امروز : شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 25
۱۹:۲۶
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 105547
تاریخ انتشار: ۱ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 41
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ـ سمیه نبی: بهمن 1318 در منطقه طالقان متولد شد. دوران کودکى‌اش با آغاز جنگ جهانى دوم مصادف بود. سال 1338 به صورت ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ـ سمیه نبی: بهمن 1318 در منطقه طالقان متولد شد. دوران کودکى‌اش با آغاز جنگ جهانى دوم مصادف بود. سال 1338 به صورت جدی عرصه خط و خوشنویسى وارد شد. در این سال یکى دیگر از نقاط عطف زندگى این خوشنویس شکل مى‌گیرد و با انجمن خوشنویسان ایران و استاد سیدحسین میرخانى آشنا می‌شود. مکتب هنرى، اخلاقى و شخصیت پرجاذبه این استاد یکى از آن نقاط عطف دیگرى بود که در زندگى‌اش پیدا شد.

وی معتقد است: خوشنویسى ما بیشتر مدیون دوران قاجار و صفویه است. بزرگترین خوشنویس ایران در خط نستعلیق، میرعماد است که در دوران صفویه زندگى کرده و البته در دوران قاجار هم بزرگانى بودند که در زندگى‌اش تأثیر گذاشته‌اند.

«غلامحسین امیرخانى» حالا بخشى از پیکره خوشنویسى ایران محسوب مى‌شود. وی از جمله اساتیدی است که در دوازدهمین جشنواره خوشنویسی رضوی به داوری آثار پرداخت. به همین بهانه با این استاد نستعلیق گفت‌وگو کردیم.
 






* خوشنویسی به دنبال معنویت گمشده بشر است

استاد ابتدا بفرمایید بین هنر و معنویت چه ارتباطی وجود دارد؟

همه انسان‌ها در ذات خودشان به این احساس باطنی پیوند دارند که همه جستجوگر مفهوم هستند و می‌خواهند به نوعی به این سؤال همیشگی ذهن خویش و جامعه بشری پاسخی پیدا کنند که منشأ این هستی از کجاست؟ به محض اینکه این سؤال در ذهن انسان متفکر به وجود آید آن وقت همه افراد جهنمی می‌شوند که به دنبال آن معنویت و معنا هستند، منتها هر کدام به طریقی.

در فرهنگ ما شاید از این منظر که هنر خوشنویسی با ادبیات عمیق و شاید از لحاظ اینکه بیانگر عمق عاطفه، احساس و کمال‌جویی انسان است می‌توان پاسخی پیدا کرد که از طریق کلام، ما انسان‌ها به اندیشه خودمان و دیگران می‌رسیم و این کلام در خط و خوشنویسی به آن شکل سنتی و کلاسیک‌اش با عالی‌ترین کلماتی که در ذهن انسان‌های گزیده جاری می‌شود، پیوند دارد.

به طور مثال در فرهنگ ما فردوسی و سعدی، حافظ و مولوی و ... کلام را به جایی رساندند که شاید بتوان گفت کلمات دیگر از حالت کلام خارج شده و به معنا و مفهوم نزدیک شده‌اند یعنی اندیشه انسان را که بلندپروازترین موهبتی است که ما داریم در ادبیات بی‌نظیر و پر از معرفت است که کلام خود را جایی رسانده که با تخیل و آرزوهای ما پیوند خورده است. بنابراین خط و خوشنویسی این توفیق را داشته که به عنوان یک بال برای فضای پرواز خویش که کمال‌جویی است از این ادبیات بی‌نظیر بهره ببرد.

 

* مسئولیت کسانی که به اخلاق عملی پایبندی ندارند سنگین‌تر است از کسانی که به مبانی اخلاق ناآشنا هستند

شما تا چه اندازه در خوشنویسی‌هایتان از این معرفت بهره برده‌اید؟ معارفی که در یک دین یا یک آیین می‌تواند وجود داشته باشد...

سخن من به گونه‌ای است که شامل تمام مطالبی می‌شود که حضرت عالی فرمودید. اما مذهب با سلیقه‌ها و فرهنگ‌ها در عرصه تاریخ معنا می‌شود؛ مثلاً اگر ما در هند به دنیا آمده بودیم به طور طبیعی بودایی بودیم، اگر در اروپا به دنیا آمده بودیم مسیحی بودم اما انسان‌هایی که جستجوگر بوده و به دنبال کشف حق و حقیقت هستند باید ببینند در کدام یک از این نحله‌های معنوی، دینی، آیینی و مذهبی، حقیقت بیشتری وجود دارد دلبسته آن می‌شوند لذا در اینجا باید از خودمان بپرسیم آیا همه ما این تحقیق و تتبع را انجام داده‌ایم و سپس مذهبی را برگزیده‌ایم یا خیر؟! پس اینجا اگر نگاهمان وسیع و عمیق‌تر کنیم به مطلبی می‌رسیم که شاید نظر حضرتعالی هم همین باشد. اصولاً اخلاق در مذهب ما عالی‌ترین نقطه‌ای است که ما انسان‌ها می‌توانیم احساس نزدیکی و ارادت کنیم، چون انسان با فضیلت و انسان‌ با اخلاق می‌تواند از این موجود متفکر یک شخصیتی بسازد که سازندگی در دنیا، وجه همتش باشد لذا این اخلاق در هر کجا قوی‌تر باشد آن مذهب، آیین و دین عالی‌تر است.

بنابراین باید دید در فرهنگ دینی ما اخلاق چه مقامی دارد از این رو بلافاصله این سؤال مطرح می‌شود که ما خودمان چقدر به این اخلاق و به آن چیزی که در فرهنگ، تاریخ فرهنگی چند هزار ساله ما یا در آیین اسلام وجود دارد عمل می‌کنیم این اخلاق معنا و تفسیر شده است.

لذا پاسخ این سؤال برمی‌گردد به اینکه ما تا چه اندازه اخلاق عملی را توانسته‌ایم در برنامه زندگی و اجتماعی خودمان اعم از فردی و جمعی اجرا کنیم اگر اجرا نکرده باشیم گناه ما خیلی بیشتر است از کسانی که اطلاع زیادی از مبانی ندارند.


* مأموریت اصلی هنر تعالی و دستیابی انسان به قوه تشخیص است

در خصوص حضورتان در اماکن مقدس و حس و حالتان از مشاهده خطوط نوشته شده بر دیوارهای این اماکن بگویید.

فرق نمی‌کند یک اثر هنری در هر شکل و فرمی که باشد، روح انسان و تشنگی ما را نسبت به زیبایی و کمال ارضا می‌کند. تفاوتی ندارد این اثر، معماری باشد موسیقی باشد، خوشنویسی باشد، هر هنری که نوعی تجلی آن زیباجویی و کمال‌خواهی ما باشد همین خاصیت را می‌بخشد که ما خودمان را با آن کمال پیوند می‌زنیم و نظرمان یک نظری می‌شود که دیگر به ابتذال و مباحث بسیار سطحی دلبستگی پیدا نخواهیم کرد.

اصولاً مأموریت هنر این است که ما انسان‌ها را تبدیل می‌کند به کسی که دیگر به امور خیلی معمولی دلبسته نمی‌شود و نظر و توقعش از خویش تا جایی بالا می‌رود که چون آن نمونه را می‌بیند مانند این است که در یک ارتفاعی قرار دارد. پس این آدم باید پروازی داشته باشد که بتواند خود را با آن هماهنگ کند شاید مأموریت اصلی هنر این باشد که ما آدم‌ها را به بینش و بصیرت، به تشخیص می‌رساند؛ تشخیص بد از خوب و بهتر از خوب. بنابراین این مهم است که چشمان ما به بینایی برسد و هنر این مأموریت و این مقام را دارد.





 

* هیچ پدیده‌ای در عالم نمی‌تواند همانند هنر ما را به سوی خوبی‌ها جذب کند

آیا به صورت مصداقی، اثرپذیری‌ای از آثار خوشنویسی شما بر روی دیگران وجود داشته است؟

همه ما نسبت به زیبایی، پذیرش باطنی داریم و بعضاً اگر حساسیت طبع و سلامت شخصیت داشته باشیم نسبت به زیبایی و کمال، ارادتمند خواهیم بود و این ارادت موجب می‌شود که ما در صفی قرار بگیریم که سمت و سوی کمال‌جویی و سعادت در برنامه زندگی‌اش قرار گیرد و شاید هیچ پدیده‌ای در عالم نتواند به اندازه هنر، فرد را جذب کرده و دلش را نرم کند که دل نرم، آماده‌پذیرش خوبی‌ها می‌شود.


* از سن 4 سالگی باسواد بودم و به نوشتن علاقه داشتم

استاد! از چه زمانی به حرفه خوشنویسی روی آوردید؟

طبیعت هر انسانی یک طوری خلق شده که یک نفر نسبت به یک امری احساس گرایش می‌کند من هم از دوران کودکی سه ـ چهار سالگی باسواد بودم و به نوشتن علاقه داشتم.


* سطح آثار ارسالی به جشنواره رضوی واقعاً بی‌نظیر است

سطح آثار ارسالی به جشنواره خوشنویسی رضوی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

سطح آثار بسیار عالی است و به قدری جوانان هنرمند و با استعداد ما رشد کرده‌اند واقعاً سابقه‌اش در تاریخ ما نیست و نکته دیگری که خیلی اهمیت دارد انتخاب مضامین است. امسال شاهد نگارش مضامین والایی از سوی شرکت کنندگان هستیم.


به نظر جنابعالی! برگزاری جشنواره‌هایی مانند جشنواره خوشنویسی رضوی تا چه اندازه می‌تواند مشوقی برای شرکت کنندگان بوده و حضور فعال‌تر جوانان را به دنبال داشته باشد؟

بحث فرهنگ چیزی است که اخیراً در کشور بیشتر از دهه‌های قبل جاری شده و مدیران ارشد نظام به این نقطه کم و بیش رسیده‌اند که باید نسبت به مسئله فرهنگ اهتمام بیشتری داشته باشند و به طور کلی از زبان مسئولان می‌شنویم که موضوع فرهنگ باید از آن حالت حاشیه و تعارفات زبانی خارج شود؛  اما اینکه فرهنگ به چه صورتی می‌تواند در جامعه اثر ریشه‌ای داشته باشد به گمان ما از طریق هنر است مثلاً هنر تئاتر می‌تواند یک تاریخ، تجربه و تشخیص را به ذهن یک فرد مستعد منتقل کند موسیقی هم همین‌طور. منتهای مراتب زمینه‌ای لازم است که ظرفیت ایجاد کنیم در چشم و گوش و آن دریافت‌های ذهنی ما به عنوان انسان آن زمینه را هنر فراهم می‌کند چون حساسیت می‌بخشد به ذهن کسی که در مسیر سلوک هنری است. علاوه بر سیر و سلوک، پذیرش ایجاد می‌کند و این هنر را هیچ بخش دیگری غیر از هنر ندارد.

بدین معنا که ما به یک اثر هنری بسیار زیبا برخورد می‌کنیم هنر نقش، هنر خط یا هنر موسیقی، تصویر خوب فرض کنید برای اینکه عظمت برنامه کربلا را بتوانید حس کنید در فیلم «روز واقعه» استاد بیضایی می‌توانید آن عظمت را ببینید چرا که این هنرمندان می‌توانند با توانایی خویش در عرصه سینما نقاط قوت و ماندگار شخصیت امام حسین (ع) را در روز واقعه متجلی کند اما فیلم‌هایی که صدها نمونه آن را دیده‌ایم یک شمشیر این فرد برمی‌دارد و شمشیری را یکی دیگر، همانند بچه‌هایی که می‌خواهند با هم بازی کنند! آن هم در مقابل آن کارهایی که غرب برای سینما انجام داده است.

* تاریخی که از طریق «هنر» بیان شود، بصیرت‌افزا خواهد بود

اکنون که 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد شاهد آن بوده‌ایم که در سی سال گذشته چنین آثاری به وجود آمده است این نگاه به جای اینکه مخاطب و بیننده ایرانی و جهانی اعم از شیعه و سنی را جذب کند اصلاً چه چیزی را می‌خواهد بیان کند؟ شخصیت امام حسین (ع) در آن حالت‌های پایین تصویری یا کلمات و عباراتی که بتواند حق را مجسم کند حقی که جاری است در جامعه نه آن عباراتی که تنها در آن موقعیت خاص گفته شده و بعد هم تاریخ را به دقت بیان نمی‌کنیم.

بنابراین اگر تاریخ به دقت بیان شود ایجاد بصیرت خواهد کرد به طور مثال شما در مسیری که می‌روید کوه، دریا، چاله، پرتگاه‌ را می‌شناسید اما اگر نیمی از تاریخ را  بیان کرده و مابقی را رها کنیم این فرد در گام اول اگر به دره نرود در قدم یکصدم پرت خواهد شد برای اینکه باید راه را بشناسد بنابراین تاریخ باز از طریق هنر قابل بیان است مثلاً شما ادبیات عظیم و ارزشمند ایران را نگاه کنید تمام مواردی را که نگفته‌اند فرمایشی بوده لا به لای کلمات ادبیات پیدا می‌شود می‌خواهم بگویم آن بصیرت را نیز هنر برای انسان ایجاد می‌کند البته به همان اندازه‌ای که ما به دنبال آن می‌گردیم.

اگر بصیرت و تشخیص باشد مصونیت پیدا می‌کنید و هیچ طوفانی و هیچ تهاجم فرهنگی نمی‌تواند به این فرد صدمه بزند بلکه خودش به عنوان یک تنه درختی می‌شود که مابقی فرهنگ‌ها به آن پیوند می‌خورد و تقویتش می‌کند.
* همه شهرها باید در برگزاری جشنواره خوشنویسی رضوی، توانمند شوند

اما درباره اینکه شما سؤال می‌کنید این جشنواره تا چه اندازه می‌تواند مؤثر باشد؟

بنده مسئله فرهنگ را به جای آن قرار می‌دهم که باید این فرهنگ مورد توجه قرار بگیرد و برای آن هزینه‌های متناسب در نظر بگیرند این جشنواره با این همه آثار تراز اول، تنها پنج جایزه برای نفرات برتر آن اختصاص داده شده است. درحالی که این هنرمند یکسال زحمت می‌کشد و یک اثری را به وجود می‌آورد و با مشقت‌های فراوان آن را تذهیب می‌کند، قاب می‌گیرد و برای جشنواره ارسال می‌کند که 100 اثر دیگر در کنار آن وجود دارد لذا این تعداد جایزه ظلم به شرکت کنندگان جشنواره رضوی است و دیگر اسم آن طرفداری از فرهنگ نیست بلکه یک جور تشریفات برقرار کردن است.

آستان قدس رضوی میلیاردها تومان بودجه دارد حق این است که برای مسئله فرهنگ حداقل یک دهم آن را خرج کند یعنی با این نگاه، موضوع جشنواره رضوی را سراسری کند و فقط مختص شهر مشهد نشود و در تمام استان‌ها باید برگزار شود تا استان‌های دیگر بیایند و در این چرخه حضور پیدا کنند و جایزه‌ها به گونه‌ای باشد  که هنرمند دلخوش شود در حالی که اکنون هنرمند بیشتر احساس مظلومیت می‌کند، چراکه صدها اثر می‌آید برای پنج تا جایزه!


* هنر متعالی یعنی؛ چکیده ذوق و اندیشه انسان

آقای امیرخانی! شما از نقش هنر در بصیرت‌افزایی صحبت کردید آیا این ویژگی را مختص هنر متعالی می‌دانید؟!

خیر هنر به طور کلی. وقتی هنر به جایگاهی برسد که اسم آن هنر باشد دیگر متعالی خواهد بود یعنی چکیده ذوق و اندیشه انسان! یک جایی برق اختراع می‌شود، یک جایی متوجه قوه جاذبه می‌شود یک جایی بتهوون می‌شود و یک جایی شکسپیر و جای دیگر حافظ می‌شود.

شما از یک بیت حافظ به بصیرت می‌رسید البته اگر اهلیت داشته باشید و به شرطی که زمینه آموزش صحیح برای شما ایجاد شده باشد اما اگر آن زمینه نباشد البته یک زیبایی را در کلام حافظ یا مولوی حس می‌کنیم اما نمی‌توان آن را تحلیل کرد هرچند آن زمینه را هم باز می‌توان در یک آموزش صحیح جست‌وجو کرد که انسان را مخاطب قرار داده باشد انسانی که در عرصه تاریخ همیشه به دنبال چراغ بوده نه اینکه خودش را در یک کشور، یک مذهب، سلیقه و یا فلسفه محدود کند.

انتهای پیام/ک

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها