امروز : سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 21
۰۹:۲۳
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 1057
تاریخ انتشار: ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ - ساعت ۱۵:۲۷
تعداد بازدید: 280
به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس ارسلان فتحی‌پور نماینده دور هفتم، هشتم و نهم  مجلس از شهرستان کلیبر، ...

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگذاری فارس ارسلان فتحی‌پور نماینده دور هفتم، هشتم و نهم  مجلس از شهرستان کلیبر، خداآفرین، آبش احمد و هوراند  است.

وی که متولد سال 1344 است کارشناسی اقتصاد و بازرگانی را از دانشگاه واحد تهران مرکز و کارشناسی ارشد امور برنامه ریزی را از واحد علوم و تحقیقات اخذ کرده است.

وی در دوره هفتم مجلس ریاست کمیته تحقیق و تفحص از بانک صادرات را عهده‌دار بود و در دوره هشتم علاوه بر ریاست کمیسیون اقتصادی به عنوان بازرس اتاق تعاون کل کشور انتخاب شد.البته فتحی‌پور عضویت در فراکسیون‌های مختلف را هم در کارنامه کاری خود طی سه دوره نمایندگی مجلس دارد.

وی علاوه بر 5سال مدیریت در بخش عمومی و خصوصی سابقه 15سال مدیریت در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را هم دارد.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس که این روزها نامش در رسانه‌ها به عنوان یکی از کاندیداهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری مطرح است قبل از گفت‌وگوی رسمی خود با خبرنگار فارس در مورد حضورش در انتخابات آینده ریاست جمهوری و اخبار منتشر شده در این رابطه گفت که بسیاری از دوستان، فعالان اقتصادی، خانواده های شهدا و استان های شمال غرب کشور از من دعوت کرده اند تا در این دوره کاندیدای ریاست جمهوری شوم اما من فعلاً در حال بررسی این موضوع هستیم.

فتحی‌پور همچنین می‌گوید: درخواست‌ها از بنده برای حضور در انتخابات هر روز بیشتر می‌شود و نخبگان و دانشگاهیان و اصحاب رسانه صحبت‌های متعددی با من داشتند ولی من هنوز تصمیم جدی در این رابطه نگرفته‌ام و انشاءالله سر فرصت موضعم را اعلام می‌کنم.

در طول این مصاحبه و در خلال بحث‌های مختلف از جمله هدفمندی یارانه‌ها، اهمیت انتخابات، جایگاه مجلس و معضلات اقتصادی کشور، از رئیس کمیسیون اقتصادی خواستیم تا به عنوان یک کاندیدای انتخاباتی هم پاسخ ما را بدهد که البته  او هم با گشاده رویی پاسخ سوالات ما از دیدگاه خود بیان کرد.

آنچه در ادامه می‌آید مشروح گپ و گفت خبرنگار فارس با رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس و یکی از کاندیدای احتمالی انتخابات آینده است.

فارس: به عنوان اولین سوال لطفا بفرمایید انگیزه شما از ورود به مجلس چه بود و چه شد که وارد مجلس شدید؟

فتحی‌پور: اول در جواب شما باید عرض کنم که « هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَأَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ »، این از فضل پروردگار من بود تا مرا امتحان کند که آیا در یک چنین موقعیتی شاکر و سپاسگزارم یا کافر و ناسپاس.

دوم تحقق وعده پروردگار بود که می‌فرماید « و نرید ان نمن علی الذین استضعفو فی الارض ونجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین» پروردگار می‌فرماید: اراده کرده‌ایم کسانی را که در روی زمین ضعیف نگه داشته شده بودند آنها را به قدرت برسانیم و در روی زمین وارث خود امام و پیشوای بندگان خود قرار دهیم. بنابراین به مصداق همین آیه امام مستضعفان حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی و آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای با به قدرت رسیدن نظام مقدس جمهوری اسلامی زمینه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش را فراهم ساختند و از این مجرا تفضّلی حاصل شد تا حقیر در کسوت نمایندگی مردم شریف و نجیب حوزه انتخابیه در خدمت شما باشم و سومین علت در پاسخ شما مفهوم مهمترین آموزه دینی هداً للناس در تحقق محتوای آیه شریفه «انّ الله یأمُرکم ان تردو الامانات الی اهلها» است، حقیر کوچکتر از آن هستم که وجود ناچیز خود را مصداق همین آیه شریفه بعنوان اهل امانت تشخیص داده و بگویم این امانت را به من سپردند؛ دلیل چهارم میزان بی‌عدالتی‌ها و ظلم‌هایی بود که در دوران رژیم گذشته که مصادف با ایام کودکی و نوجوانی من بود بر مردم مظلوم و فقیر و تهیدست هم محیط‌ها، هم دهاتی‌ها، هم شهری‌ها، همسایگان و هم‌سن و سالان تحمیل می‌شد؛ این مسائل مرا از لحاظ روحی به کلی دگرگون ساخت و مصمم بر آن داشت که از اولین لحظه کسب توانایی، نوع دوستی و خدمت و محبت و عشق به انسانها را جایگزین ظلم و بی‌عدالتی و حق‌کشی کنم؛ اما مهمترین و ریشه‌ای‌ترین دلیل و انگیزه من در ورود به مقوله انتخابات مجلس میزان حس مسئولیت و وابستگی به نظام مقدس جمهوری اسلامی و عمل به وصیّت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در جلوگیری از دست یازیدن نامحرمان و نا اهلان به این انقلاب است.

فارس: جایگاه مجلس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

فتحی‌پور: نمی‌شود جایگاه مجلس را جدای از جایگاه مردم تعریف کرد، در صدر اسلام پیامبر اکرم همیشه با مردم مشورت می‌کردند، همیشه در میان مردم بودند و در تمام فرمایشات ایشان و در تمام متون دینی اهمیّت جمع و جمعه و جماعت به مراتب بیشتر از اهمیت سایر امور مورد تاکید مکرر قرار گرفته است و یکی از دلایل و فلسفه بنای مسجد و ادای فریضه نماز به صورت جمعی و جماعتی مبتنی بر همین امر است که مردم بتوانند دور هم جمع شده و در جهت رتق و فتق امورات اجتماعی خود شور و مشورت کنند.

می‌گویند در یونان باستان هم مردم برای گرفتن تصمیم یا توقف اجرای امری در روزهای بخصوصی در میدان مرکزی جمع شده و خواستار ایجاد امری جدید یا توقف امری مسبوق می‌شدند که در نهایت به مرور زمان و با کسب تجربه بر آن شدند که از میان خود نمایندگانی را انتخاب کرده و به آنها وکالت بدهند تا این نمایندگان واسطه میان مردم و حکومت شده و خواست مردم را به اطلاع حاکمان برسانند و رأی و نظر حاکمان را مجدداً به مردم انتقال دهند تا بر اساس تلفیق و ترکیب این دو نظر تصمیمی مبتنی بر رضایت طرفین اتخاذ شود و بسیاری عقیده دارند که ریشه پارلمان تاریستی مدرن از آنجا شروع شده است، بر همین اساس وقتی که نظام جمهوری اسلامی نیز در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید بلافاصله اقدام به سازوکار توجه به رأی و نظر مردم و اخذ رضایت آنها کرد، شورای انقلاب که از نامش هم پیداست تمامی تصمیمات انقلابی را بصورت شورایی اداره می‌کرد، جمهوری اسلامی به عنوان قالب اداره کشور بر اساس رأی و نظر مردم انتخاب و تصویب شد، مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و ریاست جمهوری، همه و همه بر اساس رأی و نظر مردم انتخاب شدند و این نشان از اهمیت و ارزش بالای رأی مردم دارد و بالتبع هر قوه و نهادی که پشتوانه رأی مردمی دارد به مراتب از مشروعیت بیشتری برخوردار است.

اهمیت دیگر مجلس ناشی از اعتبار و جایگاهی است که قانون اساسی به آن داده، قانون اساسی انحصار قانونگذاری کشور را که در واقع به نوعی ریل‌گذاری در جهت اداره کشور است به مجلس داده و از طرفی مجدداً به صورت انحصاری نظارت بر حرکت در مسیر و چارچوب همان ریل را توسط سایر قوا به مجلس داده است با این حساب می‌بینیم که جایگاه مجلس در نظام مقدس جمهوری اسلامی تا چه اندازه مهم و والاست.

مجلس حافظ و ضامن استقلال کشور است، تاریخ معاصر ایران ضربه‌های اصلی خود را از نبرد مجالس مردمی و مستقل خورده است، دولت و حکومت‌های خود رأی و بی‌کفایتی که تا قبل از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران به این کشور حکمفرما بودند به خاطر بی‌کفایتی، بی‌لیاقتی و ظلم و جور بیش از حد بر مردم و اشتغال به فسق هر زمان که کشور با تهدید خارجی رو به رو می‌شد و این حکام هم که توانایی مقاومت در برابر آنها را نداشتند با بستن قراردادهای ننگین مانند قرارداد دارسی، معاهده گلستان و معاهده شرم‌آور ترکمانچای با اهدای بخشی از با ارزش‌ترین خاک یا منابع کشور سعی می‌کردند چند روز بیشتر بر تخت و تاج عشرت تکیه بزنند در چنین مواقعی اگر واقعاً مجلس برآمده از دل ملت وجود داشت دولت‌های خائن وقت هرگز جرأت چنین خیانتی نمی‌کردند؛ الحمدالله نظام مقدم جمهوری اسلامی نیز که فلسفه موجودیت خود را در تضمین حقوق ملت و استقلال کشور تعریف کرده مشروعیت تمامی معاهدات بین‌المللی را به تصویب مجلس منوط و مشروط کرده است.

فارس:جناب آقای فتحی‌پور انگیزه شما از ورود به عرصه انتخاباتی ریاست‌جمهوری چیست؟

فتحی‌پور: در پاسخ به سؤال شما باید عرض کنم که برداشت بنده از فضای اقتصادی، سیاسی فعلی کشور این است که در کشور ما برنامه محوری چه از جانب انتخاب شوندگان و چه از جانب انتخاب کنندگان باید از حاشیه به متن بیاید؛ باید تمام کسانی که توان و تجربه تصمیم‌گیری، تصمیم‌سازی و مدیریتی داشته و دارند توانایی‌های خود را در قالب برنامه‌هایی در معرض شنیدن، توجه، و انتخاب مردم قرار دهند، تا مردم نیز علاوه بر اینکه بتوانند بهترین برنامه را انتخاب کنند بتوانند فن توجه، انتخاب، شنیدن، تحمل و همکاری را به نحو مطلوب یاد بگیرند، بنابراین حقیر، نیز از این زاویه دید و با توجه به مسئولیتی که در جایگاه رفیع قانونگذاری و نظارت در مجلس داشتم و همچنین با عنایت به لطف پروردگار و محبت و بزرگواری دوستان در سپردن مسئولیت کمیسیون اقتصادی به اینجانب تصورم بر این است که با توجه به جمیع تجربیات حاصل شده از قبل و سال‌های سال انجام کار بر روی برنامه‌های مختلف توسعه و همکاری با دولت‌های مختلف و نظارت بر نحوه اجرای این برنامه‌ها، توان ارائه برنامه‌ای که بتواند گرهی از گره‌های اداره کشور گشوده باشد وجود دارد و اگر این برنامه مورد پسند مردم قرار بگیرد اجرای هر چه بهتر آن توسط تهیه کنندگانش وجود دارد و اگر برنامه دیگری در اولویت انتخاب مردم قرار گرفته باشد این برنامه نیز می‌تواند کمک شایانی به شفافیت مطالبات مردم و همچنین پشتیبان خوبی برای برنامه منتخب مردم باشد.

فارس:اما ما اسناد بالا دستی مثل برنامه پنج ساله و سند چشم انداز را هم داریم که دولت ها باید بر اساس آن حرکت کنند.

فتحی‌پور: درست است که ما برنامه چشم‌انداز 20 ساله و قانون برنامه پنجم توسعه را داریم و همه دولت‌ها مکلف به انجام برنامه‌های آن هستند اما باید این را خدمتتان عرض بکنم که این برنامه‌ها برای یک دولت توانمند و مدیر یک برنامه کف است اگر دولتی برنامه‌ای داشته باشد که با اجرای آن بتواند اعداد ارقام هدف‌گذاری شده را فراتر از ارقام و اعداد برنامه ارتقاء بخشد هیچ مانعی وجود ندارد و چنین دولتی می‌تواند طی لوایح اصلاحی مجلس و نمایندگان را با خود هم رأی و همگام سازد؛ اینکه می‌گویند کسی نمی‌تواند برنامه ارائه دهد به نظرم درست نیست؛ باید بگویند کسی نمی‌تواند پایین‌تر از اهداف برنامه عمل کند.

فارس:دلایل دیگرتان برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری چیست؟

فتحی‌پور: یکی از دلایل حضور من بحث انگیزشی است؛ تقدم اولویت اقتصادی بر سایر اولویت‌های سیاسی، اجتماعی هم اکنون در کشور وجود دارد. به گواه ناظران و نخبگان داخلی و خارجی بسیاری از عوامل عدم دستیابی به اهداف مد نظر در طول سال‌های اخیر و عموماً در سال‌های بعد از انقلاب قرار گرفتن اقتصاد کشور در سایه سیاست بوده است؛ تا کنون آن چنان که باید و شاید توسعه اقتصادی به عنوان بستر و زیر ساخت سایر اولویت‌ها تعریف و تبیین نشده است، در جهان معاصر امروز ما حقیقتاً باید بپذیریم که اگر می‌خواهیم در هر زمینه‌ای اعم از سیاسی فرهنگی، نظامی،‌دفاعی،‌ بهداشتی،‌آموزشی با هر کشور یا حتی هر جریان ایدوئولوژیک رقابت کنیم باید توان اقتصادی ما با رقیب نه تنها برابر باشد بلکه حتی بیشتر و فراتر از توان رقیب هم باید باشد.

فارس: لطفا مصداقی تر صحبت کنید.

فتحی‌پور: بعنوان مثال در زمینه فرهنگی کشور ما هدف میدانی آماج حملات گوناگون جریان‌های فرهنگی سکولار و لائیک قرار گرفته است، رفتن به نبرد با چنین جریاناتی بدون برخورداری از امکانات رسانه‌ای تکنولوژیکی مجهز و مدرن، اگر نگوئیم محال و غیر ممکن حتماً باید بگوئیم که سخت و دشوار است؛ در عرصه نظامی و بهداشتی و علمی هم همینطور است؛ فی‌الواقع در جهان امروز بدون سرمایه‌گذاری که از عناصر اصلی و استخوان‌دار توسعه اقتصادی است توفیق در هیچ زمینه‌ای به این آسانی قابل دستیابی نیست و اینجانب هم فکر می‌کنم که با توجه به خصوصیات غالب شخصیتی و شغلی با حضور خود بتوانم عرصه انتخابات کشور را از گرفتاری صرف در چاه و ریل سیاست محض کمی دور کنم.

کشورهای صنعتی و توسعه یافته امروزه سیاست را نقشه راه منافع ملی و توسعه اقتصادی خود تعریف کرده‌اند، در کشوری مثل فرانسه که ادعا می‌کند مهد دموکراسی و قوانین مدرن است گرفتن هرگونه رشوه جرم است، مگر در موردی که منجر به افزایش صادرات غیر نفتی شود، نمونه‌اش هم معامله انجام گرفته در دوران وزارت نیکلا سارکوزی بین فرانسه و پاکستان در مورد خرید و فروش زیردریایی فرانسه به پاکستان اسد که ظاهراً آقای سارکوزی رشوه دریافت کرد ولی چون بحث افزایش صادرات فرانسه مطرح بود از پیگرد معاف شد.

فارس: به هر حال به جز مسائل اقتصادی باید برای اداره دولت یک برنامه مدیریتی هم وجود داشته باشد. در این زمینه هم ایده‌ای دارید؟

فتحی‌پور: یکی از دلایل حضور من ‌ارائه الگوی جدید مدیریتی در چهارچوب ساختار حقوقی و سیاسی نظام مقدس جمهوری اسلامی ولایت محور است تا اگر به لطف پروردگار توفیقی حاصل شد حجم بی‌پایانی از ولایت‌مداری و تبعیت بی‌چون و چرای یک دولت از اوامر ولی امر مسلمین جهان به نمایش گذاشته شود تا جهانیان عظمت توفیق یک دولت اسلامی را در ترفیع راه و توسعه یک ملت توأم با حفظ معنویت و گسترش دیانت و تضمین سعادت دنیوی و اخروی آنان نظاره‌گر باشند.

ما در این بعد ظرفیت و پتانسیل بسیار عظیم ناشناخته‌ای داریم که به دلایل عدیده از این ظرفیت به درستی نتوانسته‌ایم بهره‌برداری کنیم، من مطمئنم اگر دولت‌ها نصایح و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را به درستی نصب‌العین خود قرار می‌دادند وضعیت ما بسیار فراتر از آن چیزی بود که الان داریم.

فارس: آقای فتحی‌پور یکی از پدیده‌های زشت و منفور اقتصادی پدیده فساد اقتصادی است، شما برای جلوگیری از شیوع و ترویج این ناهنجاری اقتصادی برنامه‌ای دارید؟

فتحی‌پور: پدیده فساد اقتصادی تقریباً همراه با خود اقتصاد است، از زمانی که انسانها زندگی بصورت دسته‌جمعی را تجربه کردند توزیع عادلانه منابع میان آنها همواره محل مناقشه بود، بخصوص زمانیکه محدودیت منابع در عین نامحدودیت تقاضا برای آن باشد، این امر بیشتر از هر زمان دیگر خود را نشان می‌دهد.

فارس: بیشتر توضیح دهید.

فتحی‌پور: فساد مانند میکروبی است که در بستر آماده برای آن پرورش می‌یابد، مثلاً همین بحث مبارزه با پشه آنوفل که ناقل بیماری مالاریا است؛ یک زمانی روش مبارزه با این بیماری این بود که با سم‌پاشی و کشتن پشه‌های آنوفل از اپیدمی آن جلوگیری کنند ولی بعداً به این نتیجه رسیدند که بهترین روش مبارزه با این بیماری از بین بردن لجن‌زارهایی است که این پشه در آن متولد، رشد و زندگی می‌کند، بستر فساد اقتصادی هم یکی به خلاء قانون و دوم به زمینه فعالیتهای اقتصادی، سوم به طبیعت و نهاد انسانهای فاسد و چهارم به نبود نظارت و پیگیری مربوط می‌شود؛ بنابراین برای مبارزه با پدیده فساد این چهار نقیصه را باید توأمان دید، یعنی اول باید خلاءهای قانونی را اصلاح کرد دوم زمینه‌های فساد اقتصادی را از بین برد، به این معنی که هر قدر اقتصاد دولتی‌تر باشد همان قدر زمینه فساد بیشتر وجود دارد نمونه آن هم محصولات تولیدی و مواد اولیه پتروشیمی است؛ این محصولات توزیعشان هرچقدر در دست دولت و نهاد خاص باشد همان مقدار امکان فساد و سوءاستفاده بیشتر است و هر مقدار امکان عرضه آن در بورس فراهم شود احتمال سوءاستفاده کمتر است، در بحث فساد مربوط به نهاد و طبیعت انسانهای فاسد هم معتقدم که ما انسانهای شایسته و پاکدست بسیاری داریم و الحمدالله نهادهای نظارتی و اطلاعاتی امنیتی هم اشراف بیشتری به ماهیت آدمهای خائن و خادم دارند؛ با بهره‌گیری از رهنمودهای این نهادها می‌توان جلوی فساد از این مجرا را هم گرفت. در بحث مربوط به نظارت هم معتقدم بهترین راه نظارت بر اجرای صحیح قانون، جلوگیری از فساد و رانت و تبعیض و بی‌عدالتی نظارت مردمی است، مطبوعات و رسانه‌های متعهد بهترین چشم و گوش جامعه برای نظارت بر این امورات در جهت جلوگیری از رسوخ فساد هستند، هر مقدار رسانه‌ها از فضای بازتری برخوردار باشند، به همان اندازه بهتر می‌توانند در این مورد کمک کنند.

فارس: شما برای کنترل نقدینگی و کاهش تورم چه برنامه‌ای دارید؟

فتحی‌پور: اقتصاد ما دچار وضعیتی شده که به نظر من راه‌حلهای پروژه‌ای نمی‌تواند راه‌حلهای مطمئنی باشد ؛ در بخشی از سؤال شما پاسخ پرسشتان را دادید و به درستی گفتید که برای کنترل نقدینگی و کاهش تورم چه برنامه‌ای دارید؛ واقعیت هم همین است که بخشی از راه‌حل کاهش تورم کنترل نقدینگی است؛ نسبت نقدینگی در اقتصاد کشور مثل نسبت خون است در بدن انسان، کاهش بیش از حد خون باعث افت فشار، سرگیجگی، تهوع، بیحالی، سستی و مرگ انسان می‌شود.

تزریق بیش از حد خون به بدن انسان نیز موجب افزایش فشارخون، سکته مغزی و نهایتاً مرگ انسان می‌شود، بنابراین نسبت نقدینگی هم در اقتصاد مثل همین امر است، ما نمی‌توانیم صرفاً ادعا کنیم که نقدینگی‌مان کم یا زیاد است بکله تعریف دقیق و صحیح آن در این است که نسبت نقدینگی با لحاظ میزان تولید ناخالص ملی تبیین و تعریف شود، اگر تولید ناخالص ملی ما چیزی در حدود هزار میلیارد دلار باشد،‌ این میزان نقدینگی نه تنها نرمال بلکه حتی شاید کم هم باشد، اما اگر تولید ناخالص ملی ما مثلاً پانصد هزار میلیارد تومان باشد این میزان نقدینگی نه تنها زیاد بلکه خطرناک و سمّ مهلک است.

فارس: زیاد یا کم بودن نقدینگی را چگونه باید تشخیص داد؟

فتحی‌پور: روشن ترین سیگنال برای تشخیص زیاد یا کم بودن نقدینگی میزان دفعات گردش پول در چرخه اقتصاد است، هر چقدر تعداد این دفعات بیشتر و سرعت گردش آن بالاتر باشد نشان دهنده میزان بیشتر بودن نقدینگی و خطرناک بودن آن است؛ هرچقدر هم سرعت گردش پول کمتر و کمبود نقدینگی در واحدهای تولیدی بشتر احساس شود نشان دهنده پایین بودن سطح نقدینگی است.

فارس: برای کنترل نقدینگی باید چه کرد؟

فتحی‌پور: در درجه اول معتقدم باید برای کنترل نقدینگی از تزریق منابع نفتی به بودجه سنواتی کشور خصوصاً بودجه جاری دولت و بودجه‌های مصرفی در قالب تعدیل دلار به ریال خودداری شود، در وهله دوم، معتقدم که به جدّ باید چاره‌اندیشی شود تا برای نقدینگی موجود در کشور ظرفیت ایجاد شود و به عبارت دیگر باید ظرفیتها و پتانسیل‌های پربازده بلا استفاده و مغفول اقتصادی کشور را نه با خلق پول جدید، چاپ اسکناس و تبدیل ارزهای خارجی به ریال، بلکه با همین نقدینگی موجود، بالفعل کرده و شکوفا سازیم و این همان تئوری‌ کانالیزه کردن نقدینگی به سمت تولید است؛در مرحله سوم معتقدم در جهت کنترل نقدینگی باید یک تعادل بخشی جدیدی در سیستم بانکی کشور ایجاد شود، ما متأسفانه در سیستم بانکی کشور با هر استراتژی که اتخاذ کردیم از یک سر قضیه سقوط کرده و به پایین افتادیم وقتی میائیم بانک را با یک نگاه اقتصادی تعریف می‌کنیم فردا می‌بینیم بانکها در تمامی واحدهای تولیدی را آجر کرده و با فلج کردن واحدهای تولیدی به تجارت پول مشغول شده‌اند و طبیعی است که در چنین صورتی هر قدر بانکها در عرضه پول کم‌فروشی کنند همان مقدار نیاز واحدهای تولیدی به نقدینگی و سرمایه در گردش بیشتر می‌شود و در نتیجه قیمت پول بالا می‌رود و بانکها با نان قرض دادن به همدیگر به سودهای کلان دست می‌یابند یا سپرده‌های مردم را در جهت کسب سود بیشتر صرفاً در بخشهای تجاری و دلاری به کار می‌گیرند، آن موقع واحدهای تولیدی به خاطر نبود سرمایه در گردش دچار رکود و گرفتاری شده و در نتیجه میزان تولید ملی کاهش می‌یابد، نرخ بیکاری بالا رفته و تورم هم بواسطه کمبود عرضه کالای داخلی افزایش می‌یابد، از طرف دیگر وقتی می‌آییم بانک را از تعریف یک بنگاه اقتصادی در آورده و به آن نقش پیشتبان واحدهای تولیدی را می‌دهیم آنگاه اولا با مشکل تأمین منابع مواجه می‌شویم و دوما با معضل بی اعتنایی سیستم بانکی به نحوه مصارف و هزینه کرد این منابع مواجه می‌شویم و سوما در تشخیص اولویتهای ضروری و استراتژیک و غیرضروری و اتلاف کننده دچار مشکل می‌شویم و چهارما در بازیافت و بازگشت همین منابع دچار مشکل می‌شویم پنجما در جذب سپرده‌های مردم دچار مشکل می‌شویم، چون اگر بانک با سپرده‌های مردمی به سود مناسب دست نیابد و نتواند به مشتری خود سود کافی بدهد در نتیجه انگیزه لازم در مشتریان بانکها برای سپرده‌گذاری در بانکها ایجاد نمی‌شود و نهایتاً اینکه پمپاژ بدون حساب شده پول به جامعه از سوی بانکها چه در قالب تسهیلات چه در قالب سرمایه‌گذاری موجب افزایش نقدینگی و ایجاد تورم می‌شود بنابراین ما باید یک راه حل بینابین را در سایه پژوهش و تحقیق در بانکها ارائه کنیم که هم بانک‌ها از خطر ورشکستگی نجات یابند و هم بتوانند واحدهای تولیدی را پتشیبانی کنند؛ اما در مسئله مربوط به کاهش علاوه بر کنترل نقدینگی مؤلفه‌های دیگری نیز مانند رعایت تناسب چرخه عرضه و تقاضا، تلاش برای کاهش قیمت تمام شده، بالا بردن میزان بهره‌وری و میزان راندمان کار مفید، استفاده از تکنولوژی‌های برتر تولید و اصلاح ناوگان فرسوده تولید، بالا بردن کیفیت کالاهای تولید داخل، ترویج فرهنگ مصرف کالاهای داخلی و پرهیز و اجتناب از مصرف کالاهای خارجی، مبارزه با پدیده شوم قاچاق، مبارزه با پدیده خائنانه دامپینگ از جمله راهکارهائیست که با به کار گرفتن آنها می‌توان از شرّ افزایش نرخ تورم خلاص شد.

فارس:آقای فتحی‌پور، بعنوان شخصی که دو دوره رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس بودید چه ارزیابی از وضعیت اقتصادی امروز کشور داشتید که باعث شد وارد عرصه انتخابات شوید؟

فتحی‌پور: با ارج و قرب کامل به زحمات تمامی دولت‌هایی که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در عرصه اداره کشور فعال بودند و صادقانه زحمت کشیدند عرض می‌کنم که ارزیابی من از وضعیت اقتصادی کشور در مجال مصاحبه با رسانه شما نمی‌گنجد؛ اما اجمالاً به چند نمونه از سرفصل‌هایی اشاره می‌کنم که از اول انقلاب تا کنون به شعار اساسی و استراتژی اصلی نظام تبدیل شده و همین امروز هم از اصلی‌ترین دغدغه‌های مقام معظم رهبری بشمار می‌رود و متأسفانه تا کنون آن چنان که باید و شاید در آنها توفیق پیدا می‌کردیم موفقیت آن‌چنانی بدست نیاوردیم.

1)خودکفایی و رهایی از وابستگی: همه ما خوب بخاطر داریم که استقلال،‌آزادی، جمهوری اسلامی، سه پایه تشکیل دهنده شعارهای محوری انقلاب بوند. با وجود آنکه در مقایسه با رژیم گذشته ما دستاوردهای بسیار بسیار گرانسنگی در حوزه‌های علمی و صنعتی و تکنولوژیکی داشتیم ولی متأسفانه هنوز هم ما سالانه نزدیک یکصد میلیارد دلار واردات قانونی و چیزی در حدود سی الی چهل میلیارد دلار واردات غیرقانونی در قالب کالای قاچاق داریم که این زیبنده کشور ما نیست.

2) اقتصاد بدون نفت: همین چند روز پیش بود که مقام معظم رهبری در فرمایشات اول سال 92 بیان فرمودند که بنده چند سال پیش اعلام کردم که یکی از آرزوهای دیرینه من بستن چاه‌های نفت است، بدون تردید هدف ایشان از این فرمایشات بستن فیزیکی دهانه چاه‌های نفتی ایران نیست بلکه هدف حقیقی و اصلی معظم‌له تحقق اقتصاد بدون نفت است، یعنی اینکه ما در مسیر اداره کشور به نقطه‌ای برسیم که دولت مجبور نباشد برای تأمین هزینه‌های جاری و تأمین معیشت روزمره مردم دست به دامن فروش نفت شود بلکه باید بالعکس آن نفت استخراج و تبدیل به ثروت‌های روی زمین ماندگار بشود تا نسل‌های آینده نیز بتوانند از مواهب آن برخوردار بشوند در صورتیکه متأسفانه ما امروز با کاهش استخراج و یا کاهش فروش آن دچار تکانه‌های اقتصادی می‌شویم که نمونه اخیر آن تأثیر تحریم‌ها بر میزان استخراج و فروش نفت و به تبع آن پرش قیمت ارز و در نهایت جهش عمومی قیمت‌ها در بازار کالاهای مصرفی و ارزاق عمومی بودیم که باز هم در چنین شرایطی مطابق با اهداف سیاستگذاری ما نبوده و نیست.

3) اتکای کشور به درآمدهای مالیاتی؛ این سرفصل به خودی خود یک مجموعه برنامه عظیم و بزرگیست که نیازمند تحول تعمق در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، نظامی،‌آموزشی و حتی بهداشتی است، به قول ما آذریها که مثل معروفی داریم و آن اینست که «با په پلو درست نمی‌شود بلکه روغن برنج می‌خواهد»، تحقق استراتژی اداره کشور با درآمدهای مالیاتی هم مثل همین است و به همین مفتی و آسانی بدست نمی‌آید.

اقتصادی که در کیک تولید ناخالص ملی نفت بیشترین سهم را به خود اختصاص داده و دولت حجم بسیار گسترده‌ای از این اقتصاد را در انحصار خود دارد همین دولت بعنوان مرجع اصلی سیاستگذاری اقتصادی و قدرتمندترین رقیب بخش خصوصی نحیف و لاغر است، چگونه می‌تواند درآمدهای کشور با اتکاء به منابع مالیاتی محقق شود؟!

یادم نمی‌رود که در برنامه چهارم توسعه کشور یک هدف‌گذاری نسبتاً ایده‌آلی در این مورد انجام شده بود و آن این بود که چیزی در حدود 70 الی 80 درصد بودجه جاری دولت در پایان برنامه چهارم توسعه باید از محل منابع مالیاتی تأمین می‌شد. با ارزیابی که ما داشتیم در پایان برنامه چهارم توسعه این رقم در خوشبینانه‌ترین حالت به عدد 45 می‌رسید ولی حاصلضرب مجموع مالیات‌های اخذ شده دقیقاً رقم هدف‌گذاری شده که سر جمع آن چیزی در حدود 14 الی 16 هزار میلیارد تومان بود را نشان می‌داد.

از یک طرف سؤال ما از دولت این بود که چرا مالیات نتوانسته 70 تا 80 درصد بودجه‌های جاری کشور را پوشش دهد از طرف دیگر پاسخ سازمان مالیاتی و وزارت امور اقتصادی و دارایی این بود که ما مکلف به وصول 14 هزار میلیارد تومان مالیات بودیم که نه تنها این محقق شده بلکه کمی بیشتر از اهداف برنامه هم عمل کرده‌ایم، در نتیجه ما مجبور به بررسی مجدد شدیم و این بار به این نتیجه رسیدیم که زمانیکه برنامه در سال پایانی عدد 14 هزار میلیارد تومان را به عنوان هدف ایده‌آل خود هدفگذاری کرده در آن سال‌ها بودجه جاری که دولت رشد 2.5 برابری را تجربه کرده در نتیجه سهم مالیات در تأمین منابع بودجه جاری به 45 در کاهش یافته، پس طبیعی است که در چنین وضعیتی حد فاصل ارقام 45 درصدی و 75 درصدی را با فروش نفت و تزریق منابع حاصل از آن به بودجه جاری تأمین بکنند.

اقتصاد بدون نفت و تأمین درآمدهای کشور از طریق مالیات، یک بخش خصوصی قدرتمند، هوشمند، قوی و به روز شده را می‌طلبد، اکثر دولت‌هایی که توسعه یافته‌اند به مرور زمان روزگار به آنها آموخته که دولت نباید تصدی‌گری بکند بلکه باید بسترساز، هدایت‌گر و نظاره‌گر باشد تا در سایه آن بتواند با داشتن یک اقتصاد قدرتمند و بی‌آنکه دولت شخصاً سرمایه‌گذاری کند بتواند از منابع مالیاتی بخش خصوصی برای خود درآمدزایی کرده و آن را در خدمت رفاه شهروندان و سایر اهداف توسعه‌ای خود قرار دهد.

افزایش تولید ناخالص ملی مطابق سند چشم‌انداز 20 ساله و افق ایران 1404 که مؤلفه‌هایی مانند افزایش ضریب اشتغال، کاهش ضریب بیکاری، رشد آهنگ سرمایه‌گذاری کاهش حجم واردات، افزایش ورودی سرمایه‌های خارجی و کاهش خروجی سرمایه‌های کشور همگی در داخل آن قرار می‌گیرد، از جمله عواملی است که در بررسی وضعیت اقتصادی کشور ضرورت یک اراده جدی و برنامه اجرایی دقیق و منسجم برای جبران عقب ماندگی‌های حاصل از ادامه روند چشم‌آنداز 20 ساله را می‌طلبد.

کاهش ضریب جینی و اجرای عدالت به معنای واقعی، توزیع برابر فرصت‌ها به معنای واقعی توزیع ثروت و نه به معنی تحمیل و توزیع فقر که حقیقتاً باعث نابودی کامل فاصله طبقاتی شده و دستیازی همه شهروندان ایران به رفاه و پیشرفت را ممکن و میسر سازد.

فارس:آقای فتحی‌پور، شما در مقام رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس یکی از طرفداران پروپا قرص قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در سطح کشور بودید در حالی که بسیاری از صاحب‌نظران اقتصادی اجرای این قانون را یکی از مهمترین چالش‌های اقتصادی امروز کشور و به عبارتی مهمترین عامل در به وجود آمدن وضعیت امروزی اقتصاد کشور (تورم، رکود، بیکاری و...) به غیر از تأثیر تحریم‌ها می‌دانند، نظر شما در این مورد چیست و آیا همچنان به درستی تصمیم خود پایبند هستید یا خیر؟

فتحی‌پور: بلی، عمیقاً به درستی تصمیم خود اعتقاد داشته و دارم و همچنان که به درستی در سؤال شما نیز مورد اشاره قرار گرفته مشکل از اجرای قانون بوده نه از اصل قانون،‌ برای اینکه مبحث یک مقداری شفاف‌تر باز و روشن شود لازم می‌دانم در باب فلسفه‌ تصویب این قانون ضرورت‌ها و زیرساخت‌های آن مطالبی را خدمت شما و مخاطبانتان عرض کنم.

ببینید، اکثر کشورهایی که نفت دارند یا داشتند غالباً ‌به یکی از این دو نوع بیماری که من عرض می‌کنم مبتلا بودند،‌ یا اقتصاد آنها به بیماری هلندی مبتلا بود یا به یک نوع دیگر بیماری که من اسم این بیماری را بیماری مصری گذاشته‌ام مبتلا بودند که البته در دو سه دهه اخیر برخی از کشورهای صاحب نفت با تأسیس صندوق توسعه روش متفاوتی را برگزیدند که کشور ما نیز با تأسیس صندوق توسعه ملی و قبل از آن با صندوق ذخیره ارزی به این الگو روی آورد؛ متأسفانه قبل از تأسیس این صندوق‌ها اقتصاد کشور ما به هر دو نوع بیماری هلندی و مصری مبتلا بود.
 
فارس: در مورد این دو نوع بیماری کمی توضیح دهید.

فتحی‌پور: در بیماری هلندی مشکل اصلی این است که منابع حاصل از فروش نفت بدون توجه به میزان حجم اقتصاد و تولید ناخالص ملی خصوصاً در بخش صادرات غیرنفتی به اقتصاد کشور و بودجه سنواتی تزریق و پمپاژ می‌شد و با بالا بردن ظرفیت تقاضا بدون توجه به حجم تولیدات داخلی زمینه‌ساز تورم لجام گسیخته می‌شد و نظام عرضه و تقاضا را از ریل طبیعی خود خارج و دچار تکانه‌های شدید می‌کرد و آخر سر دولت‌ها هم مجبور بودند در جهت کنترل و مقابله با تورم ثروت ملی را به ثمن بخس فروخته و صرف واردات کالاهای خارجی کنند و چون همیشه برای تداوم این امر نیازمند تبدیل پول خارجی به پول ملی بودند با چاپ پول بدون

پشتوانه تولیدی حجم نقدینگی را افزایش داده و این بار از سر دیگر خط افتاده و دچار تورم ناشی از افزایش نقدینگی می‌شدند، در بیماری مصری هم که معمولاً به دنبال بیماری هلندی ایجاد می‌شود در جهت کنترل نرخ تورم معمولاً در کشورهای نفت‌خیز قیمت حامل‌های انرژی را که جزو اقلام عمده مصرفی کشور محسوب می‌شود پائین نگه می‌داشتند و این امر سبب بالا رفتن میزان مصرف غیر ضروری انرژی به خاطر قیمت پایین آن می‌شد تا جائیکه کشوری مانند مصر که خود روزی از صادرکنندگان عمده نفت بود آنچنان میزان مصرف داخلی‌اش بالا رفت که نه تنها تمام انرژی تولید داخل به مصرف داخلی می‌رسید و از صادرات هیچگونه اثر و خبری نبود که هیچ، بلکه مجبور به تأمین بخشی از انرژی مصرفی خود از طریق انجام واردات شدند، در کشور ما هم قیمت پائین حامل‌های انرژی آرام‌آرام اقتصاد ما را نیز به بیماری مصری مبتلا می‌کرد و پائین بودن قیمت حامل‌های انرژی باعث بالا رفتن بیش از حد مصرف غیر ضروری انرژی بود، بطوریکه بارها در مصاحبه‌های قبلی خود اعلام کردم شدت مصرف انرژی در ایران با شدت مصرف انرژی در هیچ یک از کشورهای صنعتی و توسعه یافته و پرجمعیت جهان برابری نمی‌کرد، ‌این یک طرف مسئله بود که سالانه ما با مصرف چیزی در حدود 120 میلیارد دلار یارانه انرژی با یک چشم انداز تیره و تار و بحرانی رو به رو بودیم، اما از طرف دیگر از قِبَل همین مسئله ما با یک معضل بزرگی بنام بی‌عدالتی مواجه بودیم که زائیده اصلی آن فاصله طبقاتی بود.
 
فارس: یعنی شما دلیل بخشی از بی عدالتی را در همین موضوع می‌دانید؟

فتحی‌پور: همه ما بهتر می‌دانیم که نفت و سایر معادن یک ثروت خدادادی هستند، معنی ثروت خدادادی این است که تمامی مردمانی که در حوزه جغرافیایی آن سرزمین و حتی تمامی نسل‌هایی که باز هم در حوزه جغرافیایی‌ آن سرزمین زندگی کرده یا خواهند کرد به یک اندازه از آن برخوردار باشند و همه آن جمعیت سهم مساوی دارند، حالا با این تحلیل من از شما سؤال می‌کنم از زمان کشف اولین حلقه چاه نفت در ایران که نزدیک یکصد سال از عمر آن می‌گذرد چه کسانی بیشترین سهم و بیشترین نفع را از این ثروت خدادادی برده‌اند؟

با نگاهی به تاریخ اخیر یکصد ساله ایران فاصله برخورداری از این ثروت خدادادی را بین کسانی که در کلانشهرها و اطراف چاه‌ها زندگی می‌کردند با کسانی که در دور افتاده‌ترین روستاهای سیستان و بلوچستان، کردستان، آذربایجان، کرمانشاه و یا سایر استانها زندگی می‌کردند در می‌یابیم، بسیاری از افرادیکه در کلانشهرها زندگی می‌کنند، صاحب امکانات گسترده و وسیعی هستند و بسیاری از کارتل‌های اقتصادی عمدتاً کسانی هستند که قریب به یکصد سال است با مصرف حجم عمده انرژی رایگان برای خود ثروت جمع کرده‌اند و در عوض در مقابل آن برخی از روستائیانی را هم شاهده هستیم که به دلیل دارا نبودن یک جاده ارتباطی همین امروز هم نتوانسته‌اند بوسیله یک خودروی پیکان از مواهب حداقلی امروزی انرژی استفاده کنند و این بزرگترین بی‌عدالتی است، شما دقت بفرمائید اگر یکصد سال قبل از این ، این قانون اجرا می‌شد و مقرر می‌شد که تمام حجم انرژی استحصالی را بر مبنای قیمت بازارهای جهانی قیمت‌گذاری کرده و منابع حاصل از این قیمت‌گذاری را بر اساس روح حاکم بر قانون هدفنمند کردن یارانه‌ها بین مردن بصورت پنجاه پنجاه در قالب پرداخت نقدی و سرمایه‌گذاری برای توسعه زیر ساخت‌ها مصرف می‌کردند ما الان‌ شاهد دستیابی به چه میزان از عدالت ‌بودیم؟ بنابراین با توجه به توضیحاتی که عرض کردم و سایر معضلات و ضرورت‌هایی که ناشی از پائین بودن قیمت انرژی دامنگیر کشور بود مثل افزایش آلایندگی‌ها و آلاینده‌ها در سایه سوخت بی‌رویه انرژی و یا از دست دادن قدرت رقابت محصولات تولید داخل در بازارهای جهانی.

با توجه به مسائل مذکور مجلس و دولت تصمیم گرفتند، قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را تصویب و اجرا کنند. من به سهم خود هدفی را که از تصویب این قانون تعقیب می‌کردم هنوز بدست آمده نمی‌دانم، تصور من و البته روش درست هم این بوده و در قانون هم به آن تأکید و توجه شده این است که این قانون قبل از اجراء در حین اجرا و پس از اجرا، الزاماتی دارد که باید به آن توجه می‌شد، یکی از الزامات آن توجه به تحول ساختاری بود.
 
فارس: تحول ساختاری در چه حوزه‌ای؟

فتحی‌پور: ببینید در اکثر کشورهای دارای نفت اصلاح قیمت‌های انرژی و واقعی کردن قیمت‌ها از اولویت خاصی برخوردار بود، منتهی به شرط‌ها و شروط‌ها، من یک مثال ساده می‌زنم، قبل از اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در ایران قیمت هر لیتر بنزین یکصد تومان بود و عمده خودروهای تولید داخل هم با متوسط مصرف سرانه چهارده لیتر برای یکصد کیلومتر بودند بنابراین صاحب وسیله نقلیه‌ای که فاصله یکصد کیلومتری دو شهری را می‌پیمایید هزینه مصرف بنزین او چیزی در حدود هزار و چهارصد تومان می‌شد، کشورهایی که خواستند این طرح را اجرا کنند، آمدند قبل از اجرای طرح روی خط تولید خودروهای خود مطالعه کردند و در نهایت توانستند خودرویی را تولید کنند که در یکصد کیلومتر4 لیتر بنزین مصرف کند، سپس با اعلام فراخوان خودروهای با مصرف متوسط 14 لیتر در یکصد کیلومتر را جمع کرده و در عوض آن بدست صاحبانشان خودروهایی را دادند که در یکصد کیلومتر 4 لیتر بنزین مصرف می‌کرد و سپس اقدام به اصلاح قیمت بنزین کردند و قیمت آن را از یکصد تومان به چهارصدتومان یعنی در حدود چهار برابر افزایش دادند و صاحب خودرو را توجیه کردند که شما با خودروی قبلیتان برای یکصد کیلومتر جهارده لیتر بنزین مصرف می‌کردید و 1400 تومان می‌پرداختید و دولت شما نیز با فروش ده لیتر بنزین صرفه‌جویی شده حاصل از اصلاح خط تولید خودرو در بازارهای جهانی می‌تواند به شما یارانه نقدی پرداخته و رفاه عمومیتان را بالا ببرد، در این جا هم شهروند سود می‌برد و هم دولت، در این جا هم شهروند راضی است هم دولت در چنین وضعیتی همه اهداف قانون هدفمند کردن یارانه محقق شده و معضلات کاملاً از بین رفته و عدالت می‌تواند تحقق پیدا کند.

بنابراین همچنان که ملاحظه می‌فرمائید نیل به اهداف صرفه‌جویی و اجرای عدالت و دستیابی به رفاه در گرو توجه به اصلاح خط تولید و ناوگان مصرف انرژی است و خود این امر نیز نیازمند سرمایه‌گذاری است یعنی دولت از یک طرف کسب درآمد می‌کند اما از طرف دیگر برای اینکه این کسب درآمد استمرار داشته و تداوم پیدا کند و به نقطه مطلوب خود برسد دولت باید هزینه‌هایی را هم در مدت زمان محدود مطابق برنامه‌ریزی‌های انجام شده متحمل شود. شما در عالم اقتصاد بودن صرف هزینه نگهداری وانجام هزینه‌های ترمیم و بازسازی امکان ندارد که بتوانید طرح یا پروژه‌ای اجرا کنید که صرفاً برای شما سودآوری مطلق داشته باشد، به همین جهت این نقطه مهم و فوق‌العاده حساس و استراتژیک در تصویب قانون هدفمند کردن یارانه‌ها مدّ نظر تصویب کنندگان بود و ما پیش بینیمان این بوده و هست که اگر دولت یارانه بخش تولید را نپرداخته و آنها را وادار به اصلاح ساختاری و به روز کردن ناوگان تولید ننماید اقتصاد ایران باز هم مجدداً یا به بیماری هلندی یا به بیماری مصری مبتلا خواهد شد، پرداخت یارانه‌های نقدی بدون چشم‌انداز روشن از تولید ملی در نهایت یا به خاطر کمبود کالا تورم را جهش داده و پول ملّی را بی‌ارزش خواهد کرد یا در بهترین شرایط دولت را وادار به فروش ثروت با ارزش ملّی و انجام گسترده واردات کالاهای بنجل خارجی خواهد کرد و این یعنی همان سقوط به پله اول و روبرو شدن با یک بحران جدی و نابودی آینده کشور.

بحث دیگر من، در رابطه با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها برداشت غلط و ناصحیح از اهداف این قانون است، اساساً چنین برداشتی در تضاد با فلسفه آفرینش و خلقت انسان است، کسانی که با اجرای این قانون به این نتیجه رسیدند که کار و کوشش قبلی خود را تعطیل کرده و بدون هیچگونه نگرانی از وضعیت معیشتی خود و آینده کشور سر هر برج با دریافت یارانه‌های نقدی هزینه‌های جاری زندگی خود را تأمین کنند اینها سخت در اشتباهند و خلاف حکمت خداوندی عمل می‌کنند، بر اساس تعلیمات دینی همه ما معتقدیم که جهان خلقت بر اساس یک نظم کاملاً دقیق و حساب شده آفریده شده، بر اساس این نظم پروردگار متعال قبل از اینکه انسان را بیافریند رزق و روزی و اسباب معیشت او را در دل طبیعت آفریده و به هنگام آفرینش انسان نیز سازوکارهای لازم و ابزارهای کشف پاسخ به این نیازها را در دو قالب غریزی و عقلی در وجود او تعبیه کرده

است، خداوندی که خاک و آب را آفریده و رویش مواد غذایی را در دل خاک قرار داده، به انسان حس گرسنگی داده تا برای زنده ماندن اقدام به رفع و رجوع کند این خداوند تحصیل حاصل در این امر را در گرو اراده انسان برای بکار انداختن قدرت فکری و قدرت جسمی او قرار داده است و این خیلی معروف است که گویند لعنت به دو دستی که توان نگه داشتن یک سر را نداشته باشد، ارتزاق از محل منابع پرداخت نقدی یارانه‌ها در حکم تعطیل کردن عقل و فکر و بستن دست‌ها است؛ فرهنگی که باید در کشور حاکم باشد باید این باشد که هر انسانی معیشت خود را با تکیه بر تلاش خود تأمین کند، البته دولت‌ها هم در این مورد نقش بسترساز و هدایتگر دارند و توزیع عایدات ناشی از ثروت‌های عمومی نیز باید امری باشد که منجر به انباشت ثروت اضافی شهروندان جامعه و در نهایت منجر به هدایت و کانالیزه کردن آن به سمت تولید،‌اشتغال و رفاه عمومی شود، چرا که در غیر اینصورت هم عمر منابع زیرزمینی محدود است و هم پول در دست افراد بدون وجود کالا صرفاً یک کاغذ رنگی بی‌ارزش تلقی می‌شود و آینده استقلال کشور به مخاطره می‌افتد، تداوم بین نسلی با تهدید روبرو می‌شود و در نهایت صرفاً به ملتی عقب‌مانده، مصرف‌گرا، وابسته و تحت سلطه تبدیل می‌شود، در جهان امروز قدرت ملت‌ها در توان تولید، ورزیدگی، انباشت ثروت و کاهش واردات تعریف می‌شود.

حساسیت دیگر خود من در بحث قانون هدفمند کردن یارانه‌ها که به جد از آن بعنوان خط قرمز یاد می‌کنم نحوه تأمین منابع قانون هدفمند کردن یارانه‌ها مخصوصاً در بخش سهم پرداخت‌های نقدی است، ما در قانون تصویب کردیم که دولت مکلف است قیمت حامل‌های انرژی را بر اساس رقمی که بین دولت و مجلس توافق شده است بفروش رسانده و حاصل جمع این فروش هر رقمی باشد دقیقاً آن را با رعایت تناسب سهم بخش‌های مختلف تصریح شده در قانون توزیع کند، خدای ناکرده چنانچه دولت اگر بیاید منابعی غیر از این منابع مثلاً با فروش دارائی‌های دولت یا فرضاً از طریق استقراض از بانک مرکزی به مردم پول نقد پرداخت کند، آن موقع هم دولت تخلف کرده و هم جامعه بدبخت شده و دچار آسیب‌های جدی خواهد شد و این به منزله این است که فرد یا افراد یا جریان خاص سیاسی مطلقاً به فکر توسعه کشور نبوده و از نیازمندی و کمبود آگاهی مردم سوءاستفاده کرده و با توزیع پول و حراج اموال عمومی به عنوان بهره‌برداری در راستای اهداف و منافع خاص فردی یا جریانی خود است، مخصوصاً اگر چنین پول‌هایی صرفاً در محدوده تأمین هزینه‌های روزمره و غیرقابل بازیافت مردم صرف شود که آن موقع باید فاتحه اقتصاد کشور را خواند.

فارس: اساساً شما اهمیت انتخابات در نظام جمهوری اسلامی را تا چه حد ارزیابی می‌کنید؟

فتحی‌پور: برای اینکه به سؤال شما پاسخ شفافی داده باشم شما را ارجاع می‌دهم به کلام رهبری معظم انقلاب که در چند روز اخیر فرمودند: انتخابات آبروی نظام است؛ انتخابات موجب استحکام نظام است؛ انتخابات مایه مشروعیت نظام است و باز بر می‌گردم در این روزها به روزهای آغازین پیروزی انقلاب اسلامی که معمار کبیر انقلاب در نخستین روزهای انقلاب نظام و اداره کشور را مشروط و منوط به رأی مردم کردند و هنوز دو ماهی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که واژه جمهوری اسلامی را به عنوان قالب ساختار حقوقی کشور به رأی ملت گذاشتند و بر این امر اصرار و تأکید فرمودند که میزان رأی ملت است.

از آنجایی که دشمنان برای درهم شکستن این نظام دلخواه مردم هم پیمان و هم پیاله شده بودند آحاد ملت ایران نیز از اول انقلاب تا کنون پشت سر امام و رهبری در دفاع جانانه از این نظام هم‌پیمان و هم‌قسم شدند و در این راه از همه چیز خود، از جان و مال و ناموس و خون رنگین عزیزترین عزیزان خود گذشتند و با حفظ این نظام تا کنون دشمنان را ناکام گذاشتند و دشمن نیز که از طرق، ایجابی در ‌شکست نظام ناکام مانده به طرق سلبی نفی نظام روی آورده است، معنی این حرف بنده این است که این‌ها به خیال باطل خود در کمین نشسته‌اند تا ببینند هر موقع میزان مشارکت مردم در انتخابات کم شد در بوق و کرنا جار بزنند که مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران در بین مردم از بین رفته و مردم از این نظام رویگردان شده‌اند و آنگاه شروع کنند به عملیاتی کردن بدترین و خبیثانه‌ترین نیات شوم خود و البته به لطف خدا در این مورد نیز همیشه ناکامند و نتیجه عکس گرفته‌اند و مشارکت بالای مردم در همه انتخابات بعد از انقلاب دشمنانش را وادار به اعتراف به مشروعیت و محبوبیت‌ نظام جمهوری اسلامی کرده و آنها را چندین گام به عقب رانده است. بنابراین ملتی که برای حفظ نظام سنگین‌ترین هزینه‌ها را پرداخته‌اند باید در انتخابات که کم‌هزینه‌ترین و پربازده‌ترین روش حفظ نظام و مقابله با دشمنان است به طریق اولی از مشارکت بالا در انتخابات استقبال کنند.

فارس: اهمیت انتخابات ریاست جمهوری را چطور ارزیابی می‌کنید؟

فتحی‌پور: اهمیت انتخابات ریاست‌جمهوری در این است که انتخابات عموما و انتخابات ریاست‌جمهوری خصوصاً یک توافق جمعی بر سر شیوه اداره کشور مطابق با خواست عمومی مردم و میل و رضایت اکثریت جامعه است و روش‌شناسی این توافق بدین منوال است که ابتدا موفقیت‌ها و یا احیاناً شکست‌های حاصله احصاء استخراج و تبیین می‌شوند و بعداً راهکارهای لازم از سوی توانمندان و صاحبان فکر و عقیده و سلیقه برای تقویت توفیقات بدست آمده و ایضاً برای جبران شکست‌ها و از بین بردن عقب ماندگی‌ها به افکار عمومی ارائه و روش مقبول و معقول و مشروع و ممکن با اراده اکثریت مردم انتخاب و با پشتیبانی آحاد مردم و نظام در جهت رسیدن به اهداف متعالی خود ادامه مسیر می‌دهد و چنین روشی موجب سرزندگی و نشاط جامعه و تک‌تک مردم این سرمزین شده و رابطه متقابل نظام و مردم را مستحکم می‌کند و به عبارتی در چنین فرآیند است که مردم احساس کرامت می کنند و خود را صاحبان اصلی نظام و انقلاب می‌دانند و متقابلاً پایداری نظام را تنها عنصر تضمین کننده سعادت خود می‌پندارند.
فارس: به نظر شما مهمترین نیاز نسل جوان چیست؟

فتحی‌پور: در پاسخ به شما باید بگوییم مهمترین نیاز جامعه چه می‌باشد چون جوانان و نسل جوان بخشی از جامعه محسوب می‌شوند. بنابراین باید نیاز نسل جوان در دل نیاز جامعه تعریف شود؛ نیاز جامعه آرمانی ما ساختن کشوری آباد و توسعه‌یافته و انسان‌های دیندار و اخلاق‌گرا و برخوردار از یک سطح رفاه مطلوب است.

برای رسیدن به چنین هدفی و ساختن چنین جامعه‌ای ما باید روی امکانات و داشته‌های خود حساب کنیم. در دنیا نیروی انسانی توسعه‌یافته و خلاق با ارزش‌ترین منبع ثروت پایدار محسوب می‌شود منظور از نیروی انسانی هم نسل جوان و جوانان محسوب می‌شود.

در هیچ کجای دنیا نسل بازنشسته و از کار افتاده منابعی محسوب نمی‌شود که بتواند کار کرده بازده داشته و ارزش افزوده ایجاد کند، گرچه نسل بازنشسته و از کار افتاده ثروت فکری و تجربی محسوب می‌شود ولی نیرویی بیشتر می‌تواند کشور را بسازد که تحرک بیشتر داشته باشد، از قدرت کافی جسمانی برخوردار باشد، با روحیه و با نشاط باشد و منحنی فیزیکی عمر و سن و سالش رو به بالا باشد نه رو به پایین و افول.

مثلا دو خانواده که هر کدام 5 عضو دارند، اعضای یک خانواده زیر 25 سال و اعضای خانواده دیگر همگی بالای 50 سال سن دارند؛ از کدام خانواده انتظار بازده بیشتر، ارزش افزوده تولید و کار تلاش می‌رود از کدامیک بیشتر انتظار ثروتمند شدن وجود دارد در جامعه هم عینا چنین است.

بنابراین با این مقدمه من می‌خواهم بگویم نسل جوان سرمایه، امکانات، ابزار و امید و چشم‌انداز توسعه و پیشرفت کشور ما هستند، معتقدم قبل از تعیین نیاز نسل جوان تبیین اهمیت نسل جوان و جایگاه و موقعیت آن نیاز ضروری است؛ متاسفانه باید بگویم آنچنانکه باید و شاید اهمیت و جایگاه این نسل مورد پردازش قرار نگرفته، هم دست‌‌اندرکاران و مسئولین آن چنان که شایسته آن است به این امر نپرداخته‌اند و هم متاسفانه خود جوانان بعضا اهمیت و جایگاه خود را تقلیل و تنزیل داده‌اند و علت آن هم به تفاسیر غلط از جوانی و نسل جوان پر می گردد و مشکلی که در جامعه وجود دارد گروه سنی که در رده بالای گروه میانسالی قرار گرفته‌اند در سپردن مسئولیت‌ها بازه سنی جوانی را خیلی گسترش می‌دهند و گاها عددهای سنی 45 و 50 نیز به عنوان جوان و کم‌تجربه یا فاقد تجربه می‌پندارند و تحلیل‌شان بر این است که هرم بالای سنی کشور به دلیل برخورداری از پشتوانه تجربه باید انحصارا مسئولیت‌ها در اختیار این گروه سنی قرار گرفته باشند و نمی‌توانند به راحتی با رده‌های سنی پایین‌تر از خود اعتماد کرده باشند که این یک مشکل است.

از طرف دیگر مشکل دیگر این است که وقتی پای حس مسئولیت و صرف انرژی و کار و تلاش و کوشش به میان می‌آید برخی از جوانان هم سعی می‌کنند بازه سنی کودکی و نوجوانی را گسترش ‌دهند، بعضا ما شاهد هستیم که افرادی در رده‌های سنی 40-30 در حال و هوای کودکی و نوجوانی به سر می‌برند. البته در این مورد بعضی خانواده‌ها هم شخصا مقصر هستند. من معتقدم هر دوی اینها غلط است.

جوانان ما باید در گروه سنی 20 و بیست به بالا در حس میهن‌دوستی و نوع‌دوستی و احساس مسئولیت در مقابل مردم و جامعه حس همطراز با گروه سنی 50 به بالا داشته باشند و میانسالان و میانسالان به بالا نیز در انجام کار محوله و وظایف شغلی حداقل تا ایام بازنشستگی حس و روحیه‌ای همطراز با روحیه جوانان و گروه سنی جوانان داشته باشند در این صورت است که ما شاهد از بین رفتن گسست بین‌نسلی خواهیم بود و همگرایی و همکاری جای تفرد، بی مسئولیتی و تنبلی و عزلت‌گزینی را خواهد گرفت.

برای تحقق این امر پاسخ اصلی پرسش شما را در اینجا می‌دهم؛ نیاز اصلی نسل جوان در حال حاضر سرمایه‌گذاری همه‌جانبه کشور بر روی جوانان است و در این سرمایه‌گذاری نیز اصلی‌ترین بخش -تقویت روحیه خودباوری- اعتماد به نفس، نشاط- ورزیدگی- خلاقیت و شکوفایی استعداد و جوانان است.

نسل جوان باید بداند و متوجه باشد که در قبال جامعه چه مسئولیتی دارد؛ نیاکان و گذشتگان ما و نسل از کار افتاده فعلی هر کسی که بودند و هر چیزی که بودند تنبل یا زرنگ، توسعه یافته یا عقب‌مانده، فهیم یا نادان، بالاخره همین مقدار عرضه داشتند که جامعه را تا بدین جا رساندند و تحویل دست جوانان دادند و عملکرد فعلی آنان را تاریخ در آینده مورد قضاوت قرار خواهد داد و آن را با گذشتگان و آیندگان بعد از اینها مقایسه کرده و نمره خواهد داد. اینکه الان می‌گویند باید به جوانان شغل داد من معتقدم این تفکر غلط است نباید به جوانان شغل داد بلکه باید بر روی جوانان سرمایه‌گذاری کرد و استعداد و خلاقیت آنان را شکوفا کرد و از آن به بعد خود جوانان باید شغل ایجاد کنند نه اینکه کسی به آنها شغل بدهد.

جوان امروز باید کارآفرین باشد نه کاریاب- در جهان صنعتی روی جوان سرمایه‌گذاری می‌کنند. شرایط آموزش مطلوب را فراهم می‌کنند، مدرسه می‌سازند، دانشگاه می‌سازند شرایط تحصیل جوان را فراهم می‌کنند در اختیارش آزمایشگاه و کارگاه و تکنولوژی قرار می‌دهند تا این جوان بتواند بین استعداد خود و پتانسیل کشورش و نیازهای بین‌المللی فرمولی کشف کرده و پس از آن خودش کارآفرینی کند، نه اینکه از کسی آویزان شود که برای او کار پیدا کنند من این امر را مطلوب می‌دانم.

می‌گویند در دوره قاجاریه همیشه میزان نقدینگی بر اساس افزایش یا کاهش نرخ جمعیت جوان تعیین می‌شد. مثلا نقدینگی سال 90 را پایه قرار می‌دادند و برای سال 91 هر درصدی از جمعیت کشور که از 17 سالگی قدم به 18 سالگی می‌گذاشت به اندازه همان درصد به نقدینگی کشور اضافه می‌کردند. برای اینکه معتقد بودند این گروه سنی چون به هجده سالگی رسیده تشکیل خانواده خواهد داد و برای تامین امر معاش خانواده‌اش مجبور به تولید و کاشت و داشت و برداشت خواهد بود چون این مقدار کالا تولید خواهد شد همین مقدار نیز نقدینگی باید افزایش یابد الان هم باید همین‌جور باشد و نسل جوان به اندازه سهم خود کالا تولید کند.

فارس: به نظر شما مهمترین معضل اقتصاد کشور چیست؟

قتحی‌پور: مهمترین معضل اقتصاد کشور در حال حاضر به اعتقاد بنده پایین بودن رشد اقتصادی و کاهش تولید ناخالص ملی است، اقتصاد هم مثل یک موجود زنده‌ای مانند انسان است که بیماری‌های گوناگونی دارد گاهی اوقات در یکی از اندام‌های انسان مثلا کلیه یک بیماری ایجاد شود آن موقع با درمان کلیه بیمار حالت بهبود پیدا می‌کند اما یک زمانی هست که یک فردی با ابتلا به مرگ مغزی یا ایست قلبی دیگر امکان ادامه حیات برایش مقدور نیست اقتصاد هم همین طور است کاهش رشد اقتصادی در درازمدت امکان ادامه حیات اقتصاد را از بین می‌برد معمولا در علم اقتصاد هر اقتصادی که با کاهش شدید رشد اقتصادی مواجه باشد اقتصاد بیمار لقب می‌گیرد ولی اگر به دلایلی در یک مقطعی نرخ تورم بالاست یا نرخ نقدینگی بالاست، یا نرخ بیکاری بالاست می‌توان با اتخاذ سیاست‌هایی به تناسب شرایط هر یک از این معضلات را درمان کرد اما وقتی اقتصاد به کاهش رشد شدید اقتصادی مبتلا شد معنی آن این است که همه این معضلات به طور همزمان و یکی دامن‌گیر این اقتصاد شده است البته هیچ یک از معضلات اقتصادی کم اهمیت نیستند همانطوریکه عرض کردم اقتصاد مثل یک موجود زنده است چنانچه اگر کلیه یک فرد دچار مشکل شد به آن توجه نشود نارسایی کلیه باعث بالا رفتن کراتین یا همان سم خون می‌باشد بالا رفتن کراتین باعث بالا رفتن فشار خون، ورم اندام‌ها، سکته مغزی و نهایتا منجر به مرگ می‌شود.

در اقتصاد هم همین طور است وابستگی بیش از حد اقتصاد به نفت، باعث تشدید نقدینگی، تشدید نقدینگی باعث به هم خوردن تعادل عرضه و تقاضا، بهم خوردن تعادل عرضه و تقاضا و کم‌آوردن عرضه و بالا رفتن تقاضا باعث افزایش نرخ تورم، افزایش نرخ تورم باعث افزایش واردات و افزایش واردات باعث افزایش قاچاق و کاهش تولید ملی و نهایتا کاهش تولید ملی باعث کاهش نرخ اشتغال و افزایش نرخ بیکاری و افزایش نرخ بیکاری باعث فقر و تقلیل سطح رفاه و افزایش معضلات و ناهنجاری‌های اجتماعی است؛ بنابراین برای حل معضل اقتصاد باید ساز و کار اقتصادی را طوری تعبیه کنیم که رشد اقتصادی هدف گذاری شده را تضمین و تثبیت کند در غیر اینصورت نمی‌توانیم اهداف اقتصادی مطلوبی را انتظار داشته باشیم.

فارس: آقای فتحی‌پور یکی از بحث‌های مهمی که هموراه بر تمام مسائل حاکمیتی و مدیریتی و توسعه‌ای کشور سایه انداخته بحث مربوط به مذاکره با آمریکا است؛ نظر شما در خصوص این مسئله چیست؟‌

فتحی‌پور: ببینید، نه برای آمریکا ایران تنها تجربه و مسئله اصلی است و نه تنها این ایران است که رابطه و عدم رابطه با آمریکا را تجربه می‌کند، بسیاری از مشاهیر و رهبران نامدار جهان کسانی هستند که توانسته‌اند ماهیّت استکباری غرب خصوصاً انگلیس و آمریکا را درک کرده و به مردم کشور خود تبیین کنند و در مقابل اهداف شوم استعماری و استکباری آنها ایستادگی کردند که چگوارا، ماهاتما گاندی، سیمون بولیوار، علامه اقبال لاهوری، امام خمینی(ره) از جمله این رهبران هستند؛ بنابراین کسانی که معتقد به اعتماد محض به آمریکا هستند، سخت در اشتباهند، جهان غرب عموماً و آمریکا خصوصاً نگاهشان به جهان سوم یا جهان توسعه نیافته بر مبنای دو مؤلفه چپاول و غارت منابع با ارزش زیرزمینی و دوم بر مبنای مؤلفه نگاه طمع‌آمیز به بازارهای صرف این کشورها است؛ اینها در دوران استعمار کهن برای عملی کردن این هدف شوم خود بصورت عریان با توسل به قوای قهریه به اشغال مستقیم این کشورها پرداختند و با زور و قلدوری، منابع با ارزش زیرزمینی آنها را برده و کالاهای مضرّ مصرفی خود را در بازارهای این کشورها به قیمت چندین برابر فروخته و صاحب سودهای کلان ‌شدند؛ به موازات رشد و آگاهی‌های ملت‌ها و مقابله و ایستادگی در برابر اهداف استعمارگران و با اقتدا به رهبران ملی و دینی، غرب مجبور شد شیوه استعمارگری را از سنتی و کهنه به نو و مدرن تغییر دهد، مخصوصاً پس از 1970 که دلار بعنوان معتبرترین ارز بین‌المللی در تمامی مبادلات جهانی به رسمیت شناخته شد و پس از تأسیس مؤسساتی همچون بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول، اینها توانستند کاملاً بصورت حرفه‌ای و زیرکانه اهداف استعماری و استثماری خود را در شکل و شیوه جدید به پیش برند.

فارس: چگونه این کار را کردند؟

فتحی‌پور: وقتی عمده منابع درآمدی کشورهای خاورمیانه مخصوصاً کشورهای عربی اسلامی نفت است، اینها آمدند سران این کشورها را با در اختیار قرار دادن آخرین تکنولوژی‌های استخراج نفت به استخراج و فروش نفت بیشتر در جهت کسب درآمد بیشتر ترغیب کردند و دولتهای این کشورها پس از فروش نفت بیشتر و دستیابی به درآمد فوق‌العاده ارزی با ارائه نسخه جدید توسعه‌ای از سوی غرب مواجه شدند، به این شکل که پس از به وجود آمدن چنین وضعیتی اقتصاد دانان و نخبگان غربی آمدند بیش سران این دولتهای منطقه‌ای و گفتند که ما آمده‌ایم تا الگوی توسعه‌ای جدیدی به شما پیشنهاد کنیم که از این منابع بیشترین سود را ببرید.

فارس: الگویشان چه بود؟

فتحی‌پور: این بود که به آنان گفتند که شما برای استفاده از این منابع دو راه پیش رو دارید یا واردات انجام دهید و با این دلارها کالاهای خارجی وارد کنید یا اینکه این دلارها را تبدیل به پول داخلی کنید که در هر دو صورت شما متضرر می‌شوید، پس چکار کنید؟ ما به شما توصیه می‌کنیم که برای جلوگیری از آثار زیانبار تورمی این درآمدها در کشورهای صنعتی سهام بخرید.

به دنبال این پیشنهادها حاکمانی که فاقد پایگاه مردمی بودند و شیفته آمریکا و غرب بودند و از هرگونه تجربه علمی و مدیریتی بی‌بهره بودند بلافاصله تمام درآمدهای حاصل شده از فروش نفت را که حق مردم مظلوم، فقیر و تهی‌دست خودشان بود زیر بغل زده و مثلاً 600 میلیارد دلار در آمریکا سهام شرکت‌های بزرگ را خریدند، به دنبال این خرید آمریکایی‌ها به بهانه وجود سلاح‌های کشتار جمعی در عراق به آن کشور حمله کرده و جنگ راه انداختند، این جنگ باعث شد که ارزش بازار سهام در آمریکا 70 درصد کاهش پیدا کند یعنی 600 میلیارد دلار عملاً شد 180 میلیارد دلار و 420 میلیارد دلار از پول مردم عربستان، قطر، کویت و امارات متحده عربی دود شد و به هوا رفت، مجدداً همان غربی‌ها می‌آیند پیش همان حاکمان و پیشنهاد می‌کنند که برای اینکه کل سرمایه شما نابود نشود شما باید 300میلیارد دلار دیگر نیز بدهید تا این کارخانه‌هایی که سهام آنها خریداری شده تزریق بکنید تا ارزش سهام مجدداً بالا رفته و سودده باشد؛ پس می‌بینید این یک حقه‌بازی است یا همین امروز برای فروش اسلحه دنبال ایجاد تفرقه و اختلاف در بین کشورهای منطقه و اقصا نقاط جهان هستند، نمونه بارز آن طرح خاورمیانه جدید است؛ در این طرح صرفاً به دنبال این هستند که ماهیّت اسلامی مردم منطقه را که وجه مشترک همه آنها است به ماهیت قومی، نژادی تغییر دهند و تفرقه نژاد برتر را در بین ملتهای منطقه راه بیاندازند؛ بدین شکل که ترک ادعا کند نژاد برتر است و کرد هم ادعا کند که نه‌خیر کردها نژاد برتر هستند و عربها در این خیال باشند که کردها مزاحم و دشمن سرسخت آنها هستند و همینطور بلوچ‌ها و سایر قومیت‌ها، تا اینها نتوانند با ترساندن عربها از کردها یکبار به آنها اسلحه بفروشند بار دیگر با تحریک حس توسعه طلبی ارضی یا نژادی دیگر به آنها سلحه بفروشند و خلاصه تمام ملتهای منطقه را با هم درگیر کرده و از تمام طرفهای درگیر سود دلخواه خود را کسب کنند، بنابراین چنین کشورهایی و چنین سیاستمدارانی مطلقاً به طور کامل قابل اعتماد نیستند و شیوه بسیج در مقابل آنها مقاومت صد در صدی است تا جائیکه عملی کردن نیات شوم خود را غیرممکن دانسته و از اسب غرور پایین آیند و زانوی ادب و احترام در مقابل مخاطب بزنند، آن موقع باید کشوری مثل کشور ما هم با تعریف و طراحی منافع ملّی از طریق اجماع ملّی و تدوین شیوه‌های پیش‌برد آن بتوانیم در یک بازی برد برد توأم با احترام متقابل منافع ملّی خود را تأمین و پیش ببریم و به عنوان یک همکاری متقابل وارد این بازی بشویم.

فارس: چشم انداز شما از انتخابات آینده ریاست جمهوری چیست؟

فتحی‌پور: چشم‌انداز انتخابات ریاست جمهوری در بخش‌های مختلف قابل ارزیابی است.

یکی نوع نگاه به مقوله انتخابات ریاست جمهوری است؛ انتخابات ریاست جمهوری فرصتی است برای ارزیابی برنامه‌هایی که تاکنون اجرا شده؛ فرصت‌هایی که از آن استفاده بهینه شده و تهدیدهایی که به وجود آمده و تنظیم و یا تجدید نظر در برنامه‌ها به نحوی که تهدیدها را به فرصت تبدیل کند و از فرصت‌ها استفاده حداکثری کند. بنابراین انتخابات باید برنامه‌محور باشد که در این خصوص چشم‌انداز مثبتی از انتخابات آتی متصور است.

نگاه دیگر به انتخابات ریاست جمهوری همانطوریکه در کلام رهبری نیز در سال جدید منعکس شد تضمین کننده مشروعیت نظام و مایه آبروی نظام است از نگاه نظام انتخابات ریاست جمهوری مصداق بارز حق حاکمیت مردم در تعیین سرنوشت خود است.

عنصر سوم میزان استقبال از انتخابات ریاست جمهوری توسط انتخاب شوندگان است که بنا به فرمایش رهبری کسانی که در خود توان اداره کشور را می‌بینند با تهیه برنامه باید خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهند.

عنصر چهارم نوع نگاه و انتظار انتخاب‌کنندگان از انتخابات ریاست جمهوری است. انتخاب کنندگان میزان مشارکت خود را ضامن استقرار و استمرار نظامی می‌دانند که برای تاسیس و حفظ آن بهای سنگینی پرداخته‌اند. بنابراین از انتخاب‌شوندگان انتظار دارند تخصص را در کنار حفظ تعهد در جهت کارآمدی آنچنان به کار گیرند که ساختار حقوقی این نظام از جمله جایگاه رهبری و قانون اساسی را هر روز محکم‌تر از دیروز حفظ کنند. رغبت مردم را دو چندان، دغدغه خاطر معیشت را از مردم دور و بهانه از بهانه‌جویان و معاندان این نظام سلب کنند چرا که می‌دانند که دشمن در صدد یک کلاغ چهل کلاغ کردن است.

چشم‌انداز پنجم نحوه برگزاری انتخابات، مرحله بعد از برگزاری، تمکین به قانون و پذیرش و همراهی با نتیجه انتخابات است. برگزار کنندگان امین بوده و باشند که هستند.

رعایت امانت بکنند و بدانند اصلی‌ترین مصداق عدالت نتیجه عینی صندوق‌هاست که مردم هر چه در آن بریزند باید همان باشد که الحمدلله تا به حال هم همین‌طور بوده و انشاءالله این بار هم همینجور و حتی بهتر هم خواهد بود.

حفظ امانت مردم در انتخابات بزرگترین و بیشترین عامل انگیزش میزان مشارکت مردم در انتخابات است، فضای رقابت باید در عین رقابتی بودن رفاقتی و اخلاق‌محور باشد و نهایتا اینکه هم رقبا و هم طرفداران و هواداران باید نتیجه را با تمکین به قانون بپذیرند و رقابت‌ها را کنار و در جهت کمک به اجرای بهتر برنامه منتخب ملت روی آورده باشند.

من چشم‌انداز همه مراحل این انتخابات را مثبت می‌دانم و برخی علائم را از هم‌اکنون می‌بینم. با میزان استقبالی که از سوی انتخاب شوندگان و ارائه برنامه‌های گوناگون و تاکیداتی که رهبر معظم انقلاب و سایر مسئولان بر برگزاری انتخابات دارند و همچنین تجربه گرانسنگی که مردم و نظام از برگزاری انتخابات‌های متعدد به دست آورده‌اند تحقق این چشم‌انداز مثبت بنده را دو چندان تضمین می‌کند و الحمدلله نظام توان مهار شرایط پیش‌بینی نشده را هم به خوبی دارا است.

فارس: آقای فتحی‌پور از وقتی که در اختیار ما گذاشتید ممنونیم.

فتحی‌پور: من هم از شما تشکر می کنم.

گفت‌وگو از مقداد ذکی‌زاده
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها