امروز : سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 25
۲۰:۱۴
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 109676
تاریخ انتشار: ۱۸ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 38
به گزارش خبرنگار بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، در نشست خبری " بررسی ابعاد سیاسی نظامی و امنیتی جنگ سوم غزه  " که با حضور " مسعود

به گزارش خبرنگار بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، در نشست خبری " بررسی ابعاد سیاسی نظامی و امنیتی جنگ سوم غزه  " که با حضور " مسعود حسینیان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و شمال آفریقا، سلمان رضوی کارشناس امور جامعه صهیونیستی و هادی محمدی کارشناس ارشد مسائل دفاعی و مسائل امنیتی در پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; برگزار شد، این خبرگزاری به بررسی ابعاد مختلف این جنگ و اتفاقات حاصل از آن پرداخت.

جنگ سوم؛‌ جنگ نظامی و سیاسی بود/ متحدان اسرائیل قادر به التیام شکست نیستند

هادی محمدی، در ابتدای این نشست در یک نگاه کلی در خصوص ارزیابی جنگ سوم و 51 روزه غزه اظهار داشت: جنگ 51 روزه غزه را می‌توان به یک جنگ دو مرحله‌ای تقسیم کرد، یک جنگ 29 روزه نظامی و یک جنگ 22 روزه سیاسی- امنیتی - نظامی که از منظرهای مختلف دارای پیام‌ها و معانی خاص است و کارکردهای ویژه‌ای است.

وی گفت: از منظر کلان اگر به مسئله نگاه شود، در این زمان ویژه در سیر تحولات کلان رخداده در منطقه، بدترین اتفاق ممکن برای اسرائیل افتاده است زیرا حامیان غربی رژیم صهیونیستی که همواره برگه تضمین برای امنیت، ادامه حیات، اقتدار، تامین ابزار و شوکت برای رژیم صهیونیستی بوده‌اند‌، خود در یک شرایط اضطرار هستند و لذا نتیجه شرایط و شکست فعلی رژیم صهیونیستی این است که نه تنها پتانسیل حامیان امکان ترمیم و التیام برای این رژیم را به همراه ندارد بلکه بر اساس اصول علمی رزونانس تولید می‌شود و مشکلات این رژیم را افزایش می‌دهد.





 

این کارشناس ارشد خاورمیانه افزود: این بدین معنا اس0ت که اگر در جنگ 8 روزه یا 22 روزه صدمه و آسیب امنیتی، حیثیتی و مالی برای رژیم صهیونیستی در یک رنج قابل تحمل قرار می‌گرفت و این آسیب‌ها به سرعت توسط حامیان این رژیم مرتفع می‌شد، در شرایط اضطراری امروزه آمریکا و حامیان غربی رژیم صهیونیستی چه در سطح کشورهای مرتجع عربی منطقه و یا کشورهای مرتجعی که بیرقشان دست عربستان است و چه دوستان دیپلماتیک این رژیم مثل ترکیه، مصر و ... اینها در شرایطی نیستند که التیام بخش مشکلات رژیم صهیونیستی باشند.

ژاپن با دو بمب اتم آمریکا تسلیم شد اما غزه با 7 بمب اتم اسرائیل تسلیم نشد

«مسعود حسینیان» نیز در پاسخ به این سئوال که چرا در طول 6 سال اخیر (2008 تا 2014) تاکنون شاهد جنگ‌های مختلف از سوی رژیم صهیونیستی در منطقه غزه هستیم، اظهار داشت: جنگ اخیر غزه در طول جنگ‌های روی داده میان فلسطین و اسرائیل که از سال 1948 تا کنون روی داده، نقطه عطف بوده و با دیگر جنگ‌های روی داده میان طرفین کاملا متفاوت است. جنگ‌های (8 روزه، 22 روزه و 51 روزه) تفاوت‌های زیادی با جنگ‌های قبلی فلسطین دارد.

وی افزود: موضوع‌هایی همچون مسائل منطقه، داشتن فرصت، تاثیر مصر و شکست محمد‌ مرسی در صحنه سیاسی این کشور، عدم حمایت عربستان و مصر از گروه‌های مقاومت فلسطین، کیفیت و کمیت موشک‌ها و شکست رژیم صهیونیستی و داشتن بحران سیاسی این رژیم جعلی و همچنین پیروزی مقاومت و بازسازی غزه از مسائل مهم و مورد توجهی است که می‌توان آنها را در بروز این جنگ 51 روزه بررسی کرد.

این کارشناس مسائل غرب آسیا و شمال افریقا، با اشاره به مختصات جغرافیایی غزه، گفت: غزه حداکثر با طول 40 کیلومتر و عرض 14 کیلومتر است کلا 360 کیلومتر مربع است. اگر بخواهیم مقایسه کنیم، می‌بینیم لبنان با وسعت 10 هزار کیلومتر تقریبا 27 برابر غزه است و یا استان البرز ایران 16 برابر غزه است، این منطقه از فلسطین با وسعت کمی که دارد 22 هزار بمب روی آن ریخته شد، یعنی غزه به اندازه 7 بمب اتمی مورد تهاجم سلاح‌های رژیم صهیونیستی قرار گرفت. در حالی که ژاپن با 2 بمب اتم تسلیم شد و با این وسعت تهاجمی که صهیونیست‌‌ها داشتند، غزه تسلیم نشده و صهیونیستها نتوانستند به اهدافشان برسند.

وی ادامه داد: بعد از اینکه سال 2007 این منطقه به دست حماس افتاد، غزه به عنوان ضعیف‌ترین حلقه موجود در فلسطین محسوب می‌شد. وقتی تاریخ جنگ‌های رژیم اشغالگر را مورد بررسی قرار می‌دهیم، می‌بینیم زمانی که اسرائیل در جنگ 33 روزه از لبنان عقب نشست و دید به اهداف بزرگ نمی‌تواند دست یابد آرام آرام به مناطق کوچکتر حمله‌ور شد و غزه از جمله این مناطق است اما اسرائیل با این تجهیزات و تلاش گسترده در مقابل قدرت گرفتن گروه‌های مقاومت آن هم در منطقه‌ای که ضعیف و کوچک توصیف می‌شود بار دیگر شکست خورد و می‌توان گفت؛ اسرائیل رو به زوال می‌رود.

* جنگ سوم؛ جنگ غافلگیری ها در همه عرصه ها بود/ تحمیل خسارت 10 میلیارد دلاری به رژیم صهیونیستی

«سلمان رضوی» کارشناس امور جامعه صهیونیستی نیز در ادامه این نشست، گفت: به نظر من جنگ 51 روزه سال 2014 غزه را باید «جنگ غافلگیری‌ها» نامید و نخستین دلیل آن را می‌توان «غافلگیری برد نظامی مقاومت» برشمرد هرچند موشک‌های گروه‌های مقاومت از نظر برد کوتاه‌ بود اما در این جنگ موشک‌های مقاومت به حیفا رسید.





 

غافلگیری دیگر «تونل‌های گروه‌های مقاومت» بود که به وسیله این شیوه 64 نفر از نیروهای رژیم صهیونیستی از بین رفتند. از نظر سیاسی هم شاهد روی دادن غافلگیری بودیم ما شاهد یک نبرد امنیتی _ سیاسی و نظامی بودیم . در این چارچوب باید به غافلگیری مطرح کردن بندر و فرودگاه در شروط آتش بس از سوی گروههای مقاومت اشاره کرد که اصلا در مخیله اسرائیلی‌ها نمی‌گنجید. یکپارچه‌ شدن هیأت مذاکره کننده فلسطین در طول این درگیری امتیاز دیگری بود که فلسطینی‌ها از آن برخوردار بودند، شکست اطلاعاتی و خسارت‌های اقتصادی اسرائیل و تاثیر گذاشتن آن در بودجه این رژیم اشغالگر و کاهش در آمد گردشگری از سرزمین اشغالی که به زیر 50 درصد رسید از دیگر موضوع‌های مطرح شده‌ای است که در طول این جنگ 50 روزه شاهد بودیم . از سوی دیگر حمایت خوب مردم فلسطین از مقاومت نکته دیگری است که اسرائیل این بخش حمایتی را پیش‌بینی نمی‌کرد.

سیر پیشرفت استراتژی نظامی گروههای مقاومت فلسطینی؛ از قلاب سنگ‌ها تا تونل ها

رضوی با مطرح کردن موضوع ابتکار مقاومت در تغییر استراتژی نظامی خود طی سه دهه گذشته گفت: انتفاضه مقاومت از شروع تا الان 4 نوع استراتژی را در پیش گرفته است:‌

1_ انتفاضه اول یا همان انتفاضه بزرگ 1987 است که به صورت ابتدائی شکل گرفت و آن را «انتفاضه سنگ» نامیدند و استراتژی صهیونیست‌ها در مقابل این راهبرد ملت فلسطین به کارگیری خشونت حداکثری در برابر آن بود.

2_ انتفاضه مسجد‌الاقصی که استراتژی عملیات استشهادی در آن جای گرفت و سال 2002 (زمان نخست‌وزیری شارون) شاهد آن بودیم و عملیات‌های بازدارنده‌ای هم صورت گرفت و اسرائیل در مقابل این عمل دیوار حائلی را از رام‌الله و الخلیل تا جنین ساختند و در ظاهر موفق بودند و جلوی استشهادیون را گرفتند.

3_ از سال 2005 شاهد استراتژی سوم فلسطینی‌ها هستیم که «موشکی» بود و هنوز هم با کیفیت‌های مداوم ادامه دارد و در مقابل اسرائیل نیز «گنبد آهنین» راه انداخت و اخیراً هم آمریکا 225 میلیون دلار در این خصوص به صهیونیست‌ها کمک کرد و بر اساس اعلام خود‌ اسرائیل در این زمینه هم زیاد موفق نبودند و موشک‌هایی (تا 9 درصد موثر واقع شد) به منطقه اسرائیلی‌ها اصابت کرده است.

4_ استراتژی «تونل‌ها» استراتژی ای بود که در جنگ اخیر توسط مقاومت بکار گرفته شد که اوج پیشرفت نظامی فلسطینی‌ها را در این جنگ نشان می‌دهد و اسرائیلی‌ها برای مقابله با این شیوه سرمایه‌گذاری زیادی انجام می‌دهند تا از طریق ماهواره‌ها این نقاط را رصد کنند و تکنولوژی که برای شناخت زلزله و سونامی به کار می‌رود را در این زمینه به خدمت گرفتند.

ویژگی پیروزی مقاومت در جنگ سوم؛ خلل در سازمان رزم،‌ دکترین امنیتی و وضعیت اقتصادی رژیم صهیونیستی

محمدی در ادامه نشست خاطرنشان کرد: این پیروزی یک پیروزی ویژه است که دارای کارکرد ویژه و زمان و فوق‌العاده تعیین کننده است چرا که در حالت عادی پیامدش بسیار محدودتر می‌توانست باشد اما خوشبختانه در حال حاضر پس لرزه‌های این پیروزی می‌تواند بسیار عمیق‌تر باشد.

محمدی افزود: اگر در جنگ‌های گذشته از 2006 تا کنون دقت کنید می‌بینیم که سازمان‌های امنیتی اسرائیل ، وضعیت اقتصادی این رژیم، دکترین امنیتی اسرائیل، سازمان‌های امنیتی و رزم این رژیم و ... دچار خدشه خاصی نشده‌اند اما در این جنگ آسیب بسیار عمیق‌تر و بیشتر بوده است به طوری که برای مثال می‌توانیم در جنگ سوم در بعد اقتصادی در این دو بازه زمانی جنگ یعنی  29 روز اول و 22 روز آخر  خسارت‌های این رژیم را چیزی بین 5 تا 10 میلیارد دلار در بخش‌های مختلف برآورد کنیم در حالی که در جنگ‌های گذشته چنین نبوده است.

این کارشناس امور دفاعی گفت: اگر در جنگ‌های گذشته تغییر ساختار و جابجایی عناصر تدریجاً و پس از پایان جنگ رخ می‌داد، در این جنگ از همان میانه جنگ دعواهای بین حکومتی و درون ائتلافی آغاز شد به طوری که می‌شود یک چشم‌انداز در خصوص روندهای سیاسی و سیر انتقال قدرت در اسرائیل پیش‌بینی کرد.

طرح آتش بس مصر طرح اسرائیلی،‌آمریکایی وعربی بود که از زبان مصر اعلام شد

حسینیان نیز در ادامه و در پاسخ به اینکه چرا طرح پیشنهادی مصر برای آتش‌بس به طول انجامید، گفت: درخواست آتش بس در جنگ 22 روزه لبنان هم از سوی اسرائیلی‌ها عنوان شد و هنوز یک هفته از این جنگ نگذشته بود که آن را عنوان کردند و در جنگ اخیر غزه هم اسرائیل خودش را برای یک جنگ 3 تا 4 روزه آماده کرده بود که طبیعتاً زمانی که طول کشید خواستار جمع کردن آن شدند.

وی خاطرنشان کرد: به نظر من این طرح عربی اسرائیلی و آمریکایی بود که از زبان مصری‌ها بیان شد؛ طرح ارائه شده از قاهره نبود و اسرائیلی‌ها پشت آن بودند اما چرا از زبان مصری‌ها بیان شد به این دلیل است که مصری‌ها به خاطر برکناری محمد مرسی که شاید بتوان اسمش را کودتا گذاشت شاهد عدم مشروعیت داخلی و خارجی آن برای عبدالفتاح السیسی بودیم و حرکتی که کار دموکراسی دنبال آن نبود، به نظر من این قصه از زبان دولت جدید مصر عنوان شد تا بگویند این کشور مشروعیت داخلی و خارجی دارد و می‌تواند اعلام طرح کند.

این کارشناس ادامه داد: این طرح طرحی بود که جایی برای مقاومت نگذاشته بود و ضمانتی هم برای حمله مجدد از سوی رژیم صهیونیستی وجود نداشت و مقاومت هم با آن مخالفت کرد و به این دلیل زمان گفت‌وگوها طولانی شد که موضوعی در آن عنوان شود که مقاومت فلسطین هم بپذیرد و دیگر اینکه مقاومت همچون گذشته حرف شنوی از مصر نداشت و آن را هم عنوان کردیم که زمان برکناری محمد مرسی همه چیز بر علیه اخوانی‌ها صورت گرفت و آنها را تروریست معرفی کردند و طبیعتا این امر برای طرفین بی‌تاثیر نبود. در این جنگ دیگر شاهد حضور مصر و عربستان در کنار مقاومت نبودیم و کاملا در مقابل فلسطین قرار گرفتند و شاهد بسته شدن گذرگاه رفح در طول جنگ بودیم و اجازه ورود و خروج هیچ مجروحی داده نشد و فضای ضد حماسی و ضد اخوانی در آن شاهد بودیم. از سوی دیگر  مقاومت هم به دنبال این بود که شرایط خودش را به کرسی بنشاند و دیگر حرف‌شنوی از عربستان و مصر نداشت و اسرائیل با عدم موفقیت در زدن تونل‌ها به شرایط مقاومت تن داد.

اسرائیل دست کم تا 2 سال دیگر قادر به حمله مجدد به غزه نیست

حسینیان افزود: دیگر اینکه این جنگ نشان داد اسرائیل نمی‌تواند جنگ فرسایشی را اداره کند و کابوس تونل‌ها هم برای اسرائیل مانعی شده بود تا پش روی نکند و در این فکر بود که مبادا نیروهایش اسیر شوند و یا تانک‌هایش طعمه موشک‌های مقاومت شود. به غیر از منطقه الشجاعیه دیگر شاهد این پیشروی‌ها از سوی اسرائیل نبودیم.





 

وی ادامه داد: نکته دیگر این است که مصری‌ها به دنبال این هستند تا کنترل منطقه غزه  را به دست تشکیلات خودگردان فلسطین بسپارند و توضیحات اخیر مذاکرات این را نشان می‌دهد تا گروه‌های مقاومت آنجا نباشند.

حسینیان تاکید کرد: در شرایط فعلی اسرائیل به دنبال این نیست که دوباره حمله کند و آن هم به دلیل شرایط خودش است وگرنه بدش نمی‌آید که حمله کند و حداقل تا مدت طولانی (یک سال یا دو سال) حمله نخواهد کرد، ضمانتی هم در آن وجود ندارد.

جامعه صهیونیستی پس از این شکست به سوی افراطگرایی بیشتر خواهد رفت

سلمان رضوی در ادامه با تشریح مواضع گروه‌های مختلف سیاسی رژیم صهیونیستی در خصوص جنگ غزه، گفت: این موضوع را می‌توان در 3 عنوان تشریح کرد. نخست وضعیت گروهای مختلف اسرائیلی در نوع و شیوه حمله به غزه و آتش بس آن است که دیدگاه آنها در این باره با هم متفاوت است.

وی ادامه داد: نظر‌سنجی‌های صورت گرفته اخیر  نشان می‌دهد در ابتدای حمله به غزه یکپارچگی میان اسرائیلی‌ها وجود داشت و رفته رفته با ورود اسرائیل به جنگ زمینی، باعث بروز اختلافات در میان آنها شد و چپگراها به دنبال آتش‌بس شدند ولی داخل خود ائتلاف (خانه یهود، ..) به دنبال گسترش جنگ بودند و گفته می‌شود دلیل طولانی شدن جنگ عمدتا تاکید تندروها بر ادامه جنگ بود.

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: نظر‌سنجی‌های صورت گرفته دو روند متمایز را نشان می‌دهد. از یک طرف افزایش اختلاف احزاب تندروی کابینه است و دیگر کاهش محبوبیت شخصیت‌های اصلی احزاب در این خصوص و سوالی که مطرح می‌شود این است که اگر انتخابات کنیست برگزار شود چه می‌شود. نظرسنجی ها در این باره نشان می دهد که ائتلاف  لیکود- اسرائیل بیتنا که در حال حاضر در کنیست  31 کرسی دارند حداقل 37 کرسی به دست خواهند آورد.

رضوی گفت: حزب خانه یهودی که اکنون 12 کرسی دارد در انتخابات آینده براساس نظرسنجی ها  18 کرسی در اختیار خواهد گرفت. یهودت هاتورات که 7 کرسی در کنیسه دارد به 10 تا می‌رسد و برعکس حزب آینده به رهبری یائیر لپید  از 19 کرسی به 9 کرسی کاهش می‌یابد و حزب حرکت (خانم لیونی) از 6 کرسی هیچ کرسی به دست نمی‌آورد و کلا منتفی می‌شود و این به خاطر این است که به طور جدی از راست‌ها حمایتی نکردند. معنای نتایج این نظرسنجی این است که جامعه صهیونیستی همچنان از افراطیون در کشتار فلسطینی ها حمایت می کند و این موضوع با شکست اخیر تشدید شده است. ضمن اینکه هرچه صهیونیست ها به سمت افراطی شدن حرکت کنند در واقع به سمت زوال حرکت می کنند.

وی افزود: این نظر‌سنجی همچنان نشان می‌دهد که محبوبیت نتانیاهو نخست وزیر  20 درصد کاهش داشته است و مقبولیت بنی گانتز رییس ستاد مشترک ارتش هم با کاهش همراه بوده است. هرچقدر شخصیت ها مقبولیتشان پس از جنگ کاهش یافته اما احزاب تند‌رو به لحاظ اجتماعی جایگاهشان افزایش یافته و چپ‌گراها به لحاظ اجتماعی جایگاهشان کاهش یافته است.

رضوی خاطرنشان کرد: روزنامه یدیعوت و هاآرتص گزارش دادند که جنگ اخیر غزه نه پیروز داشته و نه بازنده و عدم حمایت جامعه بین‌المللی از آن را علت آن دانستند.





 

وی افزود: این نظرسنجی نشان می‌دهد که 54 درصد اسرائیلی‌ها با آتش‌بس غزه مخالفت کردند و 59 درصد شهروندان سرزمین اشغالی اعلام کردند اسرائیل پیروز نشده است و شکست خورده و یا همین تعداد از عملکرد نتانیاهو ناراضی هستند. به هر حال شاهد این موضوع هستیم که جامعه اسرائیل یک نگاه منفی به چرایی شروع جنگ و نتایج آن دارد.

اسرائیل در محاسباتش برای آغاز جنگ دچار اشتباه شد/ مواضع ایران همه را غافلگیرکرد

مسعود حسینیان در ادامه این نشست در پاسخ به سوالی مبنی بر دلایل حمله رژیم صهیونیستی به غزه، گفت: زمینه‌های متعددی وجود داشت که اسرئیل تصمیم به حمله به غزه گرفت. نخست می‌توان جدی شدن نشست ایران و گروه 1+5 دانست که تصور می‌کرد ایران در این فضا حرکت می‌کند و توجهی به دیگر موارد ندارد، نکته دیگر برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی بود که برخی مردم جهان به این داستان مشغول بودند، و دیگر اینکه حملات داعش و تجاوزات آنها از مسائلی بود که می‌توان در این خصوص مورد توجه قرار داد.

وی ادامه داد: اما ربوده شدن 3 نظامی اسرائیلی که در مناطق حساسی چون الخلیل اتفاق افتاده بود موضوعی بود که 3 هفته به دنبال پیدا شدن آنها بودند و بالاخره جنازه‌های آنها را پیدا کردند و با این موضوع امنیت اسرائیل به مخاطره افتاد که پس از آن شاهد قتل فجیع محمد ابوخضیر نوجوان فلسطینی بودیم و با توجه به قرار گرفتن در ماه مبارک رمضان، شرایط به گونه‌ای شد که جنگ جدید غزه روی دهد، از سوی دیگر اسرائیل توقع نداشت که ایران بتواند به موضوع غزه بپردازد و این تحلیل را داشتند که موضوع عراق، سوریه، لبنان، وقتی برای تمرکز ایران به موضوع غزه نخواهد گذاشت و آمادگی ایران برای حمایت از غزه باعث غافلگیری اسرائیل شد.

مجموعه تلاش های ایران برای حمایت از ملت غزه ؛ از ظرفیت های جنبش عدم تعهد  تا پیام مهم مقام معظم رهبری

این کارشناس تصریح کرد: با توجه به اینکه ایران رئیس جنبش عدم تعهد بود، رئیس جمهور تماس‌های تلفنی زیادی با سران منطقه گرفت و پیام‌های زیادی میان وی و همتایانش ارسال شد، وزیر خارجه کشورمان هم با همتایانش این موضوع را پیگیری کردند، دیگر اینکه سمینار تروئیکای بین‌المجالس که با حضور 30 کشور در تهران برگزار شد و این نشاندهنده گرایش ملت‌های جهان از این قضیه بود . کمیته فلسطین جنبش عدم تعهد که 13 عضو دارد و ایران به دلایل سیاسی عضو آن نیست ولی چون ایران رئیس جنبش عدم تعهد بود باعث شد تا اجلاسی در این باره در تهران برگزار شود و این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گرفت که هیچ کشوری در منطقه اینگونه اقداماتی انجام ندادند. حتی سازمان کنفرانس اسلامی که اساس آن حمایت از مسجد‌الاقصی است هیچ اقدامی انجام نداد و جلساتی تشریفاتی برگزار کرد . در مقابل ان اما جمهوری اسلامی ایران اقدامات خوبی انجام داد و حتی فرماندهان نظامی کشور در حمایت از مردم غزه پیام‌هایی صادر کردند که موجب دلگرمی مبارزان فلسطینی در دوران جنگ شد. علاوه براین بیانات مقام معظم رهبری در خصوص لزوم حمایت از مردم فلسطین و ضرورت غیرقابل انکار تسلیح کرانه باختری نیز اقدامی بود که پیام خاصی را در دوران اوج کشتار  مردم غزه توسط صهیونیست‌ها برای طرف اسرائیلی به همراه داشت و آنها را متوجه خطری بزرگتر کرد. همین امر معادلات را در نیمه راه به نفع فلسطینی ها تغییر داد.

وی با توصیف وضعیت جغرافیایی کرانه باختری فلسطین گفت: کرانه باختری 6 برابر غزه است و از نظر جغرافیایی و استراتژیک به مراکز اتمی رژیم اسرائیل نزدیک است و از کرانه باختری با موشک برد پایین می‌توان تل‌آویو را مورد هدف قرار داد.

* از بین رفتن اعتماد جامعه صهیونیستی به رژیم خود بعد از جنگ سوم

هادی محمدی در ادامه این نشست تخصصی که با هدف تبیین زوایای مهم شکست ارتش صهیونیستی به دست مقاومت اسلامی فلسطین در جنگ سوم غزه برگزار شد، افزود: در دستگاه‌های نظامی و امنیتی مهمترین کارکرد دستگاه‌ها از ابتدای تشکیل تاکنون اعتمادسازی بوده است و این اعتماد مردم و ساکنان این رژیم به دستگاه‌های امنیتی آن برای تامین امنیت جامعه صهیونیستی است لیکن امروزه جامعه صهیونیستی اعتمادی به مقامات و کارکرد ارتش صهیونیستی و فرماندهان ندارد و نمونه آن درخواست ارتش برای بازگشت مردم به شهرک‌های پیرامونی غزه بوده است که با مخالفت جامعه صهیونیستی مواجه شد. همچنین تظاهراتی که در تل‌آویو شاهد آن بودیم و این نشان دهنده این است که ما انتظار اتفاقات شگرف‌تری را باید  در پایان جنگ غزه داشته باشیم.

*چرا ارتش اسرائیل به رغم استانداردهای بالا (استاندارد نظامی در حد ناتو) در غزه شکست خورد؟

محمدی خاطرنشان کرد:  در پاسخ به اینکه چرا اسرائیل اینگونه ساده‌لوحانه وارد چنین جنگی می‌شود که از آن به "جنگ غافل گیرانه " تعبیر می‌شود، باید گفت که ارتش رژیم صهیونیستی همه استاندارهای لازم هوشمندی و کارآمدی را دارد و این را در مانورهای سراسری و نظامی و بخشی از نیروهای مختلف و مانورهای مرتبط با آمریکا و ... برای کسب استاندارد و مهم‌تر از آن روحیه از بین رفته نیروهای خود که برگزار کرده‌اند را می‌شود دید، حال اینکه چه اتفاقی افتاده که این ارتش آنچنان که باید در میدان ظاهر نشده و آنقدر آسیب پذیر و ضعیف حاضر می‌شود که فرماندهان مقاومت برای آنها با اعتماد به نفس تمام رجز می‌خوانند نشانه رخ داد یک اتفاق است.

وی افزود: چیزی که باعث می‌شود این ارتش دارای استانداردهای در سطح ناتو که بالاترین استانداردهای آمریکایی را اعمال می‌کند، در برابر گروه کوچکی که چندین بار با آن جنگیده اینچنین ظاهر می‌شود این است که وقتی یک نیروی نظامی می‌خواهد در یک شرایط ضعیف وارد میدان شود، بسیار قوی و با قدرت عمل می کند اما وقتی به همین نیروی با استادارد بالا پیش از پیش اعلام می شود که همه چیز کنترل شده و پیش بینی شده است و منطقه و کشورهای عربی هماهنگ شده هستند وآمریکا مجوز جنگ را داده است در واقع شما با این کار این نیروی جنگ‌اور را با این پیش فرض ها خلع سلاح کرده اید. صهیونیست‌ها معتقد بودند با راه اندازی گروهی تحت نام داعش دیگر کسی به غزه و یا اسراییل فکر نخواهد کرد.  به عقیده صهیونیست ها این جریان سر ایران سوریه لبنان حزب الله و ... را گرم کرده است از این رو جنگ پیش رو یک پیک‌نیکی بیش برای ارتش اسراییل نیست. ولذا ارتش وقتی با چنین مقاومتی در درون غزه و با چنین حمایتی از سوی کشورهایی نظیر ایران روبرو شد به نوعی غافلگیر شد و دیگر نتوانست از توان کامل و بالقوه خود برای جنگ و کسب اطلاعات درباره حریف جنگی خود و مشخصا غزه استفاده کند.

* دو عامل اصلی غافلگیری و شکست زودهنگام رژیم صهیونیستی؛ داعش پروری و ضعف اطلاعاتی از مقاومت

این کارشناس مسائل امنیتی و دفاعی ادامه داد: با اطمینان به حضور جریان داعش و امنیت خاطری که فرماندهان در نیرو و نوع جنگیدن آن ایجاد کرده  بودند،  این نیرو هیچ گاه از خود نپرسید که برای جنگ پیش رو چقدر نسبت به وضعیت غزه اطلاعاتش به روز است و با چه برنامه نظامی به این جنگ وارد می‌شود. از این رو در آغاز جنگ و همان روز اول غافلگیر می‌شود چرا که هیچ اطلاعاتی در هیچ موردی اعم از فضای جنگ زمینی و زیر زمینی یا دریایی، انبار مهمات، موشک، تاکتیک رزم ، جنگ دفاعی یا هجومی و ... حریف نداشته اند از این رو از همان لحظه شکستشان ثبت می‌شود و محتاج اطلاعات جاسوسی تیم پزشکی امارات می‌شوند و به خاطر این شکست‌ها و عدم کارآیی ابزار اطلاعاتی متحمل هزینه می‌شود. نیروی هوایی کارآیی ندارد و نیروی زمینی به دلیل عدم شناسایی و به دلیل عدم اطلاعات کافی نمیتواند هدف خود را مشخص کرده و برای اشغال کردن یا انهدام مناطقی از منطقه و یا ضرورت انجام عملیاتی در کابینه عملیاتی بحث و جدل فراوانی پیش می اید.





محمدی گفت: در حالی که رژیم صهیونیستی تصور در برتری نظامی و حتی واکنش‌های موشکی خود در این جنگ داشت اما دیده می‌شود که واکنشهای موشکی از فاصله های نزدیک شروع نمی‌شود و دفاع نزدیک با خمپاره و... صورت می گیرد و واکنشهای موشکی به فاصله های دورتر و 40 کیلومتری تغییر کرده است و به سرعت شعاع امنیتی به تلاویو کشیده می شود . بر عکس جنگ گذشته که تل‌اویو تنها تعداد محدودی موشک خورده که از آن به " قابل تحمل" تعبیر می‌شود، اکنون دیگر قابل تحمل نیست و مرکز منطقه گوش دان که شامل قدس غربی و منطقه تل اویو است ، بین تلاویو و قدس غربی و فرودگاه بن گوریون که منطقه اساسی است مورد هجوم شدید و حمله قرار می‌گیرد که اگر غوشدان از لحاظ سیاسی - امنیتی نظامی سقوط کند کمر اسرائیل شکسته خواهد شد . این در حالی است که  اسرائیل به علت عدم داشتن اطلاعات در خصوص غزه نمی‌تواند تحرک متقابل نسبت به این حملات داشته باشد. و از طرف دیگر جدا از غافلگیری نیروی مقاومت که پشت نیروی اسرائیلی در می‌آید، این نیروها اقدامات هجومی هم انجام می‌دهند و اسرائیل علاوه بر اینکه نمی‌تواند تحرک متقابل داشته باشد دچار این اضطراب می‌شود که نکند نیروهای مقاومت از درون سازمان‌ها و مقرهای نظامی و دفاعی آنها سر در بیاورد از این رو علاوه بر اینکه باید پاسخ این سئوال که " چگونه باید جلوی موشک‌های نیروی مقاومت را گرفت؟" را بیابد به سوال دیگری نیز برخورد می کند و آنهم این است که : "چگونه جلوی عملیات هجومی نیروهای مقاومت را بگیرد؟"

* غافلگیری اسرائیل در برخورد با نیروهای مقاومت و عدم تامین امنیت روانی جامعه صهیونیستی

وی ادامه داد: اسرائیل هرگز فکر نمی‌کرد که با عده‌ای کوچک به نام "نیروی مقاومت" با موشک‌های جنگی‌ای که سر جنگی آنها برای ایجاد برد بیشتر سبک شده است و تخریب آن در حد یک ساختمان دو طبقه است، به گونه‌ای مواجه شود که اقتصاد، بنادر، فرودگاه ها پایگاه های نظامی و ... را مختل کنند.

اسرائیل اساسا بر این مبنی بنا گذاشته شد که عده‌ای آدم به نام جامعه صهیونیستی باید به ارتش و نیروهای امنیتی این رژیم اعتماد کنند ولی این اعتماد از بین رفته است چرا که بیشترین فشار روانی و اجتماعی به شهرک‌های اطراف غزه می‌آید و این موشک باران‌ها این اعتماد را به شکل بسیار زیادی از بین می‌برد که شاهد این ماجرا آمار مراجعات به پزشکان مغز و اعصاب در جامعه صهیونیستی در جنگ اخیر است.

* تمسخر رژیم صهیونیستی و فرماندهان ارشد آن توسط رسانه ها / جنگ را باختی آمریکا را حفظ کن

این کارشناس خاورمیانه گفت: با وجود اینکه به رسانه‌ها دستور داده شده بود که حق پرداختن به جنگ را ندارند و این یک دستورالعمل سختگیرانه برای رسانه‌ها بود آنها اما از زوایه دیگری یعنی فضای متلک اندازی به رژیم صهیونیستی به این امر پرداختند و فرماندهان نظامی و مسئولین سیاسی را به تمسخر گرفتند، ضمن آنکه در خصوص اهداف و وضعیت جنگ هم موضع گرفته بودند و گاهی سعی می‌کردند که رژیم صهیونیستی را به مثابه یک کودک راهنمایی کنند که حداقل "حالا که جنگ را باختی ، آمریکا را حفظ کن" .

* افزایش منحنی حرکت جامعه صهیونیستی به سمت افراطی گردی طی سالهای اخیر

محمدی تاکید کرد: از 1947 که رژیم صهیونیستی تاسیس شده است تا دهه 70 که اوج مهاجرت این جامعه است کابینه ائتلافی است، حزب کار و حزب لیکود و یواش یواش جریان راست در حال شکل‌گیری هستند، قدرت دست چپی‌ها است و از اوایل دهه 70 است که احزاب افراطی، احزاب راست، احزاب مذهبی در رژیم اسرائیل شکل می‌گیرند و دلیل آن موج شوک جمعیتی مهاجرانی بود. در جامعه رای آنها را بالا می‌برد و دومین دلیل مهم آن این است که هر موقع بین اسرائیل و طرف عربی صحبت از دادن امتیاز و مصالحه و نوعی بده بستان سرزمینی و امتیاز سیاسی است فضا برای جریان‌های افراطی و سیاسی در اسرائیل بیشتر می‌شود چرا که هر کسی که شعار تندتری بدهد بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد از این رو در دهه 80 و 90 تحول سیاسی در جریان چپ کمرنگ و جریان‌های حذب کارگر و کمونیسم و تکثر در جریان راست به شدت افزایش می‌یابد این به این معنی است که شهرک‌نشین‌ها برای جلوگیری از امتیاز دهی در مذاکرات وارد میدان شده و افراطی گرایی و راستگرایی بیشتر را گسترش می‌دهند. چرا که اعتقاد دارند عدم این تندروی‌ها مانع از پیروزی و سبب امتیاز دهی می‌شود از این رو منحنی انتقال قدرت و تحول سیاسی در اسراییل به موازات رشد بحث مذاکراتی دولت و تعیین سرنوشت برای فلسطین به سمت افراطی تر شدن و راستگرایی بیشتر پیش می‌رود.

*‌ طرح ناکام خلع سلاح مابه‌ازای رفع حصر

وی افزود: درست است که اسرائیلی‌ها می‌خواستند از طریق آتش بس موضوع خلع سلاح را به عنوان مابه‌ازای رفع حصر مطرح و هدف خلع سلاح مقاومت را از طریق آتش بس سیاسی طرح کنند، که با شکست مواجه شد، این طرح یک طرح حداکثر و حداقلی بود که حداکثر مطلوب آن حاصل نشد اما حداقل آن این است که اسرائیلی‌ها بیش از آنچه که در سال 2012 از طریق مصر و آمریکا حاصل شده بود به فلسطین امتیاز ندهند و توافقات از یک ماهیت امنیتی فراتر نرود و فرمول امنیتی بر آن حاکم باشد اما این مهم هم برآورده نشد و توافقات به نفع فلسطین حاصل شد.

* فاز دوم توافقات اسرائیلی – فلسطینی ترمز حکومت خودگردان

این کارشناس خاورمیانه ادامه داد: در حال حاضر اسرائیل در شرایطی نیست که تا یک سال دیگر توان تعرض یا دست اندازی به غزه را داشته باشد و باید به اولویت ساماندهی وضعیت خودش برسد از این رو قول شفاهی می‌دهند در این مورد و خواسته‌های فلسطین را به دوفاز تبدیل کردند. در فاز اول همه 7 گذرگاه باز و اسرائیل از پیشروی در قسمت‌های کوچک اطراف که قصد حائل سازی داشت عقب نشینی می کند و موضوع بازسازی مشروع انجام شود و فاز دوم که مصداقهای واقعی استقلال است، در خواست فلسطین برای داشتن بندر و فرودگاه مستقل بسیار منطقی است و نمی‌توانند مانع از آن شوند اما قطعا اسرائیل و مصری‌ها همه تلاش خود را می‌کنند که مستقیما این درخواستها را به فلسطینی‌ها ندهند مثل توافقات 2008 و 2012 .

با این وجود اما در حال حاضر مهمترین مسئله در این کار خودباوری مردم در کرانه و غزه است که این خود ترمزی برای حکومت خودگردان است که نمی‌تواند مسیری غیر از سمپاتی وهمراهی با مقاومت را طی کند .

* اسرائیل نیازمند جنگ جدید و یک پیروزی است

وی با بیان اینکه "مذاکرات فلسطینی - اسرائیلی از طریق مصر و در یک شرایط غیر استاندارد و توافق ناپایدار ایجاد می‌شود" ، گفت: این به این معنا نیست که این شرایط ناپایدار باید الزاما به یک جنگ فوری بدل شود .این که اسرائیل نیاز به جنگ جدید دارد قطعی است و فارق از بده بستان امتیازات در آتش بس نیازمند پیروزی است. ولذا می بینیم که در تمدید آخرین آتش بس 24 ساعته به محض اینکه مصری‌ها اطلاعات سه فرمانده را می‌دهند، اسرائیل حاضر می‌شود که به نقض آتش بس متهم شده و این سه فرمانده را بکشد چرا که نیازمند پیروزی است از این رو اسرائیل نیازمند تولید جنگ است.

محمدی ادامه داد: مقاومت در بهترین شرایط خود و در بهترین زمان پیروزی خود را به دست آورده است در زمانی که تعیین کننده‌تر از تسلیحات و ابزار برای فتح فلسطین است چرا که این در این زمان آمریکا و کشورهای عربی در بدترین وضعیت انفعالی خود هستند و امکان التیام بخشی به رژیم صهیونیستی را ندارند و انقدر رسوایی همکاری با رژیم صهیونیستی بالا است که مذاکرات پایانی را به عربستان بسپارند چرا که نگران این بودند که السیسی واقعا محکم ایستاده‌اند که در سیر مذاکرات به حماس امتیاز ندهد و ملک عبدالله دید که اگر مداخله نکند بعد از رژیم صهیونیستی آسیب جدی به او وارد خواهد شد و این به خاطر زمان دلنشین پیروزی فلسطینی‌ها است که طرف مقابل در شرایط ابتکار عمل نبوده و در شرایط انفعال قرار داشت. از این رو تصمیم گیری برای زمان درگیری آینده با رژیم صهیونیستی نیست و هر زمان که نیروی مقاومت صلاح بداند درگیر می‌شود.

* سرعت بالای سقوط جامعه اسرائیل در افراطی‌گری و نژادپرستی

وی افزود: جمعیت اسرائیلی به سمت افراطی شدن پیش می‌رود و این افراطی شدن به معنای رفتارهای نژادپرستانه است چه در مقابل فلسطینی‌ها و چه در مقابل غرب. نخبگان و چهره‌های برجسته نسل یک رژیم صهیونیستی سعی می‌کردند که روابطشان با غرب را مدیریت کنند در حالی که افراطی‌های نسل جدید روابط با غرب و آمریکا را اولویت یک نمی‌دانند بلکه دیدگاه‌های نژادپرستانه و افراطی خود را اولویت می‌دانند درنتیجه بیشترین دعوا بین اسرائیل و آمریکا در همین دوره وجود دارد یعنی اینکه روی کار آمدن افراطی‌ترها در اسرائیل هم چالش درون با فلسطین و حتی صلح طلب‌ها و ... افزایش پیدا می‌کند و گفتمان یک دولت و دو دولت کنار رفته و گفتمان به گفتمان پاسخ و مقاومت بدل می‌شود هم دعوا با دولت‌های آمریکایی و غربی و دولت افراطی افزایش میابد.

برای نمونه ، در سیاستهای تنبیهی دولتهای آمریکایی و اروپایی در یک سال گذشته در مقابل نتانیاهو را بررسی کنیم می‌بینیم که چقدر سیاست‌های ضد اسرائیلی اعمال کرده‌اند، تحریم دانشگاه تحریم محصولات شهرک‌های یهودی‌نشین تقبیح سیاست حتی در شورای حقوق بشر سازمان ملل اروپاییها حاضر نیستند وتو کنند قطنامه را و رای منفی بدهند چرا که به کشتار بچه‌ها توسط این رژیم معترضند و جایگاه خودشان را زیر سئوال رفته می‌بینند لذا در حکومت افراطی‌گراها تنش با غرب و آمریکا را می‌توانید به عنوان اصلی‌ترین چالش پیش‌بینی کنید.

این نشست تخصصی با هدف بررسی زوایای مختلف جنگ سوم غزه و به همت اداره کل بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; و همکاری موسسه تحقیقات علمی و سیاسی ندا متخصص در امور فلسطین برگزار شد.

انتهای پیام / 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار