امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۱:۴۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 106268
تاریخ انتشار: ۴ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 3
به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس، سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک سازمان موفق منطقه‌ای با توسعه روابط با سایر کشورها و احتمال جذب اعضای جدید از ...

به گزارش خبرنگار دفتر منطقه‌ای فارس، سازمان همکاری شانگهای به عنوان یک سازمان موفق منطقه‌ای با توسعه روابط با سایر کشورها و احتمال جذب اعضای جدید از جمله ایران، هند و پاکستان، در پی دستیابی به اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی خود می‌باشد.

در همین حال و به اذعان کارشناسان، افزایش قدرت سازمان همکاری شانگهای به رهبری چین و حمایت روسیه سبب نگرانی فزاینده واشنگتن شده تا جایی که گفته می‌شود سازمان همکاری شانگهای در شرایط کنونی که در آن قرار دارد می‌تواند منافع آمریکا را در سه موضوع انرژی، افغانستان و ثبات منطقه‌ای با چالش مواجه کند.

این مطلب درصدد است، ضمن معرفی سازمان شانگهای، به ظرفیت‌های این سازمان مهم منطقه‌ای در ترتیب دهی به نظم نوین جهانی در منطقه پرداخته و عوامل تهدید کننده منافع آمریکا از سوی شانگهای را به بررسی بنشیند.

تکامل منطقه گرایی در آسیای مرکزی با اوجگیری شانگهای

سازمان همکاری شانگهای در طول عمر کوتاه خود، با اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی، یک سازمان موفق منطقه‌ای ارزیابی می‌شود. ظرفیت‌های این سازمان در حدی است که می‌تواند توسعه افقی و عمودی داشته باشد، یعنی هم می‌تواند به توسعه روابط با سایر کشورها و سازمان‌ها بپردازد و اعضای جدید جذب کند و هم شرح وظایف گسترده تری برای خود تعریف کند.

در منطقه‌ای که کشورهای چین، روسیه، قرقیزستان، قزاقستان و ازبکستان و تاجیکستان قرار دارند، سازمان شانگهای در سال 1996 بطور رسمی ظهور کرد.

به اعتقاد «آرمین امینی» در مقاله شانگهای: منطقه گرایی نوین، این سازمان در اصل، یک اندیشه چینی است. چینی‌ها که پس از فروپاشی اتحاد شوروی و تغییر و تحولات متاثر از آن در محیط امنیتی خود نگران بودند، و به تنهایی نیز توان مقابله با چالش‌های محیطی را نداشتند، درصدد برآمدند با تشکیل سازمان همکاری شانگهای ظرفیت منطقه‌ای خود را در برخورد با خطرات، چالش‌ها و تهدیدات پیرامونی افزایش دهند.

کارشناسان در مجموع بر این باورند، همسویی مواضع چین و روسیه در قبال مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی، تاثیرپذیری کشورهای آسیای مرکزی از چین و روسیه، و زمینه‌های لازم برای برخورد با چالش‌های امنیتی مشترک، باعث شکل‌گیری سازمان همکاری شانگهای شد. اما رفته رفته و به موازات توسعه همکاری در بحث امنیت، سازمان همکاری شانگهای، همکاری اقتصادی میان اعضا را در دستور کار قرار داد.

در اجلاس آلماتی در سال 1998، به صراحت از همکاری اقتصادی میان اعضا نام برده شد و این نقطه عطفی در فرایند تکامل سازمان همکاری شانگهای بود. در اجلاس‌های بعدی موضوعات غیرامنیتی بیشتری مطرح شدند، به عنوان مثال در یکی از بندهای پایانی اجلاس اعلام شد؛ پیمان همکاری شانگهای کشورهای عضو را تشویق می‌کند در حوزه سیاست، اقتصاد، علوم و فناوری، فرهنگ، آموزش، انرژی، حمل و نقل، محیط زیست و سایز زمینه‌ها با هم همکاری کنند.

بدین ترتیب، سازمان همکاری شانگهای از موضوعات امنیتی مهم شروع و به مسائل غیرامنیتی مانند همکاری‌های اقتصادی و علمی توسعه یافت.

تضاد منافع آمریکا و کشورهای مهم عضو شانگهای در آسیای مرکزی

منافع آمریکا در آسیای مرکزی در درجه اول استراتژیک است و این به دلیل نزدیکی این منطقه به جنگ با تروریسم و بازیگران بزرگی مانند روسیه، چین، ایران و پاکستان می‌باشد.

آمریکا و غرب بطور کلی خود را وابسته به ادامه ثبات و توسعه منطقه اوراسیای مرکزی می‌بینند. آمریکا 104 میلیارد دلار در افغانستان سرمایه گذاری کرده و آینده آسیای مرکزی تاثیر قابل توجهی در توسعه جهانی و جنگ با تروریسم دارد. در کل منافع آمریکا در اوراسیای مرکزی؛ دسترسی به حریم هوایی و خاک در آسیای مرکزی، توسعه منابع جایگزین انرژی و پیشبرد آزادی و توسعه دموکراسی است.

از این رو بازیگران بزرگ شانگهای همچون روسیه و چین و اکنون نیز ایران، حضور آمریکا در آسیای مرکزی را چالش و تهدید دائمی برای منافع حیاتی خود و کاهش حاکمیت کشورهای آسیای مرکزی تلقی می‌کنند.

هدف استراتژیک آمریکا در آسیای مرکزی، رشد دموکراسی، ثبات دولت‌ها، تعهد به نوعی از اصلاحات سیاسی اقتصادی مدرن می‌باشد که برای ادغام جوامع در مسیر جهانی اقتصاد ضروری است.

از یازدهم سپتامبر توجه به بعد توجه آمریکا به آسیای مرکزی بیشتر شد و آمریکا منافع حیاتی خود را در این منطقه دنبال می‌کند. دفاع از آمریکا و اروپا در برابر تروریسم انجام شده توسط طالبان و متحدان آنها در نتیجه پیروزی در افغانستان و استقرار دولت بادوام و مشروع، برای آمریکا مهم است. دیگر منافع آمریکا، درهای باز و دسترسی برابر شرکت‌های آمریکایی در رابطه با اکتشاف، پالایش و بازاریابی انرژی است.

اکنون تا حدی فروش انرژی کشورهای آسیای مرکزی به دلیل کمبود خطوط لوله نفت و گاز، توسط روسیه انجام می‌گیرد در نتیجه آمریکا قادر به اعمال سیاست‌های مستقل اقصادی نیست. از اینرو دسترسی به انرژی در شرایط مساوی با دیگر کشورها برای واشنگتن و دیگر شرکت‌های غربی بسیار مهم است.

آمریکا امنیت و رفاه خود را در ارتباط با تنوع خطوط لوله می‌داند، تا منافع آمریکا و کشورهای آسیای مرکزی در زمینه انرژی هماهنگ باشد. آمریکا در جلوگیری عبور خط لوله نفت از روسیه یا بطور کلی در کسب انحصار انرژی در بازار نفت، موفقیت قابل توجهی داشته، اما موفقیت کمتری در زمینه گاز طبیعی به دست آورده است.

همزمان آمریکا بدنبال منزوی کردن ایران و روسیه از انرژی آسیای مرکزی است که می‌توان به نمونه خط لوله باکو-تفلیس-جیحان اشاره کرد.

شانگهای جدید و تقویت جبهه مقابله با نفوذ آمریکا

در نهایت واشنگتن منافع عمده‌ای در ترویج سیاست‌های خود در داخل دولت‌های آسیای مرکزی دنبال می‌کند که در درازمدت به سمت دموکراتیزه کردن، بازار آزاد، جوامع باز و در نهایت به امنیت پایدار خود در برابر رقبای خارجی منجر خواهد شد. مسئله‌ای که هرگز مورد مطلوب کشورهای قدرتمند منطقه همچون روسیه، چین و ایران نیست و نخواهد بود.

چین و روسیه دو کانون عمده قدرت در سازمان همکاری شانگهای، با اتخاذ استراتژی همگرایی راهبردی از دهه 90 میلادی، تلاش مشترکی را برای تعدیل قدرت هژمونیک آمریکا و جلوگیری از تک قطبی شدن نظام بین‌المللی آغاز کردند. این دو قدرت درصدد برآمدند با تقویت این سازمان، خلا قدرتی را که پس از فروپاشی شوروی در آسیای مرکزی ایجاد شده بود و آمریکا تلاش می‌کرد، آن را پر کند، با حضور قدرتمند خود جایگزین کنند.

همچنین حضور و نفوذ فزاینده آمریکا در آسیای مرکزی پس از حوادث یازدهم سپتامبر، برای چین و روسیه ناخوشایند بوده است. روسیه مایل است در این منطقه، وزنه تعادلی ژئوپلتیکی در مقابل آمریکا ایجاد کند. در این راستا یکی از اهداف بلند مدت روسیه، از تشکیل این سازمان، ائتلاف سازی برای اهداف بین‌المللی خود است و سازمان همکاری شانگهای را بهترین وسیله برای دستیابی به این هدف می‌داند.

چین به دلایل استراتژیکی مهمی به شدت از محاصره خود توسط آمریکا نگران است و پایگاه‌های نظامی آمریکا در اطراف خود و بویژه حضور آمریکا در منطقه آسیای مرکزی را مغایر با امنیت نظامی و منافع اقتصادی خود می‌داند از این رو تلاش می‌کند با تقویت هرچه بیشتر نقش و جایگاه سازمان شانگهای، این سازمان ابزار مناسبی برای مقابله گری چین با سیاست‌های آمریکا در آسیای مرکزی محسوب شود.

مسکو و پکن همواره با تصریح بر این امر که کشورهای منطقه می‌توانند مشکلات خود را در قالب همگرایی منطقه‌ای- بخصوص از طریق سازمان شانگهای حل کنند، تلاش کرده‌اند مانع گسترش حضور و نفوذ هرچه بیشتر آمریکا در منطقه به بهانه مبارزه با تروریسم شوند.

همچنین با توجه به گسترش نفوذ آمریکا در منطقه و پیگیری سیاست گسترش ناتو به شرق، طبیعی است پکن و مسکو در قالب شانگهای جدید، به یک همکاری استراتژیک در قالب سازمان شانگهای روی آورند. جایی که عضویت ایران نیز می‌تواند به تقویت این جبهه بیش از گذشته کمک کند.
انتهای پیام/.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار