امروز : شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 3
۱۶:۱۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 108494
تاریخ انتشار: ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 19
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، انتخابات اخیر کانون نویسندگان ایران حاشیه‌های زیادی داشته است. اخیرا نیز سخنگوی ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، انتخابات اخیر کانون نویسندگان ایران حاشیه‌های زیادی داشته است. اخیرا نیز سخنگوی قوه قضائیه نیز درباره ممنوعیت فعالیت این کانون صحبت کرده است.

با این حال نکته مهم درباره فعالیت مجدد کانون نویسندگان عدم رعایت مسائل قانونی حتی بر اساس اساسنامه خود کانون‌نویسندگان است. امری که محمدعلی سپانلو به آن اذعان می‌کند.

مجله مهرنامه در شماره اخیر خود گفت‌وگویی از سپانلو درج کرده که درباره انتخابات دوره قبل این کانون صحبت شده است. نکته جالب در این گفت‌وگو ذکر مساله تبانی در انتخابات کانون است که خواندن آن نشان‌دهنده رقابت‌های درون‌گروهی شدید جریان مدعی روشنفکری در ایران است.

 

این بخش از سخنان سپانلو درباره کانون نویسندگان را بخوانید.

 

در کانون نویسندگان چه اتفاقاتی می‌افتاد؟

کانون نویسندگان توانست بعد از سال‌ها اولین جمع خودش را برای انتخابات تشکیل بدهد. در سال 76 یا 77 بود که یک هیأت دبیران موقت انتخاب شد که این هیأت دبیران موقت، شرایط مجمع عمومی را تعیین کرد چون شرایط مجمع عمومی این است که دو سوم افراد حاضر باشند عده‌ای نشستند و یک گروه را انتخاب کردند به نام هیأت دبیران موقت. حالا آنها می‌توانستند مجمع عمومی را تشکیل بدهند تا بحث و گزارش شود. بعد هیأت دبیران ثابت انتخاب شود. من دائماً می‌گفتم این هشدارها را جدی بگیرید. اصلاً اخطار کرده بودند که اینها دور هم جمع نشوند و پیغام داده بودند به چند نفر از جمله سیمین بهبهانی. آنها هم گفتند ما را تهدید کردند که دور هم جمع نشویم، عده‌ای گفتند چرا خودشان نیامدند، بگویند؟

اما اینها جداً تهدید شده بودند! من به کانون نمی‌رفتم فکر می‌کنم سال 78 بود که اتحادیه ناشران یک ساختمانی داشت در پیچ شمیران ...

سال 76 بود

شاید در آن جلسه من بعد از مدت‌ها رفتم از اول می‌گفتند سپانلو باید کاندیدا بشود. گفتم اگر می‌خواهید من کاندیدا بشوم یادتان باشد اگر بخواهید به من رأی بدهید من می‌گویم نباید قانون را دور بزنید چون قانون تشکیل انجمن‌ها خیلی مسجل است.

ماده 10 قانون تشکیل جماعات و احزاب این است؛ التزام عملی به ولایت فقیه و شما نمی‌توانید چنین چیزی را دور بزنید.

 

یادم است کابلی یکی از مخالفین این نظر بود به او گفتم مثلاً من خبرنگار کیهان هستم و می‌خواهم با شما مصاحبه کنم. شما دبیر کانون هستید باید نظر کانون را اعلام کنید نمی‌توانید بگویید نظر شخصی‌ام است و یا جواب نمی‌دهم. به عنوان دبیر کانون نمی‌توانید بگویید جواب نمی‌دهم. باید نظر کانون را بگویید. نظر شما راجع به فتوای قتل سلمان رشدی چیست؟ تو چه می‌خواهی بگویی؟ اگر بخواهی خلافش را بگویی، آنها هم می‌گویند چرا امضا کردی التزام به ولایت فقیه را و اگر بگویی که بله خوب است، آن وقت کانون نویسندگانی دیگر وجود نخواهد داشت. خلاصه چه اصراری دارید که کانون ثبت شود؟

ما سال 47 تشکیل شدیم و از جمهوری اسلامی قدیمی‌تر هستیم او که اجازه می‌دهد که تو تابلو بگذاری، فردا تابلو را می‌کند. فردا سر همین کارها می‌گویند منحله هستید تازه یک اسم منحله هم رویتان می‌گذارند این حرف را من آنجا سربسته زدم نتیجه این شد که جز هیأت دبیران من نفر ششم شدم یعنی جزو اعضای علی‌البدل شدم اگر سکوت می‌کردم و ژست متفکرانه می‌گرفتم شاید نفر اول می‌شدم.

چه تاریخی بود؟

فکر می‌کنم 77 یا 78 در آن جا هیأت دبیران که انتخاب شد درویشیان بود، گلشیری، دولت‌آبادی و فریبرز رییس دانا. برای من جالب بود گلشیری که خیلی اصرار داشت کانون ثبت بشود به من رأی نداد به او گفتم زمان سنگسار حلاج، شبلی عارف از میان جمعیت، یک تکه گل انداخت، حلاج گفت این بیش‌تر از قلوه‌‌سنگ‌ها مرا درد آورد.

از ملاقاتتان، با وزیر ارشاد که مهاجرانی بود و در همان سال‌ها اتفاق افتاد بگویید؟ چطور شد که پیش او رفتید؟ آیا دعوت کردند یا شما درخواست کردید؟

آن زمان وزیر ارشاد مهاجرانی بود  یک روز همه رفتیم پیش مهاجرانی، صحبت این بود که خب شما تقاضایتان را بنویسید ما تأیید می‌کنیم، تأیید می‌کنید یعنی چه؟ می‌روید سراغ معیارهای آن طوری در قانون احزاب؟ می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید دروغ بگویید؟ دولا دولا شترسواری کنیم؟ گفتم آقای مهاجرانی من فکر می‌کنم شما نویسنده‌اید. حالا من سؤالم این است که درست است که ما سرنوشت یک کانون تاریخی را به سرنوشت یک وزیر پیوند بزنیم؟ گفتم من به هیچ وجه قصد توهین ندارم. دارم می‌گویم شما خودتان در زندگی دید بالایی دارید. اگر روزی در سیاست برکنارتان کردند، در پرونده کارهای بدتان اجازه دادن به کانون نویسندگان ثبت می‌شود شما به پای ما می‌سوزید ما هم به پای شما می‌سوزیم یعنی تبدیل به توطئه‌ای می‌شود که ما می‌خواهیم علیه نظام بکنیم این درست است که ما این کار را بکنیم؟ گفت من که خیلی اینجا نمی‌مانم، به من نمی‌رسد که تأیید کنم یا نه. خلاصه در آن جلسه من نگذاشتم چیزی را این آقا امضا کند.

اگر ممکن است درباره حرف‌ها و بحث‌هایی که با وزیر ارشاد داشتید بیشتر بگویید؟ آیا از طرف آنها فقط مهاجرانی در جلسه بود؟

بله، در دفتر وزیر تنها او بود، به هر حال زمانی بود که شاملو مرده بود و گلشیری هم سابقاً وقتی امضا جمع می‌کردند برای نامه 134 نفر یا نظایر آن عده‌ای می‌آمدند، مثلاً محمد خلیلی که می‌گفت برویم از به آذین هم امضا بگیریم و دعوت کنیم، بیاید بگذارید گذشته را فراموش کنیم من گفتم این اساسنامه‌هاست او را در جلسه مجمع عمومی اخراج کردند. مجمع عمومی هم می‌تواند برش گرداند. جمع ما حق ندارد این کار را بکند باید در مجمع عمومی این مسائل مطرح بشود مجمع عمومی فوق‌العاده هم باید تشکیل شود چون مجمع عمومی سالیانه فقط برای انتخابات است. مجمع عمومی فوق‌العاده حداقل به تقاضای 40 تن از اعضا تشکیل می‌شود و آنجا می‌توانند رسیدگی کنند یا می‌توانند نظر قبلی را لغو کنند ما نمی‌توانیم این کار را بکنیم. این گفت‌وگو در مجمع عمومی هم تکرار نشد باز من مخالفت کردم اما آقای رئیس دانا نعره کشید صدایش را انداخت در حلقش و گفت: «هیستری ضد کمونیستی شما فلان است». جمعی هم کف زدند من گفتم اگر می‌خواهید رأی راجع به دعوت از به‌آذین بگیرید بگذارید من یک ساعت اصل ماجرای اخراج ایشان را بگویم این مجمع صالح در این کار نیست. زرافشان هم که جزو شرکای تبانی بود، گفت نه، اشکال ندارد.

این جا می‌شود. گفتم رأی بگیرید؟ قانون می‌گوید مجمع عمومی سالیانه فقط برای انتخابات است. این جا مال این کارها نیست باید تقاضای مجمع عمومی بکنید آن وقت من وقت می‌گیرم و یک ساعت حرف می‌زنم به هر حال نگذاشتم توطئه به ثمر برسد شرحش را در مجله «نگاه نو» (شماره 66) بعدها نوشتم و چاپ کردم.

این کارهای آنها سابقه داشت، همان موقع در سال 73 وقتی برای نامه 134 امضا می‌گرفتند رفته بودند از آریان‌پور امضا گرفته بودند. آریان‌پور دو هفته بعد امضایش را پس گرفت و گفت که اینها با «انجمن امپریالیستی قلم» رابطه دارند! این نامردی است که تو بروی همراه کسی امضا کنی و بعد به طرف تهمت هم بزنی. خب این فراموش شده بود او هم رفته بود و دیگر هم نمی‌آمد بعد هم هیأتی از کانون مأمور شدند و گزارشی دادند. گلشیری و مختاری و براهنی هم در آن بودند. گزارش دادند که حرف آریان‌پور پرونده‌سازی بوده است. او دیگر نیامد ولی چند سال بعد در همان جلسه عمومی، رسم این بود که مجمع عمومی با پیغام یک آدم بزرگ افتتاح شود آن سال که شاملو زنده بود با پیغام شاملو مجمع عمومی افتتاح شد. سال بعد هم با پیغام سیمین دانشور آن سال‌ها آنها از طرف آریان‌پور پیغام عجیبی هم آورده بودند.

از آریان‌پور؟

بله. آریان‌پور. من یادداشتی دادم به زرافشان و گفتم گزارش 8 نفره را آورده‌ام و می‌خواهم آن را بخوانم شما خجالت نمی‌کشید از همکاری با این آدمی که به کانون گفته همکار انجمن امپریالیستی و پرونده‌سازی کرده؟ به هر حال ما منفور توده‌ای‌ها شدیم. جالب این بود برگه‌های رأی‌گیری را که می‌خواندند باید در هر برگه نام 10 نفر نوشته می‌شد که نام 8 نفر در 25 برگه تکراری بود و همه از باند خودشان که از طرف 25-20 نفر یک شکل خوانده شد. نوعی تبانی که سابقاً تکرار شده بود 8 تا توده‌ای اینها قبلاً با هم تبانی کرده بودند، چون رأی مجمع آزاد است ما قبلاً این بلا سرمان آمده بود سالی که نویسندگان وابسته به سازمان فدایی در کانون بودند.

ما به نامزدهای ائتلافی رأی دادیم، اما آنها فقط به خودشان رأی دادند و اول شدند. گلشیری و من و آزرم افتادیم بیرون یک بار این سابقه را داشتیم چون وقتی در یک گروه 120 نفره، 30 نفر با هم تبانی کنند که به آنها رأی ندهید ولی از آنها رأی بگیرید معلوم است نتیجه چه خواهد شد.

این چه سالی بود؟

فکر می‌کنم قضیه آن لیست 8 نفر سال 80 بود سال بعد آخرین مجمع عمومی کانون بود که با فریاد و جنجال برگزار شد من گفتم شما تبانی کردید که یک لیست اینجوری گذاشتید و کار کثیفی کردید، هشت نفر را از یک گرایش سیاسی همین‌طوری انتخاب کردید آن پیغام آریان‌پور را آوردید. همه این توده‌ای‌ بازی بود مگر شما انشعاب نکردید؟ نرفتید شورا درست کردید؟ چرا نمی‌روید آن جا؟ چرا می‌خواهید کانون را خراب کنید؟ کانون به خاطر همین کانون مانده که آن کارها را نکرده است. حتماً می‌خواهید آن را خراب کنید. آقای آذین با فریب‌کاری نوشته بود که هر کس خلاف خط امام باشد، نویسنده امپریالیست است. آن جوری هم اخراج شد اگر کانون دنبال به آذین قطار می‌شد که مثل شورای شما می‌شد حالا دوباره آمدید کانون برای چه آمدید؟ آنها از غیرخودی‌ها معمولاً کسی را می‌خواهند که هیچ کس را نرنجاند و تعریف هم کند. مثل سیمین بهبهانی که به او رأی هم دادند چون می‌گفت همه خوبند از نظر من در حالی که این موضوع یک پرنسیب تاریخی است. توده‌ای‌ها می‌گفتند ما خط امام هستیم، بعد معلوم شد که دارند کودتا می‌کنند سازمان آنها را هم گرفتند کانون این کارها را نکرده بود، حال بازگشتید اینجا؟ باز هم درست نشدید؟ عقیده‌تان هم که درست نشد چرا نمی‌روید سر جای اولتان؟ مفصل آن حرف‌ها در مقاله‌ای است که من این اواخر در شماره 66 مجله «نگاه نو» نوشتم، در پاسخ به نقدی که یکی از همین‌ها از خارج از کشور کرده بود راجع به کتاب «سرگذشت کانون نویسندگان» چاپ شده در سوئد.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار