امروز : دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 26
۰۰:۵۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 108546
تاریخ انتشار: ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۱۲:۴۰
تعداد بازدید: 8
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛حسین سلیمی: شب گذشته با اجرای حسین علیزاده و گروه هم آوایان، فستیوال موسیقی تهران آغاز به کار کرد. در ابتدای این ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ؛حسین سلیمی: شب گذشته با اجرای حسین علیزاده و گروه هم آوایان، فستیوال موسیقی تهران آغاز به کار کرد. در ابتدای این برنامه همه حاضرین آماده بودند تا شاهد اجرای اولین قطعه علیزاده و گروهش باشند. اما برخلاف انتظار طناز طباطبایی بازیگر سینما و تلوزیون به روی سن آمد و از کمپینی که خانه موسیقی تحت عنوان «من از موسیقی حمایت می‌کنم» سخن گفت و از مردم خواست تا به حقوق معنوی آثار موسیقایی بیشتر احترام بگذارند.

پس از صحبت‌های این بازیگر حسین علیزاده به همراه گروهش با تشوبق حضار به روی سن رفتند. وقتی محمد معتمدی شروع کرد و شعر «ای ساربان آهسته ران کارام جانم می رود» را خواند، همه متوجه شدند که علیزاده قطعه اول کنسرتش را به یار دیرین و از دست رفته‌اش یعنی زنده یاد لطفی اختصاص داده است. کلام شیوای سعدی و تحریرهای حساب شده و هر چند به تکرار افتاده محمد معتمدی سبب می‌شود تا صدای خارج کمانچه کمتر شنیده شود و حاضرین در سالن آرام آرام با این قطعه همراه شوند.

 





بعد از اجرای این قطعه بود که گروه برای استراحت 15 دقیقه‌ای سن را ترک کردند. استراحت که تمام شد و اعضای گروه که به روی سن بازگشتند، نوبت رسید به اجرای قطعات آلبوم «باده تویی». آلبوم «باده تویی» آخرین اثر حسین علیزاده، اواخر سال 92 منتشر شد. علیزاده در این آلبوم سعی کرده بود تا شیوه‌ جدیدی از موسیقی آوازی ایرانی را با استفاده از چهار خواننده به گوش مخاطبانش برساند. در این آلبوم سه هم‌خوان ترکیب صدای تقریباً زیری را زیر صدای محمد معتمدی که آواز اصلی را اجرا می‌کند، ایجاد می‌کنند.  قطعات این آلبوم به‌صورت فرم اصلی موسیقی دستگاهی (یعنی اجرای قطعات به ترتیب فرم‌ها: پیش‌درآمد، چهارمضراب و...) نیست و با درآمدی از شورانگیزنوازی علیزاده شروع شده و قطعات آوازی اجرا می‌شوند.

علیزاده در این کنسرت بر خلاف آلبوم ترجیح داده بود که تنها از یک خواننده استفاده کند.  قطعه «سماع» تصنیفی آوازی بود که در ابتدا علیزاده آن را برای چهار صدا تنظیم کرده بود تا اصطلاحا دموکراسی (از نظر غلبه خواننده و صدای ساز؛ در واقع علیزاده می‌خواهد که خواننده و نوازنده در یک ظرف خاصی قرار بگیرند و هیچ کدامشان بر یکدیگر غلبه نکنند) را در اجرای قطعاتش رعایت کند. هر چند که معلوم نبود که چرا او تنها از محمد معتمدی برای این کنسرت استفاده کرده بود.

«مثنوی» دیگر قطعه‌ای بود که در این کنسرت اجرا شد. محمد معتمدی با بهره‌گیری از شعر بی‌نظیر مولونا، آواز دلچسبی را در نوا و ابوعطا به اجرا گذاشت تا به همراه علیزاده موفق‌ترین قطعه این کنسرت را اجرا کنند. هر گاه در این اجرا معتمدی خواند و علیزاده ساز زد، در خور توجه و شنیدنی از آب درآمد. مشکل وقتی پیدا می‌شد که دیگر رنگ‌های صدایی به کار اضافه می‌شدند و ناهماهنگی‌های بین آن‌ها، ریتم و ظرافت قطعات را در هم می‌شکست.

 





بعد از اجرای این قطعه، گروه هم نوایان «سرمست» را اجرا کردند. قطعه‌ای چهار مضرابی در مایه ابوعطا که به دلیل کیفیت کم صدابرداری و تنظیم صدای نا مناسب در عمارت مسعودیه، به درستی قابل درک نبود!

قسمت هیجان انگیز این کنسرت برای خیلی از کسانی که به این اجرا آمده بودند، شنیدن بداهه نوازی سه تار علیزاده بود. چرا که علیزاده در این سال‌ها با انتشار آلبوم‌هایی چون «آن و آن» ثابت کرده بود که استاد بی چون و چرای بداهه نوازی است و بیشتر محبوبیت او نزد مخاطبان جدی موسیقی هم، به خاطر همین موضوع است. اما علیزاده مانند سال‌های دور دیگر با بداهه نوازی‌اش مخاطبش را به چالش موسیقایی نمی‌کشد و آن‌ها را به سوی تفکر و تعمق سوق نمی‌دهد شاید دلیل آن هم این باشد که او روی قطعات از پیش ساخته شده کار می‌کند و بر روی الگوی اصلی قطعه بداهه نوازی می‌کند.

«نغمه جانشوز» یکی از قطعات کاملا متفاوت آلبوم «باده تویی» بود. علیزاده در این قطعه با سازبندی متفاوت و با بهره‌گیری از ساختار پلی ریتمیک، فضایی عجیب و محسور کننده را خلق کرده بود که ذهن مخاطب را ناخواسته به فضای موسیقی تعزیه و حال و هوای خاص آن، پرت می‌کرد. اما این قطعه کاملا با ساختاری متفاوت اجرا شد تا همه متوجه شوند که علیزاده در این کنسرت سایه‌ای از آلبوم «باده تویی» را ارایه می‌دهد.

اجرای قطعه «باده تویی» پایان بخش کنسرت گروه هم آوایان بود. یکی از نقدهای جدی و قابل تامل که به آخرین آلبوم علیزاده وارد می‌شد به خاطر همین قطعه بود. علیزاده با ارایه ریتمی تند و پویا به شعر آرام و لطیف و سرشار از عشق مولانا رنگ و بوی دیگری داده بود. رنگ و بویی که باعث شده بود تا لحن و بیان شاعر به هیچ وجه حفظ نشود و مخاطب نیز به همین خاطر حتی معنایی متفاوت از این شعر مولانا می کرد.

به هرروی این کنسرت علیزاده هم تمام شد تا بسیاری متوجه شوند که علیزاده چقدر با علیزاده سال‌های دور  فاصله دارد! حسین علیزاده همیشه به اجراهای صحنه‌‌ای  مانند بسیاری از هم نسلانش اهمیت بیشتری می‌داد و مرد اجرای زنده بود؛ اما حالا بر خلاف گذشته آلبوم‌هایش چند سروگردن از اجراهایش بالاتر هستند و راحت‌تر می‌شود با آن‌ها ارتباط برقرار کرد. شاید این موضوع هم به خاطر این است که او انگار زیاد به انتخاب نوازندگانش در کنسرت‌ها اهمیت نمی‌دهد و دیگر استعدادهای ناب او را همراهی نمی‌کنند و شاید روابط نقش بیشتری را در انتخاب نوازنگانش ایفا می‌کنند تا استعداد و خلاقیت!





حاشیه‌های کنسرت

در محوطه عمارت مسعودیه بعضا صدای عبور و مرور خودروها و موتورها شنیده می‌شد؛ البته به خاطر برگزاری کنسرت در فضای باز زیاد هم نباید به این موضوع خرده گرفت!

علی رغم کارت‌های صادر شده از سوی خانه موسیقی، جایگاهی برای خبرنگران در نظر گرفته نشده بود! و خبرنگاران خوش شانس بودند که برخی از صندلی‌ها پر نشده بود و توانسته‌اند کنسرت را تماشا کنند.

مسولان برگزار کننده بنا به دلایلی نا معلوم اجازه حضور نزدیک سن به عکاسان نمی‌دادند و عکاسانی که لنز مناسب را همراه نداشتند، به گرفتن چند عکس از فواصل دور بسنده کردند.

برخی از اعضای گروه پالت از جمله خواننده آن در این اجرا حضور داشتند و کنسرت حسین علیزاده و گروه هم آوایان را از نزدیک تماشا می‌کردند.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار