امروز : جمعه ۴ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 24
۱۰:۵۳
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 113123
تاریخ انتشار: ۲۹ شهریور ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 14
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، آذرخش مکری در سی و چهارمین همایش از مجموعه همایش ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، به نقل از روابط عمومی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، آذرخش مکری در سی و چهارمین همایش از مجموعه همایش های علمی اعتیاد و آسیب های روانی، در مقاله خود تحت عنوان «نگاهی به اصول پایه در وسوسه» گفت: وسوسه، موضوع پیچیده ای است و در 50 سال اخیر، 10 هزار مقاله درباره آن در جهان نوشته شده است که 60 درصد این مقاله‌ها مربوط به سالهای اخیر یعنی از سال 2000 میلادی تاکنون است.

 وی به ریشه این لغت در تاریخ کشور ترکیه اشاره کرد و افزود: ریشه این لغت به پیش از قرن 18 میلادی و بیان علائم وسوسه در پادشاهی به نام تانتالوس (Tantalus) در منطقه از ترکیه برمی گردد که به نظر می آید منشاء شکل گیری لغت "Tantalize" در زبان انگلیسی نیز باشد.

مکری اظهار داشت: در قرن 18 نیز نوشته هایی در مورد وسوسه شکل می گیرد که در مورد الکلی هاست تا اینکه در اوایل قرن 20 میلادی، فردی به نام  «Elvin Jellinek» سؤالاتی مطرح می کند که تعریف وسوسه چیست، آیا قابل اندازه گیری است، آیا بین وسوسه، عود و اعتیاد ارتباطی وجود دارد، آیا مداخله در آن به بیماری کمک می کند.

این متخصص حوزه بهداشت روان اظهارداشت: در همان زمان تعریفی از وسوسه با عنوان، تجربه درونی برای میل به مصرف مواد یا انجام یک فعل ارائه می‌شود که مورد قبول روانپزشکان و انجمن های علمی قرار می‌گیرد.

این استاد روانپزشکی، وجود 3 نکته را در این تعریف گوشزد کرد و افزود: در این تعریف 3 نکته وجود دارد، اول اینکه وسوسه آگاهانه است، نکته دوم این است که در آن نوعی میل یا کشش وجود دارد، همچنین معطوف به مصرف ماده یا عملی خاص است.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، با طرح این سؤال که چگونه می توان وسوسه را اندازه گیری کرد، گفت: این سؤال برای دانشمندان و صاحبنظران مطرح بود که وسوسه، بسیط است یا مرکب، یعنی اجزای مختلف دارد یا فقط یک جزء دارد، بسیاری معتقد بودند که بسیط است و برخی نیز بر داشتن اجزاء آن تاکید داشتند.

وی افزود: آنچه که بعداً دانشمندان به آن رسیدند که مهم است بدانیم،  این است که آیا وسوسه، پدیده‌ای مرتب است یا ادواری، وسوسه هنگام مصرف یا زمان قطع مصرف چقدر است، آیا وسوسه، با نشانه یا اتفاقی، بالا می رود، حداکثر وسوسه ای که تجربه می کنی چقدر است، و در پی این سؤالات، نظریه های مختلف درباره وسوسه، در جهان شکل گرفت.

وی به نقل از فردی به نام Isbell ، اولین طبقه بندی برای وسوسه را در 2 بخش، سمبلیک و غیرسمبلیک بیان کرده و توضیح داد: در وسوسه غیر سمبلیک وقتی کاهش مواد در بدن اتفاق می افتد، علائم محرومیت بروز کرده و سپس وسوسه به سراغ فرد می آید، اما در وسوسه سمبلیک شرایطی هم وجود دارد که فرد پاک شده و ماده‌ای در بدن نیست، علائمی هم وجود ندارد ولی وسوسه بروز می‌کند.

این روانپزشک افزود: بنابراین شخصی به نام Wikler نظریه ای را ارائه داد که بر اساس آن وسوسه، چیزی جز شرطی شدن به علائم خماری، نیست و کاربردهای درمانی این نگرش نیز کنترل علائم محرومیت به عنوان ابزار کنترل وسوسه و دوری از نشانه‌های شرطی شده است .

وی نظریه تکمیل شده آن را از قول شخصی به نام Collin

Drummond بیان کرد که با ایراداتی جدی به نظریه قبلی، همراه بود که بین علائم محرومیت و شدت وسوسه ارتباط زیادی وجود ندارد،  عجیب تر اینکه بین وسوسه و عود ارتباط ضعیفی وجود دارد، و اگر وسوسه، با حالت خماری همراه باشد، باید حال فرد، بد باشد، اما برای برخی، وسوسه لذت بخش و معرف حال خوب است.

 در واقع نظریه تکمیلی این بود که فقط خماری نیست که حالت شرطی را ایجاد می کند بلکه سرخوشی هم حالت شرطی ایجاد می کند.

عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران، به نقل از دانشمند دیگری به نام  Beck که در پاسخ به این تناقضات نظریه خود را ارائه داد، گفت: از نظر Beck، چهار نوع وسوسه وجود دارد؛ وسوسه‌ای که ناشی از علائم محرومیت است، وسوسه ای که ناشی از خلق پائین است، وسوسه‌ای که پاسخ شرطی شده به نشانه هاست و وسوسه ای که پاسخ به امیال لذت بخش یا مخلوط کردن مواد و رابطه جنسی است.

  مکری، تمام نظریه های مطرح شده را در قالب شرطی شدن وسوسه دانست و افزود: ایرادی به این نظریه ها وارد آمد که عده‌ای معتقدند چرا اگر فرد تصمیم بگیرد که مصرف نکند، وسوسه نمی شود.

 وی سپس، نظریه  Gordon Alan Marlatt  را مطرح کرد و اظهار داشت: این محقق معتقد بود که وسوسه فقط یک نشانه است و پدیده اصیلی نیست، نوعی دلیل تراشی شناختی برای توجیه عود است و نه لازم و نه کافی برای عود است بلکه یک بیان کلامی توخالی است.

 این متخصص حوزه بهداشت روان افزود: همچنین این دانشمند معتقد بود که 2 عامل در وسوسه، نقش دارد؛ انتظار نتیجه و انتظار کارآمدی، ولی همزمان نظریه مکمل آن ارائه شد که توسط دو نظریه پرداز به نامهای Stanley Schachter  و Jerome Singer  مطرح شد.

بر اساس نظریه این 2، افراد احساسهایی که دارند، برچسب هایی است که بر حالتهای درونی می گذارند ولی این برچسب ها ناشی از محیط است یعنی وسوسه، چیزی نیست جز نامی که ما به حالت‌های درونی خودمان می دهیم.

وی در توضیح این نظریه، گفت: معتادان، تغییرات بدنی خود و برانگیختگی همراه آن را با توجه به شواهد محیطی، باورها و پردازش های شناختی به عنوان وسوسه تلقی می کنند.

 این روانپزشک تأکید کرد: بر اساس نظریه‌هایی که بیان شد، اصولاً ما مجموعه ای از مفهوم وسوسه در اعتیاد داریم که شامل؛‌ محرکهای مرتبط با مواد، خلق مثبت، منفی، نکته ها، انتظارات مثبت از مصرف مواد مخدر، واکنش ها و غیره می شود.

وی خاطر نشان کرد: وسوسه، برخلاف تصور برخی افراد، که فکر می کنند، پدیده ساده ای است، در واقع تعامل پیچیده‌ای از شرطی شدن، کارآمدی، انتظاری که فرد از خود دارد و تغییرات فیزیولوژیک، که  با توجه به توانمندی فرد، منجر به مصرف می شود است.

 همایش علمی اعتیاد و آسیب های روانی با عنوان  وسوسه به همت مرکز تحقیقات سوء مصرف و وابستگی به مواد دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، در سالن شهید احمدی روشن این دانشگاه برگزار شد.

 این سمپوزیوم ، سی و چهارمین همایش از مجموعه همایش های علمی یک روزه اعتیاد و آسیب های روانی بود که با حضور جمع زیادی از روانشناسان، روانپزشکان، پزشکان، مشاوران، مددکاران و مسئولان مراکز درمان و بازتوانی معتادان برگزار شد.

 هدف از برگزاری این همایش ها که در آخرین پنجشنبه هر ماه، پیرامون موضوعی خاص در حوزه  اعتیاد برگزار می شود، ارتقای سطح علمی متخصصان و دست اندرکاران برنامه اعتیاد و کاهش تقاضا است که با اختصاص  25/4 امتیاز بازآموزی برای شرکت کنندگان آن همراه خواهد بود.

 همایش بعدی اعتیاد و آسیب های روانی بر اساس برنامه پیش بینی شده ، 24 مهر سال جاری (آخرین پنجشنبه مهر) برگزار می‌شود.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار