امروز : دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۶ - 2017 November 20
۱۳:۴۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 115324
تاریخ انتشار: ۷ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 18
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «بی وفا و پیمان شکن» واژه‌ای است که گاه به کرات از سوی طیفی از نخبگان که اتفاقا تریبون‌های رسانه‌ای ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «بی وفا و پیمان شکن» واژه‌ای است که گاه به کرات از سوی طیفی از نخبگان که اتفاقا تریبون‌های رسانه‌ای قابلی را در اختیار دارند، درباره همسایه قدرتمند شمالی ایران بیان می‌شود؛ بی‌تردید روس‌ها آدم‌های جایگاه رشک برانگیزی در حافظه تاریخی ایرانیان ندارند.

جدا کردن تکه‌هایی ارزشمند از خاک ایران درجنگ‌های دوگانه ایران و روس در زمان فتحعلی خان قاجار، حاکم کردن یک دیکتاتوری اقتصادی، دخالت مکرر در اور داخلی ایران با استفاده از بازوی نظامی قرزاق‌ها و حتی در این اواخر فروش جنگ افزارهای پیشرفته به حکومت بعثی عراق هر کدام زخمی بر تاریخ ایران گذاشته که به طور حتم بخش اعظم آن ها التیام نیافته اند.

*«بی وفا»های سرد مزاج

هرگاه مقامی روسی به ایران سفر کرده است یا صاحب منصبی ایرانی پای به سرزمین خرس ها گذاشته است، این سئوال مطرح شده است، پیمان بستن با بی‌وفایان چه منفعتی برای کشور دارد و غرب با همه ضدیت تاریخ قابل اطمینان تر است.

حالا حسن روحانی رییس جمهور دولت یازدهم ایران که برای اولین بار پا بر دیار روس گذاشته و چندی پیش قراردادی پرو پیمان را چندی پیش با نمایندگان اقتصادی آن ها به امضا رسانده چه در ذهن دارد که برای بار سوم می رود تا با مصاحفه‌ای کند و پای میز میزبانی کرملین در کرانه خزر بنشیند؟

*از کاپیوتالاسیون تا رهایی

روس ها و ایرانی ها دلیل زیادی برای دشمنی با یکدیگر داشتند و سپاهیان تزارها بارها به پیروی از فرمان پطر کبیر که بیشتر به افسانه هم می ماند تا دروازه های تهران پیش آمدند و قاجارها به رسم لرز و ترس امتیاز به بریتانیای کبیر دادند که مبادا قربانی خشم خرس شوند.

چلانده شدن ایران تا به آنجا پیش رفت که «شیر آسیا» دو تکه شد و جنگ جهانی اول هم زمینه ساز اشغال تکه بالایی شد اما در این میان انقلاب کمونیستی 1917 همه چیز را برگرداند.

زیمنوف، کامنوف و لنین رهبران انقلاب کارگری در نامه‌ای تمام معاهده‌های قبلی را کان لم یکن دانسته و خواستار روابط نوینی با ایران شدند. این نامه و مذاکرات بعدی به امضای قرارداد 1921 بین ایران و اتحاد جماهیر شوروی انجامید که عملا نسخه اجرایی همان نامه محسوب می شد، گرچه این بار نیز روس ها حق دخالت نظامی در ایران را در صورت تهدید سرحدات شوروی برای خود از سوی قوای ثالث مستقر در ایران را برای خود محفوظ نگه داشتند.

* برابری پنجه‌های شیر با چنگال‌های روسی

از محل امضای قرارداد 1921 در مسکو تا ضیافت سران کشورهای حاشیه خزر در آستارا خان بیش از نود سال گذشته و تاریخ فراز و نشیب های فراوانی به خود دیده است.

ایران و روسیه هم چنان با هم همسایه اند اما به طور حتم می توان گفت که این بار قدرت پنجه های شیر با  تیزی چنگال خرس روسی کوس برابری می زند.

گذشته از اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم و البته طمع استالین برای تجزیه ایران جهت بهره مندی از ذخایر نفتی شمال ایران که با دیپلماسی هوشمندانه قوام السلطنه در استفاده از رقابت سرسختانه ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ناکام ماند، ایران و همسایه شمالی خود برخورد نظامی با یکدیگر نداشته اند.

در مقابل همکاری دو جانبه رشد روز افزونی داشته است و می رود تا با قراردادی 70 میلیارد دلاری به یک دوران جدید وارد شود، اما آیا هنوز هنوز روس یار بی وفا هستند.

*نگاه به ایران از دریچه رقابت با قدرت‌های بزرگ

واقعیت آن است که روس ها همواره به ایران از دریچه رقابت تاریخی خود با قدرت های جهانی نگریسته اند. زمانی این قدرت جهانی امپراطوری بریتانیا بود و زمانی دیگر ایالات متحده آمریکا و هرگاه نبرد قدرت ها آرام گرفته است، ایران نیز به آرامی از محاسبات روس ها کنار رفته است.

این مسئله به راحتی می تواند سیاست بی وفایی ها روس ها را توجیه کند. برژنف حاضر بود تا در مقابل غرب به ایران کارخانه ذوب آهن بفروشد تا موشک های هسته‌ای ژوپیتر در ایران جای نگیرد و البته در دهه نود با باز فروپاشی شوروی و باز شدن دست در دوستی بین روسیه و آمریکا قرارداد گور- چرنومردین امضا می شود تا تا تحویل سلاح‌های دفاعی به ایران محدود شود.

ایران از نگاه روس ها چنان قدرتمند نبود که بتوان با آن به عنوان یک قدرت مستقل تعامل کرد و یا آن را به رسمیت شناخت، پس غربی ها در نگاه کلان در الویت قرار داشتند.

*قدرتی که حالا هست

اما با آغاز دهه اول قرن بیستم و تحولات در نظم منطقه‌ای تمام این باورها دگرگون شد. ایران با سقوط حکومت بعث عراق و شکست‌های مداوم رژیم صهیونیستی از گروه‌های مقاومت تحت حمایت خود به یک قدرت منطقه‌ای تبدیل شد.

رژیم‌های حاکم عربی در منطقه یکی پس از دیگری با ساختارهای پوسیده و با گسترش اعتراضات مردمی در قالب بیداری اسلامی سرنگون شدند و از سوی دیگر ایران با نظامی مردم سالار به عنوان سدی محکم در مقابل گسترش تروریسم در منطقه عمل کرده است.

حمایت ایران از رژیم قانونی دولت سوریه و بسیج امکانات محور غربی- عربی که در نهایت با ناکامی آنان روبه رو شد به روسیه ثابت کرده است که ایران دیگر کشوری نیست که بتوان آن در قالب رقابت قدرت های بزرگ تر در نظر گرفت.

روحانی نه همانند پیشینیان قاجار و پهلوی خود بلکه به عنوان رییس جمهور یک قدرت منطقه ای که به صورت دوفاکتور از سوی کشورهای غربی قدرتی هسته‌ای شناخته شده، به روسیه قدم می‌گذارد.

*معامله 70 میلیارد یورویی که غرب را نگران کرد

دیدار روحانی و پوتین در حاشیه اجلاس سران کشورهای حاشیه خزر سومین دیدار مستقیم این دو در طول یک سال گذشته محسوب می شود که عملا رکوردی در تاریخ دیدارهای دو کشور است.

ایران و روسیه پیش از سفر روحانی قراردادی دو جانبه به ارزش 70 میلیارد یورو امضا کردند که بزرگترین قرار اقتصادی در طول تاریخ حیات جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.

این قرارداد شامل طیف وسیعی از تبادل کالا و خدمات محسوب می شود که مهم‌ترین قسمت آن فراهم کردن روزانه 500 هزار بشکه نفت به روسیه و تامین نیازهای مالی ایران از طریق فاینانس پروژه‌های عمرانی محسوب می شود.

این قرار تبعات گوناگونی در پی دارد که مهم‌ترین آن احساس خطر آمریکا به عنوان بانی اصلی تحریم های اقتصادی است که بارها و به انحاء گوناگون از زبان وزیر امورخارجه و مقامات وزارت خزانه داری این کشور بیان شده است.

*محور تهران-روسیه شکل می گیرد

از سوی دیگر تحریم های یک جانبه آمریکا و غرب علیه روسیه، محور اقتصادی تهران مسکو را برای همکاری اقتصادی مستحکم تر می سازد، محوری که احتمالا تا چندی دیگر به پکن در شرق دور وصل شود.

جدا از خیال بافی‌های معمول می‌توان انتظار داشت که اتحاد اقتصادی تهران-مسکو به زودی به عنوان یک قدرت مستقل در جهان ایجاد شود که به طور حتم مخالفان قدرتمندی به خصوص در غرب خواهد داشت.

*خزر بالاخره قسمت می شود

اما جدا از روابط دو جانبه ایران و روسیه، بهانه اصلی حضور روحانی در آستاراخان روسیه شرکت در اجلاس همسایگان این دریاچه است.

رژیم دریای خزر سال ها است که در حال بررسی و مذاکره قرار دارد و عدم به توافق رسیدن بر سر آن تبدیل به مشکلی مهم برای استخراج منابع زیر زمینی این دریاچه مهم  شده است.

سأله تقسیم خزر در واقع پس از فروپاشی شوروی سابق و ظهور دولت جدید در حاشیه دریای خزر اهمیت یافته است. موضوعی که بر این اهمیت افزوده، یافتن منابع قابل توجه نفت و گاز در دریای خزر است. این منابع از یک طرف برای کشورهای حاشیه خزر- بخصوص کشورهای تازه تاسیس قزاقستان، ترکمنستان و جمهوری آذربایجان- که در پی ساختن و پیشرفت کشورهایشان هستند مهم است و از طرف دیگر از بابت منابعی که در کنترل کشورهای عربی نیست و خارج از حوزه اوپک قرار می گیرد، برای کشورهای اروپائی و آمریکا مهم است.

*کلیدی برای حل تمام مشکلات

عدم توافق روی نظام حقوقی دریای خزر باعث شده است که بسیاری از مسائل مرتبط با این حوزه آبی بلاتکلیف بماند. این امر باعث می شود که مدیریت مسائل مربوط به این منطقه، مثل ملاحظات مربوط به کشتیرانی، ماهیگیری، پرواز بر فراز منطقه، حفاظت محیط زیست و جلوگیری از آلودگی، استفاده های احتمالی نظامی، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر و جرائم سازمان یافته دیگر و غیره بصورت مناسبی صورت نگیرد..

از این رو نشست رهبران کشورهای ساحلی دریای خزر که به زودی در روسیه برگزار می شود در صورت تلاش برای دستیابی یا دست کم تسریع در به دست آمدن یک رژیم حقوقی تازه، بسیار اهمیت دارد.

این نشست می تواند همان کلید نهایی برای حل مشکل قدیمی باشد که سال ها است کشورهای حاشیه این دریاچه به انتظار حل آن نشسته اند.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها