امروز : دوشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 20
۰۸:۳۵
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 109540
تاریخ انتشار: ۱۷ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۰۳
تعداد بازدید: 375
شهيد محبوبه دانش آشتياني يكي از شهداي سرخ هفده شهريور خونين سال 1357 است. او در سنين نوجواني، به عنوان يك دختر مبارز و مسلمان به صفوف فشرده مردم ...

شهيد محبوبه دانش آشتياني يكي از شهداي سرخ هفده شهريور خونين سال 1357 است. او در سنين نوجواني، به عنوان يك دختر مبارز و مسلمان به صفوف فشرده مردم مسلمان ايران پيوست و در تظاهرات پر شكوه عليه رژيم شاه به شهادت رسيد. محبوبه در يك خانواده روحانيو مسلمان متولد شد. پدرش روحاني بود و در حادثه انفجار حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيد. شهيد آشتياني علاقه خاصي داشت



شهید محبوبه دانش آشتیانی

نام: محبوبه

نام خانوادگي: دانش آشتياني

نام پدر: غلام رضا

شماره شناسنامه: 1894

محل صدور: تهران

تاريخ تولد: 02/11/1340

تاريخ شهادت: 17/6/57

شغل: خانه دار

سن در هنگام شهادت: 17

محل شهادت: تهران(شمال شرق) - منطقه 5

حادثه منجر به شهادت: تاپيروزي انقلاب اسلامي

 
جنگ و زن :  دانش آموزي از مدرسه رفاه

شهيد محبوبه دانش آشتياني يكي از شهداي سرخ هفده شهريور خونين سال 1357 است. او در سنين نوجواني، به عنوان يك دختر مبارز و مسلمان به صفوف فشرده مردم مسلمان ايران پيوست و در تظاهرات پر شكوه عليه رژيم شاه به شهادت رسيد. محبوبه در يك خانواده روحانيو مسلمان متولد شد. پدرش روحاني بود و در حادثه انفجار حزب جمهوري اسلامي به شهادت رسيد. شهيد آشتياني علاقه خاصي داشت

كه فرزندانش از تربيت اسلامي برخوردار باشند؛ به همين دليل آنها را به مدارسي مي فرستاد كه جو آنها مذهبي و مبارزاتي بود. يكي از اينمدارس، مدرسه رفاه بود كه محبوبه دوره ابتدايي و راهنمايي را در آنجا گذراند. مدرسه رفاه يكي از پايگاه هاي مبارزاتي شهيد بهشتي، شهيد رجايي و آقاي هاشمي رفسنجاني بود و لذا سعي مي شد از معلمين مبارز استفاده شود تا اهداف مورد نظر آنان تأمين شود.

 رفتنش مثل زندگي اش باور كردني نبود

يكي از دوستانش در توصيف ويژگي هاي اخلاقي او مي گفت، «رفتنش مثل زندگي اش باور نكردني است. عقايد و شيوه تفكر او با همه فرق داشت. مسائل را به قدري دقيق و خوب تجزيه و تحليل مي كرد كه انسان در همان برخورد اول متوجه مي شد كه با يك دختر انسان معمولي16 ، 17 ساله روبرو نيست.

در او كمترين هيجان و كوته فكري و انحراف سنين جواني به چشم نمي خورد. حرف هايش را راحت مي زد و جز حق چيز ديگري را نمي ديد و نمي خواست و هيچ وقت حقيقت را فداي مصلحت نكرد."

 محبوبه سمبل جوان هاي آن دوره

مسعود برادر محبوبه آشتياني در توصيف خواهرش مي گويد: "اگر بخواهم محبوبه را در چند كلمه معرفي كنم، كلمه اول كنجكاوي است. سريع قانع نمي شد، براي پيدا كردن حقيقت، سرسخت بود. به نظر من محبوبه سمبل جوان هاي آن دوره است. آنها احساس مي كردند ميتوانند و بايد دنيا را عوض كنند. آنها تصور مي كردند مجموعه دانش هاي بشري در يك گنجينه جمع شده و ما حالا مي رويم و در آن را باز مي كنيم و همگي خوشبخت مي شويم. به دليل همين نحوه تفكر هم دچار ترديد هايي كه نسل فعلي مي شود، نمي شدند.

اين باور جوان هايآن موقع بود كه در عين حال كه باعث مي شد انسان همه انرژي هايش را روي هدفش متمركز كند، وقتي هم كه به هدف مي رسيد و مي ديد آن طور كه او تصور مي كرده، جامع و مانع نبوده، سرخورده مي شد. واقعاً تفسير جهان به اين سادگي ها نيست. محبوبه هم دقيقاً مثل همنسل هايش بود و احساس مي كرد همه چيز را مي داند يا دست كم مي تواند بداند."

شهيد محبوبه از همان هفت هشت سالگي، خيلي مطالعه مي كرد و درباره اسلام و مذهب. بسيار كنجكاو بود. او با عده اي از دوستانش هفته اي دوبار جلسات خصوصي و بحث و گفتگو داشتند، نهج البلاغه مي خواندند و در مورد اسلام تحقيق مي كردند. محبوبه بعضي از روزهابعد از تعطيل شدن مدرسه، به جنوب شهر مي رفت و با بچه هاي آنجا انس و الفتي پيدا كرده بود.

پاي درد دلشان مي نشست و غروب، غمزده به خانه برمي گشت. گاهي مي گفت، «مادر! اين چه زندگي اي است كه عده اي زندگي مرفه داشته باشند و مردم بي نواي جنوب شهر،نان براي خوردن نداشته باشند. بايد كاري كنيم.» چنين ويژگي هايي، طبيعتاً چنان فرجام غبطه برانگيزي در پي دارد.

خواب عجيب مادر؛ گل سرخ من در بهشت زهرا

چند روز قبل از شهادت محبوبه خواب ديدم براي ادامه تحصيل به كلاسي رفته ام تا ثبت نام كنم. خانمي كه مسئول اين كار بود، از ثبت نام من خودداري مي كرد و هر چه بيشتر اصرار مي كردم، كمتر سود داشت. سرانجام پس از اصرار بسيار من، دري را گشود و گفت،نگاه كن!

حيرت زده نگاه كردم و ديدم باغي است بي نهايت بزرگ و تا جايي كه چشم كار مي كند، غرق در بوته هاي گل سرخ است، آن هم گل هايي آتشين و تر و تازه. آن روزي كه به بهشت زهرا رفتم، آن باغ گل سرخ را  ديدم. گل هاي سرخ مادران ديگر، در كنار گل سرخ من آرميده بودند.
 
شخصيت تأثير گذار، تميز، مهربان، دلنشين

يكي از دوستانش مي گويد: آراستگي، نظم و مهرباني اش فوق العاده بود. خيلي منظم بود. واقعا نمي توانم نمونه اش را بياورم. در اوج مبارزات، لباس هايش مرتب و آراسته بودند. چادرش را در مي آورد، حتما به شكل بسيار منظمي تا مي كرد. چهره بسيار مليح و دلپزيري داشت وبه خصوص وقار و متانتش به شدت انسان را تحت تأثير قرار مي داد. صدا و لحنش هم گرمي خاصي داشت. وقتي هم كسي را مي ديد، در همان برخورد اول طوري رفتار مي كرد كه انگار سالهاست او را مي شناسد.
 
صبح روز 17 شهريور, نگاهش تنم را لرزاند، انگار با من وداع كرد

صبح روز 17 شهريور، حدود ساعت شش بود كه يك بلوز آبي گشاد و شلوار لي پوشيد و مقنعه اش را سر كرد و چادرش را روي سرش انداخت و آمد و گفت، «مادر! دارم مي روم كه با دوستانم در تظاهرات شركت كنم.» گفتم، «چيزي نمي خوري؟» گفت، «ميل ندارم» بعد صورت مرابوسيد و با لحني مهربان و در عين حال جدي گفت، «مادر! اگر شهيد شدم، غصه نخوريد.» وقتي داشت از در خانه بيرون مي رفت، برگشت و نگاهم كرد. در نگاهش چيزي بود كه تنم را لرزاند. انگار با آن نگاه با من وداع كرد.

 جسد را تحويل نمي دادند

مأموران مسلح در اطراف مي چرخيدند و مي گفتند كه جسد به كسي تحويل داده نمي شود. به مرده شوي خانه رفتم و با شيون و ضجه زن مرده شوي را راضي كردم كه جسد دخترم را به من نشان بدهد. او دلش به رحم آمد و گفت، «بيا ببين. شايد اين دختر تو باشد.» همراه اورفتم و آنچه را كه نبايد ببينم، ديدم. محبوبه من بود كه آرام و معصوم خفته بود. گلوله درست به قلبش اصابت كرده بود.

 سوء استفاده نشريه مجاهد از شهادت محبوبه

در اوايل انقلاب، نشريه مجاهد مربوط به منافقين، عكس محبوبه را چاپ و سعي كرده بود او را به نوعي به اين سازمان منتسب كند، در حالي كه محبوبه هيچ ارتباطي با گروه ها نداشت و حركت كلي و مبارزاتي او در بستر اجتماعات مردمي شكل گرفت و ادامه پيدا كرد. من و پدر وخانواده محبوبه هم به جريانات سياسي آگاهي داشتيم و مانع از جذب او به گروه خاصي مي شديم و او را به سوي خط امام سوق مي داديم و نواقص و معايب ايدئولوژي هاي گروه را به او گوشزد مي كرديم.

 
پدر محبوبه سه سال بعد از شهادت او به دخترش پيوست

پدر محبوبه پس از شهادت او روحيه خاصي پيدا كرده بودند و اين شهادت، در خانواده عميقاً اثر گذاشت. شهيد علي دانش در زمينه هاي فرهنگي، خدمات شايان توجهي داشتند و پس از انقلاب هم نماينده مردم آشتيان در مجلس شوراي اسلامي شد. او در هفتم تير سال 60 در جمع72 يار خميني (ره) به ديدار حق شتافت.

منبع: ماهنامه شاهد یاران، شماره 27

 

برچسب ها:
آخرین اخبار