امروز : یکشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 July 22
۰۰:۴۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 111205
تاریخ انتشار: ۲۴ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 58
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، محمدحسن ابوحمزه یکی از نویسندگان ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در خصوص قتل یک

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، محمدحسن ابوحمزه یکی از نویسندگان ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس در خصوص قتل یک آمریکایی توسط داعش داستانکی با عنوان « آخرین آرزوی هالیوودی استیون جویل ساتلوف»، نوشته و در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داده است که در ذیل آن را می‌خوانید:

«آخرین آرزوی هالیوودی استیون جویل ساتلوف»

تیغه تیز و برنده چاقو گلویش را سوزاند. آب دهانش را که قورت داد، چاقو بیشتر به پوستش فشار آورد، سوزش بیشتری حس کرد. اشعه نور خورشید در یک سرزمین گرم آسیایی باعث شد تا استیون چشمانش را بست از آمدن بمب افکن‌های «ب پنجاه و دو» هم ناامید شد.

آرزو کرد آن لحظه تام کروز از راه می‌رسید، مرد سیاهپوش داعشی را چون پر کاهی به طرفی پرت می‌کرد. او در این فرصت بند دستانش را پاره می‌کرد. اسلحه‌ای را که «آنجلیا جولی» برایش می‌انداخت روی هوا می‌گرفت و فریاد می‌زد:

- خون اول رو اونا ریختند، نه من... خون اول رو اونا ریختند.

 





 

سه نفری پشت به پشت هم آماده نبردی نابرابر با گروهی از مردان مسلح سیاهپوش می‌شدند.

تام با آرنج به پهلوی جولی می‌زد به خیل مردان سیاهپوش اشاره و فریاد می‌کشید:

- هی رفیق تقسیم کنیم، آفریقایی‌ها مال تو، اروپایی‌ها مال استیون، آمریکایی‌ها مال من.

لحظاتی بعد جوی خون داغ و غلیظی روی زمین به راه افتاد. صدای نفس‌هایی که از خرخره‌ای با فوران خون بیرون می‌زند، شنیده شد. دستی، سری خونین را روی بدنی نارنجی پوش گذاشت. استیون فرصت نکرد در خیال خود از تام و جولی بپرسد تعطیلات آخر هفته را کجا سپری می‌کنند. آخرین آرزوی «استیون جویل ساتلوف» آن اطراف برای خودش پرسه می‌زد.

محمدحسن ابوحمزه

23 شهریور سال 93

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار