امروز : دوشنبه ۱ آبان ۱۳۹۶ - 2017 October 23
۲۳:۳۵
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 107326
تاریخ انتشار: ۹ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 39
خبر گزاری فارس- احمد کاظمی؛ ایرج قنبری از شاعران موفق انقلاب هستند که برخی از شعرهایشان مانند "بهار آمد و شمشادها جوان شدند" در ذهن ها نقش بسته و بر ...

خبر گزاری فارس- احمد کاظمی؛ ایرج قنبری از شاعران موفق انقلاب هستند که برخی از شعرهایشان مانند "بهار آمد و شمشادها جوان شدند" در ذهن ها نقش بسته و بر زبانها جاری است. «پانزدهمین عصرانه ادبی فارس» به تجلیل از این شاعر اختصاص دارد. او از دوستان قدیم سلمان هراتی است. این گفت وگو حاصل نشستی صمیمانه با این شاعر درمورد مرحوم سلمان هراتی و نگاهی به آثار خودشان است.

از سالهای آشنایی و دوستی تان با سلمان هراتی بگوئید.

تقریبا سال 62 بود که من در جهاد سازندگی تنکابن بخش فرهنگی فعالیت داشتم. در آنجا با تعدادی از شاعران خوب آن موقع از جمله آقای علی علی ثابت قدم، آقای امینی، آقای احمدی و خانم یوسفی نشست های ادبی تشکیل می دادیم. نشستهای ما هفتگی بود. کارهایمان را برای هم می خواندیم و آنجا نقد و بررسی می شد. آیت ا.. شیخ محمودی نماینده مقام معظم رهبری در جهاد بودند و هم ولایتی مرحوم هراتی. یک روز گفتند فردی را می شناسند که بسیار خوش ذوق و باسواد که  شعرهای خوبی می گوید به نام سلمان هراتی. این تعریف ها از سلمان باعث شد تا برای ملاقات با سلمان لحظه شماری کنم. چند روز بعد این دیدار مقدر شد و مرحوم سلمان هراتی به اداره ما آمد. به در خواست من چند شعرش را برایم خواند. برایم خیلی غیر منتظره بود. فضاهائی که در شعرهایش بود، زبان شسته رفته و پالایش یافته خلاصه شعرهای زیبایش مرا تحت تاثیر قرار داد. از وی دعوت کردم در محفل شعری ما حاضر شوند.

در همین جلسات بود که با استاد عزیزم مصطفی علی پور آشنا شدم. آقای علی پور در آن موقع سرباز بود و چند وقت یک مرتبه مرخصی که می آمد، دور هم جمع می شدیم. به لطف همین جلسات شعر بود که  دوستی سه گانه ای بین من و سلمان و علیزاده شکل گرفت. بعدها آقای اردشیر منصوری که فکر می کنم استاد یکی از دانشگاه های تهران باشند و آدم بسیار خوش ذوق، اهل نقد و نظر بودند به این محفل پیوستند. ترکیب چند نفره خوبی شد که بعدها مرکزی برای حضور صاحب نظران ادب و شعر مازندران و گیلان شد. جلسات رفته رفته حالت رسمی تری پیدا کرد. در این جلسات شاعران بزرگ هم بخاطر جایگاه بالای که انجمن ها پیدا کرده بود حضور فعالی داشتند.

سلمان در ابتدای کارهایش به این نکته فکر نمی کرد که شعر باید برخاسته از جان آدمی باشد. بیشتر تلاش سلمان رسیدن به منظرها دیدگاه ها و افق های جدید بود. خودش هم می گفت اصول شعر برای من در حاشیه قرار دارد تا متن اثر به همین خاطر بود که لغزش هایی در ابتدای کار سلمان از نظر فرم، موسیقی و وزن مشاهده می شد که بعدها خودش به این نتیجه رسید که برای ارائه کارهای قویتر باید به فرم بیشتر توجه داشته باشد. سلمان بعد از سرودن کارهایش آنها را به من نشان می داد و نظر مرا در مورد موسیقی و وزن شعر جویا می شد. بعدها سلمان به این نتیجه رسید که کارهایش باید موجزتر شسته رفته تر و با موسیقی منسجم تری باشد. جلساتی که در تنکابن داشتیم باعث شد مرحوم سلمان با ساعد باقری و سهیل محمودی آشنا شود. در سیر همین تحولات بود که سلمان به حوزه هنری تهران دعوت شد و هفته ای یک مرتبه روزهای پنج شنبه به حوزه هنری تهران نیز رفت و امد داشت.

شعر سلمان در دوره کمال و پختگی شعریشان چگونه بود؟

به نظر من سلمان یکی از بهترین های شاعران معاصر بخصوص در حوزه نیمایی و سپید بود. سلمان  در شعر، به موسیقی یک دستی رسیده بود. نگاه سلمان و ویژگیهای زبانی شعر سلمان و تاثیری که بعدها توانست روی شعر و ادبیات انقلاب اسلامی بخصوص در حوزه سپید و نیمایی بگذارد بی نظیر بود. در دوره ایکه رویکرد شاعران به شعر سپید بسیار محدود بود، وی احیاگر شعر آزاد بود. البته بعدها رغبت به این نوع اشعار هم فراوان شد.

چشم انداز و طبیعت در شعر شما غوغا می کند. چگونه به این نگاه زیبا و لطیف رسیده اید؟

به علت اینکه بنده در مجاورت دریا و جنگل بیشتر طبیعت را لمس کرده ام رشد طبیعت و درخت و گل، حرکت جویبارها، نبض زمین و طپش دریا با اینها زندگی کرده ام. از این نظر قلب ما با طبیعت تپید و البته که در شعرهای بنده اگرچه بهره گیری از طبیعت فراوان است و این بهره گیری عموما، ذهنی توصیف طبیعت، بهانه ای بود برای بیان مفاهیم اجتماعی و دردهای اجتماعی هرکدامشان نشانه هایی هستند از یک بعد انسانی.

به کدام یک از اشعار خویش بیشتر علاقه مندید؟

شعری خاص البته در ذهنم نیست اما شاید داسها و یاسها که در کتاب "راه دریا" در اوایل انقلاب منتشر شد. البته توفیقی شد که "راه دریا" هم در دهه اول برنده ی شعر نیمایی شود. در آن کتاب دو یا سه شعر است که در ذهن مانده است. بعدها برای نوجوانان و کودکان هم کار کردم که مثلا مجموعه "حرف تازه" برگزیده جمهوری اسلامی ایران در بهار سال 1388 از وزارت ارشاد معرفی شد.

کدام شعرتان در حوزه کودک و نوجوان از صدا و سیما ساخته و پخش شده است؟

قالب بر 800 قطعه از شعرم ساخته و از صدا وسیما پخش شده و در حوزه کودک و نوجوان حدودا 50 قطعه . اما یکی از کارهایی که مورد لطف مخاطب قرار گرفته و زمزمه شده است کار بهار آمد و شمشادها جوان شده اند بود.

اتفاقا سوال بعدی ما درباره این شعر است. لطفا از نحوه شکل گیری این شعر برایمان بگویید.

در سفری که به یکی از استان های مرزی داشتیم در خدمت استاد مشفق کاشانی و جمعی از دوستان که سالش را حضور ذهن ندارم به اتفاق وی برای اجرای شعرخوانی راهی جبهه شدیم که فکر می کنم منطقه قصر شیرین بود. استاد مشفق از من خواستند شعری با موضوع بهار که دفاع مقدس هم داخلش باشد بسرایم. توفیقی حاصل شد در همان سفر در طول یکی دوشب کار شکل گرفت، ویرایش کرده و به استاد تقدیم کردم. به تهران که آمدم این  شعر به خوانندگی آقای خاوری شکل گرفت و بعدها که عازم مازندران بودم دیدم در کوچه بازار مردم این آهنگ رامی خوانند.

چه عواملی دست به دست هم می دهد تا بعضی از کارها آهنگ شده ماندگار شوند؟

برای اینکه شعری به میان مردم بیاید چند ویژگی لازم است داشته باشد اول اینکه مردمی باشد و ثانیا عوامل تولیدش شناخته شده باشند، یعنی آهنگ ساز توانا و معتبر داشته باشد و یک خواننده خوش صدا که جامعه با صدایش آشنا باشد آن را اجرا کند. شما اگر زیبا ترین کارها راهم ارائه کنید وعالی ترین شعرها را هم خلق کنید اما یک خواننده ناشناخته بخواند به سطح جامعه راه پیدا نمی کند.

دغدغه های شما برای سرایش چیست؟

دغدغه های من بیشتر مخاطبین هستند البته کسانی که به آثار بنده از آغاز تا امروز آشنا هستند این دغدغه ها را حس کرده اند.

به نظر شما مشکل شعر امروز چیست؟

به نظر من مشکل شعر امروز این است که از جامعه و مردم فاصله گرفته است. شعرهایی که از گذشته تا به امروز سینه به سینه می شوند بخاطر این است که توانسته به مردم نزدیک شود و به یک هم حسی و احساس مشترک بین شاعر و مخاطب رسیده، با زبان آنها و ریتم و موسیقی مناسب حرف بزند در اینجا لازم می بینم یاد آوری کنم که مرحوم سلمان کارهای قوی بسیار دارند اما بخاطر نداشتن موسیقی سنتی، مردم به راحتی نمی توانند آنها را به خاطر بسپارند و مجبورند برای خواندنشان به کتاب مراجعه کنند. همین سلمان دو بیتی هایی دارد که با همان زبان شعر نیمایی و سپید، اما در قالب دوبیتی و رباعی و یا غزل که این ها توانسته بخاطر آهنگین و ریتمیک بودن در ذهن مردم ماندگار شود.

اشعاری که می سرایید کوششی است یا جوششی؟

عمده شعرهایم الهام می شود یک تلنگر یا انگیزه باعث می شود کارهایی شکل بگیرد. کارها چون رفته رفته به یک تجربه ای می رسند همگام و هنگام سرایش و زایش ناخودآگاه پالایش هم می شوند. اما بعضی کارها هم کوششی هستند یعنی به شاعر سفارش داده می شوند. این کارها بدین گونه است که یا شاعر می رود دنبال کار سفارشی و یک موضوعی را به خودش سفارش می دهد یا نه دیگران به او سفارش شعر می دهند. آن وقت کارکردن روی این موضوع که بخواهد آمیخته با جوهر شعر شود و تکنیک های شعر یا خیزش درونی شاعر. برای تلفیق این ها با هم به یک تلاش مضاعفی نیاز است. به خاطر همین است که این دست کارها مقداری تصنعی تر می شوند.، چون هم موضوع سفارش داده می شود و هم محورهای موضوعی. این دست کارها بیشتر در قالب ترانه اتفاق می افتد.

آیا تا به حال برای سرودن اشعار به سراغ شما نیز آمده اند؟

بله فراوان، بعضی موضوع ها هم موضوعاتی بود که اصلا پیوندی با شعر و لطافت آن نداشته است.

یادتان می آید اولین شعری را که در محافل شعری خواندید چه حس و حالی داشتید؟

یادم می آید اوایل کارمان در تنکابن در یکی از برنامه ها که اجرای برنامه با من بود شعری را که سروده بودم به شاعر بزرگ آقای معلم نشان دادم. ایشان گفتند خوب است آن را بخوان. من هم که تایید ایشان را دیدم شجاعت پیدا کرده و کار را خواندم که هم ایشان و هم آقای مشفق مرا تشویق کردند.این تشویق ها حس بسیار خوبی در من ایجاد کرد. بعدها که در زمینه شاعری تواناتر شدم دیدم که آن اثر زیاد هم قابل تشویق نبوده بلکه این بزرگواران از لطف خویش مرا مورد تشویق قرار داده بودند.

ممنون از این که وقت تان را در اختیار ما قرار دادید.

بنده هم از شما تشکر می کنم.

انتهای پیام/

 

 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها