‌السلام)

امام (عليه‌السلام) در شوال سال 148 به سبب انگور زهر آلود كه منصور به آن حضرت خورانيده بود به شهادت رسيد. سن مبارك آن حضرت به وقت شهادت 65 سال بوده است.
در كتاب مشكاة الانوار نقل شده در آن بيماري كه منجر به شهادت حضرت شد, يكي از اصحاب به عيادت جنابش مشرف شد ديد آن حضرت چندان لاغر و باريك شده كه گويا هيچ از آن بزرگوار نمانده جز سر نازنينش. شروع به گريه كرد. حضرتش فرمودند: براي چه گريه مي‌كني؟ گفت: چگونه گريه نكنم در حالي كه شما را به اين حال مي‌بينم؟ فرمودند: چنين مكن همانا مؤمن آنگونه است كه هر چه بر سر او آيد، خير اوست. اگر اعضاي او بريده شود براي او خير است و اگر مالك مشرق و مغرب شود نيز براي او خير است.
شيخ كليني از امام موسي (عليه‌السلام) روايت كرده است كه فرمودند: پدر بزرگوار خود را در دو جامه‌ي سفيد مصري كه در آنها احرام مي‌بست و در پيراهني كه مي‌پوشيد و در عمامه‌اي كه از امام زين‌العابدين (عليه‌السلام) به او رسيده بود و در بُرد يمني كه به چهل دينار خريده بود و اگر امروز بود به چهار صد دينار مي‌ارزيد كفن كردم.
و همچنين فرمودند تا هر شب در آن حجره كه حضرت دامن از خاك برچيدند، چراغ روشن كنند .
دلها بسوزد براي آن آقايي كه 3 شبانه روز بدن قطعه‌ قطعه‌ي او روي خاك گرم كربلا بي‌غسل و بي كفن افتاده و آفتاب گرم بر بدن او مي‌تابيد.

گلچین مداحی های ویژه شهادت امام صادق

حاج سعید و محمد حسین حدادیان-شام شهادت امام صادق (ع)-حسینیه شهدای بسیج-۱۳۹۱

دوباره تازه کردی داغ زهرا را (روضه)

زجا برخیز ای برادر – مادر آمد به شور وشین (شور)

داغ دل فاطمه تازه شده- موقع تشییع جنازه شده (سینه زنی)

ای که دل از دل خدا میبری کجا میبری (سینه زنی)

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج محمود کریمی

دانلود گلچین اول با نوای حاج محمود کریمی

دانلود گلچین دوم با نوای حاج محمود کریمی

دانلود گلچین سوم با نوای حاج محمود کریمی

دانلود گلچین چهارم با نوای حاج محمود کریمی

دانلود گلچین پنجم با نوای حاج محمود کریمی(ویژه : یه مدینه یه بقیعه یک امامی که حرم نداره … )

دانلود گلچین ششم با نوای حاج محمود کریمی

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج مهدی سلحشور

دانلود گلچین اول با نوای حاج مهدی سلحشور

دانلود گلچین دوم با نوای حاج مهدی سلحشور

دانلود گلچین سوم با نوای حاج مهدی سلحشور

دانلود گلچین چهارم با نوای حاج مهدی سلحشور

دانلود گلچین پنجم با نوای حاج مهدی سلحشور

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج محمد رضا طاهری

دانلود گلچین اول با نوای حاج محمد رضا طاهری

دانلود گلچین دوم با نوای حاج محمد رضا طاهری

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج سید مهدی میرداماد

دانلود گلچین اول با نوای حاج مهدی میرداماد

دانلود گلچین دوم با نوای حاج مهدی میرداماد

دانلود گلچین سوم با نوای حاج مهدی میرداماد

دانلود گلچین چهارم با نوای حاج مهدی میرداماد

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج حسین سیب سرخی

دانلود گلچین اول با نوای حاج حسین سیب سرخی

دانلود گلچین دوم با نوای حاج حسین سیب سرخی

دانلود گلچین سوم با نوای حاج حسین سیب سرخی

دانلود گلچین چهارم با نوای حاج حسین سیب سرخی

دانلود مداحی شهادت امام جعفر صادق (ع) با صدای حاج سید مجید بنی فاطمه

دانلود گلچین اول با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه

دانلود گلچین دوم با نوای حاج سید مجید بنی فاطمه



مجموعه تصاویر ویژه شهادت رییس مذهب شیعه امام صادق(ع)
 

اشعار و سبک های مناسب در این مناسبت را به همراه صوت اجرای آنها برای استفاده مداحان و ذاکرین ارجمند آماده شده است

زمینه آرام/واحد - شهادت امام صادق علیه السلام 

دریافت


سر آسمانهای اعلا/به زیر قدمهای صادق

 

دل غصه دار محبین/بسوزد ز غمهای صادق

 

فدای امام غریبی/که شد کشته ی زهر کینه

 

ز داغ عزیزی پیمبر/شده محشری در مدینه

 

بُوَد ذکر لبها/چو حیدر چو زهرا

 

در این سوگ عظمی/واویلا واویلا

 

واویلا واغربتا    ... 

 

ز طاغوتیان زمانه/چه ظم و ستم ها که دیده

 

شبانه پیاده خدایا/پی مرکبی می دویده

 

قسم بر غم بی حد او/غمش بر دل ما نشسته

 

بمیرم بمیرم بمیرم/که شد حُرمت او شکسته

 

بمیرم که جانش/شد از غصه بر لب

 

بگرید بگرید/به غمهای زینب

 

واویلا واغربتا    ... 

 

سلامم بر آن بانویی/به اشک و به قلب شکسته

 

شده وارد شام و کوفه/ولیکن به دستان بسته

 

سر دلبرش روی نیزه/به لبهای او ذکر یا رب

 

زنان کف زنان گرد محمل/وَ نامَحرمان دور زینب

 

به نی قاری او/بخواند چو قرآن

 

شود ذکر لبهاش/حسین جان حسین جان

 

یا حسین یابن الزهرا    ...


 

واحد - شهادت امام صادق علیه السلام

 

دریافت

 

جانم به فدای تو/ای یوسف پیغمبر

 

ای ذرّیه ی زهرا/آیات خوش ِ کوثر

 

ای نور حقایق/بر هر دل عاشق

 

ای جلوه ی رحمت/یا حضرت صادق

 

یا حضرت صادق    ...

 

ای نور کلام تو/آیینه ای از قرآن

 

ای قبر خراب تو/عرش دل مشتاقان

 

نور تو به چشم و/شور تو به سینه

 

ما را بطلب تا/آییم به مدینه

 

یا حضرت صادق...

 

در وادی مظلومی/غرق شرری آقا

 

از زهر ستمکاران/پاره جگری آقا

 

با قلب حزین و/شیدا زده ناله

 

با ذکر بُنَیَّ/زهرا زده ناله

 

یا حضرت صادق...

 

 

واحد تند – امام صادق علیه السلام

دریافت

 

غریب امام ِ صادق،نوای آسمونا

 

عزاخونه شد از غم،تموم کهکشونا

 

هر دلی بی قراره

 

محزون ِ غم ِ یاره

 

اون شب ای آقا،چی کشیدی تو

 

دنبال مرکب،می دویدی تو

 

ای غریب آقا...

 

دمی که می دویدی،پیاده پشت مرکب

 

شده زنده برا تو،مصیبتای زینب

 

نوحه ی روی هر لب

 

وای زینب زینب زینب

 

کودکان گریان،مادران نالان

 

سر روی نیزه، میخونه قرآن

 

یا حسین مظلوم...

 

 

واحد/زمینه – زبانحال ائمه مظلوم بقیع

دریافت

 

آی عاشقی که میزنی به یاد غربتم به سینه

 

ایشالا قسمتت بشه به زودی مکه ومدینه

 

هنوزم تو گوش تاریخ/سوز اشک و ناله هامه

 

عاشقا این و بدونید/مادرم صاحب عزامه

 

من غریبم من غریبم...

 

میگم این و برات تا معنی ِ غریبی و بدونی

 

مزار من خاکیه و  حتی نداره سایبونی

 

غیر مهدی نیمه شبها/کس نمیگیره سراغم

 

راوی ِ مصیبتامه/قبر بی شمع و چراغم

 

من غریبم من غریبم...

 

ولی همه اینها فدای اون غریبی که فدا شد

 

تشنه لب فدای اسلام و شریعت خدا شد

 

پشت ابر فتنه رفت،اون/ماه غم نشان گودال

 

نهی از منکر نموده/غرق خون میان گودال

 

واحسینا واحسینا..

 

بین مقتل ناله ها کمتر زن ای شهید بی جان

 

پیش زینب دست و پا کمتر زن ای ذبیح عطشان

 

بوسه ها زده به جسمت/نیزه و شمشیر و خنجر

 

فاطمه گوید به ناله/یا حسین غریب مادر

 

واحسینا واحسینا...

 

 

زمینه – امام صادق علیه السلام

 

دریافت

 

 

ای مغموم/ایها المظلوم/ای امام ِ ز کینه مسموم

 

شرار زهر نا نجیبا آتیش  جون تو شد

 

گواه ِ سوز ِ دلت آقا اشک روون تو شد

 

مرثیه ی جون و دل عاشق/حدیث غم یاس و شقایق

 

برات بمیرم حضرت صادق

 

غریب آقا...

 

واویلا/آه و واویلا/از آتیش جفای اعدا

 

خونت و آقا زدن آتیش کینه ها شد جلوه گر

 

باز شده زنده برای تو روضه ی دیوار و در

 

مادرت و کشتن تو مدینه/ماجرای اشک تو همینه

 

قنفذ و غلاف و بازو و سینه

 

غریب آقا...

 

الرّحمن/عَلّمَ القرآن/شده ذکر لبت حسین جان

 

میون آتیش زدی ناله به یاد کرببلا

 

به یاد جسم روی خاک و سوزوندن خیمه ها

 

یاد غم زینب شدی گریون/آسمون چشمات می باره خون

 

شده همه شب هات شام غریبون

 

غریب آقا...

 

 

دم نوحه ایستاده

 

دریافت

 

شد کشته صادق،از ظلم و کینه

 

ماتمسرا شد،شهر مدینه

 

او شده پرپر،همچو آلاله/مادرش زهرا،میزند ناله

 

آه و واویلا...

 

از زهر کینه،سوزد روانش

 

گواه این غم،اشک روانش

 

آن تجلی ِ،عصمت و تقوی/جان سپارد،با ذکر یا زهرا

 

آه و واویلا...

 

پای برهنه،دستان ِ بسته

 

حال پریشان،قلب شکسته

 

در پی ِ مرکب،غرقه در آلام/زنده شد یاد ِ،کوفه و هم شام

 

آه و واویلا...

 

 

واحد سنتی – یک دست دو دست

 

دریافت

 

 

صادق آل عبا ای کشته ی زهر جفا/ای عزیز فاطمه نور دو چشم مصطفی


غریب آقا...

 

بوده اشک غربتت از دیدگان ِ تو روان/خون دل خوردی ز ظلم و کینه ی اهریمنان 


غریب آقا...

 

خانه ات آتش گرفت و شد فزون غمهای تو/تا به گردون میرود آوای یا زهرای تو 


غریب آقا...

 

یاد آن روزی که مادر پشت در اِستاده بود/لحظه ای دیگر تو گویی فاطمه جان داده بود

 

غریب آقا...

 

ناله های مادرت با خون دل آغشته شد/محسن نادیده دنیا،پشت آن در کشته شد

 

غریب آقا...

 

سیدی،بوده دلت بر دو مصیبت مبتلا/ای حزین کوچه و گریه کن کرببلا

 

غریب آقا...

 

همدم تنهایی ات بوده غم و اندوه و آه/یاد آن ساعت که زینب آمده در قتلگاه

 

زینت دوش نبی...

 

* * * * * * * *

 

 

دریافت

 

بیت العزا شده هر قلب مشتاق و عاشق

 

شعله گرفته در دل داغ امام صادق

 

مولای بی نظیرم      من عبد و تو اَمیرم

 

خدا رو شکر کار آقام دلبریه

 

خدا رو شکر که عشقِ ما نوکریه

 

خدا رو شکر که دین ما حیدریه

 

خدا رو شکر    مذهب ما جعفریه

 

مولا امام صادق...

 

آتش گرفته یا رب بیتش از ظلم  اعدا

 

انگار دوباره اومد   صوت جانسوز زهرا(س)

 

از پا دگر فتادم     فضّه برس به دادم

 

ملائکه رو لبشون زمزمه بود

 

اون دل شب همه فلک همهمه بود

 

زنده برا،آقا غم فاطمه(س) بود

 

بین آتیش سوز دلش مادریه...

 

خدا رو شکر...

 

مولا امام صادق...

 

در ماه خوب شوال دارم به یاد  تو غم

 

آقا به سینه زنها بده رزق محّرم

 

تا تذکره بگیریم    با یا حسین بمیریم

 

تو بانی روضه های نینوایی

 

احادیثت می کنه دل رو خدایی

 

تو مکتبت می شن همه کربلایی

 

کلام تو کلام پیغمبریه

 

خدا رو شکر...

 

مولا امام صادق...

 


(واحد)


دریافت

 

 

ای به رخسار تو  نور سرمد                یوسف مرتضی سبط احمد

 

میوه ی قلب ام ابیها                            سیّدی جعفر بن محمّد

 

ای علم تو خدایی   ای معنی آقایی    روشنگر دلهایی

 

آه یا اباعبدالله...

 

آرزویم بُود یابن الزهرا(س)        که شوم در رَهَت عبد لایق

 

در شب ظُلمَت و جهل و غفلت       نور هر محفلی ،قالَ صادق

 

ما اهل غفلت هستیم       دل بر عطایت بستیم    در راه تو بنشستیم

 

آه یا اباعبدالله...

 

غصه دارِ غمِ روی زهرا(س)      آید از در گهت بوی زهرا(س)

 

زهر کینه به جانت اثر کرد      که شدی زائر کوی زهرا(س)

 

چون بیت تو با آذر     شد از جفا شعله ور     شد زنده یاد مادر

 

آه یا اباعبدالله...

 

*مروه ی عشق تو قبر مادر      ای صفایت صفای مدینه

 

خانه ی تو حسینه ی اشک      بوده در کوچه های مدینه

 

آه یاد درد معجر     آه یاد حَلقِ اصغر     آه یاد جسم بی سر

 

یا سیدی یا مظلوم...

 

 

دم نوحه ایستاده

 

دریافت

 

 

صادق آل مصطفی      رفته از دنیا

 

رخت عزا شد بر تن مادرش زهرا

 

واویلتا واویلتا...آه و واویلا

 

ای آسمان خون گریه کن در غم صادق

 

عالم شد حسینیه ی ماتم صادق

 

واویلتا واویلتا...آه و واویلا...

 

شده ز غربت خونجگر   موسیِ جعفر

 

دیده امشب داغ پدر    موسی بن جعفر

 

واویلتا واویلتا...آه و واویلا

 

زهر جفا آتش زده بر دل مولا

 

خنده ی ستم بر لب  قاتل مولا

 

واویلتا واویلتا...آه و واویلتا

 

آن آقایی که خدایی کند دلها را

 

احادیثش کربلایی کند دلها را

 

به فاطمه(س)نور دو عین حضرت صادق

 

بانی روضه ی حسین حضرت صادق

 

چون خانه اش آتش گرفت رئیس مذهب

 

زنده شد در دل زارش روضه ی زینب

 

خیمه های آل عبا آتش گرفته

 

دامان طفل بی نوا آتش گرفته

 

ما بین حرم تا میدان لاله ها پرپر

 

آن طرف تر در قتلگاه پیکری بی سر...

 

 

دو دمه

 

دریافت

 

 

زهرا شده صاحب عزا      در غم صادق

 

به دوش شیعه پرچم      ماتم صادق

 

کشته زهر جفا      صادق آل عبا

 

 

 

شور امام صادق علیه السلام به سبک صلی الله علیک یا اباعبدالله

 

دریافت

 

 

 

مولا حضرت صادق/ای امام دلها

 

ای رئیس مذهب ما،یوسف زهرا

 

خاک قبرت در مدینه توتیای ما

 

غصه دار کربلا و روز عاشورا

 

بانی روضه های مولایی/روضه دار عزیز زهرایی

 

اشک تو جاری ز دو عین/به یاد آن شاه غریب

 

گریه کن ِ رأس ِ به نی/گریه کن شیب الخضیب

 

مُلتَمسیم به دعا/ای فخر ِ دو سرا

 

تا رویم عرفه کرببلا...

 

صلی الله علیک یا ابا عبدالله

 

بابی انت و امّی یا ثارالله

 

میدونم  نوکری بلد نیستم...

 

 

 

زمینه یا شور ساده - شعر از استاد حاج غلامرضا سازگار

 

دریافت

 

 

آن طائر بهشتی،تنها در آشیانه

 

چون شمع در دل ِ شب،می سوخت عاشقانه

 

سوزش شرار سینه،ذکرش ترانه ی لب

 

آهش به اوج افلاک،اشکش به رخ روانه

 

کی دیده زاهدی را،وقت عبادت شب

 

با دست بسته دشمن،بیرون بَرَد ز خانه

 

او با کهولت ِ سن،با قامت ِ خمیده

 

این با قساوت قلب،در دست تازیانه

 

کاهیده بُد تن او،کز بهر کشتن او

 

منصور لحظه لحظه،بگرفت ازو بهانه

 

آن زاده ی پیمبر،اِرثیه اش ز حیدر

 

این بود کز سرایش،آتش زند زبانه

 

هفتاد سال عُمرش،هفتاد سال غم بود

 

هر لحظه دید بیداد،از فتنه ی زمانه

 

آن عزّت رفیعش،آن غربت بقیعش

 

جُز تلّ خاک نَبوَد،از قبر او نشانه

 

 

شور – امام صادق علیه السلام

 

دریافت

 

*دلها به غم آغشته شد،

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای...

 

امام صادق کشته شد

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای...

 

به ناله و اشک روان وای وای وای

 

زهرا شده مرثیه خوان وای وای وای

 

*اون دشمن پست پلید

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای...

 

این پیر ِ مرد و می کشید

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای...

 

دل ِ شکسته بردنش وای وای وای

 

با دست ِ بسته بردنش وای وای وای

 

*ولی دلش بود مبتلا

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای...

 

به غصه های کربلا

 

امان ازین غم،امان ازین غم،واغربتا وای وای وای..

 

به یاد اون دور از وطن وای وای وای

 

شَیبُ الخضیب ِ بی کفن وای وای وای

 

ای کشته ی دور از وطن...

 

 

واحد – شهادت امام صادق علیه السلام

 

دریافت

 

*ما که همیشه سرخوش شمیمی از شقایقیم

 

شیعه که نه،ولی محبین امام ِ صادقیم

 

ای،نور خدایی،که باوفایی،مارو قبول کن،واسه گدایی

 

مارو شبیه صلحا،شیعه ی واقعی کن

 

مثل امام و شهدا،شیعه ی واقعی کن

 

یا...امام ِ صادق...

 

*شیعه ی واقعی شدن،آرزوی ما همینه

 

دل ما با یاد غمت پر میزنه تا مدینه

 

آه،مارو عوض کن،با نور پاکی،ای مرقد تو،یه قبر خاکی

 

مصحف غصه پر شده،از آیه های صبرت

 

دلم میخواد سر بذارم،یه روز رو خاک قبرت

 

یا...امام ِ صادق...

 

*عزیز فاطمه میگن که خونت و آتیش زدن

 

این بی حیا ها انگاری سوزوندن و خوب بلدن

 

آه،پای برهنه،دل ِ شکسته،دنبال مرکب،با دست ِ بسته

 

سینه زنا دیگه بیاید،مثل رئیس مذهب

 

ازین به بعد گریه کنیم،به یاد عمه زینب

 

آه...مظلومه زینب...

 

*دستای زینب بسته و به دور اون صف میزدن

 

یهودیای شهر شام،میرقصیدن،کف میزدن

 

آه،قلب خدا رو،اونا شکستن،میگفتن اینها،خارجی هستن

 

وای از جنایتای این،بی غیرتای کافر

 

نگاه نا مَحرما و،بچه های پیمبر

 

آه...مظلومه زینب...

 

 

دم نوحه ایستاده

 

دریافت

 

 

*ای ز خدا و خلق او سلامت                  چراغ راه زندگی،کلامت

 

زنده بُوَد تا به ابد پیامت

 

قرآن ناطق                              امام صادق

 

 

 

*پرچم حق ز تو در احتزاز است   وصیتت که گنج رمز و راز است

 

اهمیت دادن ِ بر نماز است

 

قرآن ناطق                               امام صادق

 

 

 

آقا برای شیعیان دعا کن                   حاجتشان را از کرم روا کن

 

راهیشان به سوی کربلا کن

 

قرآن ناطق                               امام صادق

 

 

بر تو شده ز کینه ی ولایت              از آن جنایت پیشگان جنایت

 

یا سیدی فدای غصه هایت

 

قرآن ناطق                                   امام صادق

 

 

بردند نیمه شب تو را ز خانه                زان آتش و اعمال ظالمانه

 

شد زنده خاطرات تازیانه

 

شهیده زهرا                         مظلومه زهرا

 

 

دم زمینه ی سنتی – شهادت امام صادق علیه السلام

 

دریافت

 

مردم سیه بر تن کنید/شال عزا گردن کنید

 

قرآن ناطق شد شهید/امام صادق شد شهید

 

ای وای ازین درد و بلا/هر دل به غم شد مبتلا

 

مدینه شد کرببلا

 

مردم سیه بر تن کنید...

 

قربان چشمان ترش/شد با دل غمپرورش

 

مهمان زهرا مادرش

 

مردم سیه بر تن کنید...

 

تابنده نور پاکی اش/وین مذهب افلاکی اش

 

قربان قبر خاکی اش

 

مردم سیه بر تن کنید...

 

دل مُحرم ِ غمخانه اش/ساکن به ماتمخانه اش

 

آتش گرفته خانه اش

 

مردم سیه بر تن کنید...

 

قلب زنان پر واهمه/بر روی لبها زمزمه

 

یا فاطمه یا فاطمه

 

یا فاطمه یا فاطمه...

 

ای بضعه ی خیر البشر/ای مادر کشته پسر

 

مجروحه ی مسمار در

 

یا فاطمه یا فاطمه...

 

 

زمزمه-واحد

 

دریافت

 

 

به گوش عرشیان هر دم،رسد افغان من مادر

 

زده زهر جفا آتش،به جسم و جان من مادر

 

واویلا آه و واویلا...

 

ز دست دشمنان دین،چه محنت ها که دیدم من

 

شب و روز از ستمهاشان،مصیبت ها کشیدم من

 

واویلا آه و واویلا...

 

امان از این جنایات و،ازین کاشانه سوزاندن

 

گمانم که شده عادت،مدینه خانه سوزاندن

 

واویلا آه و واویلا...

 

میان آتش ای مادر،به یادت خونجگر هستم

 

به یاد داغ مسمار و ،غم دیوار و در هستم

 

واویلا آه و واویلا...

 

میان آتش ای مادر،به یاد رویت افتادم

 

غم آن صورت نیلی،دوباره آمده یادم

 

واویلا آه و واویلا...

 

در آن شب در پی مرکب،چو دستم بسته شد مادر

 

فتادم یاد اوباش و طناب و گردن حیدر

 

واویلا آه و واویلا...

 

بگو مادر بگو مادر،چه شد که رزق تو غم شد

 

چه شد که اول عمرت،چو پیران قامتت خم شد

 

واویلا آه و واویلا...

 

بگو مادر بگو مادر،چرا رکن علی بشکست

 

چرا در نافله خواندی،قنوتت را تو با یک دست

 

واویلا آه و واویلا...

 

 

نوحه-واحد

 

دریافت

 

 

من که از لطف خدا       از ازل عاشق شدم

 

غصه دار ماتم       حضرت صادق شدم

 

شد مدینه   شهر غمها   آه و صد واویلتا

 

گشته جاری اشک زهرا(س)     آه و صد واویلتا...

 

واویلا...امام صادق...

 

ای حریم عشق تو سر پناه عاشقان

 

ای مزار خاکی ات قبله گاه عاشقان

 

یا ابن زهرا     بر گدایان      از عنایت کن نظر

 

کن تو ما را     اهل سوز و ناله و اشک سحر

 

یا مولا...امام صادق...

 

ای ولایت بهر من    تا ابد احلا عسل

 

بر دلِ زارم بده نوری از علم و عمل

 

نذر راهِ   عشقت آقا  جانِ شیرین من است

 

قال باقر     قال صادق   حافظ دین من است

 

یا مولا...امام صادق

 

گرد غم بر چهره ی موسیِ جعفر بُوَد

 

گرمی بزم عزاش اشک پیغمبر بود

 

زهر کینه چون به جانِ  پور زهرا زد شرر

 

زین مصیبت خاک غم شد کل عالَم را به سر

 

واویلا...امام صادق...

 

نیمه شب برده عدو   حمله بر کاشانه اش

 

آتش کینه بُوَد    شعله ور از خانه اش

 

یادِ آتش   یاد خیمه   یاد سوز نینوا

 

زنده گشته    بار دیگر   روضه های کربلا...

 

واویلا...امام صادق...

 

 

 

واحد

 

دریافت

 

 

پیر مردی،میون کوچه های غربت،میره با یک دل ِ شکسته

 

به سویِ کاخ ظلمِ اَعدا

 

اون دلِ شب،به پشت مرکبی شبونه،می دَوه و ذکر رو لبهاش

 

ناله ی جانسوز یا زهرا(س)

 

آسمون گریه کن    برا غربتش

 

بی امون گریه کن     برا غربتش

 

نوحه ی دلها واویلا...ناله ی زهرا(س)...واویلا...

 

*نا نجیبا،شبونه ریختن توی خونه،در اوج ظلم و بی حیایی

 

آتیش زدن به بیت مولا

 

زنده شد باز     خاطره ی چادر خاکی،خاطره ی کوچه و سیلی

 

خاطره ی علی و زهرا(س)

 

روضه ی کوچه خوند       دو چشم تَرِش

 

تازه شد تو دِلِش        غم مادرش

 

لاله ی پرپر وای مادر      فدای رهبر وای مادر...

 

حجت الله،دلم به یاد قبر پاکِت،که زیر نور آفتابه،شده کبوتر هوایی

 

آرزومه،که با دعای تو آقا جون،مثل اهالیِ شلمچه،منم بشم کرببلایی

 

عشقِ اهل ولا     حَرَم،کربلا

 

دل شده مبتلا     حرم،کربلا

 

قسمت این جمع کن آقا       یک شبِ جمعه کربلا...

 

 

شور-امام صادق(ع) و ائمه بقیع

 

دریافت

  

 

به نوکریِ درِ خونَت همه ما می نازیم

 

با نابودی آل سعود حَرَمِت و می سازیم

 

ای مزارِ بی چراغت بهشت آرزوی من

 

این مدال نوکری ام تمام آبروی من

 

ای عزیز طاها یابن زهرا(س)               ای امید دلها یابن زهرا(س)

 

نور حیّ یکتا یابن زهرا(س)                دلبر و دل آرا یابن زهرا(س)

 

به وفاب تو ای با وفا مائیم که دل می بازیم

 

با نابودی آل سعود یابن زهرا(س)

 

شور عشق  روی شما تا به ابد در سینه ام

 

سینه زنم،گریه کنم،آواره ی مدینه ام

 

جان من فدای یابن الزهرا(س)    درگهِ رفیعت یابن الزهرا(س)

 

توتیای چشمم یابن الزهرا(س)       تربت بقیعت یابن الزهرا(س)

 

بیچاره ایم و همه آقا   در پی چاره سازیم

 

با نابودیِ آل سعود...

 

آید روزی که ببینم گلدسته های شما را

 

بعد از بقیع زائر شوم قبر شاه کربلا را

 

ای تو قبله ی جان   یا ثارالله...ای بهار ایمان یا ثارالله

 

ای قتیل عریان یا ثارالله...یا ذبیحَ العطشان یا ثارالله

 

به شب سیاه قلب ما      هستی تو نور مهتاب

[تصویر:  01595608070986871280.gif]
برچسب ها:
آخرین اخبار