امروز : سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 25
۱۲:۴۱
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 110768
تاریخ انتشار: ۲۲ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۱۹:۱۹
تعداد بازدید: 5
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ،‌ ولادیمیر الکسی‌یف (Vladimir Alekseyev) در مطلبی تحت عنوان « توطئه جدید آمریکایی علیه روسیه و ایران» در ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ،‌ ولادیمیر الکسی‌یف (Vladimir Alekseyev) در مطلبی تحت عنوان « توطئه جدید آمریکایی علیه روسیه و ایران» در تارنمای ایران رو نوشت:‌ هدف کلیدی راهبرد جدید آمریکا علیه روسیه و ایران،‌ تضعیف و سپس ویران کردن نظام دولتی و سیاسی فعلی این دو کشور، تابع خود کردن منابع عظیم نفتی و گازی فدراسیون روسیه و جمهوری اسلامی ایران و تبدیل آنها به حربه مطیع حفظ سلطه آمریکا بر اروپا و آسیا می باشد. ولی مسکو و تهران قادرند این طرح های جدید و در واقع قدیمی واشنگتن و نیز طرح های ناتو (که ناتو همان آمریکا است) را که در ولز اعلام شد، عقیم بگذارند.

در ادامه مقاله،‌ این کارشناس روس با مقایسه ‌ تدابیر فعلی دولت باراک اوباما در حق روسیه و ایران  با مفاد راهبرد ریگان در سال 1982 م نوشت:‌ در جلسه «تنگ» که راهبرد ریگان  با حضور مقامهای عالی دولت آمریکا تصویب شد حتی جرج بوش پدر معاون وقت رئیس جمهور آمریکا را برای شرکت در آن جلسه دعوت نکرده بودند زیرا او به عنوان نماینده منافع بخش نفتی ایالات متحده به اجرای آن طرح علاقه مند نبود. واشنگتن همراه با عربستان سعودی که عرضه نفت در  بازار جهانی را به سرعت افزایش داد، قیمت های نفت شوروی را به شدت تنزل داد که بهای تمام شده تولید آن برابر قیمت صادراتی گردید. «عملیات در افغانستان» هم در تضعیف کشور نقش خود را ایفا کرد ولی بیشتر از همه خط ویران گرانه عوامل روند دگرگون سازی یعنی ائتلاف گورباچف – شواردنادزه-یاکوفلف  گرده دولت نیرومند را شکست. سرانجام، اتحاد شوروی که یکی از بزرگترین امپراطوری های قرن 20 بود، بعد از چند سال بحران اقتصادی و تکان های سیاسی از نقشه جهان ناپدید شد.

الکسی‌یف نوشت:‌ آیا ایالات متحده موفق می شود این دفعه نیز آن موفقیت خود را تکرار کند؟ در ماه های اول بعد از بازگشت ولادیمیر پوتین به مقام رئیس جمهور  در ماه می سال 2012 روشن شد که واشنگتن به جای «نوسازی روابط» در حق روسیه راهبرد جدیدی طراحی کرده است. بعد از شکست سیاست تجاوزکارانه ناتو در اوکراین و در خاور میانه که یک بار دیگر نشان دهنده آغاز افول امپراطوری آمریکایی شد، زمره حاکم بر آمریکا به طراحی با شتاب خط جدیدی پرداخت. تصادفی نیست که همانند سال 1982، این دفعه در آستانه اجلاس اخیر سران ناتو در ولز و ملاقات مینسک نمایندگان اوکراین و «روسیه جدید» به منظور انعقاد آتش بس، در شرایط بسیار محرمانه جلسه بخش زبده مسئولین آمریکا با مشارکت سران سرویس های ویژه، پنتاگون و طراحان راهبرد سیاست خارجی برگزار شد. هدف این ملاقات، تصحیح خط تضعیف شدید و ویرانی و تجزیه روسیه و اتخاذ اقدامات فوری در جهت احیای حضور خود در خاور میانه بود. این طرح از سال 2012 هم به «اندیشه سمج» آمریکا تبدیل شد که معلوم گردید که ر‌وسیه تقویت شده و در سلسله مسایل اعم از سوریه، ایران، محدود کردن فعالیت نیروهای غرب گرای لیبرال در داخل فدراسیون روسیه، سپس کریمه و اوکراین نقطه نظرهای مستقل از واشنگتن را مطرح می کند. آنچه که از نظر واشنگتن به طور کامل از حد مجاز پا فراتر گذاشته است، تشکیل نهاد های جایگزین بین المللی در چارچوب بریکس و سازمان همکاری شانگهای است. واشنگتن  به خصوص نگران احتمال تشکیل محور روسیه – چین – ایران با مشارکت احتمالی هند در آینده نزدیک شد. آمریکایی ها معتقدند که این تحولات به معنی نه تنها از بین رفتن نقش جهانی آمریکا که برای آن اینقدر عزیز است بلکه از دست دادن نظارت بر منابع اساسی حامل های انرژی است که بهروزی غرب به صادرات آن بستگی دارد. همانا مسکو و خلیج فارس و به عبارت دقیق تر، فدراسیون روسیه، جمهوری اسلامی ایران، عراق، عربستان سعودی و قطر، صادر کنندگان اساسی نفت و گاز به اروپا و به بازارهای آسیایی هستند. به عبارت دیگر، ادامه توسعه و تقویت چین و هند به تحولات در روسیه و منطقه خلیج فارس بستگی دارد.

در ادامه این مقاله نویسنده معتقد است: واشنگتن که در اوکراین شکست خورد، به طور تب آلود دنبال جهت گیری های جایگزین ضربه به روسیه می گردد. با توجه به مضحک بودن اقدامات اعلام شده در زمینه افزایش حضور نظامی ناتو در اروپای شرقی در مرزهای غربی روسیه (5 هزار سرباز نیروهای واکنش سریع در لهستان، رومانی و کشورهای بالتیک)، آمریکا تصمیم گرفت تهاجم خود را از جنوب شروع کند که این تهاجم آنجا در سال 2013 شکست خورده بود چرا که غرب نتوانست رژیم بشار اسد را سرنگون کند که روسیه و ایران دوشادوش همدیگر برای دفاع از آن بر خاستند. بنا بر این، این دفعه محور تعرض آمریکا و ناتو که با آمریکا یکی است، دوباره به خاور میانه منتقل می شود و این دفعه ایران و عراق به هدف آن تبدیل می شوند. اگر ایران بعد از رفع تحریم ها و عراق بعد از تثبیت اوضاع به عنوان بزرگترین صادر کنندگان نفت و گاز خاور میانه وارد بازار جهانی شوند، تا سال های 2020-2018 (که آنها خواهند توانست هر روز 20 میلیون بشکه نفت صادر کنند، چه رسد به گاز)، نقش کشور غرب گرای عربستان سعودی که امکانات صادراتی آن از حد 11-10 میلیون بشکه در روز نخواهد گذشت، به طور چشمگیری کاهش خواهد یافت. نقش منطقه ای ایران در بعد سیاسی هم افزایش می یابد و ایران همزمان خط مستقل از غرب را دنبال می کند، برنامه هسته ای صلح آمیز خود را توسعه می دهد و آرزو دارد عضو بریکس و سازمان همکاری شانگهای شود.

در این خصوص الکسی‌یف نتیجه می گیرد که « تدابیر فعلی آمریکایی یعنی بی ثباتی کامل اوکراین، تحریم های اقتصادی و مقابله با ساخت خطوط لوله انتقال گاز، به طور تقریباً کامل رئوس راهبرد ریگان در جهت ویران شوروی را به صورت به روز شده تکرار می کند. ولی این راهبرد کفایت نکرد زیرا کی یف قادر نشد از راه نظامی مقاومت «روسیه جدید» را سرکوب کند و بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا نخواستند به طور کامل زیر بار واشنگتن بروند تا بازار روسی و گاز روسی را از دست ندهند. علت دیگر ناکامی راهبرد آمریکا این است که بدون ایران، عراق و سوریه نمی توان مسیر جایگزین «جریان جنوبی» را ایجاد کرد. امکانات کشور نیم وجبی آمریکا گرای قطر در زمینه گاز تغلیظ شده حتی برای تنزل قیمت گاز روسی در اتحادیه اروپا کفایت نمی کند. تزریق نیرومند گاز ایرانی به اروپا از بزرگترین میدان گازی «پارس جنوبی» و آغاز صادرات گاز از عراق که برای سال 2016 برنامه ریزی شده است، امر دیگری است.»

نویسنده در بخش دیگری نوشت:‌ ولی ایالات متحده در روابط با ایران و عراق خود را به بن بست انداخته و ایران را به خاطر برنامه هسته ای مورد تحریم های مالی و اقتصادی قرار داد و مبانی دولت عراق را بعد از اشغال آن در سال 2003 ویران نمود.  و حالا غولی به نام «دولت اسلامی عراق و شام» («دولت اسلامی» فعلی) که به کمک آمریکا، ناتو، ترکیه و رژیم های وهابی عربستان برای سرنگونی بشار اسد در سوریه ایجاد شده بود، در ماه ژوئن سال جاری به عراق منتقل شده و نزدیک بود بغداد را به تصرف خود در آورد و همزمان تشکیل خلافت اسلامی را اعلام کرد. تنها کمک سریع و کارآمد ایران و روسیه دولت نوری المالکی نخست وزیر وقت عراق را از فروپاشی کامل نجات داد.  ولی در جلسه فوق العاده محرمانه چند روز اخیر در واشنگتن تصمیم گرفته شد از اسلام گرایان خاور میانه برای تحریک افراطی گری و جدایی طلبی در شمال قفقاز روسیه استفاده شود و به این منظور تروریست های روسی الاصل از عراق و سوریه به این مناطق رانده شوند و نیز تلاش ها برای بی ثبات کردن مناطق مسلمان نشین دیگر روسیه (سواحل رود ولگا، شهرهای بزرگ) به منظور ایجاد نیروی جدید در چارچوب ستون پنجم عمومی روسیه به عمل آید. همزمان قرار شد به منظور جدا کردن ایران از روسیه و تضعیف همکاری بغداد با مسکو در زمینه انرژی (طرح های تولید نفت با مشارکت شرکت های روسی «گازپروم نفت» و «لوکویل») کوشش به عمل آید.

در بخش دیگری از این مقاله نویسنده معتقد است:‌ کاخ سفید از اندیشه سرنگونی نظام فعلی ایران دست کشیده و سیاست فاسد کردن درونی آن از طریق غربی کردن نخبگان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جمهوری اسلامی، تشویق مخالفان داخلی برای تضعیف قدرت مقامات فعلی کشور و تحریک تنش های قومی فارس ها با آذربایجانی ها، کردها و بلوچ ها را برگزیده است. ایالات متحده با استفاده از ناتو به عنوان یک نوع پوشش بین المللی، تصمیم مبنی بر بیرون راندن ایران از عراق، تغییر مقامات فعلی عراق بعد از کنار رفتن نوری المالکی از مقام نخست وزیر و وادار کردن آنها به ترک گرایش به تهران و توسعه روابط با فدراسیون روسیه و روی آوردن به غرب، سالم سازی روابط با عربستان سعودی و پادشاهی های سنی حاشیه خلیج فارس را اتخاذ کرده و به مورد اجرا گذاشته است. به گمان طراحان راهبرد واشنگتن، همه این اقدامات همراه با توسل به زور نظامی به بهانه مقابله با تروریسم «دولت اسلامی»، امکان تقویت قابل توجه حضور نظامی آمریکا و برخی متحدان آنها (انگلیسی ها، استرالیایی ها و لهستانی ها) در عراق را فراهم خواهد کرد. علاوه بر نیروی هوایی، در آینده نیروی زمینی هم آنجا مستقر خواهد شد تا جنگ علیه سوریه به بهانه مبارزه با تروریسم از شرق شروع شود.

واشنگتن هم اکنون آماده است بمباران های سوریه را در مناطق استقرار دسته های «دولت اسلامی» شروع کرده و کمک نظامی به «ارتش آزاد سوریه» به مثابه مخالفان شبه لاییک را از سر گیرد. در جلسه محرمانه مذکور در واشنگتن به این نتیجه رسیدند که  به منظور پیشگیری از ساخت خط لوله «جریان جنوبی» به کمک ایران باید به جای ساخت ظرفیت های تغلیظ گاز در ایران با پول غربی (که این کار پر هزینه است  و وقت می برد)، به ساخت خط لوله انتقال گاز از ایران با دریافت گاز قطری از میدان مشترک پارس جنوبی – میدان شمالی پرداخت. بعد از آن می توان گاز عراقی را به این خط لوله جلب کرد و از راه سوریه به ساحل مدیترانه و از آنجا به اروپای جنوبی یا از سوریه به ترکیه و از آنجا به بالکان منتقل کرد.

این طرح می تواند با هزینه های نه چندان بالا به سرعت اجرا شود. فقط باید قبل از آغاز این کار در ایران، عراق و سوریه رژیم های آمریکایی برقرار کرد که این کار بدون توسل به زور، خرابکاری ها، فعالیت تخریبی استفاده از پول عربستان سعودی، قطر، امارات و کویت ممکن نیست. لذا باید برای جنگ ها و «انقلاب های» جدید در خاور نزدیک و میانه آماده شویم که می توانند نه تنها «رنگین» اسلامی بلکه غربی لیبرال باشند. ایران هدف اساسی آنهاست. آمریکا بدون عوض کردن رژیم حاکم بر تهران نمی تواند طرح راهبردی جدید خود را عملی کند که بر اندیشه های قدیمی دوران رونالد ریگان استوار است. در واقع این طرح تازگی ندارد.

ولادیمیر آلکسی‌یف در بخش دیگری از مقاله خود این سوال را مطرح می کند که در حال حاضر چه کسی راهبرد علیه روسیه و ایران را طراحی و عملی می کند؟ و در پاسخ نوشت:‌ یکی از این اشخاص، جان برنان مدیر فعلی سازمان «سیا» است. او در گذشته رئیس شبکه جاسوسی سازمان خود در عربستان سعودی بود و از وسایل و تماس های لازم برای کار با سعودی ها برخوردار است. او ایران را هم به عنوان رقیب اساسی عربستان سعودی در منطقه خوب می شناسد. سفر وی به اوکراین نیز او را به عنوان یکی از شرکت کنندگان در گروه طراحان راهبرد فعلی واشنگتن نشان داده است. طراحان دیگر این راهبرد  شخصیت هایی نیستند که همیشه روی صفحات تلویزیون  ظاهر می شوند.

نویسنده در پایان  توصیه های به تهران و مسکو،‌بغداد و دمشق  دارد آنجا که می گوید:  در حال حاضر اصل کار برای روسیه و ایران، گسترش فوری تدابیر متقابل علیه برنامه های واشنگتن در جهت سرنگونی رژیم های حاکم بر هر دو کشور است. باید به دولت های سوریه و عراق کمک کرد که ایستادگی کنند. روسیه و ایران همزمان باید محور مؤثر خود در بخش انرژی را به وجود آورند که بتواند بازار های جهانی و منطقه ای حامل های انرژی را به نفع خود نگه دارد. مسکو و تهران باید درک کنند  که ایالات متحده و ناتو از این به بعد همه وسایل تأثیر گذاری عقیدتی و اقتصادی را برای تفرقه انداختن بین روسیه و ایران و سرکوب کردن آنها به تنهایی به کار خواهند انداخت. تنها وحدت مایه توانمندی است. وقت برای تفکر و تأمل باقی نمانده است. فقط برای اقدامات قاطعانه مشترک وقت باقی مانده است.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار