امروز : یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 23
۱۵:۱۷
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 110220
تاریخ انتشار: ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 33
به گزارش خبرنگار بین‌الملل و  سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، نشست بررسی «سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا؛ از سپتامبر 2001 تا سپتامبر ...

به گزارش خبرنگار بین‌الملل و  سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، نشست بررسی «سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا؛ از سپتامبر 2001 تا سپتامبر 2014» با حضور محمد جمشیدی استاد دانشگاه تهران و ابوذر گوهری استاد دانشگاه امام صادق (ع) صبح امروز در پژوهشکده مطالعاتی آمریکا برگزار شد.

«محمد جمشیدی» استاد دانشگاه تهران در این نشست با بررسی تحولات راهبردی منطقه از سوی آمریکا گفت: سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا با تحولات راهبردی منطقه عجین است. آمریکایی‌ها بعد از جنگ جهانی دوم در منطقه خلیج فارس حساس بوده‌اند و تلاش کرده‌اند تا با اعلام هژمونی و قدرت روند تحول منطقه را تعیین کنند. مسئله خاورمیانه در نگاه اوباما راهبردی است و به این درک رسیدند که منافع آن‌ها باید از طریق قدرت اقتصادی و تمرکز بر حوزه راهبردی شرق آسیا تعیین می‌شود.

* آمریکا در سال 2011 تروریسم را تهدید قلمداد نمی‌کرد

وی با اشاره به اینکه استراتژی آمریکا قائل به کاهش نفوذ در منطقه نیست، گفت: تاثیر بر رفتار دیگر بازیگران یک قدرت بین‌المللی به شما می‌دهد. دولت بوش در 8 ماهه اول قدرتش قبل از 11 سپتامبر دارای ایده خاصی در سیاست خارجی نبود و حتی شاهد مداخلات کلینتون در دولت می‌شویم. اما آمریکا در 8 ماهه اول دولت بوش به موازنه قوا معتقد بود و تروریسم را تهدید تعریف نمی‌کرد اما بعد از 11 سپتامبر زمانی که حمله به خاک آمریکا قلمداد شد این موضوع برای آنها حساس شد.

*رایزنی آمریکا با ایران درباره پرونده هسته‌ای و پیروزی مقاومت برای آن‌ها عقب‌گرد محسوب می‌شود

وی با بیان اینکه تحولات جهانی و تغییر ثبت تهدیدات امنیت آمریکا را به چالش کشید، گفت:‌ یکی از مؤلفه‌های درک آمریکا در خاورمیانه مسئله تصور و ادارک آنها از تهدیدات است. آمریکایی‌ها نشان دادند که ریشه درستی از سطح تهدیدات ندارند همچنان به این مسئله دست به گریبانند. حادثه 11 سپتامبر اثر مهمی که گذاشت این بود که آمریکایی‌ها را وارد جنگ پایه کرد اما این درک در ابتدای 11 سپتامبر پدید نیامد و استراتژی آنها جنگ تمام عیار در منطقه بود که در دوره بوش شکست خورد. جنگ پیش‌دستانه و جنگ پیشگیرانه از سیاست‌هایی است که دکترین بوش که دکترین دولت آمریکا محسوب می‌شود و پس از دخالت در آمریکا به این نتیجه رسیدند دکترین بوش جنگ پیشگیرانه بود و عناوین اشتباه به دولت ارسال می‌شده است. این امر باعث شد تا تغییر و سرنگونی دولت‌ها با ابزار نظامی صورت گیرد و در منطقه راهبرد تحول‌گرایانه صورت گرفت و آمریکا با این تهاجم به منطقه ورود کرد و زمانی که خواست از عراق خارج شود، امنیت آن را تامین نکردند و در این باره با ایران رایزنی کردند. باید اشاره کنم آمریکا پیش از این عملا در جنگ 33 روزه از مقاومت شکست خورد و مجبور شد تا با ایران رابطه بگیرد و حتی در مذاکرات هسته‌ای به صورت مستقیم ورود کند. این به معنای عقب‌گرد برای آمریکاست.

* آمریکا رویکرد درستی از بیداری اسلامی ندارد

این کارشناس مسائل غرب یادآور شد: شکست بوش از زمانی رقم خورد که صندلی انتخاب پارلمان به دموکرات‌ها داده شد و نومحافظه‌کاران تثبیت شدند. این موارد نشان می‌دهد که آمریکا درک غلطی از ماهیت تهدید جدید داشته است و اینکه درون‌مایه او چیست مشکل داشتند. و در مقابله با تروریست می‌بینیم تنها وارد شدند و مشاهده کرد که دولت‌سازی و امت‌سازی برای آنها ممکن نیست. عدم ادراک صحیح از تحولات به دولت اوباما هم تسری پیدا کرد و نشان می‌دهد که از رویکرد بیداری اسلامی درک درستی ندارند و آمریکا سیستم اطلاعاتی خودش را در این خصوص توبیخ کرد. این نکته در مقالات زیادی که در این خصوص نوشته شده است بارز است و نشان می‌دهد  توانمندی آنها برای سیاست این مدیریت مناسب نیست و راهبرد انفعالی دارند و گفته‌اند این مباحث شاید چندین دهه طول بکشد.

جمشیدی با اشاره به دکترین نظامی آمریکا در زمان اوباما، گفت: دکترین نظامی در زمان اوباما بر این عقیده بودند که یک جنگ اختیاری دارند و یک جنگ انتخابی و همزمان تداوم جنگ در افغانستان و عراق را ندارند و مشاهده می‌کنیم زمانی که می‌خواهد از افغانستان بیرون بیاید در عراق فرود می‌آید.

* آمریکا نمی‌تواند همانند گذشته متوسل به زور شود و اعمال قدرت کند

وی افزود: به نظر من جنگ‌های ضدشورش و جنگ ضد تروریست از نگاه آمریکا متفاوت است و به این باور رسیدند که طالبان که با آنها درگیر است روزها در مزارع خود کار می‌کنند و شب با آنها می‌جنگند و آمریکا به جایی رسید که با طالبان وارد مذاکره شد و بعد القاعده را دشمن خود توصیف کرد. سپس به انجام عملیات‌های ویژه و پرواز پهپادها متکی شد و گفت هدف کشتن فرماندهان القاعده است. آمریکا به این نتیجه رسیده که این حرکت جواب می‌دهد و این راهبرد آمریکا در قرن 21 است. آمریکا نمی‌تواند همانند گذشته متوسل به زور شود و اعمال قدرت کند.

وی با توصیف اینکه این رویکرد اوباما برای تفکیک جنگ‌ها نتوانسته است جبهه داخلی آمریکا را همراه کند، گفت: اوباما نمی‌تواند تصور بدهد که آمریکا در امنیت است، آنها دائما در هراسند حتی خاک آمریکا نمی‌تواند امنیت داشته باشد و دکترین امنیت در آمریکا نمی‌تواند امنیتی بیاورد. اوباما در سخنرانی‌های خود تعریف محدودی از منافع آمریکا دارد و می‌گوید کمتر می‌خواهد به دنبال جنگ باشد. اما نظرسنجی‌های واشنگتن‌پست و سی ان ان نشان می‌دهد مردم خواستار اقدام قاطع از سوی دولت آمریکا برای مبارزه با گروه تروریستی داعش هستند اما اوباما داعش را تهدید نمی‌داند و آن را همچون تیم بسکتبال بچه مدرسه‌آی توصیف کرده است اما در جای دیگر می‌بینیم همین اوباما تلاش می‌کند امنیت را در سواحل دوردست آمریکا یعنی یمن و سومالی انجام دهد تا ناامنی به سواحل آنها کشیده نشود.

این استاد دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: آری رویکرد آمریکا این چنین است.باید گفت آمریکا سواری مجانی به ائتلاف بین‌المللی نمی‌دهد و تلاش می‌کند همه ابزارهای دیگر کشورها را برای هدایت کار در دست بگیرد. به اعتقاد من آمریکا درک درستی از تحولات خاورمیانه ندارد و علت اصلی آن است که مردم بازیگران آن شدند.

* هراس آمریکا از نقوذ دریایی چین در منطقه

وی تصریح کرد: از سوی دیگر آمریکا بر این باور است که این گروه تروریستی نماینده خودشان هستند و داعش را نماینده گروه سرخورده سنی می‌داند که برخی کشورهای عربی مرتجع این گروه تروریستی داعش را در راستای بیداری اسلامی و مردمی توصیف کرده است. از طرف دیگر می‌بینیم آمریکا در پی از بین بردن آمریکا نیست چرا که حدود 100 حمله علیه داعش انجام داده که 82 تای آن اطراف موصل به سمت اربیل بوده و مابقی آن برای اقدام بشردوستانه تعبیر شده است. این امر به این معنی نیست هیچ عملیاتی در فضایی که داعش مستقر بودند انجام نداده است بلکه به دنبال نابودی این گروه نیست.

جمشیدی با بیان اینکه آمریکا نابودی داعش را سه ساله توصیف کرده است، تصریح کرد: باید بگویم اینها درس‌هایی است برای ما و همه سیاست آمریکا این است که انجام جنگ را به ضرر خود می‌داند به این معنا نیست که توانایی جنگ نداشته باشد باید گفت. اولویت آمریکایی‌ها این است که جنگ مطرح نمی‌شود و در سوریه برآورد آنها این بود که گزینه نظامی روی میز نیست. از طرف دیگر چین در شرق آسیا قاطعانه برخورد می‌کند و به دنبال نفوذ بیشتر دریایی خود است.

و این درکی است که قدرت‌های بزرگ برای خود دارند و آمریکا تهدید را در نظر دارند تا حمله نظامی؛ اینکه آمریکا می‌خواهد تعریفی از خودش درمنطقه داشته باشد این تلاش‌ها برای نگاه‌های روسیه و چین در منطقه است. الان آمریکایی‌ها از عراق اخراج شدند و تلاش می‌کنند تا بتوانند دوباره از پنجره وارد شوند  و تحولات راهبردی در منطقه داشته باشند.

* بررسی چرایی همراه نشدن ایران با آمریکا بر ضد داعش

جمشیدی در پاسخ به سؤال خبرنگار فارس در خصوص ائتلاف جهانی آمریکا بر ضد داعش و عدم همراهی ایران در این مسیر، گفت: این خیلی واقعی است که اگر در این خصوص بخواهیم وارد شویم باید به این مسائل بپردازیم که ایران هرگز نباید در ائتلاف آمریکا بر علیه داعش بپیوندد اخیرا رئیس‌جمهور هم اعلام کرد که آمریکایی‌ها در این زمینه درخواست نکردند و اگر هم درخواستی درخواست کنند به نظر نمی‌رسد منافع ما را تامین کنند. این یک راهبرد نظام جمهوری اسلامی ایران است که تحت بیرق آمریکا وارد هیچ برنامه‌ای نمی‌شود و آمریکا را به عنوان دشمن اصلی خود محسوب می‌کند البته ایران نمی‌تواند به ائتلاف آن بر علیه گروه داعش وارد شود.

وی با اشاره به سخنان مقام معظم رهبری در این خصوص، گفت‌: مذاکره با آمریکاه نفوذ ایران را در میان توده‌های ملت‌ها تضعیف می‌کند و حتی مذاکرات حساس هسته‌ای ایران به آمریکا محدودیت‌هایی دارد. ایران عامل مشکلات را آمریکا می‌داند و عدم بازگشت نظامی به منطقه راهبرد ما نیست که ائتلاف کنیم. هر چند آمریکایی‌ها خیلی تلاش کردند در این زمینه خبرسازی کنند و بگویند ایران تصمیم گرفته است با آمریکا همکاری کند اما مواضع مقامات جمهوری اسلامی ایران اعلام شده است که این امر گزینه روی میز ایران نیست. اما آمریکا تلاش رسانه‌ای می‌کند تا بگوید این اتفاق صورت گرفته است و نویسندگان برجسته آن در رسانه‌ها این تحلیل را ارائه می‌دهد. این موضوع در دستور کار رسانه‌ای آمریکا وارد شده که آن را پیگیری کنند و از سوی دیگر تلاش می‌کنند در دولت جدید عراق نفوذ ایران و سهم شیعیان را کاهش دهند. و با خبرسازی در این باره این تصور را ارائه دهند که سیاست خارجی ایران شکست خورده است و بگویند و خودشان را به عنوان بازیگر اصلی معرفی کنند.

این استاد دانشگاه تهران یادآور شد: اخیرا مقام معظم رهبری دشمنان اصلی (آمریکا و اسرائیل) و دشمنان فرعی(تکفیری‌ها) را به صورت تفکیک معرفی کردند و گفته شده است که مشکل اصلی ناشی از سیاست آمریکا در منطقه است. در بهترین حالت می‌توان گفت آمریکا دچار یک هواس پرتی استراتژیک در منطقه شده است که با دشمن فرعی وارد مبارزه شده است. و این سؤال مطرح می‌شود که چرا در منطقه اربیل وارد شده ولی در منطقه آمرلی کاری صورت نداده است. همین نکته نشان می‌دهد که آنها به دنبال منافع خودشان هستند حتی در ابتدای شکل‌گیری گروه داعش برخی از نمایندگان کنگره آمریکا گفتند که باید در این باره با ایران وارد مذاکره شوند. اما پس از بیان این مسئله شاهد هستیم که این موضوع از سوی آنها دیگر عنوان نشد. چرا که هدف اصلی آنها ایران است نه داعش. آنها تلاش می‌کنند تا ظرفیت قدرت منطقه ایران تهی شود و با عملی کردن آن می‌خواهند با ایرانی مذاکره کنند که قدرت غیر منطقه‌ای داشته باشد.

وی تصریح کرد: در گفت‌وگوهای اخیر لاوروف این موضوع دیده شد که گفت باید به مذاکرات آنها شک کرد. تضعیف شیعیان و ضربه زدن به قدرت ارتش سوریه دلیل دیگر عدم همکاری است. و حتی این امر در افغانستان به وضوح نشان داده شد که پیامد چیز دیگری است.

انتهای پیام/ق

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار