امروز : پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 17
۲۰:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 110017
تاریخ انتشار: ۱۹ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۱۹
تعداد بازدید: 34
به گزارش خبرنگار حوزه احزاب پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با اعضای خبرگان رهبری، به تبیین تغییر نظم ...

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اخیرشان با اعضای خبرگان رهبری، به تبیین تغییر نظم نوین جهانی و تزلزل پایه‌های اقتدار غرب در دو ساحت «فکری ارزشی» و «نظامی سیاسی» در این زمینه پرداختند.

در همین زمینه ابراهیم فیاض عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و پژوهشگر اجتماعی در گفت‌و‌گوی مشروح با خبرنگار حوزه احزاب پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، به تحلیل این موضوع و جایگاه انقلاب اسلامی در این نظم نوین پرداخت که در ادامه می‌آید:

فارس: آقای دکتر با توجه به اینکه مقام معظم رهبری، به بحث تغییر نظم نوین جهانی اشاره داشتند که بعد از 70 سال در حال تغییر و شکل‌گیری نوین است، بفرمایید علل این تغییر نظم نوین را در چه مؤلفه‌هایی می‌دانید و چه جایگزینی برای آن متصور هستید؟

فیاض: رهبری اشاره داشتند که تمام تحولات از جنگ اول جهانی شروع شد، اگر در خود ایران هم مطالعه کنیم وقتی انقلاب مشروطه رخ داد، بعد از جنگ اول جهانی بود که در ایران حکومت قاجار دچار تزلزل می‌شود یعنی اگر جنگ اول جهانی رخ نداده بود،‌ حکومت قاجار ضعیف نمی‌شد که بعد در جنگ دوم جهانی حکومت پهلوی روی کار بیاید،‌ لذا بین جنگ اول و دوم جهانی حکومت قاجار در ایران برکنار شد و حکومت پهلوی روی کار آمد.

اتفاق دیگری که رخ داد این بود که خلافت عثمانی در جنگ اول جهانی از هم می‌پاشد و به ترکیه و نیز کشورهای اسلامی مثل لبنان، سعودی، سوریه تجزیه می‌شود و بعد در جنگ دوم جهانی این کاملا شکل می‌گیرد.

نکته مهم بعد از جنگ دوم جهانی این است که قدرت جهانی دست آنگلوساکسون‌ها در جهان می‌افتد، یعنی کشورهایی شامل انگلیس، استرالیا، کانادا تبدیل به قدرت جهانی می‌شوند و در همه جای دنیا هستند مخصوصا آمریکا که بزرگ آنهاست.

*آغاز افول قدرت آنگلوساکسون‌ها

اما الان می‌بینیم آنگلوساکسون‌ها در حال از دست دادن قدرت خود هستند چون آنها با تز جهانی شدن که محوریت آن آمریکا است آمدند و شروع به کار کردند که زبان جهان زبان انگلیسی باشد، قدرت اقتصادی دست انگلیس، آمریکا باشد و سازمان ملل برای آنها باشد اما خود به خود با قصه‌هایی که اخیرا در جهان به وجود آمد، مشخص شد که هیچ کس در جهان زیر بار قدرت آنگلوساکسون‌ها نمی‌رود.

فارس: مصادیق این امر چیست؟

فیاض: آمریکا در مقابل قدرتی مثل چین یا روسیه ضعیف می‌شود، روسیه الان حرکت خود را شروع کرده و مذهب آنها ارتودکس و زبان‌شان اسلاو است و مبنایشان اوراسیاست،‌نه آنگلوساکسون، در نتیجه از نظر جغرافیایی اوراسیا اوج می‌گیرد و تقریبا پیمان شانگهای نشان ‌دهنده شکل‌گیری اوراسیاست و منطقه مرکزی آن نیز پیمان شانگهای است و قدرت نظامی و اقتصادی چین و روسیه به هم پیوند می‌خورد.

اتفاقی که رخ داده این است که آنگلوساکسون‌ها در جهان تضعیف شده و به تبع آن تز جهانی شدن هم ضعیف می‌شود و رفتار اوکراین و روسیه هم نمونه آن است. یا در همین قضایای سوریه و داعش که همه‌اش مال آمریکا بود، ما شاهد این روند بودیم، رهبری هم شاخص اصلی بحث‌شان در این زمینه تضعیف رژیم صهیونیستی بود.

* فضای فکری ارزشی غرب مبتنی بر اندیشه کانت و در حال تضعیف است

فارس: رهبری در صحبت‌های خود دو مبحث «فکری ارزشی» و «نظامی سیاسی» را پایه‌های اقتدار غرب دانستند که در حال حاضر به چالش کشیده است که شما هم به بحث جهانی شدن و تضعیف آنگلوساکسون‌ها اشاره داشتید. برایمان این را تشریح کنید که آیا قدرت‌های غرب مبتنی بر همین دو پایه است و مصادیق تضعیف این دو ساحت قدرت غرب به چه شکلی است؟ به ویژه ساحت فکری و ارزشی غرب؟

فیاض: اینها همه به محور کانت باز می‌گردد،‌یعنی این فضای فکری ارزشی غرب مبتنی بر اندیشه کانت است،‌ کانت تا آخر عمر خود ازدواج نکرد و رفتار جنسی او هم در هاله‌ای از ابهام است. مبنایی که گذاشت این بود که در این زمینه خود را از اخلاق و اندیشه خارج کرد و کانت این کار را با تقلیل فلسفه به منطق و نابود کردن فلسفه و متافیزیک انجام داد و در نتیجه امروز فلسفه تحلیلی، انگلیسی‌، وارث این قصه است.

اندیشه کانت کاملا یک سکس‌سنشن دارد و متأسفانه در ایران هم برخی سیاستمداران ما کانتی هستند و حتی رساله (دانشگاهی) آنها نیز بر روی کانت است. لذا کانت آمد و این بنیان را گذاشت و جهانی شدن تز خود کانت و آنگلوساکسونی‌هاست بنابراین بُعد ارزشی غرب که امروز به مسائل غیر اخلاقی مثل هم‌جنس‌گرایی رسیده است به خاطر کانت است.

فارس: بنابراین شما علت اصلی تضعیف پایه قدرت غرب در بحث فکری ارزشی را مبتنی بودن آن به اندیشه‌های کانتی می‌دانید.

فیاض: بله چون کانت تمام فلسفه را از بین برد و مباحث اخلاقی و اعتقادی را از بین برد و هم بعد اباحه‌گری را در آورد و بحث اخلاقی فلسفه و متافیزیک اخلاقی را از بین برد و به اخلاق قراردادی بین انسان‌ها اکتفا کرد و در بعد اعتقادی خدا را از فلسفه کنار گذاشت. در نتیجه خدا که حقیقت بود در اندیشه او از بین رفت.

فارس: خب مصادیق به چالش کشیده شدن این ساحت فکری ارزشی غرب که مبتنی بر اندیشه کانتی است را در چه موضوعاتی تفسیر می‌‌کنید؟

فیاض: در حال حاضر ما می‌بینیم که خانواده در غرب در حال نابود شدن است و رهبری هم به این نکته اشاره کردند.

خود ما در ایران به شکل کانتی و آنگلوساکسونی جلو رفتیم، مثل تعدیل اقتصادی که می‌بینیم ضعف داریم، یا می‌بینیم که طلاق در ایران به شدت اوج می‌گیرد و ازدواج کاهش پیدا می‌کند و روابط جنسی آزاد به وجود می‌آید لذا چنین ساختاری در ایران هم در حال اجرا شدن است. به چه دلیل؟ به دلیل اینکه کانت منشأ اصلی این تفکر است، لذا همیشه یک جنگ‌طلبی غیراخلاقی در غرب حکومت کرده است و نمونه آن هم جنگ جهانی اول و دوم است که بین خودشان بود و 55 میلیون کشته شدند و حکومت غربی‌ها در قرن بیستم باعث کشته شدن بیش از 100 میلیون انسان و سه برابر آن باعث معلولیت شد که خود آمریکایی ها و اروپایی‌ها نیز در آن دخالت داشتند بنابراین همه این مبتنی بر رفتار اخلاقی کانت است.

فارس:‌ مبنای این جنگ‌طلبی و خودبرتربینی غرب را چطور تبیین می‌کنید؟

فیاض: کانت و هگل به شدت جنگ‌طلب بودند چون مبنای اخلاقی را که از بین بردند یک جنگ ضداخلاقی در جهان راه انداختند و غربی‌ها به همین دلیل به شدت جنگ‌طلب هستند.

فارس: با این وجود چه مصادیقی برای به چالش کشیده شدن تفکر کانت و هگل دارید؟

فیاض: در حال حاضر غرب به شدت نسبت به مسئله خانواده حساس شده است چرا که بحث خانواده مهم‌ترین واحد اجتماعی است و اگر تضعیف شود جامعه دچار فروپاشی می‌شود. از طرفی دیگر رشد جمعیتی آنها منفی است و از لحاظ امنیت دچار مشکل می‌شوند و از لحاظ بعد امنیت ملی و در بعد اقتصادی هم مصرف به شدت در حال پایین آمدن است و می‌بینید که بنگاه‌های اقتصادی دچار رکود شده‌اند.

* خود بشر غربی هم حاضر به جنگیدن برای ارزش‌های سرمایه‌داری نیست

مسئله دیگر بحث بازگشت به دین است، این بسیار مهم است و ما می‌بینیم که این بحث تازه شروع شده است. آنها خودشان هم قائل به جنگیدن برای ارزش‌های سرمایه‌داری نیستند، یعنی همان ارزش‌هایی که کانت مطرح کرد، لذا نگاه کنید می‌بینید رویکرد ضدجنگ غلبه دارد و اگر کسی برای جنگ به این کشورها می‌آید برای پول می‌آید.

فارس: آقای دکتر! از بحث تضعیف پایه‌های «فکری ارزشی» غرب بگذریم، مهمترین علل تضعیف بعد «نظامی سیاسی» غرب را چطور تحلیل می‌کنید؛ البته اول بحث اشاره‌ای به مباحث ژئوپولتیک داشتید.

فیاض: ما در جنگ اخیر اسرائیل دیدیم که سربازان اسرائیل اعتقادی به جنگیدن نداشتند و قرار هم نبود بجنگند لذا به شدت کشته و تسلیم شدند یعنی اسرائیل که خط مقدم غربی‌ها در خاورمیانه است قائل به جنگیدن نبود یا سربازان آمریکایی‌ با وعده وعید به عراق آمدند و امروز دچار بحران روحی روانی شده‌اند، یعنی حتی در بعد معنایی هم آنها حاضر به جنگیدن نیستند.

*افرایش قدرت‌های نظامی در جهان

قدرت‌های نظامی جهان هم زیاد شده است ایران که قبلا مستعمره نظامی آنها بوده است از نظر نظامی یک کشور کاملا مستقل است. الان از نظر نظامی دارد به پیشرفته‌ترین کشور تبدیل می‌شود یا روسیه و چین در حال پیشرفت هستند، پاکستان در حوزه نظامی پیشرفته می‌شود و جهان دارد به پیشرفت‌های نظامی می‌رسد و آمریکا دیگر قدرت اول نیست. ایران دارد ابر قدرت خاورمیانه می‌شود.

*روسیه و آلمان در آینده متحد می‌شوند

فارس: اخیرا کسینجر هم اشاره‌ای به این موضوع داشت که ایران به خاطر از بین رفتن بافت‌های سنتی و تقسیم‌بندی‌های سنتی در خاورمیانه در حال تبدیل شدن و بازگشت به امپراتوری گذشته خود است.

فیاض: دقیقا همین است. چین هم دارد قدرت نظامی اقتصادی آسیایی می‌شود در نتیجه جهان دارد تقسیم می‌شود و از طرفی دیگر هم آلمان به دنبال قدرت نظامی یافتن در اروپا است تا از آمریکا مستقل شود و به احتمال زیاد روسیه و آلمان در آینده متحد می‌شوند و این قدرت آنگلوساکسونی از بین رفتنی است؛ ما دیدیم انگلیس هر چه فشار آورد بیس کمیسیون اروپایی ضد خودش نباشد، نتوانست و رئیس اروپای متحد و کل اروپا یک فرد ضد انگلیسی شد لذا خود انگلیس هم در حال فروپاشی است.

فارس: پس در بعد تضعیف «نظامی سیاسی» در وهله اول تضعیف نماد آن یعنی اسرائیل و افول اقتصادی آمریکا و ناتوانی آن در منطقه را موثر می‌دانید؟

فیاض: اسرائیل نفوذ غرب در جغرافیای جهان اسلام بود و اگر اروپا در خاورمیانه متزلزل شود خودبه‌خود منجر به تزلزل اروپا هم خواهد شد. اگر آنگلوساکسون‌ها دچار فروپاشی شوند آلمان به شرق می‌پیوندد اگرچه نظام سیاسی حاکم بر جهان مبتنی بر آنگلوساکسون هم می‌پاشد و به بلوک‌های جدید جهانی تبدیل می‌شود، الان چنین چیزی در حال انجام شدن است اما اینکه فروپاشی جهانی رخ می‌دهد یا خیر بحث بعدی است.

فارس: بحث دیگری که وجود دارد این است که برخی معتقدند رابطه غرب با دنیا امروز یک رابطه سلطه نیست، آیا می‌توان چنین گزاره‌ای را مطرح کرد که رابطه غرب با دنیا بر مبنای سلطه نیست و مبتنی بر تفاهم است؟

فیاض: بله این سلطه بوده اما الان در حال نقض شدن است و دنیا دارد به شدت ضد آنها می‌شود؛ حتی در جنگ اسرائیل هم چنگ و دندان نشان دادند و کشتار غزه نشان داد هنوز هم آنها همان هستند و دنیا این را فهمید؛ ما برای اولین‌بار تظاهراتی در این حد علیه اسرائیل را در جهان شاهد بودیم.

*یکی از مشکلات غرب رشد سریع اسلام است

از سویی دیگر ما می‌بینیم آمریکای لاتین دارد به محوری مستقل تبدیل می‌شود، آن هم بر اساس مکانیسم غیراروپایی و مبتنی بر مکانیسم آمریکای لاتین در حال مستقل شدن است.از سوی دیگر نیز ما شاهد رشد اسلام در جهان هستیم و با وجود این همه اسلام‌هراسی که علی‌القاعده اسلام نباید رشد می‌کرد اما حتی بعد از 11 سپتامبر اسلام در آمریکا پیشرفت کرده است بنابراین یکی از مشکلات غرب این است که اسلام به سرعت در جهان افزایش یافته و این در علی‌رغم حجم بالای اسلام‌هراسی و ایجاد گروه‌هایی مثل داعش و تلاش برای زشت کردن چهره اسلام است.

فارس: پس این سه نکته را هم از دلایل تضعیف «مباحث فکری ارزشی غرب» می‌دانید.

فیاض: بله اسلام دارد در جهان رشد می‌کند و ما هم نیستیم که این کار را انجام می‌دهیم. خود آنها یعنی خود آمریکایی، خود استرالیایی و خود انگلیسی است که این کار را انجام می‌دهد.

فارس: یعنی خود بشر غربی اسلام را می‌پذیرد و آن را رشد می‌دهد.

فیاض: بله خود آدم‌های غربی این کار را انجام می‌دهند، حتی قرآنی که خود آنها چاپ می‌کنند خوانده می‌شود نه قرآنی که ما چاپ می‌کنیم.

فارس: آقای دکتر! با توجه به تغییر این نظم نوین ما باید جایگزینی برای آن در نظر بگیریم؛ حالا اگر بخواهیم بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی تفکیک قائل شویم به نظر شما انقلاب اسلامی چگونه می‌تواند در ترسیم نظم نوین جهانی نقش آفرین باشد.

فیاض: در انتهای قرن بیستم انقلاب اسلامی رخ داد و این انقلاب نه شرقی بود نه غربی از این رو باعث تزلزل شدید محیطی اول در شرق و سپس در غرب شد. ابتدا شوروی سقوط کرد و باید آن را در موزه‌های تاریخ جست‌وجو کنیم، در زمان جنگ ما هم شوروی به صدام نیرو می‌داد و هم آمریکا و در واقع ما با شرق و غرب جنگیدیم اما نتوانستند ایران را تضعیف و یا کوچک کنند.

* انقلاب اسلامی مبدا پست مدرنیسم بود

سال 1991 که صدام به کویت حمله کرد بعد از آن بود که نظام شوروی هم فروپاشید و شرق نابود شد، بعد از نابودی کمونیست یک محور آن زمان که علیه انقلاب اسلامی تفاهم داشتند، از بین رفت و از آنجا و همان سال 1991 به بعد پست‌مدرنیته شکل گرفت؛ در واقع مدرنیته‌ای که سال‌های سال با آن کار می‌کردند و مرکزیت غرب از بین رفت و در کتاب‌های تئوری اجتماعی تاکید شد انقلاب اسلامی مبدا پست مدرنیسم بود.

از بنیان‌گذاران بسیار مهم پست مدرنیسم میشل فوکو بود که در هتل آزادی برای نشریه لوموند مقاله نوشت که «ایرانی‌ها چه رویایی در سر دارند» و گفت که ایرانی‌ها با این انقلاب خود 100 سال آینده جهان را نشان دادند و در نتیجه انقلاب اسلامی مبدا تحولات جهان از جمله غرب شد.

فارس: بازخورد غرب پس از این تغییر ناشی از انقلاب 1979 چه بود؟

فیاض: غرب بیکار ننشست و جنگ نرم را پس از جنگ سخت آغاز کرد؛ ما متاسفانه در ایران غرب‌زده زیاد داشتیم و غرب‌گرایی با تعدیل اقتصادی و بازسازی غربی‌آمریکایی در ایران رخ داد و با این سرعت ما پیش رفتیم و از این رو دچار بحران‌های درونی هم شدیم.

متاسفانه احمدی‌نژاد در دوره‌ای بدتر از غرب‌گرایان قبلی خود عمل کرد و در حالی که اول به اسم اصولگرایی آمده بود اما از سال 88 یک غرب‌گرای آمریکا محور شد و به ارزش‌های غرب گرایش پیدا کرد لذا ما در داخل هم نتوانستیم خود را نشان دهیم.

* لزوم بازتولید تئوریک انقلاب اسلامی

فارس: بنابراین به خاطر همین موضوع باید بین عملکرد جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی تفکیک قائل شویم و با این نگاه ارزیابی کنیم، یعنی سوال بنده مشخصا همین است که انقلاب اسلامی چگونه می‌تواند در دهه چهارم به محوری جریان‌ساز در نظم نوین جهانی تبدیل شود.

فیاض: ما نتوانسته‌ایم بازتولید تئوریک انقلاب اسلامی کنیم و از این رو جمهوری اسلامی زیگزاگ حرکت کرده است و این روند هنوز هم ادامه داد، اندیشه‌های کانتی در ایران هنوز هم وجود داد، کانتی که خودش ضد اصولگرایی است؛ این نشان می‌دهد که ما هنوز در بعد انقلاب اسلامی هم نتوانسته‌ایم یک چارچوب تئوریک تولید کنیم و به همین دلیل ایران به صورت مارپیچ حرکت می‌کند. ما امروز می‌بینیم که انحطاط غرب را در دانشگاه‌ها قبول نمی‌کنند و تئوری‌های ایرانی هنوز نمی‌گوید که آمریکا دچار انحطاط شده یا ساختار جغرافیایی جهان تغییر کرده است لذا این نشان می‌دهد که برخی از دانشگاهیان ما نسبت به آینده کور هستند و آینده‌ای برای آنها متصور نیست.

* ما به تولید تئوریک فلسفی انقلاب اسلامی نیاز داریم

فارس: در سوال آخر بفرمایید اگر بخواهیم این نظم نوین مبتنی بر تفکر انقلاب اسلامی را تئوریزه کنیم باید مبتنی بر چه مولفه‌هایی باشد؟

فیاض: ما به چارچوب تئوریک فلسفی انقلاب اسلامی نیاز داریم که باید آن را انجام دهیم، اگر افرادی که الان هستند این کار را انجام ندهند این روند ادامه پیدا می‌کند و به طور مثال افرادی به اسم اصولگرایی مانند دولت احمدی‌نژاد روی کار می‌آیند اما به ضد اصولگرایی تبدیل می‌شوند و این بزرگترین مشکلی است که وجود دارد.

گفت‌و‌گو از مریم عاقلی

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار