امروز : پنجشنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 19
۱۸:۴۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 106013
تاریخ انتشار: ۳ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 29
انتخاب رجب طیب اردوغان به عنوان رئیس جمهور جدید ترکیه، مباحث مختلفی را درباره جانشین وی در حزب عدالت و تو سعه و همچنین مسند نخست وزیری مطرح نمود. این ...

انتخاب رجب طیب اردوغان به عنوان رئیس جمهور جدید ترکیه، مباحث مختلفی را درباره جانشین وی در حزب عدالت و تو سعه و همچنین مسند نخست وزیری مطرح نمود. این بحث در داخل ترکیه به این دلیل بالا گرفت که از یک سو نام افراد زیادی به عنوان جانشین اردوغان مطرح شد و از سوی دیگر گمانه زنی های مختلفی درباره آینده سیاسی عبدالله گل و احتمال اجرای مدل پوتین ـ مدودیف در داخل ترکیه بوجود آمده بود. با این حال رای رجیب طیب به احمد داوود اوغلو و معرفی وی به عنوان نامزد خود برای ریاست حزب عدالت و توسعه و همچنین نخست وزیر جدید ترکیه، به این گمانه زنی ها پایان داد.  بر این اساس باید آینده سیاسی ترکیه را در سیاست های اتخاذی از سوی اردوغان و داووداوغلو جستجو نمود. در عین حال به نظر می رسد احمد داوود اوغلو برای پیشبرد سیاست های خود در داخل و خارج ترکیه با چالش ها و مشکلات زیادی مواجه است.

 

داووداوغلو کیست؟

احمد داوداوغلو در 26 فوریه 1959 در قونیه متولد شد. وی دوران دبیرستان را در دبیرستان پسرانه استانبول (İstanbul Erkek Lisesi) گذراند. داوداوغلو در سال 1983 از دانشگاه بوغازچی (Boğaziçi University) در دو رشته علوم سیاسی و اقتصاد در دانشکده اقتصاد و علوم مدیریتی فارغ‌التحصیل شد. وی مقطع کارشناسی ارشد را در دانشکده مدیریت عمومی به اتمام رسانده و مدرک دکترای خود را از دانشکده علوم سیاسی و روابط بین‌المللی دانشگاه بوغازچی دریافت داشت. داوداوغلو در سال 1990 استادیار دانشگاه اسلامی بین‌المللی مالزی شده و در آنجا دانشکده علوم سیاسی را تأسیس نموده و تا سال 1993 ریاست آن را بر عهده داشت. داوداوغلو در سال 1993 به درجه دانشیاری ارتقاء یافت. وی بین سال‌های 1995 تا 1999 در دانشگاه مرمره و در مؤسسه مطالعات خاورمیانه، مؤسسه بیمه و بانکداری و در مقطع دکتری در رشته‌ مدیریت محلی در دانشکده علوم سیاسی به تدریس پرداخت. او بین سال‌های 1998 و 2002 به عنوان استاد مدعو در دانشکده نظامی و دانشکده جنگ به تدریس پرداخت. وی از سال 1995 تا 2004 در دانشگاه بی‌کنت استانبول به عنوان رئیس دانشکده روابط بین‌المللی و همچنین عضو سنای دانشگاه و نیز هیأت مدیره آن فعالیت کرده. داوداوغلو سمت استاد مدعو را در دانشگاه مرمره نیز بر عهده داشت. پرفسور داوداوغلو چندین کتاب و مقاله در حوزه سیاست خارجی ترکیه به دو زبان ترکی و انگلیسی منتشر نموده است. کتاب‌ها و مقالات وی به چندین زبان منجمله ژاپنی، پرتقالی، روسی، عربی، فارسی و آلبانیایی ترجمه شده‌اند. وی علاوه بر ترکی به سه زبان انگلیسی، آلمانی و عربی نیز تسلط کامل دارد. کتاب‌های وی عبارتند از: «پارادایم جایگزین: تأثیر جهان‌بینی اسلامی و غربی بر نظریه سیاسی»، «دگرگیسی تمدنی و جهان اسلام» به زبان انگلیسی و «عمق استراتژیک» و «بحران‌های جهانی» به زبان ترکی.

 

داوود اوغلو و سیاست خارجی

داووداوغلو مدت ها در مؤسسه شهر استانبول به نظریه پردازی در خصوص سیاست خارجی مشغول بود. وی در سال 2001، طی رساله‌ای با عنوان «عمق استراتژیک»(Strategic Depth) خواستار پیگیری یک استراتژی جدید در سیاست خارجی ترکیه مبتنی بر یک «چشم‌انداز چندجانبه استراتژیک» شد. وی استدلال می‌کرد که ترکیه باید به صورت آزادانه به تعقیب سیاست‌های خود بپردازد و صرفا به عنوان بازیگر «دستور کار جهانی» که توسط ایالات متحده آمریکا طرح‌ریزی شده، عمل نکند. بر این اساس وی خواهان استفاده از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی در جهت ارتقاء عمق استراتژیک ترکیه شد و به تبیین چهار اصل پرداخت:

1. امنیت برای همه؛

2. گفتگوی سیاسی در بالاترین سطح؛

3. وابستگی متقابل اقتصادی؛

4. انسجام و تنوع فرهنگی.

اگر چه کتاب عمق راهبردی در سال 2001 به عنوان نماینده تفکر آکادمیک اسلامگرا، مورد بی‌توجهی قرار گرفت، اما نتایج انتخابات نوامبر سال 2002، همه چیز را دگرگون کرد. پس از پیروزی حزب عدالت و توسعه، فقدان تجربه سیاست‌پردازی خارجی و سوابق علمی ممتاز داود اغلو به عنوان محقق اسلامگرای روابط بین الملل، سبب شد اردوغان وی را به سمت مشاور سیاست خارجی خود برگزیند. به این ترتیب، داود اغلو امکان یافت در پرتو دکترین عمق راهبردی، به سیاست خارجی جدید ترکیه شکل دهد.  سرانجام داوداوغلو در 1 می 2009، به عنوان وزیر امور خارجه شصتمین دولت جمهوری ترکیه منصوب گشت و از آن زمان باعث دگرگونی های زیادی در سیاست خارجی ترکیه شد.

 

داووداوغلو و نخست وزیری؛ اهداف و چالش ها

به عقیده داوداوغلو، ترکیه برای موفقیت در جاه‌طلبی‌های استراتژیک جهانی خود باید در جبهه داخلی، مسأله کردها را حل و فصل نماید و همچنین پلی بین شکاف فزاینده بین عناصر سکولار و اسلام‌گرا در جامعه ترکیه ایجاد نماید. بر این اساس داوداوغلو خواهان حل و فصل هر دو موضوع بر اساس اصول لیبرال است:

1. پتانسیل استراتژیک ترکیه در صورتی به منصه ظهور خواهد رسید که مسأله کردها به صورتی منصفانه و پایا حل و فصل گشته و حقوق اقلیت کرد در داخل ترکیه تضمین شود.

2. تمام بخش‌های جامعه ترکیه به یک اجماع لیبرالی در مورد مسأله سکولاریسم و اسلام گرایی دست یابند.

با این حال به نظر می رسد داووداوغلو در پیشبرد هر دو راهبرد در داخل ترکیه با چالش های متعددی مواجه است. وی در خصوص حل و فصل مسئله کردی تنها نمی تواند بر عزم دولت ترکیه حساب کند و باید شرایط و تحولات منطقه را نیز در نظر بگیرد. شرایط اقلیم کردستان عراق، وضعیت کردهای سوریه و ارتباط  پ ک ک با این جریان ها می تواند حل و فصل مسئله کردی را با چالش مواجه سازد. به خصوص که در داخل ترکیه نیز میان جناح های مختلف، اجماعی در این خصوص وجود ندارد.

در مورد مسئله سکولاریسم و اسلام گرایی نیز دولت آینده ترکیه با چالش هایی مواجه است. از جمله اینکه جریان ها و احزاب لائیک و سکولار حاضر به همراهی با دولت داوود اوغلو نیستند. علاوه بر این برخی از جریان های اسلام گرا نظیر جریان گولن نیز در داخل ترکیه به ضدیت با اردوغان و سیاست های وی روی آورنده اند.

افزون بر این، آنچه وضعیت داوود اوغلو را پیچیده می کند، اختلافات درونی حزب عدالت و توسعه است. کنار گذاشتن گل از مناصب حزبی و حکومتی می تواند وی را به رهبری بالقوه در جناح مخالفان اردوغان و داوود اوغلو مبدل نماید. نباید از یاد برد که اختلافات گل و اردوغان از زمان بحران سوریه شروع شد و در دوران اعتراضات پارک گزی تشدید شد. اکنون این گمانه زنی بیش از گذشته تقویت شده است که عبدالله گل به عنوان چهره ای محبوب بتواند رهبری مخالفان دولت را در دست گیرد. صداقت او در بیان دیدگاه‌هایش و احترام به سیاستمداران مخالف باعث شده که او حتی در میان احزاب سکولار نیز مفبولتر و مشروعتر از اردوغان باشد. بر این اساس اظهارات اخیر گل و تحولات بوجود آمده در حزب عدالت و توسعه، چنین فرضیه ای را تقویت می کنند و باید منتظر مواضع جدی تر گل در آینده بود. بی شک چنین امری برای اردوغان و داوود اوغلو به مثابه چالشی جدی خواهد بود.

نکته مهم دیگری که درباره نخست وزیری داوود اوغلو مطرح است، بحث اختیارات ریاست جمهوری و تمایل اردوغان به افزایش این اختیارات است. در واقع  اردوغان قصد دارد قدرت اجرایی کشور را از نخست وزیری به ریاست جمهوری منتقل کند. وی می‌خواهد قانون اساسی را تغییر دهد و ریاست جمهوری را که در حال حاضر پستی عمدتا تشریفاتی است، به کانون قدرت اجرایی تبدیل نماید. به اعتقاد اردوغان، داشتن رئیس جمهوری قوی مثل آنچه در سیستم حکومتی آمریکا وجود دارد، بیش از نظام پارلمانی فعلی برای ترکیه مناسب است. چنین امری به آن معناست که دیگر نخست وزیر ترکیه همچون گذشته از قدرت اجرایی برخوردار نیست. چنین امری می تواند داوود اوغلو را به نخست وزیری نمایشی مبدل نماید.

 

انتقال چالش از خارج به داخل

ارزیابی سیاست خارجی داوداوغلو نشان می دهد که نظریه های وی به هیچ وجه کارآمد نبوده اند و اگر وی بخواهد دکترین سیاست خارجی خود را در فضای داخلی ترکیه نیز پیاده کند، آنگاه باید منتظر حوادث و تحولات غیرمنتظره ای بود.

در حال حاضر بررسی سیاست خارجی ترکیه نشان می دهد که تمام تلاش های دیپلماتیک ترکیه برای بهبود روابط با همسایگان و یا میانجی گری های منطقه ای ناکام مانده است. به طور مثال نزدیک شدن ارمنستان به ترکیه و امضای پروتکل‌های برقراری روابط سیاسی میان ارمنستان و ترکیه در 10 اکتبر سال 2009م، به خشم مقامات جمهوری آذربایجان انجامید. دولتمردان جمهوری آذربایجان، که پیش از این ترکیه را برادر بزرگتر خود می‌نامیدند، آنکارا را به قطع جریان گاز ارسالی از این جمهوری تهدید کردند. این در حالیست که پیشنهادهای ترکیه به ارمنستان برای عادی سازی روابط بی نتیجه مانده و همچنان مرزهای دو کشور بسته است.

همچنین روابط با رژیم صهیونیستی نیز پس از حمله کماندوهای اسرائیلی به کشتی ماوی مرمره در آب های بین المللی به تیرگی گرایید و به کشته شدن 9 نفر از فعالان صلح منجر شد که برای شکستن محاصره ظالمانه اسرائیل در غزه تلاش می کردند. البته در این زمینه ارتباطات قوی آقای داوود اوغلو با لابی یهودی در آمریکا شاید در برقراری رابطه دوستانه تر با اسراییل کمک حال او شود.

امید ترکیه برای برقراری روابط بهتر با یونان، پس از فروپاشی اقتصادی این کشور نیز نقش برآب شده است. علاوه بر این، کشمکش ترکیه با یونان و اسرائیل موجب شده که آنها با یکدیگر روابط بسیار نزدیکی برقرار نمایند. به خصوص که بهره‌برداری اسرائیل و بخش یونانی‌زبان قبرس از میادین گازی در شرق مدیترانه، عملا به خشم ترکیه و بخش ترک‌زبان قبرس منجر شده است. از سوی دیگر پس از سرنگونی قذافی، چند قرارداد بزرگ ترکیه با لیبی به حالت تعلیق درآمده است. با مواضع آنکارا در قبال بحران سوریه، راه گسترش مبادلات تجاری ترکیه با عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس مسدود شده است. همچنین روابط ترکیه با عراق نیز پس از اقدامات آنکارا جهت برقراری روابط نزدیک با دولت خودمختار اقلیم کردستان در شمال عراق، موجب برانگیخته شدن خشم مقامات بغداد شده است.

بنابراین چرخش سیاست خارجی ترکیه که بر اساس تئوری «عمق استراتژیک» داوداوغلو، شکل گرفته‌است، دارای نقاط ضعف جدی می‌باشد و این ادعای داوداوغلو که ترکیه می‌تواند، مشکلات خود را با همسایگانش به صفر برساند، بیش از آنکه بر واقعیات عینی که لازمه اتخاذ یک سیاست سنجیده است، استوار ‌باشد، از ذهنیات غیر واقعی سرچشمه گرفته است. بر این اساس اگر وهم موجود در سیاست خارجی ترکیه که معلول یک نگاه ساده‌انگارانه است، به امور داخلی این کشور نیز تسری پیدا کند،  آنگاه باید منتظر پیامدهای جدی آن بود.

* شعیب بهمن

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها