امروز : چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 August 23
۱۰:۴۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 11503
تاریخ انتشار: ۹ خرداد ۱۳۹۲ - ساعت ۱۷:۱۷
تعداد بازدید: 95
حجت‌الاسلام حمید پارسانیا معاون آموزش مجمع عالی حکمت اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در خصوص ...

حجت‌الاسلام حمید پارسانیا معاون آموزش مجمع عالی حکمت اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری پیروان موعود به نقل از خبرگزاری فارس در خصوص جایگاه اخلاق در فلسفه اسلامی اظهار داشت: اگر فلسفه به معنای خاص آن در نظر گرفته شود، اصطلاحاً متافیزیک است اما اخلاق یک علمی جدا بوده و از جمله مباحثی است که مربوط به خلقیات و ملکات نفسانی انسان است.

وی عنوان کرد: اخلاق علمی است که در زمره علوم عملی قرار می‌گیرد در حالی که متافیزیک جزو علوم نظری است و این دو علم از هم جدا هستند، البته جدا بودن این دو علم بدین معنا نیست که مناسبات و ارتباطاتی با هم ندارند چون اخلاق به عنوان یک علم جزئی، مبانی متافیزیک خود را از فلسفه می‌گیرد؛ مانند اینکه سعادت چیست و آیا انسان فقط یک موجود دنیوی است و یا جغرافیایی هستی، فقط جغرافیایی طبیعی است، این موارد مباحث اخلاقی نیست اما در اخلاق اثر می‌گذارد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: اگر فلسفه به معنای عام باشد که همان مطلق علم است از این رو اخلاق هم به عنوان یک علم مطرح می‌شود، فلسفه به معنای عام خویش یعنی دانش قرآن و علم قرآن را فلسفه می‌نامند و اخلاق هم یکی از علوم قرآنی است.

وی در پاسخ به اینکه آیا مسئله اخلاق در فلسفه اسلامی بعد از فلسفه غرب به ایران اهمیت پیدا کرده است، تصریح کرد: خیر، اگر منظور از فلسفه، فلسفه مدرن غرب باشد اخلاق، علمی مدون است و اولین کتاب‌ها در این زمینه از قرون چهارم - پنجم ترجمه شده است اما اگر مراد ما از فلسفه غرب، فلسفه یونان است بله در یونان، اخلاق به عنوان یک علم مطرح بوده و ارسطو کتابی دارد که جزو علوم عملی است همان طور که در یونان ریاضیات هم وجود داشت و آنها در طرح این مسئله به عنوان یک علم مستقل، پیشگام بوده‌اند. 

پارسا‌نیا درباره اعتقاد برخی از افراد مبنی بر چرایی تاکید امام راحل بعد از انقلاب اسلامی بر وجه اخلاق در سیاست گفت: بحث نسبت میان اخلاق و دانش سیاسی، نسبت ذاتی است؛ یعنی رویکرد اخلاقی و رویکرد سیاسی یک فرد با هم مناسبت دارد. همچنین ارسطو نیز وقتی «اخلاق نیکو ماخوس» را نوشت در واقع مقدمه‌ای برای ورود به عرصه سیاست بود.

وی ادامه داد: بنابر این اخلاق و سیاست، هر دو دو دانش محسوب می‌شوند از این رو نوع مبادی که فرد در علم اخلاق دارد این مبادی در علم سیاست نیز اثر می‌گذارد و رفتار سیاسی هر انسانی با رفتار اخلاقی‌اش تناسب دارد.

معاون آموزش مجمع عالی حکمت اسلامی عنوان کرد: اگر اخلاق کسی فرد‌مدار بود و انسان را موجود دنیوی و این جهانی لحاظ کند دانش سیاسی او هم متناسب با همان است بدین معنا که از میان کسانی که در این حوزه سخن گفته‌اند همواره مباحث اخلاقی با مباحث سیاسی‌شان تطبیق دارد و اگر در اخلاقشان سعادت‌مدار بوده، به تعالی انسان و ابعاد ملکوتی انسان نظر دارند سیاستشان نیز منطبق بر همان است.

وی اظهار داشت: در جهان اسلام نیز دانش سیاست یا تدبیر مُدُن با دانش اخلاق، ارتباط بسیار وسیعی دارد و به دلیل اینکه انسان فضیلت اجتماعی دارد بسیاری از ملکات و فضایل اخلاقی، جز در یک اجتماع متناسب با آن شکل نمی‌گیرد. بنابر این مدینه فاضله، مدینه‌ای است که کارایی آن را مطرح می‌کند که بر مدار آن، روابط اجتماعی و غایت زندگی اجتماعی انسان طبیعت‌مدار شکل‌ می‌گیرد.

رئیس کمیسیون حوزوی شورای‌عالی انقلاب فرهنگی گفت: مدل‌هایی که در جوامع مختلف کارایی دارد براساس اخلاقی است که در هر یک از جوامع شکل می‌گیرد یعنی هر ساختار اجتماعی زمینه‌ساز پیدایش نوع خاصی از اخلاق است و هر اخلاقی، اقتضای مدلی از نظام اجتماعی را دارد؛ به طور مثال، آن تقسیم‌بندی که ارسطو برای جوامع جاهلی دارد شامل مدینه خسّت، مدینه رذایل، مدینه تقلید و ... است، که هر یک از این موارد با اخلاق خاصی تناسب دارد.
انتهای پیام/
برچسب ها:
آخرین اخبار