امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 9
۱۷:۳۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 109422
تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 42
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو(مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم): برخی ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، حجت‌الاسلام والمسلمین امیرعلی حسنلو(مدیرگروه تاریخ و سیره مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم): برخی به سبب فقدان آگاهی وشناخت اصولی درباره تاریخ اسلام به ویژه سیره پیامبر(ص) واهل بیت (ع) منکر نقش برجسته آنان در روند شکل‌گیری وشکوفایی تمدن اسلامی شده وگاهی به نظریه‌های افراطی روی آورده و نقش اسلام و اهل بیت در تمدن‌سازی را اساساً منکر شده‌اند، در حالی که غفلت یا تجاهل مغرضانه آنان مبنای این افکار است، با تأمل و درنگ کوتاه در پیدایش تمدن اسلامی و روند رو به رشد آن تا قرن چهارم و تأمل در سیره نبوی و حوادث دوران رسالت حضرت و دوره‌های بعدی که ائمه با وجود شرایط و همه سخت‌گیری‌ها که از سوی حاکمان به آنان تحمیل می‌شد در راستای حفظ اسلام ناب به دفاع از تمامیت دین پرداخته و در این راه از جان خود نیز گذشته و به شهادت رسیده‌اند.

امام رضا(ع) در مقطعی زندگی می‌کرد که تمدن اسلامی در حال رشد و شکوفایی بود از طرفی آموزه‌های دین اسلام در اوج گسترش در دل غرب و اروپا بود، از طرفی به لحاظ گستردگی از نظر جغرافیایی تنش‌ها و کنش‌هایی را با جهان غرب به وجود آورده بود تا رهبران سیاسی و فکری برای رهایی از گسترش و اقتدار فرهنگی سیاسی اسلام دست به مقابله و متوقف کردن رشد قلمرو فرهنگی و جغرافیایی بزنند، از این روی شبهات مختلفی از سوی آنان به سوی مسلمانان سرازیر می‌شد تا ضمن مقابله با رشد اسلام با جنگ نرم عقیدتی جوامع اسلامی را با چالش‌های فکری و عقیدتی و از طرفی با بحران‌های سیاسی از درون و بیرون متلاشی کنند. بی‌گمان در درون جامعه اسلامی نیز مناقشات و اختلافات مذهبی و دینی وجود داشت که می‌توانست دستاویز مناسبی جهت تضعیف دین و در راستای اهداف دشمنان اسلام و غرب آن روز باشد.

در دوره عباسیان بیان مسائل علمی و عقلی و فلسفی و کلامی پر رونق و گرایش عمومی در جامعه به عقلگرایی بیشتر بود، معتزله در این بستر اجتماعی شکل گرفت و مورد حمایت خلیفه عباسی واقع شد، این گرایشات جامعه را نیز تحت تأثیر قرار می‌داد تا مردم نیز به این علم سو گرایش داشته باشند. امام رضا(ع) در این دوره را از جهات تعقل و عقلانیت اصول و آموزه‌های دینی را تقویت کرد و در قبال اندیشه‌های منحرف و تفسیرهای ناروا و پاسخ‌های نادرست در دفاع از دین در قبال شبهات گسترده که بخشی از آن‌ها حاصل ترجمه و فرآیند ترجمه افکار فلسفی و برداشت‌های نادرست از آن‌ها بود پرداخت.

برخی از شبهات نیر حاصل نگاه خشک و متعصبانه به دین از سوی اهل حدیث و مکاتب انحرافی فرقه‌های مختلف بود، همان چیزی که اکنون جهان اسلام گرفتار آن شده و خونین گردیده، افکار انحرافی سلفی‌گری که به سلاح‌های آتشین مسلح شده است، این اندیشه‌ها در آن زمان نیز بود، اما زمینه به گونه‌ای نبود که به کشتارهای وسیعی امروزی بینجامد، بلکه محوریت در این دوره با مجادلات علمی و تولید علم و گفت‌وگو حل می‌شد و امام رضا(ع) در این دوره نقش برجسته در حل منازعات علمی دارد که برگزاری کرسی‌های آزاد اندیشی راهبرد حل بحران‌های فکری بود، نه مانند امروز که با دخالت استعمارگران اندیشه‌ها ی منحرف فکری و سلفی مجهز به پیشرفته‌ترین تسلیحات به کارزار و درگیری داخلی مبدل شده و خون‌های بسیاری از انسان‌های بیگناه ریخته می‌شود، مسلح شدن اندیشه‌ها جلوه‌گری آنان به نام اسلام یک شبهه بزرگی است که برای بدنام کردن اسلام ایجاد شده است.

در زمان حضور ائمه به ویژه امام رضا (ع) این شبهات پاسخ گرفت و وجود ائمه مانع از این بود که به فجایع بزرگ تاریخی منجر شود، حاکمیت یک پارچه در جهان اسلام نیز مانع بروز چنین فجایعی بود، در دوره حیات امام رضا(ع) اصل دین از چند جهت مورد تهاجم شبهات بود که امام در فرصت‌های گوناگون به این شبهات پاسخ عقلانی ملهم از قرآن و برآمده از سیره صحیح پیامبر(ص) و اهل بیت و صحابه دانشمند می‌دهد، دوره امام رضا(ع) از هر لحاظ برای اسلام دوره خاص، ویژه و حساس است، از لحاظ جغرافیایی، قلمرو وسیع، آزادی اندیشه، اظهار آراء و وجود فرقه‌های مذهبی و پیروان ادیان مختلف مانند مسیحیت با فرقه‌های گوناگون و اندیشه‌های مختلف و یهود با گرایشات و شاخه‌های مختلف اندیشه‌ای مکاتب فکری بودایی و هندوئیسم و افکار زنادقه و مادی‌گرایان و افکارهای مختلف ادیان ایران باستان از زرتشتی‌گرایی تا مانوی و مزدگی و اندیشه‌های ناسیونالیستی و... زیر یک پرچم بزرگ به نام اسلام همزیستی دارند و تنش‌های قومی ونژادی در کمترین درجه است.

این دوره همان دوره‌ای است که مجالس علمی گسترده با وسعت قلمرو اسلامی در جهان اسلام در جریان و تکاپوی علمی بی مانند در طول تاریخ جهان دیده می‌شود، مرزها برچیده شده و حاکمیت اسلام و سیطره اندیشه حاکمیتی اسلام نمایان است. امام رضا(ع) در این دوره از اسلام اصیل و اندیشه‌های ناب پیامبر اکرم(ص) دفاع کرد و با استفاده از ابزارها و مقتضیات زمان این وظیفه الهی خود را عملی کرد و به شبهات مختلف علمی و دینی پاسخ داد، انحرافات و شبهاتی که از ناحیه نهضت ترجمه وارد اندیشه‌های اسلامی، علم کلام، علوم قرآن و جنبه‌های دیگر علمی از جمله طب و بهداشت که نیازهای زمان عمومی جامعه اسلامی بود و امکان داشت با بسترهای انحرافی از این حیث نیز به اندیشه‌ها و عقاید اسلامی لطمه وارد کنند، امام با احاطه بی‌مانند که در علوم مختلف داشت به دفاع از عقاید مردم پرداخت و از اسلام اصیل دفاع همه جانبه کرد.

با وجود اینکه امام در این زمان با محدویت ارتباط و مخاطبین نیز مواجه است و از سوی حکومت ممنوع الملاقات است، اما به هر نحو ممکن در پاسخگویی و برقراری ارتباط با جامعه و پایش عقاید دینی و تمامیت عقیدتی اسلام با بیداری و هوشمندی خاص عمل کرد، از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند، امام رضا(ع) مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته آن بزرگوار می‌شوند، مأمون به محمد بن عمر طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد کند.

*روش‌ها و راهبردهای امام در پایش فرهنگی و حراست از دین

1. روش علمی:

1ـ1. پا سخگویی به شبهات علمی و عقیدتی مردم.

2ـ1. برگزاری جلسات علمی برای اصحاب و شاگردان.

3ـ1. شرکت در مناظرات علمی و کلامی که با حضور رهبران مذاهب فراهم می‌شد.

2. روش عملی:
1ـ2. دفاع از امامت در برابر واقفه.

2ـ2. اتخاذ مواضع کلامی در برابر مأمون و اثبات حقانیت اهل بیت(ع)
3ـ2. ارتباط گسترده با مردم.

*نمونه‌هایی از پاسخگویی امام به شبهات فرهنگی و علمی

- مبارزه با الحاد و ابالی‌گری

در زمان حیات امام رضا(ع) مادیون یکی از گروه‌های فکری بودند که به دین‌زدایی در بین مردم تلاش و مردم را به الحاد و لاابالی‌گری دعوت می‌کردند، چنان که در زمان ما نیز این جریان فعالیت داشته و دارد، برخی از مادیون برای آفرینش، آفریننده قائل نیستند و اساس افکار آن‌ها بر روی همین فکر و اندیشه شکل می‌گیرد، لذا درباره تمام مسائل بر محور مادی بحث و نظر می‌دهند، مکاتب، سرمایه‌داری و امپریالیستی نیز چنین تحلیلی از هستی دارند.

در عصری که آن حضرت زندگی می‌کرد، عده‌ای بر این نظریه معتقد بودند، لذا مباحثی پیشامد می‌نمود و آن حضرت نظر خود را درباره مبادی جهان و علل حدوث و آفرینش بیان می‌فرمودند، این گروه در آن دوره به زنادقه معروف بودند ـ روزی ـ جماعتی از زنادقه به حضور حضرت رسیدند و درباره خداوند سئوال کردند و حضرت آن‌ها را مجاب فرمود و درباره مسائل فلسفی نظیر، این و کیف و ادراک و حس، در مورد خداوند بحث و درباره نظم حاکم بر آفرینش و وجود انسان و کهکشان سخن گفتند.

فردی درباره حدوث عالم در آفرینش سئوال کرد، آن حضرت پاسخ داد، تو پیش از این نبودی و خود می‌دانی که خودت را هستی ندادی و وجود خود را مدیون کسی هستی که او نیز محتاج به یک آفریننده است.

مسائلی از این قبیل درباره آفرینش و خلقت و حدوث و قدم عالم سئوال می‌کردند و آن حضرت پاسخ می‌داد: اینها از مسائل عقلی و فلسفی بودند که بر اثر ترجمه دانش‌های یونانی در جامعه بروز کرده بود و برای مردم تازگی داشت، اگر چه این مباحث در کلام معصومین پیشین وجود داشت، ولی چندان مطرح نبود امام همه را احیا کرد.

-پایش از توحید واقعی و مبارزه با مکاتب مدعی توحید

درباره برداشت از توحید و صفات خداوند مسائل و شبهاتی بین معتزله و اشاعره و اهل حدیث، از سوی مکاتب الحادی مباحثی منحرف رواج داشت، چنان که در این زمان جریان سلفی‌گری در این باره گرفتار افراط و تفریط شده است، وهابیت در صدر این گروه‌هاست که از دل آنان نیروهای جاهل و نادانی مانند داعش و النصره و .... برآمده است که علت اصلی انحراف آنان دوری از مکتب اهل بیت و تفسیر نادرست از توحید و مشرک خواندن اهل اسلام است، در آن زمان پیروان واقعی اسلام در این بحث‌ها به جهت اطلاع ناکافی در معرض خطر فکری بودند که امام با بیانات روشنگرانه آن‌ها را هدایت و راه روشنی برای شیعه ارائه و از تزلزل نجات داد.

برخی از فرقه‌های منحرف اسلامی که ریشه سلفی‌های فعلی به آنان بر می‌گردد، مثل اهل حدیث می‌گفتند خداوند در عرش نشسته و مقداری نیز جای (به اندازه چهار انگشت) برای پیامبر در کنار خدا باقی می‌ماند تا در آن بنشیند، این نظریه را ابو مسلم از اهل حدیث ارائه می‌کرد که نمونه‌ای از عقاید سخیف بود. درباره عرش خداوند نیز نظریه خاصی داشتند. وقتی این مسائل در محضر آن حضرت مطرح شد. به شدت برخورد کرد و فرمود: هر کس خدا را به مردم شبیه کند مشرک است و هر کس او را مکان قرار دهد کافر و هر کس به او نسبت‌های ناروا بدهد دروغگو است، در پایان کلام نیز به قرآن کریم استناد فرمود و آیه 105 سوره نحل را تلاوت کرد.

یکی از شیوه‌های پاسخگویی به شبهات که امام رضا(ع) به کار می‌گرفت، استناد به قرآن و کلمات و سیره پیامبر اکرم(ص) و خطبه‌های امیرالمؤمنین(ع) بود که برای سؤال کننده، قانع کننده و قابل قبول بود و امام بدین جهت به سیره‌ی پیامبر(ص) استناد می‌کرد تا بفهماند هر کس به این عقاید معتقد باشد، از امت اسلام خارج شده چون قرآن و پیامبر این افکار را مردود می‌داند، اهل حدیث برای خداوند اعضا تصور می‌کردند، امام(ع) تفسیر درستی از آن ارائه کرد که اگر مخالفت امام نبود اسلام نیز مثل دین مسیح منحرف می‌شد و پیامبر مثل مسیح پسر خدا نامیده می‌شد.(ریشه‌های بت‌پرستی در اسلام توسط ائمه خشکانده شده است)

درباره این مسأله که از جمله مسائل مهم دوره امام رضا(ع) بود، امام(ع) مواضع صریح و هدایتگر و شفاف امام در دفاع از دین اسلام و عقاید توحیدی مسلمانان علاوه بر ترویج تشیع علوم اسلامی را غنا می‌بخشید. روزی فردی از بلخ به حضور امام آمد و گفت: اگر به سؤالم پاسخ دهی، مؤمن به امامت خواهم بود. حضرت درباره خداوند و قدرت او و کیفیت بحث از خداوند مسائلی مطرح کرد و آن مرد شیعه شد، از ماوراء النهر نیز جمعی آمده و در این زمینه سؤوال کردند که پاسخ حضرت برای آن‌ها راهنما بود، دهها روایت در زمینه پاسخ به شبهات از حضرت رسیده است.

حضور امام در ایران سبب شد که تمام شبهات عقیدتی که توسط فرقه‌های گمراه منتشر می‌شد رفع شود و مردم از اسلام ناب آگاهی یابند و با خاندان پیامبر آشنا شوند، بدین ترتیب بنیان‌های تشیع اصیل به وجود آمد. از جمله مسائل مهم و ریشه‌دار دوره امام رضا(ع) که از صدر اسلام وجود داشت، هر یک از فرقه‌ها به این مسائل توجه خاص داشتند، امویان جبر را توسعه می‌دادند و طرفدار جبر بودند، لذا اهل حدیث نیز که ریشه آن‌ها در زمان امویان شکل گرفته بود، طرفدار این اندیشه بودند. معتزله در مقابل آن‌ها قائل به تفویض و اختیار کامل بودند، امام(ع) در این باب نیز ارائه نظر و ارشاد و هدایت فرمود. آن حضرت همان موضع امام صادق(ع) را در مقابل آنان مطرح و مفهوم آن را برای آنان بیان و استناد به حدیثی از امام زین العابدین(ع) کرد.

محمد بن ابی نصر بزنطی پرسید، برخی از شیعه قائل به جبر و برخی به تفویض شده‌اند (استطاعه) اختیار، حضرت در پاسخ به او فرمود بنویس: به نام خداوند بخشنده مهربان. فرمود: علی بن الحسین. ای فرزند آدم به مشیت من و به قدرت من فرائض را انجام می‌دهی و با نعمتی که به تو داده‌ام (قدرت) به گناه من اقدام می‌کنی، تو را بینا و شنوا قرار داده‌ام، گناهان از تو و به اختیار توست، نیرویی که به تو دادم حسنات را به وسیله آن انجام می‌دهی و نسبت دادن کارهای نیک به من شایسته است، چون من قدرت را در تو برای اعمال خیر داده‌ام...

امام(ع) در مقابل جبریه موضع سر سخت می‌گرفت و می‌فرمود: «کسانی که جبری هستند به آن‌ها زکات و صدقات ندهید و شهادتش را نپذیرید» و در کلامی دیگر می‌فرماید: هر کس قائل به جبر و تشبیه باشد (مشبهه) کافر و مشرک است، ما در دنیا و آخرت از او بیزاریم، به خاطر اینکه اینها فاسد العقیده می‌شوند، لذا شهادتشان مشروع نیست، از این رو امام شهادت آن‌ها را باطل می‌داند.

در زمینه جبر و تفویض نیز ده‌ها روایت مهم و پر مغز از آن حضرت رسیده است، اگر روشنگری‌های امام نبود نه تنها اسلام از بین می‌رفت، بلکه با تفاسیر غلط قرآن را نیز در معرض تحریف قرار می‌دادند، در باب توحید که اساس و پایه علم کلام است 72 روایت از آن حضرت نقل شده است و این موارد غیر از جلساتی است که حضرت با دیگران مناظره کرد، اینها بیشتر در میان اصحاب خود و شیعه مطرح شده است و گاهی نیز افرادی جهت استرشاد به حضور حضرت رسیده و طلب راهنمایی کرده‌اند که پاسخ خود را از حضرت رضا(ع) گرفته‌اند.

بدین سان می‌بینیم تمام اصول مسلم اسلام از توحید و قرآن و نبوت و معاد توسط ائمه حراست شده، هیچ یک از مدعیان خلافت پیامبر(ص) این وظیفه را انجام نداده و نمی‌توانستند انجام بدهند، چون توانایی نداشتند، لذا خلیفه واقعی پیامبر ائمه‌اند، اگر در رأس حکومت و سیاست بودند، مسلماً جهان اسلام گرفتار این همه معضل و بحران نبود. علوم ائمه نیز ترویج می‌یافت، چون از طرف حکومت آن‌ها محصور بودند و هیچ کس با آزادی نمی‌توانست به حضور آن‌ها برسد و سؤالات دینی خود را پاسخ بگیرد، همه ائمه تحت نظارت شدید و مراقبت خلفای اموی و عباسی بودند. علت غیبت امام زمان(عج) همین جو اختناق بود. لذا از ولادتش جز معدودی آگاه نشدند.

-حراست از قرآن در مقابل اندیشه‌های منحرف

این بحث نیز از جمله مباحث کلامی مهم بود که تاریخچه و پیدایش آن قبل از دوره امام رضا(ع) بود که قرآن از جهت تفسیر و تکوین مورد شبهه قرار گرفته بود که اکنون نیز این شبهات از سوی مستشرقان معاند و نواندیشان غرب‌گرا هست؛ امام(ع) در جهت مصون ماندن افکار شیعه و پیروان خود در این راستا مواضع روشن و راهنمایی‌هایی از خود ارائه داد، از جمله، نامه‌ای به برخی از بزرگان شیعه نوشت و هشدار داد که از این مسائل پرهیز کنند و در مناقشات لفظی درباره قرآن وارد نشوند که به گمراهی کشیده می‌شوند، قرآن کلام الهی برای هدایت انسان است، نه مخلوق خدا هر کس ملتزم این قول شود به کفر کشیده خواهد شد، این بحث درباره حادث بودن یا قدیم بودن قرآن بود که بعدها نیز استمرار یافت، ولی شیعه به برکت ائمه از این بحران فکری نیز رها شد.  بدین ترتیب ائمه(ع) دین اسلام را از بحران‌های فکری و اجتماعی مصون داشته‌ و شیعه را حفظ و علوم مختلف اسلامی را تأسیس و استحکام و مبانی رونق و رشد تمدن اسلامی را به وجود آورده‌اند.

-پایش از نبوت وامامت وپاسخگویی به شبهات

در این زمان جوامع گرفتار ظهور فرقه‌های نو ظهورند که بسیاری از آن‌ها نبوت را از دو جهت به انحراف می‌کشند یا با ادعای نبوت مانند بهائیت جدید چون بهائیت قدیم که از بابیت منشعب شد مدعی نیابت امام زمان را داشت و بهائیت سردرگم بود؛ اما پس از اینکه مرکزیت آن به سرزمین‌های اشغالی منتقل شد و با استعمار هم آغوش شد، مرکز آنان (بیت العدل) طرح نبوت و با این شعار نوین فعلیت می‌کند و مردم را فریب می‌دهد یا از جهت مخدوش کردن عصمت  انبیاء که در بین روشنفکران نیز با تأثر پذیری از آثار مستشرقان و نوع نگاه آنان به حضرت عیسی(ع) نشأت گرفته و منکر عصمت پیامبر و جانشینان هستند، لذا ادعای می‌کنند که در هر زمان دسترسی به آنچه پیامبران داشتند امکان پذیر است، ازدستاوردهای این اندیشه‌ها عرفان‌های دروغین و تفسیرهای نادرست از میراث نبوت و از درون ادیان؛ در زمان امام رضا(ع) نیز این انحرافات به نوعی وجود داشت، لذا یکی از موضوعات و مباحث نادیده گرفتن عصمت انبیاء بود که در بین فرقه‌های مذهبی بود.

امام رضا(ع) در پاسخ دادن به این شبهات و دفاع از ساحت قدسی نبوت و عصمت انبیاء گزاره‌های روایی فراوانی دارند:

روزی مأمون از امام(ع) پرسید: شما که انبیاء را معصوم می دانید، معنای این آیه «فعصی آدم ربه فغوی...» چیست؟ حضرت(ع) فرمود: این داستان قبل از پیامبری آدم بوده است و این گناه کبیره نیست، مأمون سؤال خود را درباره عصمت ابراهیم، موسی و دیگر انبیاء ادامه داد و از امام رضا(ع) پاسخ‌های بسیار قانع کننده‌ای شنید، با توجه به اینکه مأمون گرایش به اعتزال داشت، این سؤال و جواب تمام عقاید معتزله را درباره عدم عصمت انبیاء ابطال کرد و مأمون فهمید آنچه را که بهترین راه برای خود در پیش گرفته باطل و گمراه بود.

پاسخ‌هایی که حضرت رضا(ع) به مأمون داد، مستند به آیات قرآن بود و سؤالات مأمون نیز از تفاسیر آیاتی بود که ظاهر آن‌ها شبهه عدم عصمت پیامبران را نشان می‌دهد، لذا حضرتش آن‌ها را به زیباترین بیان و شیواترین استنادات قرآنی پاسخ فرمودند و مأمون به شگفتی فراوان از پیش حضرت خارج شد، در حالی که روایتی از پیامبر درباره فضیلت خاندان امامت و رسالت زمزمه می‌کرد.

عصمت امام نیز از جمله مسائلی بود که بین فرقه‌های اسلام مورد بحث و اختلاف بود، چنانکه اکنون در دانشگاه‌ها افکاری هستند که مدعی‌اند این مسائل از قرن ششم به بعد به منابع راه یافته است، علمای بزرگ اهل سنت، عصمت را در امام شرط نمی‌دانند، چون امامانی که آن‌ها به آن قائلند معصوم نیستند، فرقه‌ای از اهل سنت امامت را در قریش و فرقه‌ای به امامت مفضول با وجود فاضل قائل شدند تا امامت خلیفه اول و دیگران را توجیه کنند ـ (توجیه عقیده غلط) معتزله نیز این نظریه را داشتند. آن‌ها آرایی از خود می‌دادند که در توجیه ماوقع بود، در حالی که اندیشه و افکار اسلام بر اساس آنچه که در قرآن و پیامبر(ص) ترسیم کرده‌اند باید تبیین شود، نه بر اساس آنچه که دیگران انجام داده‌اند و واقع شده است.

شیعه عقیده خود را در امامت از ائمه با استناد به نص پیامبر و قرآن کریم می‌گیرد و ائمه نیز این اندیشه را در طول تاریخ صیانت کرده‌اند، در عصر امام رضا(ع) از جمله مباحث مطروحه همین بحث بوده است که امام با توجه به این جوّ با شیوه و روش ثابت خود شبهات وارده بر دین و امامت را پاسخ می‌فرمودند و دفاع از آن حضرت از امامت خویش در مقابل واقفه افرادی چون بطائنی و....

یکی از مسائل در باب امامت که در روایات امام رضا(ع) مطرح شده عصمت امام است. چون امام جانشین پیامبر در میان امت است و عصمت نبی ضروری است، جانشین نبی نیز باید مثل خودش با آن ویژگی باشد، از این روی آن حضرت در روایاتی طولانی اوصافی برای امام ذکر می کند که در هیچ مخلوقی یافت نمی‌شود، کلینی از عبدالعزیز روایت کرده: روز جمعه در مسجد جامع مرو بودیم، درباره امامت و فرقه فرقه شدن مردم صحبت شد که حضرت با تبسم وارد شد و شروع کرد به تشریح امامت و مطرح کردن بحث غدیر و اوصاف امامت با این جملات.... الامام یحل حلال الله و یحرم حرام الله و یقیم حدود الله... البدر المنیر... المطهرمن الذنوب و المبراء عن العیوب... و احد دهره... ولا یوجد منه بدل ولا له مثل ولا نظیر مخصوص بالفضل کله من غیر طلب منه له و لا اکتساب... اینجا امام به بیان اختیارات و ویژگی های امامت می‌پردازد:

1ـ حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام (قدرت تشریع و قانون‌گذاری).

2ـ اقامه حدود الهی می‌کند (برقراری حکومت و ایجاد تشکیلات لازم برای این امر چون اقامه حدود).
3ـ امام بسان ماه تابان است.
4ـ پاک از گناهان (عصمت).

5ـ نظیری ندارد (هر زمان یک امام وجود دارد).

6ـ فضایلش اکتسابی از دیگران (غیر امام) نیست.

-پاسخ به شبهات در زمینه امامت امام زمان (عج)

از جمله شبهاتی که در زمان امام رضا(ع) وجود داشت و دامنه این شبهه گسترده بود، درباره امام زمان بود که در میان مسلمانان رواج داشت، چنان که اکنون یکی از مهم‌ترین شبهاتی که به مکتب اهل بیت ایراد می‌کنند، وجود امام زمان و باور به مهدویت است، لذا امام رضا(ع) به این شبهات به زیبایی پاسخ گفت،  روایات مهم آن حضرت درباره غیبت امام دوازدهم نیز از جمله روایات کلامی نقل شده در منابع مهم شیعه است، این مسأله نیز که از طرف حضرت برجسته شد به نظر می‌رسد به خاطر رفع این شبهه بود که عده‌ای از شیعه قائل به غیبت و زنده بودن امام کاظم(ع) شدند، امام رضا(ع) جهت دفع این شبهه و پاسخگویی به سؤالاتی که در این زمینه بود، اقدام می‌فرمود تا بدین وسیله هم غیبت امام زمان(عج) را یادآوری و آن را مهم نشان دهد و هم مدعیان دروغین مهدویت و پیروی امام مهدی(عج) را رسوا کند.

در سروده‌ دعبل خزاعی شاعر اهل بیت نیز این مسأله مطرح شد که حضرت به شدت گریست و فرمود: ای دعبل! این بیت شعر را روح القدس به تو الهام کرده است؛ «خروج امام لامحاله خارج ـ یقوم علی اسم الله و البرکات» پس از آن امام شروع کرد، نام ائمه بعد از خودش را تا حضرت مهدی(عج) ذکر کرده و به حدیث پیامبر اکرم(ص) در این مورد اشاره و مشخص کردن وقت (توقیت) (تعیین وقت ظهور) آن را نیز بر اساس حدیث نبوی نهی کرد، روایتی دیگر در پایان ذکر شده که کسی از امام سؤال کرد تو صاحب این امر هستی، حضرت فرمود: من صاحب این امرم، ولی کسی که جهان را پر از عدل و داد کند، فردی است که دارای خصوصیات برجسته از جمله خصوصیات ظاهری که امام به برخی اشاره فرمود: در سن پیران با سیمای جوانان ظهور کند، دارای هیکلی قوی و قدرتمند است... عصای موسی و انگشتر سلیمان با اوست، چهارمین نسل از فرزندان من است، غیبت او را خداوند تا هر وقت که اراده فرماید طولانی خواهد کرد.

روایاتی که درباره امام زمان(عج) از امام رضا(ع) وارد شد ناظر به موضوعات ذیل است:

1. پنهانی ولادت آن حضرت، 2. نسب او روشن و پدر و مادرش کاملاً معلوم، 3. حضرت فرمود به اسم خود معروف نباشد و اسم او برای اکثر مردم مخفی است، 4. اشاره به وضع اجتماعی و فرهنگی عصر غیبت و آشوب‌های عراق و تقیه شیعه تا عصر ظهور 5. نامعلوم بودن وقت ظهور.
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار