امروز : شنبه ۳ تیر ۱۳۹۶ - 2017 June 24
۱۷:۴۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 110245
تاریخ انتشار: ۲۰ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 12
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه، اگر با نگاهی عمیق و صحیح به آسیای مرکزی نگریسته شود، منطقه‌ای با استعدادها و ظرفیت‌های

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه، اگر با نگاهی عمیق و صحیح به آسیای مرکزی نگریسته شود، منطقه‌ای با استعدادها و ظرفیت‌های فراوان و دست نخورده هویدا می‌گردد که توجه تمام قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌ را به خود جلب کرده است.

در این بین، ایران دارای پیوندهای عمیق و مشترکات فراوانی با آسیای‌ مرکزی است. به رغم تمایل و انگیزه‌هایی که هم در ایران و هم در کشورهای منطقه وجود دارد و همچنین ضد در نظر گرفتن پیشرفت‌هایی که در روابط دو و چند جانبه وجود داشته است، با این‌ حال هنوز 2 طرف موفق به استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای برای همکاری و همگرایی نشده‌اند.

این در حالی است که مباحثی در منطقه وجود دارد که همکاری و همگرایی گسترده‌ی ایران را می‌طلبند.

مباحثی همچون انرژی و انتقال آن، ترانزیت کالا، نیازهای متقابل اقتصادی، توسعه جریان افراط، قاچاق و فروش مواد مخدر، بحران‌های هویتی و فرهنگی و...از جمله مسائل عمده برای‌ کشورهای منطقه است که ضرورت‌های همکاری و همگرایی بیشتر جمهوری اسلامی ایران را آشکار می‌سازد.

در ادامه، اظهارات برخی کارشناسان صاحب نظر روس را در خصوص ضرورت توسعه همکاری‌های ایران و آسیای مرکزی را باهم مرور می‌کنیم.

ضرورت ورود ایران برای مقابله با رشد سلفیت در آسیای مرکزی

«مارس ساری‌اف» کارشناس سیاسی قرقیز در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه، با توجه به نشست قریب‌الوقوع سران سازمان همکاری‌های شانگهای در دوشنبه و حضور رئیس جمهور ایران در آن، دیدگاه‌های خود را در خصوص موانع اصلی بر سر راه نفوذ ایدئولوژیک و فرهنگی تهران در آسیای مرکزی بیان کرد.

وی گفت: به اعتقاد من در حال حاضر برای تحقق منافع ملی جمهوری اسلامی ایران در آسیای مرکزی شرایط چندان مطلوب نیست؛ بدون تردید ایران‌ستیزی و شیعه‌هراسی یکی از برنامه‌های برخی کشورهای منطقه و شرکای شرقی و غربی‌اش برای کشورهای آسیای مرکزی است که علائم آنرا نه‌تنها در مباحث مختلف فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی می‌توان مشاهده کرد، بلکه برخی از صحبت‌ها را حتی می‌توان از زبان عده‌ای از شخصیت‌های مذهبی نیز شنید.

به عنوان مثال یکی از بالاترین مقامات مذهبی قرقیزستان ضمن صحبت با تعداد قابل توجهی از جوانان اعلام کرد که شیعه‌ گروهی است که همانند اسماعیلی‌ها به تفرقه‌اندازی در میان امت اسلامی مشغول است.

ساری‌اف با اشاره به شرایط کشورهای منطقه، خاطرنشان کرد: با توجه به ماهیت شبکه‌ای جوامع آسیایی و رنسانس اسلامی که بر روی بخش مهمی از نخبگان حاکم سیاسی آسیای مرکزی تاثیر جدی به جای گذاشته، امروز ایران غالبا از نگاه گروه حاکم سعودی «بازخوانی» می‌شود. حالا دیگر عملا اسلام سنتی مردم منطقه یعنی مذهب حنفی تحت فشارهای شدید سعودی به تدریج و به نوعی به حاشیه رانده می‌شود.

این صاحبنظر مسائل سیاسی و امنیتی منطقه ادامه داد: به اعتقاد من این یک پروژه‌ای است که از سوی عرب‌ها (سعودی، قطر) اجرا و توسط غربی‌ها حمایت می‌شود و موضوع تا جایی جدی ‌است که ایران روی آن باید به طور عمیقی فکر کند.

به گفته وی، ولی سوال اصلی این است که چه کشوری قادر به اقدام در این زمینه خواهد بود؟ بعید است که امروز به جز ایران بتوان کشور دیگری را پیدا کرد که علاقمند به همکاری با کشورهای منطقه در این زمینه باشد. بنابراین برای برهم زدن پروژه عربی (سعودی، قطر...)- غربی در آسیای مرکزی، باید تهران نقش محوری بازی کند.

نقش محوری ایران در مهار جریان افراط

وی با تاکید ویژه بر ضرورت برقراری تماس تهران با گروه‌های مختلف تصریح کرد: من بر این اعتقادم که لازم است تا ایران با روشنفکران و دانشمندان رشته‌های مختلف کشورهای آسیای مرکزی شامل سکولارها همکاری کرده و با اتکا به مراکز مطالعاتی و تحلیلی روسیه برنامه جلوگیری از گسترش نفوذ وهابیت را به اجرا بگذارد. چنین اقدامی کمک به منافع ملی جمهوری اسلامی و همچنین آسیای مرکزی، روسیه و سایر کشورهای شوروی سابق خواهد بود.

ساری‌اف با یادآوری اهداف ایجاد گروه‌های افراطی و تروریستی به اصطلاح اسلامی، گفت: امروز دیگر تردیدی وجود ندارد که داعش از سوی غرب با هدف درگیر کردن سنی‌ها و شیعه‌ها ایجاد شده تا نه‌تنها در خاور نزدیک و میانه، بلکه در قفقاز، منطقه پوولژه، آسیای مرکزی و سینگ‌کیانگ چین نیز نظام امنیتی مورد نظر آمریکا و متحدانش شکل بگیرد که تهدید بسیار بزرگی برای منافع ملی کشورهای یادشده به شمار می‌رود. فکر می‌کنم موضوع تا حدی جدی است که برنامه مقابله با تهدید یادشده می‌تواند در سطح سازمان همکاری‌های شانگهای مطرح شود.

وی در ادامه، خواستار فعال شدن ایران در عرصه ایدئولوژیکی و اقتصادی آسیای مرکزی و از جمله قرقیزستان شد و افزود: برای ایران توجه به تجربه چین در زمینه استراتژی اطلاعاتی (رسانه‌ای) در آسیای مرکزی مهم خواهد بود.

به گفته وی، چینی‌ها شبکه تلویزیونی 24 ساعته خبری راه انداختند و طی 5 سال فعالیت، موفق به تغییر نظر شهروندان قرقیزستان در مورد کشورشان شدند. شاید برای ایران لازم است تا پروژه‌های را در جهت تامین قرقیزستان به انرژی مورد نیاز با مقداری تسهیلات در نظر بگیرد، همان‌گونه که قزاقستان سوخت را در «شیمکنت» در عوض سوخت ایرانی در «آکتاو» تخلیه می‌کند.

همچنین، شاید لازم است تا موضوع اجاره اسکله در بندر عباس از سوی طرف قرقیزی از سر گرفته شود. قرقیزستان در حال حاضر شدیدا نیازمند سوخت است و ایران می‌تواند با توجه به این مسئله نظر مساعد بیشکک را جلب کند (همان‌گونه که روسیه با قیمت‌های داخلی برای قرقیزستان سوخت اعطا می‌کند).

وی خواستار بازنگری سیاست‌های تهران در رابطه با منطقه شد و گفت: فکر می‌کنم که ایران در رابطه با قرقیزستان (و همچنین باقی کشورهای آسیای مرکزی) باید موضع خود را به صورت جدی تغییر دهد و  به‌طور فعال وارد میدان شود. برای این مهم شناسایی دقیق نقاط قوت و ضعف قرقیزستان و سایر کشورهای منطقه لازم است تا بتوان اهداف را به صورت پروژه معرفی و دنبال کرد. معتقدم که در این راستا، بسیاری از کشورهای آماده همکاری با ایران خواهند بود.

راهکارهای توسعه روابط ایران با آسیای مرکزی؛ همکاری‌های مطالعاتی در صدر

«رستم بورناشف» کارشناس و تحلیلگر سیاسی قزاق در گفت‌وگو با خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه، حضور جمهوری اسلامی ایران در کشورهای آسیای مرکزی را یکی از واقعیت‌های غیر قابل انکار در این منطقه عنوان کرد.

بورناشف با تاکید بر همسایگی ایران با آسیای مرکزی و خزر، تقویت روابط میان تهران با این منطقه را در راستای دستیابی به منافع مشترک در عرصه‌های مورد علاقه دانست.

وی در پاسخ به این پرسش فارس که چرا کشورهای آسیای مرکزی از تجربه ایران در زمینه مبارزه با افراط‌گرایی، قاچاق مواد مخدر، مسئله افغانستان و... استفاده لازم به عمل نمی‌آورند، گفت: من با این نظر که کشورهای آسیای مرکزی از تجربه ایران و نهادهای انتظامی و امنیتی آن در مسائلی مانند مبارزه با قاچاق مواد مخدر،  تروریسم و غیره استفاده نمی‌کنند، موافق نیستم.

وی افزود: البته من نمی‌توانم وضعیت موجود در این زمینه در کشورهای آسیای مرکزی و نهادهای مربوطه را مورد ارزیابی دقیق قرار دهم ولی حداقل زمانی در موسسه مطالعات استراتژیک و منطقه‌ای وابسته به ریاست جمهوری ازبکستان مشغول بودم، به تجربه کشورهای مختلف و از جمله ایران در امر مقابله با چالش‌های مورد اشاره توجه می‌شد.

به گفته وی، از سوی دیگر برای مراکز مربوطه مطالعاتی آشنایی با تجربه ملی و بین‌المللی به عنوان فرصت کمک گرفتن برای تهیه و تدوین مدل‌ مورد نظر هر کشور امری طبیعی است.

بورناشف ضمن اشاره به مواردی که در میان برخی از مراکز و گروه‌های سیاسی و کارشناسی آسیای مرکزی به عنوان دلایل عدم توسعه روابط منطقه با ایران دانسته می‌شود، تصریح کرد: در منطقه این ذهنیت قوی است که ساختار نظام سیاسی ایران و همچنین ویژگی‌های مربوط به قوانین این کشور تا حدودی مانع استفاده مفید از تجربه ایران در کشورهای سکولار آسیای مرکزی شده است.

این کارشناس سیاسی قزاق ضمن ارزیابی عملکرد ایران طی بیش از 2 دهه گذشته در آسیای مرکزی، بیان کرد: به نظر من ایران در نیمه اول دهه 90 قرن گذشته با استقبال از استقلال کشورهای آسیای مرکزی و تلاش برای ورود به این منطقه، با توجه به توانمندی‌های اقتصادی، سیاسی و ایدئولوژیکی خود یکی از استراتژی و راهکارهای مناسبی را انتخاب کرد.

به گفته وی، در حوزه فرهنگی تهران طرح و ایده گفت‌و‌گوی تمدن‌ها میان فرهنگ‌ها و ادیان را مطرح نمود و در عرصه اقتصادی و سیاسی ایران روی «عمل‌گرایی» در همکاری‌های دوجانبه تاکید داشت به عنوان مثال (تا آنجا که شرایط بین‌المللی و منطقه‌ای اجازه می‌دهد) همکاری‌های فعال ایران با ترکمنستان در زمینه استخراج، تبدیل و انتقال انرژی و با تاجیکستان در عرصه‌های زیرساختی نتایج مناسبی در پی داشته است.

بورناشف ادامه داد: بدون تردید یک سری از عرصه‌های همکاری ایران با آسیای مرکزی از ظرفیت بالایی برای توسعه برخوردار است. از جمله همکاری‌های تحقیقاتی میان موسسات مربوطه و همچنین همکاری در رابطه به بحث افغانستان می‌تواند از فرصت‌های مناسب همکاری دانسته شود که به تقویت ارتباط و همکاری‌های دوجانبه و منطقه‌ای تهران با آسیای مرکزی کمک خواهد کرد.

وی گفت: روشن است که سطح حضور ایران در آسیای مرکزی نه‌تنها به تهران بلکه به کشورهای آسیای مرکزی نیز بستگی دارد. همکاری‌های بین‌المللی نمی‌تواند یک‌جانبه باشد که به این دلیل باید بحث زمینه‌های توسعه روابط ایران با منطقه، نه‌تنها از تهران بلکه از سایر کشورهای آسیای مرکزی نیز سوال شود.

این کارشناس و تحلیلگر سیاسی قزاق اظهار داشت: در مجموع با توجه به یک سری از واقعیات و رقابت‌های موجود در عرصه منطقه‌ای و بین‌الملل (محدودیت‌های که برای همکاری تهران با کشورهای خارجی در پی تحریم‌ها ایجاد شده) سطح روابط ایران با کشورهای آسیای مرکزی را می‌توان مطلوب عنوان کرد.

وی در پایان گفت: چنانچه وضعیت در راستای رفع محدودیت‌های بین‌المللی برای ایران تغییر بکند (که علائمی از آن به نظر می‌رسد) شاهد گسترش مناسبات تهران با آسیای مرکزی نیز خواهیم بود بنابراین فکر می‌کنم تهران باید خود را با توجه به  تحقق چنین تحولاتی انطباق دهد و آمادگی‌های لازم را کسب کند؛ در این راستا می‌توان به طراحی و اجرای پروژه‌های زیرساختی توجه داشت که به صورت کوتاه مدت و میان مدت می‌توانند تحقق پیدا کنند.

زمینه‌های بهبود روابط ایران با جمهوری‌های آسیای مرکزی

«الکساندر کنیازف» کارشناس مسائل سیاسی روسیه در یادداشتی اختصاصی که در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داد، به بررسی زمینه‌های بهبود روابط ایران و کشورهای منطقه آسیای مرکزی بصورت موردی پرداخته است.

ازبکستان در حال حاضر در وضعیتی قرار دارد که نیازمند ایجاد تعادل در سیاست خارجی خود می‌باشد. پس از رد پیشنهاد آمریکا برای استقرار پایگاه نظامی در این کشور، در تاشکند این نگرانی وجود دارد که فشارهای غرب از طریق مختلف و از جمله با کمک گرفتن از گروه‌های مختلف تروریستی و به خصوص حرکت اسلامی ازبکستان افزایش خواهد یافت.

از این‌ جاست که تاشکند به دنبال پیدا کردن شرکای جدید بوده و همزمان به مطالعه و بررسی امکان تغییر (توسعه) روابط با شرکای قدیمی می‌باشد که سفر 19-20 آگوست اسلام کریم‌اف به پکن با این هدف و همچنین هماهنگی مواضع در رابطه با برنامه نشست قریب‌الوقوع سران سازمان همکاری‌های شانگهای در دوشنبه صورت می‌گیرد.

ایران می‌تواند روی چند زمینه فکر کند، که در نهایت منجر به واکنش مثبت ازبکستان خواهد شد. البته روابط در گذشته تا حدودی پیچیده میان تهران و تاشکند را نمی‌توان یک دفعه در تمام عرصه‌ها متحول کرد ولی بدون تردید در بخش ارتباطات علاقه‌مندی مشترک وجود داشته و اقدامات مربوطه می‌تواند نتیجه‌بخش باشد.

تا زمانی که مسیر مستقیم از چین ایجاد نشود، ازبکستان می‌تواند نقش میانجی بین ایران، قزاقستان و چین را انجام دهد، چرا که این مسیر در قیاس با دهلیز قزاقستان - ترکمنستان - ایران (گرگان) کوتاه‌تر و دارای کارآیی بیشتر خواهد بود.

همکاری در عرصه‌های امنیتی می‌تواند مبنای خوبی برای همکاری طرفین باشد. به این منظور ابتدا لازم است در خصوص سازمان‌ها و گروه‌های افراطی و تروریستی‌ که برای 2 کشور تهدید به شمار می‌روند، تبادل اطلاعات به عمل بیاورند.

توجه قزاقستان نسبت به ایران اساسا دارای جنبه اقتصادی است. بنابراین تهیه برنامه جامع و بلندمدت همکاری‌های اقتصادی دو کشور و از جمله در رابطه به دریای خزر (آکتاو و بنادر ایرانی) لازم خواهد بود. این موضوع با توجه به اعمال تحریم‌ها علیه روسیه و تاثیر آن به اقتصاد قزاقستان برای آستانه از اهمیت بالایی برخوردار شده است.

از این جاست که دولت قزاقستان به نهادهای مربوطه این کشور دستور توسعه مسیرهای دست‌یابی به بازارهای جهانی و بنادر دریایی را صادر کرده است.

در بخش امنیت نیز، تفکر بر روی ایجاد و تقویت همکاری‌های میان نیروهای مسلح ایران و قزاقستان امری ضروری به نظر می‌رسد. به ویژه چنین کاری در رابطه با دریای خزر حتما باید صورت بگیرد زیرا آمریکا توجه خود به این حوزه را افزایش داده و به این کشور سلاح عرضه می‌کند و همچنین مربیان آمریکایی پرسنل نظامی (و از جمله تیپ دریایی آتیرائو) این کشور را آموزش می‌دهند.

از طریق بندر آکتاو محموله‌های نظامی آمریکا و ناتو جا به جا می‌شوند. البته جلوگیری از این همکاری سخت خواهد بود اما حضور به نوعی مداوم و برنامه‌ای متقابل در بنادر قزاقی و تبادل تجربه حداقل، فرصت فراهم می‌کند تا در جریان وضعیت قرار گرفته و از راه به اصطلاح «اثر نرم» بتوان روی آن تاثیر گذاشت.

در مناطق مجاور دریای خزر، فعالیت‌های مربوط به حوزه فرهنگ و زبان مهم خواهد بود. مثلا باکو با توجیه همکاری با اقلیت آذری، در آکتاو بسیار فعال می‌باشد. بنابراین در این منطقه دنبال کردن برنامه‌های مختلف و متنوع مربوط به بحث زبان‌ (در دانشگاه‌ها و سایر مراکز)، اقدامات مربوط به اطلاع‌رسانی در خصوص ایران با هدف رفع تصور کلیشه‌ای مردم در مورد جمهوری اسلامی (نمایش‌گاه‌ها، کنفرانس‌ها، همایش‌ها، کتابخانه‌ها، برنامه‌های موسیقی، هنری و...) بسیار مهم بوده و جواب خواهد داد.

همکاری با روسیه در منطقه

در حوزه سیاسی، وارد کردن حوزه خزر به فضای سازمان همکاری‌های شانگهای مهم خواهد بود؛ از پنج کشور ساحلی دو کشور عضو اصلی بوده و یک کشور ناظر می‌باشد.

در چهارچوب این طرح می‌توان به روسیه امضای موافقتنامه دوجانبه برای تامین امنیت خزر را شامل عناصر اتحاد نظامی، پیشنهاد کرد. به عنوان مثال می‌توان برگزاری تمرینات مشترک نظامی ایران و روسیه در مناطقی که احداث خطوط لوله در نظر گرفته شده و یا مناطقی که مورد بحث می‌باشند و... را در نظر گرفت.

به طور مشترک به نمایش گذاشتن قدرت و آمادگی برای استفاده از آن در صورت نقض منافع ملی ایران و روسیه، مهم خواهد بود.

یکی دیگر از ابتکارات مربوط به دریای خزر (که می‌توان آن را در اجلاس دوشنبه به طرف روسی معرفی کرد و در نشست آتی پنج گانه خزر در آستراخان روسیه به بررسی جزئیات پرداخت) می‌تواند بحث اعتماد، شفاف‌سازی و امکان کنترل متقابل باشد.

برای اینکه تصمیم جلوگیری از ورود نیروی نظامی کشورهای فراخزری به این دریا، روی کاغذ باقی نمانده بلکه جامه عمل بپوشد، باید یک کمیته (گروه) دائمی پنج‌جانبه در رابطه با این موضوع تشکیل شود.

لازم است به مقوله «حضور نظامی» مفاهیمی نظیر «همکاری‌های مستقیم نظامی با کشورهای غیر ساحلی»  و «ترانزیت محموله‌های نظامی کشورهای غیر ساحلی» وارد شود. این پیشنهاد از طرف آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان پذیرفته نخواهد شد اما به صورت مباحث جدی و گسترده (از جمله از طریق رسانه‌ها) درآمدن این مسئله وضعیت همکاری‌های نظامی آستانه، باکو و عشق‌آباد با آمریکا، ناتو و اسرائیل در در حوزه خزر را آشکار و در دسترس افکار عمومی قرار خواهد داد. از این بحث باید به طور مداوم به عنوان تخطی از اعلامیه‌های قبلی یاد کرد.

در عرصه استفاده از قدرت نرم مهم است به برخی از نکات توجه شود؛

ضرورتی به کپی‌برداری از تجربه آمریکایی‌ها نیست که متاسفانه روس‌ها گاهی از این دهلیز حرکت می‌کنند: ایجاد تعداد بالایی از سازمان‌های غیر‌دولتی و به ویژه از طریق ساختارهای رسمی نظیر سفارت، سازمان «روس ساترودنیچستوا» (سازمان همکاری‌های روسیه) و...

لازم است از سازمان‌های موجود استفاده کرد تا زمان زیادی برای معرفی به جوامع منطقه از دست نرود. همچنین باید با افراد و شخصیت‌های همکاری انجام داد که نظر و موضع آن‌ها روی افکار عمومی تاثیرگذار خواهد بود.

بهتر است تا کار در سطح منطقه‌ای دنبال شود و برنامه دقیق برای عرصه اطلاع‌رسانی (رسانه‌ای) در نظر گرفته شود. لازم است شبکه‌ای از رسانه‌های خودی در منطقه ایجاد شود که اخبار، گزارش‌های حاوی مواضع و دیدگاه‌های موردنظر از طریق آن‌ها پخش شود.

البته قبل از چنین اقدامی نیاز به کار کارشناسی به اصطلاح پشت درهای بسته لازم است تا از وضعیت موجود و دورنمای احتمالی آن تحلیل به عمل آمده و برنامه جامع عملکرد در نظر گرفته شود.

ساختارهای روسی مشغول در عرصه قدرت نرم بسیار بی‌اثر و بوروکراتیزه‌شده (بسیاری از آن‌ها تحت نفوذ محافل سیاسی و رسانه‌ای ضد ایرانی در روسیه قرار دارند) و همکاری با آن‌ها نتیجه‌بخش نخواهد بود. بنابر این بهتر آن است تا ایران طرف‌های هم‌سویی خود در کشورهای منطقه را پیدا و با آن‌ها همکاری کند.

آسیای مرکزی و نقش کلیدی ایران؛ بی‌برنامگی و فرصت‌هایی که از دست می‌رود

«حسین اسوبعلی‌اف» رئیس مرکز تحلیلی «راه حل‌های عاقلانه» در قرقیزستان در گفت‌وگو با فارس اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران باید برنامه بلندمدت حضور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود در آسیای مرکزی را طراحی و دنبال کند.

این کارشناس سیاسی و مذهبی منطقه، ضمن پرداختن به بررسی دلایل عدم حضور فعال ایران در کشورهای آسیای مرکزی، گفت: یک سری عوامل وجود دارد که در شکل‌گیری افکار عمومی در جهت پذیرش ایران در این منطقه مشکل ایجاد کرده و به نوعی موانعی بر سر راه حضور فعال جمهوری اسلامی در آسیای مرکزی دانسته می‌شود.

وی ادامه داد، شاید اعمال تحریم‌ها و همچنین سیاست مهار ایران توسط کشورهای غربی که تبلیغات ضد ایرانی در آن نقش جدی بازی کرده، منجر به آن شده که هر گونه اقدام تهران برای توسعه همکاری‌ها با آسیای مرکزی با مشکلاتی مواجه شود.

به اعتقاد اسوبعلی‌اف، به دلیل تبلیغات گسترده رسانه‌های غربی و همسویی آن‌ها در فضای شوروی سابق هنوز در آسیای مرکزی این تفکر پابرجاست که ایران از نظر صنعتی و تکنولوژیکی کشوری ضعیف بوده و متاسفانه تعداد افرادی که در خصوص ایران امروز و دست‌آوردهای واقعی آن اطلاع دارند، بسیار محدود بوده و در متن اخبار و گزارش‌های روزمره موجود در کشورهای منطقه صدای آن‌ها تقریبا شنیده نمی‌شود.

وی با بیان اینکه رقبای جمهوری اسلامی در منطقه فعال شده و برنامه‌هایی را روی دست گرفته‌اند، تصریح کرد: در آسیای مرکزی تبلیغات مذهبی با هدف برجسته کردن تفاوت‌های میان شیعه و سنی سال به سال شتاب بیشتری به خود می‌گیرد.

به گفته وی، این اتفاق در حالی می‌افتد که از نگاه تاریخی اختلاف بین شیعه و سنی هیچ گاهی برای آسیای مرکزی موضوعیت خاصی نداشته و فقط به بحث آموزش و مطالعات اسلامی در موسسات مربوطه دینی مرتبط بوده است.  با توجه به رشد افکاری سلفیت و تکفیری در منطقه، اختلافات سنی و شیعه تقریبا به عامل اصلی تبلیغات گروه‌های مختلف تکفیری تبدیل شده است.

رئیس مرکز تحلیلی «راه حل های عاقلانه» اظهار داشت: وجود فاصله جغرافیایی با کشورهای آسیای مرکزی (ایران با ترکمنستان مرز مشترک زمینی و با قزاقستان از طریق دریای خزر مرز آبی دارد) نیز یکی از موانع مهم برای تامین روابط نزدیک‌تری با کشورهای منطقه به شمار می‌رود. البته عدم توسعه زیرساخت‌های ارتباطی منطقه برای دسترسی به جمهوری اسلامی هم از عوامل به اصطلاح مهار ایران در آسیای مرکزی دانسته می‌شود.

به گفته وی، در نهایت عامل موثر دیگری که مانع حضور فعال ایران در این منطقه شده است، عدم تضمین امنیت سرمایه تجار خارجی از سوی دولت‌های آسیای مرکزی می‌باشد. با اینکه آسیای مرکزی منطقه جنگ و درگیری نمی‌باشد اما باز هم به دلیل عدم پایبندی ساختارهای رسمی کشورهای منطقه به قانون بسیاری از تجار و سرمایه‌گذاران خارجی را نگران و متضرر کرده است.

اسوبعلی‌اف با تاکید بر آنکه ایران برخلاف وجود موانع باید به فکر تقویت حضور خود در آسیای مرکزی باشد، افزود: البته در برابر موارد فوق نمی‌توان چشم پوشی کرد ولی درست نخواهد بود چنانچه عدم حضور فعال ایران در منطقه را فقط متاثر از وجود این عوامل بدانیم.

وی افزود: تجارت کوچک و میانه ایران با ترکمنستان، تاجیکستان و قزاقستان وجود داشته و قطع نظر از محدود بودن میزان مبادله تجاری با این کشورها، باز هم روابط بازرگانی جمهوری اسلامی با آن‌ها به صورت نسبتا ثابت حفظ شده است.

البته این سوال نیز وجود دارد که آیا خود ایران علاقه‌مند به توسعه مناسبات با کشورهای این منطقه هست؟ آسیای مرکزی در اولویت‌بندی‌های سیاست خارجی تهران مثلا در قیاس با خاورنزدیک و میانه و یا کشورهای واردکننده هیدروکربن ایران و سایر محصولات فن‌آوری بالا، از چه جایگاهی برخوردار است؟

فقدان برنامه مدون از سوی ایران و استفاده ترکیه از فرصت‌ها

وی ادامه داد: به عنوان مثال با مقایسه وضعیت تجار ایرانی با ترکیه در آسیای مرکزی می‌توان شاهد این واقعیت بود که برخلاف فاصله بیشتر جغرافیایی با این منطقه، آنکارا به مراتب موفق‌تر از تهران عمل کرده و در این کشورها مواضع مناسب‌تری در اختیار دارد.

البته نزدیکی قومی، زبانی و مذهبی مردم ترکیه و آسیای مرکزی، برای دولت و تجار ترکی انگیزه قوی ایجاد می‌کند ولی در کشور تاجیکستان که از نظر زبانی و نژادی خیلی نزدیک به ایران است، ترکیه نه‌تنها حضور فعال دارد بلکه در برخی از موارد رقیب ایران به شمار می‌رود.

به گفته وی، گذشته از این، فقدان قانون و فساد گسترده در کشورهای آسیای مرکزی نمی‌تواند عامل جدی بازدارنده برای تجار و سرمایه‌گذاران ایرانی تلقی شود، زیرا در کشورهای به مراتب بی‌ثبات‌تری چون عراق، افغانستان، پاکستان و لبنان حضور تجاری و اقتصادی تهران به مراتب پر‌رنگ‌تر می‌باشد.

رئیس مرکز تحلیلی «راه حل های عاقلانه» در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس، تصریح کرد: به اعتقاد من مانع اصلی برای گسترش مناسبات ایران با کشورهای آسیای مرکزی عدم وجود انگیزه برای تجار و سرمایه‌گذاران ایرانی است. اگر ما در مورد چگونگی انگیزه فکر می‌کنیم، پس لازم نیست تا آن به صورت حتمی با مسئله قرابت مذهبی و فرهنگی مردم ایران و آسیای مرکزی ارتباط داشته باشد.

وی ادامه داد: البته این قرابت وجود داشته و همیشه وجود خواهد داشت، چرا که تاریخ را نمی‌توان انکار کرد. اما بر این اعتقادم بحثی که باید انگیزه اصلی برای ایران در آسیای مرکزی دانسته شود، تحقق دست‌آوردهای علمی، تکنولوژیکی و صنعتی در منطقه است. اقتصاد و فن‌آوری و جستجوی بازارهای جدید عرضه کالا بدون مرتبط کردن این موضوع با فرهنگ، دین و ایدئولوژی، می‌تواند قدرت اصلی ایران در منطقه باشد.

وی ادامه داد: متناسب با این بحث، باید نوع تبلیغ ایران در منطقه نیز تغییر کند. مثلا در کنار آشنا کردن کشورهای منطقه با تاریخ و فرهنگ ایران، تبلیغ دست‌آوردهای علمی و فنی جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف (از کشاورزی و پزشکی گرفته تا نانوتکنولوژی) نیز باید به عنوان وظیفه مهم دانسته شود.

به گفته وی، ایران باید فرصت‌هایی را که برای توسعه و رفاه مشترک با کشورهای آسیای مرکزی در اختیار دارد، به نمایش بگذارد. تنها عامل علمی و فنی و تبلیغ دقیق و حساب‌شده آن می‌تواند منجر به تغییر نظر و دیدگاه‌های مردم آسیای مرکزی نسبت به ایران شده و آن‌ها را معتقد به توسعه روابط نزدیک با ایران کند.

این صاحب‌نظر مسائل سیاسی و مذهبی در قرقیزستان، با اشاره به بحث نشست قریب‌الوقوع سران سازمان همکاری‌های شانگهای در دوشنبه و احتمال طرح موضوع گسترش اعضای اصلی، بیان کرد: شرایط سیاسی‌ که در پی رویارویی‌های روسیه با غرب به میان آمده‌ به صورت طبیعی شانس عضویت ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای را افزایش داده است. البته من شخصا این اعتقاد را ندارم که روسیه و چین به طور جدی و صادقانه بحث عضویت کامل ایران در این سازمان را پیگیر باشند.

به گفته وی، بدون تردید این موضوع نیز وجود دارد که با توجه به تلاش‌های غرب برای در انزوا قرار دادن روسیه، مسکو بیش از هر زمان دیگری نیاز به حمایت‌های سیاسی دارد.

با توجه به آنکه مسکو بسیاری از تصمیمات را با نگاه به شرایط موجود خواهد گرفت، احتمال حل و فصل مسائل مهمی در زمینه‌های تسلیحات، همکاری‌های انرژی و حمایت از تهران در بحث برنامه هسته‌ای بعید نخواهد بود.

این کارشناس قرقیز افزود: در هر صورت نشست آتی سران سازمان همکاری‌های شانگهای برای ایران فرصتی است تا با استفاده از آن بتوان اراده واقعی مسکو و پکن برای تحکیم همکاری‌ها و اقدامات مشترک در شرایط افزایش فشارهای غرب روی روابط بین‌المللی را تشخیص داد.

آسیای مرکزی؛ تشنه ظرفیت و پتانسیل‌های ناشناخته ایران

با وجود برخی مشکلات ساختگی در روابط ایران و آسیای مرکزی، ماهیت روابط کشورهای مذکور با یکدیگر فراتر از حد فعلی است و زمینه‌های بسیاری برای آزمودن فرضیه نزدیکی روابط در صورت معرفی درست و واقعی پتانسیل ایران وجود دارد.

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : آسیای مرکزی؛ تشنه ظرفیت و پتانسیل‌های ناشناخته ایران

کوبات رحیم‌اف، کارشناس مستقل در حوزه‌ی پروژه‌های زیربنایی اوراسیای مرکزی در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه در آستانه برگزاری چهاردهمین اجلاس کشورهای عضو شانگهای قرار داد، به بررسی ماهیت چالش‌ها و فرصت‌های پیش روی جمهوری اسلامی ایران با 5 کشور آسیای مرکزی می‌پردازد.

متن کامل این یادداشت را در زیر می‌خوانید:

تعامل میان کشورهای آسیای مرکزی و ایران همواره از ماهیت فعالی برخوردار بوده است. بسیاری از آثار فرهنگی گذشته کم‌وبیش با فرهنگ فارسی مرتبط بودند و مردم امروز تاجیکستان خود را وارث دستاوردهای بزرگ آن دوران می‌دانند.

اما در جهان امروز همه چیز بسیار دشوار و پیچیده است. آسیای مرکزی و قزاقستان بخشی از امپراطوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی بودند، اما در زمان‌هایی نه چندان دور، شوروی قسمت شمالی ایران را در زمان جنگ جهانی دوم تحت تسلط خود گرفت. در حال حاضر، تمامی آن‌ها، کشورهای مستقلی در منطقه محسوب می‌شوند، اما نمی‌توان در مورد رنسانس ایران در آسیای مرکزی سخن گفت.

این مسئله می‌تواند دلایلی منطقی داشته باشد، در هر حال روسیه تاثیر مقتدرانه‌ای بر پروسه‌های منطقه‌ای داشته و این وضعیت برای مدت طولانی نیز ادامه خواهد داشت. در عین حال، تا بدین لحظه حضور آمریکا و همپیمانان در منطقه‌ی آسیای مرکزی تاثیرگذار بوده است. همچنین می‌توان به منافع جدی چین و ترکیه نیز در این منطقه اشاره کرد.

علاوه بر آن‌، پیشرفت‌های عربستان سعودی، قطر، عمان و ... نیز در آسیای مرکزی مشهود است.

موارد ذکر شده بدان معناست که ایران در میان رقبای ژئوپلیتیکی قرار گرفته که نگاهی خصمانه به وی دارند. وارد آوردن فشار بر کشورهای آسیای مرکزی از جانب کشورهای فوق الذکر و همچنین اعمال فشار از طریق ایجاد تصویری نادرست از ایران از علل مهم عدم حضور فعال ایران در منطقه می‌باشد.

و علت مهم دیگر بی اعتمادی اهل سنت (که بیشتر ساکنین این منطقه را تشکیل می‌دهند) نسبت به شیعیان بوده که مشکلی دیرینه است. تاجیک‌ها، علیرغم مشابهتی که از نظر زبانی با ایرانیان دارند، اکثرا سنی هستند، به استثنای اسماعیلیان، که ساکن برخی از مناطق کوهستانی بوده و از نظر اعتقادی به شیعیان نزدیک می‌باشند. این عامل اغلب نادیده گرفته می‌شود، اما «شیطان در جزئیات وجود دارد» و هنگام مطالعه و بررسی سناریوهای احتمالی در مورد پیشبرد منافع ایران در منطقه، باید حتما این نکته را در نظر گرفت.

بنابراین به عقیده‌ی من تشریح وضعیت زندگی در ایران و تفسیر جهت‌گیری‌های اصلی سیاست ایران از طریق ایجاد سایت‌های تخصصی و کانال‌های تلویزیونی، تبادل فرهنگ، تسهیل صدور ویزا و ... امری لازم و ضروری است. من تجارب و موفقیت‌های منبع اطلاعاتی روسی iran.ru را تحسین می‌کنم، اما باید به‌عنوان مثال iran.kz  یا iran.uz و همچنین کانال‌های تلویزیونی و مجلات ایرانی به زبان مردم کشورهای آسیای مرکزی نیز تشکیل شوند.

اما ایران چیزهایی دارد که می‌تواند به آن‌ها افتخار کند و به اشتراک بگذارد، از میراث فرهنگی و ظرفیت بالای عناصر صادراتی گرفته تا تجارب موفقیت‌آمیز در زمینه‌ی مبارزه با تروریسم و قاچاق غیرقانونی مواد مخدر. اما در بسیاری از حوزه‌ها، موانعی در مسیر همکاری وجود دارد که یا توسط رقبای ژئوپلیتیکی ایران و یا به تحریک آن‌ها ایجاد شده‌اند.

به‌عنوان مثال، واحدهای قاچاق موادمخدر در قرقیزستان از محل درآمد مالیات مردم آمریکا مورد حمایت مالی قرار می‌گیرند. بسیاری از کالاهای صادراتی شرکت‌های ایرانی یا نمی‌توانند با کالاهای ترکی و چینی رقابت کنند و یا با کالاهای بومی رقابت می‌کنند.

بنابراین مسئله‌ لجستیک از اهمیت برخوردار می‌شود، چرا که تولیدات ایرانی از طریق کاهش هزینه‌های مربوط به لجستیک می‌توانند در عرصه‌ رقابتی موفق شوند. علاوه بر آن، ایجاد کمپانی‌های ترانزیتی-لجستیکی با کشورهای منطقه از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد.

فاکتور مهم دیگری که در همکاری با ایران، موجب افزایش احتمالی منافع کشورهای آسیای مرکزی می‌شود، ورود به خلیج فارس است. اگر ایران در آینده‌ نزدیک بتواند سیستم حمل‌ونقل و در وهله‌ی اول راه‌آهن را مدرنیزه کند، با استقبال تمام کشورهای منطقه مواجه می‌شود، چرا که همه‌‌ی آن‌ها، بدون استثناء به اقیانوس دسترسی ندارند.

در این ارتباط، راه‌اندازی واقعی خط آهن «شمال-جنوب» دارای اهمیت است. من و همکارانم این خط‌آهن را مسیر تجاری خزر-گانزی می‌نامیم، چرا که نسبت به «مسیر تجاری بالتیک تا خزر و خلیج‌فارس» نام دقیق‌تر و جالب‌تری می‌باشد. اما بدین منظور، همسوسازی تلاش‌های چندین کشور، به‌ویژه قزاقستان و ترکمنستان ضرورت دارد و زمان بهره‌برداری تجاری خط‌ آهن نیز تا حد زیادی به این مسئله بستگی دارد. بهره‌برداری تجاری از این مسیر، نه تنها به نفع کشورهای ذی نفع می‌باشد، بلکه برای اتحادیه اروپا و فدراسیون روسیه نیز مفید است.

از طرف دیگر، افزایش حجم مبادلات تجاری میان چین و ایران منجر به افزایش درآمدهای حاصل از حمل‌ونقل ترانزیتی خواهد شد که در این‌صورت قزاقستان و ترکمنستان بیشترین سود را خواهند داشت. در صورت احداث خط آهن تاجیکستان-افغانستان-ترکمنستان با انشعابی به هرات، می‌توان اذعان داشت که در خصوص گسترش روابط تجاری میان کشورهای آسیای مرکزی و ایران اقدامی صورت گرفته است.

لازم به ذکر است که برخی از کشورهای آسیای مرکزی مغرضانه عمل کردند و به روال سابق با موسسات مالی ایرانی برخورد نمودند. بویژه اقدامی که در راستای قطع فعالیت‌های سرمایه‌گذاران ایرانی در «FinanceCreditBank» (قرقیزستان) صورت گرفت، می‌تواند بر فعالیت کمپانی‌های ایرانی فعال سایر حوزه‌ها در قرقیزستان، به‌طورمثال تهیه و فرآوری گوشت و به‌طورکلی بخش کشاورزی، تاثیر منفی بگذارد.

این مسئله باز هم ناشی از فشار غرب در اعمال تحریم علیه ایران است. اما در حال حاضر امکان تنظیم مجدد روابط کشورهای منطقه با ایران با توجه به اهمیت روابط متقابل وجود دارد، چرا که سرمایه‌گذاران  تمایل به همکاری در پروژه‌های مختلف را دارند.

اعتقاد من بر این است که تجارت ایران و ماموریت‌های دیپلماتیک در کشورهای آسیای مرکزی، علی‌رغم مشکلات و موانع موجود باید ادامه یابند. کل جمعیت آسیای مرکزی بالغ بر 66 میلیون نفر است و این به‌ معنای یک بازار مصرف بزرگ با رشد روزافزون می‌باشد.

در نهایت، معتقدم که ایران باید از چنین ابزارهایی به‌ عنوان فرصتی در همکاری با اتاق‌ بازرگانی کشورهای منطقه بهره ببرد. این اقدام ابزاری در جهت پیشبرد منافع و جذب سرمایه‌گذاران در پروژه‌های مختلف است که کارآمدی آن به اثبات رسیده است. و همان‌طور که قبلا ذکر شد، ایران باید به حضور فرهنگی و اطلاعاتی گسترده‌تری در منطقه دست یابد و این امر ارتباط موثری با افزایش تمایل به پیشرفت در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی دارد.

فرصت‌ها و افق‌هایی که ایران به شانگهای می‌دهد

«عدنان قربایف» وزیر امور خارجه پیشین قرقیزستان ضمن یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرنگار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در دوشنبه قرار داد، به بررسی فرصت‌های پرداخته که جمهوری اسلامی ایران با ورود خود به این سازمان می‌تواند فراهم کند.

قبل از پرداختن به موضوع عضویت کامل ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای باید این سازمان را بدون فضای سیاسی پیرامونی تصور کرد که شاخص‌های اصلی آن به صورت ذیل قابل تصور می‌باشند.

سازمان همکاری‌های شانگهای یک اتحاد اقتصادی نبوده بلکه بیشتر حالت بازار را به خود گرفته است. در این بازار ابتکار عمل اساسا با چین می‌باشد که بدنبال گسترش موقعیت‌های مورد نظر خود و همچنین تامین امنیت سرمایه‌گذاری‌های انجام‌ داده‌ است. حتی چگونگی بحث امنیت را منافع چین تعیین می‌کند که به این دلیل، پکن منطقه خودمختار سنگ‌کیان ایغور را کانون شرارت تلقی می‌نماید.

این سازمان همچنین فرصت حفظ نفوذ روسیه در آسیای مرکزی با حداقل سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی است.

سازمان همکاری‌های شانگهای امکان ایجاد تعادل در بلندپروازی‌های قزاقستان و ازبکستان برای رهبری آسیای مرکزی به بار آورده و همزمان به هیچیک از این دو جمهوری اجازه نمی‌دهد تا مدیریت روند مرکزگرایی منطقه‌ای و اتحاد آسیای مرکزی با محوریت نقش یکی از این طرف‌های داخلی شکل بگیرد.

این سازمان ساختاری است که از نظر وظایف مختلف و متنوع بسیار متراکم بوده و بدون کار دقیق روی تهیه «سه سبد»، می‌تواند به جامعه کشورهای مشترک‌المنافع ثانی تبدیل شود که جز تصمیمات غیر قابل اجرا و عمدتا اعلامیه‌ای کار خاص دیگری ندارد.

به این دلیل است که ایران به عنوان یک نیروی جدید مورد حمایت واقعی کشورهای عضو قرار نگرفته است.

چرا ایران باید به عضویت شانگهای پذیرفته شود؟

سازمان همکاری‌های شانگهای یکی از مکانیسم‌های مقابله با نفوذ آمریکا در آسیای مرکزی می‌باشد. جهت مثبت چنین همکاری عبارت از آن است که ایران همانند روسیه و چین قادر به تامین کامل آسیای مرکزی نمی‌باشد. بنابراین تهران از استقلال قابل کنترل این منطقه حمایت خواهد کرد.

ایران از طریق سازمان همکاری‌های شانگهای امکان ارتباط با سازمان پیمان امنیت جمعی را به دست می‌آورد که جهت گسترش حضور در دریای خزر مهم می‌باشد. با توجه به راه افتادن پروژه‌های در زمینه امنیت اقتصادی، برای تشکیل کارتل گاز منطقه‌ای نیز شرایط مناسبی فراهم می‌شود.

ایران امکان طرح اصول تامین امنیت و تشکیل سیستم امنیتی در آسیای مرکزی را به دست می‌آورد. همچنین جمهوری اسلامی ایران فرصت دخیل کردن عناصر امنیتی خود را به سیستم بین‌قاره‌ای اوراسیا را که از طریق سازمان همکاری‌های شانگهای برجستگی پیدا خواهد کرد، بدست می‌آورد.

کشورهای سازمان همکاری‌های شانگهای علاقمند به مداخله نظامی غرب به امور داخلی ایران با بهانه از بین بردن برنامه هسته‌ای نیستند. در حال حاضر در چارچوب سازمان همکاری‌های شانگهای به نوعی باشگاه غیر رسمی کشورهای شکل گرفته که دارای سلاح‌ هسته‌ای می‌باشند. انجام اقدامات در چارچوب ان‌پی‌تی مورد قبول همه است.

در صورت تاخیر در پذیرش ایران به سازمان همکاری‌های شانگهای، آمریکا می‌تواند از این وضعیت به نفع خود استفاده کرده و افراد دارای روحیات ضد روسی و ضد چینی را وارد حلقه‌های تصمیم‌گیرنده کند. تغییر ماهیت قدرت در ایران و یا تغییر در نگرش تهران نسبت به سازمان همکاری‌های شانگهای به طور قابل توجهی می‌تواند چشم‌انداز این سازمان را تضعیف نماید.

چگونه می‌توان سازمان همکاری‌های شانگهای را علاقه‌مند کرد؟

نه‌تنها برای بیشتر مردم عادی بلکه حتی برای مقامات و کارشناسان نیز پاسخ این سوال مشخص نیست که «چرا ایران باید عضویت سازمان همکاری‌های شانگهای را دریافت کند». بنابراین، معرفی مواضع خود و برنامه عمل و یا بسته پیشنهادی در رابطه با توسعه این سازمان می‌تواند کفه ترازو را به نفع تهران سنگین کند.

ایران با توجه به موقعیت جغرافیایی خود به این سازمان کمک خواهد کرد. از جمله ارمنستان از طریق ایران به شانگهای متصل خواهد شد و با کمک تهران امکان تعیین راه‌های جدید همکاری با کشورهای خلیج فارس فراهم خواهد شد.

از سوی دیگر ایران به اصطلاح وزنه متقابل در برابر ترکیه که به دنبال پیشگامی خود در خاور نزدیک و میانه است، به شمار می‌رود. این نکته نیز مهم است که با توجه به وجود کنترل غرب بر آنکارا، رهبری منطقه‌ای ترکیه برای کشورهای سازمان همکاری‌های شانگهای و قبل از همه برای روسیه غیر قابل قبول دانسته می‌شود.

سرمایه‌گذاری ایران در آسیای مرکزی منجر به کاهش نفوذ اقتصادی چین در این منطقه خواهد شد. بنابراین حضور تهران در بانک توسعه سازمان همکاری‌های شانگهای و بطور کلی نظام بانکی این گستره مفید خواهد بود. این موضوع به نوعی حمایت از ابتکار روسیه در رابطه با حذف دلار از معاملات بانکی و تجاری خواهد بود که از سوی کشورهای عضو سازمان بریکس پشتیبانی شد.

همچنین گفته می‌شود، چنانچه جهت ایجاد بانک سازمان همکاری‌های شانگهای بر سر ایجاد پول واحد نتیجه لازم حاصل شود، پس ظرفیت سرمایه آن 30 تریلیون یورو را تشکیل خواهد داد.

چنین ظرفیت مالی نه تنها نیاز آسیای مرکزی به سرمایه‌گذاری را رفع خواهد کرد، بلکه منجر به گسترش جغرافیای سازمان همکاری‌های شانگهای نیز خواهد شد.

بنابراین، تجارت سرمایه در بازارهای مالی جهانی می‌تواند به بانک سازمان همکاری‌های شانگهای با اعطای اعتبارات با بهره 5 درصدی، سالانه تا 1.5 تریلیون یورو سود به بار آورد.

در اصل، ایجاد بانک سازمان ضرورت غیر قابل تردید بوده ولی روسیه نگران قدرت اقتصادی چین است که تشکیل بانک با سرمایه 100 میلیارد دلاری در چارچوب سازمان بریکس برای پکن مشکل خاصی ندارد.

فرصت رهایی از دیکته صندوق بین‌المللی پول و یا بانک جهانی پکن را به فکر پیدا کردن متحدانی در راستای تحقق این ایده انداخته است زیرا غرب علاقمند سهم دادن چین و یا هر کشور دیگری در مدیریت سرمایه‌های مالی جهانی نمی‌باشد.

چین همچنین علاقمند به انرژی ایران می‌باشد و تهران نیز در این زمینه شریک مهمی به شمار می‌رود زیرا از نظر ذخایر گاز دومین کشور و از نظر ذخایر نفت چارمین کشور دنیا می‌باشد.

چین برای عرضه کالا‌های خود همواره به بازارهای جدید نیاز دارد که از این نظر ایران مستثنی نیست. بنابراین منطقه آزاد تجاری می‌تواند یکی دیگر از زمینه تعامل با سازمان همکاری‌های شانگهای باشد. امروز ترکیه بر این اساس اقدام کرده و جهت ورود به اتحادیه گمرکی یک گروه کاری ایجاد کرده است.

بنابراین، موقع انتخاب بین تهران و آنکارا به عنوان رهبر منطقه‌ای جهت همکاری سازمان با خاور نزدیک و میانه، احتمالا اولویت به ترکیه به عنوان کشور دارای «بار سیاسی - اقتصادی» بیشتری داده خواهد شد هرچند از نگاه استراتژیک تهران برای سازمان، نفع بیشتری خواهد داشت.

ایران می‌تواند نقش حلقه اتصال بین سازمان همکاری‌های شانگهای و سازمان همکاری‌های اسلامی را بازی کند. در مرحله کنونی جایگاه اسلام در سازمان همکاری‌های شانگهای به طور محدودی معرفی شده است. این سازمان به کشور بانفوذ اسلامی نیاز دارد که چنین نقشی را ایران می‌تواند به طور مناسب بازی کند.

شرکت ایران در تحکیم زیرساخت‌های منطقه‌ای و بین‌منطقه‌ای و از جمله احداث راه آهن چین - قرقیزستان – ازبکستان می‌تواند مهم باشد. زیرا در حال حاضر ایران از شبکه گسترده جاده‌ای برخوردار است که کشورهای اعضای سازمان همکاری‌های شانگهای را به خلیج فارس پیوند می‌دهد.

در مورد کشورهای آسیای مرکزی همانند چین حمایت مالی از پروژه‌های مختلف اقتصادی موثر خواهد بود. این عامل ممکن است در رای‌دهی بعدی جهت ورود ایران به سازمان همکاری‌های شانگهای به یک اهرم تبدیل شود و از جمله ازبکستان را نیز که نقش به نوعی سودآور «مخالف» با عضویت ایران را بازی کرده و پشت سر همسایه‌هایش از روسیه امتیاز می‌خواهد، تاثیر گذارد.

همکاری در حوزه فن‌آوری‌های نانو که برای تولیدات کم‌ظرفیت کشورهای آسیای مرکزی مهم است و همچنین با روسیه و چین در زمینه‌های ارتباطات ماهواره‌ای می‌تواند به نتایج خوبی منجر شود. ایده اصلی این پروژه باید نوآوری و دست‌یابی به تکنولوژی آینده باشد که مشکل اصلی بسیاری از کشورهای عضو سازمان همکاری‌های شانگهای به شمار می‌رود.

امروز وجود مواضع نسبتا هماهنگ کشورهای مدعی ورود به سازمان همکاری‌های شانگهای مهم می‌باشد. برای این حتی می‌توان در «سطح دوم» اصول قابل قبول و سودمند مشارکت در سازمان شانگهای را در تمامی زمینه‌ها تهیه کرد. در این راستا از جمله می‌توان ایده گفت‌وگوی تمدن‌ها را یکی از مبانی همکاری قرار داد.

تهران همچنین می‌تواند مبتکر پیوستن کشورهای دیگر (مثلا آذربایجان) به عنوان عضو و یا همکار به سازمان همکاری‌های شانگهای شود.

پیوستن تهران به سازمان شانگهای به عنوان رهبر اتحاد منطقه‌ای «ایران-عراق-سوریه» از اهمیت بالای ژئوپولیتیکی برخوردار خواهد بود. اوضاع پیچیده خاور نزدیک و میانه نشان می‌دهد که سازمان همکاری‌های شانگهای نه‌تنها باید با ابراز نظر در خصوص تحولات اکتفا کند بلکه به فکر تهیه مکانیسم‌های حل و فصل مناقشات در این منطقه باشد.

از آنجا که امروز روسیه، چین، ایران و کشورهای آسیای مرکزی در تصمیم‌گیری‌های سطح سیاست جهانی به صورت انفرادی شرکت می‌کنند، امکان مقابله موثر با غرب و «استانداردهای دوگانه»، «انقلاب‌های رنگی»، نقض حقوق بین‌الملل، تمامیت ارضی، تحریم‌ها و ... را از دست می‌دهند.

فراهم کردن زمینه «دیالوگ آسیای مرکزی – ایران» با تهیه برنامه مشخص اقدامات و یا استراتژی توسعه برای 5-10 سال آتی گامی مهم خواهد بود. بر این اساس می‌توان روی پروژه «سازمان همکاری‌های شانگهای - ایران» فکر کرد و در ابتدا از بخش‌های جداگانه سازمان نظیر باشگاه انرژی، بانک توسعه، ساختار منطقه‌ای ضد تروریستی و... شروع نمود.

همچنین می‌توان نقش ایران در شورای تجاری سازمان را فعال کرد (در این شورا برنامه‌ها، نشست‌ها، همایش‌ها، نمایشگاه‌ها و... در نظر گرفته شده است). علاوه بر آن، در این شورا گروه‌های کاری مختلف در زمینه‌های مربوط به پیشرفت‌های علمی و فن‌آوری، حمل و نقل، کشاورزی، مالی، گردشگری، سیاست اجتماعی، فرهنگی و غیره فعالیت انجام می‌دهند.

شرکت در تشکیل «کمربند امنیتی» پیرامون افغانستان به شمول مبارزه با قاچاق مواد مخدر از طریق ایجاد شبکه‌های سیار و از جمله کارشناسی حائز اهمیت خواهد بود. این مسئله از آن نظر مهم و ضروری است که در کشورهای آسیای مرکزی و به خصوص قرقیزستان و تاجیکستان که از ناحیه افغانستان بیشتر آسیب‌پذیر می‌باشند، برای این عرصه در بودجه حداقل هزینه در نظر گرفته شده است. در حال حاضر فقط روسیه است که برای امنیت مرزی کشورهای عضو سازمان در این رابطه سرمایه‌گذاری انجام می‌دهد.

حالا بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود که سازمان همکاری‌های شانگهای باید اقدام به تشکیل مناطق تحت مسئولیت در زمینه امنیتی کند. در این راستا ایران می‌تواند در چارچوب اختیارات واگذارشده از سوی سازمان، بر سیستم امنیت خاور نزدیک و میانه مدیریت کند. همانند روسیه و چین منطقه آسیا و اقیانوسیه را نیز می‌توان مورد توجه داشت.

ضرورت معرفی سیمای مثبت از جمهوری اسلامی ایران (زیرا به دلیل تبلیغات غربی ایران برای بخش زیادی از مردم کشورهای مختلف به عنوان کشور بنیادگرا و حتی حامی تندروی مذهبی شامل اقدامات تروریستی دانسته می‌شود که این امر روی افکار عمومی کشورهای اوراسیایی و اعضای سازمان تاثیر گذاشته است).

مشارکت ایران در سازمان همکاری‌های شانگهای باید با ورود به سازمان بریکس تقویت شود. این اتحاد برای ایران فرصت‌های خوب سرمایه‌گذاری در بخش‌ها هیدروکربن و ایجاد کریدور حمل و نقل جنوبی را فراهم خواهد کرد. از سوی دیگر شرکت در سازمان همکاری‌های شانگهای و سازمان بریکس قادر به ارتقای ایران به جایگاه رهبری موثر منطقه‌ای خواهد بود.

انتهای پیام/ز

 

 

 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها