امروز : یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 11
۰۷:۲۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 115442
تاریخ انتشار: ۷ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 11
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -گروه فرهنگی: نخست) اینکه هنر چیست و اساسا هنر و دین چه رابطه‌ای با یکدیگر دارند، مقوله‌ای است که همواره ذهن جامعه ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; -گروه فرهنگی: نخست) اینکه هنر چیست و اساسا هنر و دین چه رابطه‌ای با یکدیگر دارند، مقوله‌ای است که همواره ذهن جامعه ما را به خود مشغول داشته است. پرسش‌هایی چون نسبت‌ میان‌ هنر و دین‌ چیست‌؟ آیا اساسا مقوله‌ای‌‌ به نام "هنر دینی" وجود دارد؟ و یا اینکه معیارها و مصادیق "هنر دینی" کدام‌اند؟ نخستین پرسش‌هایی است که پاسخ به آنها می‌تواند، رابطه میان هنر و دین و بالطبع نسبت ما با این مقوله مهم و تاثیرگذار را شفاف سازد.

دوم) مقوله تربیت، در علومی چون روانشناسی و جامعه شناسی و همچنین مباحث دینی، همواره فصل مهمی را به خود اختصاص داده است. آنچه از برآیند نظریات متفاوت این حوزه حاصل می شود آنکه اساسا منظور از تربیت انسان، به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه او است و چون کمال هر موجودی در شکوفایی و به فعلیت رسیدن استعدادهای بالقوه او می‌باشد، لذا در صورتی که انسان در یک نظام تربیتی صحیح پرورش یابد، به کمال خود خواهد رسید. از اینجا می‏توان دریافت که هدف نهایی از تربیت انسان چیزی جز به کمال رسیدن او نیست؛ اگر چه کمال و شکوفایی انسان در مکاتب مختلف تعابیر متفاوتی دارد.

در نظام دینی، سعادت بشر در گرو برآورده شدن تمام نیازهای اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی، سیاسی، فردی و اجتماعی انسان دانسته شده و در عین تأکید فراوان بر اهمیت امور معنوی و ایمان و اخلاق و فضایل انسانی، به جنبه‌های مادی و طبیعی بشر نیز توجه خاصی مبذول داشته است. زیبایی از کمالاتی است که همچون دیگر کمالات دوست داشته می‌شود. هر انسانی بدون نیاز به آموزش و فقط به اقتضای فطرت کمال‌دوستی و کمال‌جویی، دوست‌دار زیبایی است. با توجه به نقش مهم زیبایی در هنر می‌توان به ارتباط هنر با فطرت زیبا دوست آدمی پی برد اگر چه در نحوه این ارتباط جای درنگ است.

سوم) هنر، تبیین زیبای مفاهیم واقعی یا خیالی است و هنرمند، کسی است که به زیبایی، مفاهیم ذهن خود را تبیین می کند. در واقع هنرمند با آفرینش زیبای باورها و آمال خود در قالب های مختلف، ذهن و دل مخاطبان را به فضای آرزوهای مورد نظر خود می کشاند. هنرمند به حکم عقل خود ملزم به سپاسگزاری از کسی است که به او نعمت بخشیده است و شکر این نعمت با به کار گرفتن آن در راه اعتلای ارزش های انسانی ممکن می شود. آرمان های بلند انسانی همچون کرامت بخشیدن به انسان ها، برقراری عدالت اجتماعی، گسترش آزادی در اندیشیدن و عمل کردن البته در چارچوب رعایت حقوق دیگران وقتی در قالب های زیبای هنر عرضه شوند، شور می آفرینند و جامعه بشری را به سمت و سوی تحققشان برمی انگیزند.

چهارم) به رغم تلاش های زیادی که تاکنون در عرصه فرهنگ و هنر کشور صورت گرفته است لکن از آنجا که اساساً مسیر، صحیح انتخاب و طی نشده است، هنر کشور با هدف مطلوب خود فرسنگ ها فاصله دارد. اما اینکه چه عواملی باعث ایجاد و گسترش چنین انحرافاتی شده است، نیاز به دقت نظر بیشتری دارد که در ادامه به بخشی از آنها پرداخته می شود.

از مهمترین عوامل ضعف و شکست در عرصه هنر، می توان به موضوع نداشتن یک نقشه راه مدون فرهنگی و سیاست مشخص در این حوزه اشاره کرد که این موضوع به نوبه خود به ناکارآمدی سیاست گذاران و همچنین مدیرانی بازمی گردد که در طول سه دهه گذشته در راس مراکز فرهنگی قرار داشته اند و در نتیجه به اعمال سلیقه های شخصی در حوزه های مختلف فرهنگی و هنری پرداخته اند.

به عبارتی پس از گذشت سی و چندی سال از پیروزی انقلاب اسلامی تعریف واحد و دقیقی از فرهنگ و هنر متعالی مورد نظر انقلاب وجود ندارد که براساس آن دستگاه ها و نهادهای فرهنگی، بتوانند برنامه ریزی دقیق و مدونی برای تحقق اهداف خود داشته باشند. خب منطقی است، وقتی تعریف جامع و مانعی از یک موضوع نداشته باشیم، نمی توانیم طرح جامعی برای دستیابی به اهداف کلان مورد نظر آن طراحی کنیم. این موضوع باعث می شود که سیاست های هنری کشور در حوزه های مختلف، با عزل و نصب مسئولان تغییر اساسی و بنیادی نماید.

به یقین ریشه این مشکلات را باید در مسئولانی جستجو کرد که در طول این سال ها مناصب فرهنگی و هنری کشور را اشغال کرده اند. با ادای احترام به تمامی مدیرانی که در طول سال های پس از انقلاب در راس مراکز فرهنگی خدمتگزاری کرده اند باید اعتراف کرد بسیاری از این عزیزان اساساً یا نسبتی با فرهنگ و موضوع های فرهنگی نداشته اند یا با تصمیم های اشتباه خود که آن نیز نشات گرفته از بی اطلاعی آن ها از عرصه فرهنگ بوده است، لطمات جبران ناپذیری به عرصه فرهنگ و هنر کشور و بالطبع هنرمندان و فرهنگیان وارد آورده اند.

به عنوان مثال تصمیم نابجای دولت آقای میرحسین موسوی در تعطیلی ویدئو کلوپ ها در دهه شصت به سهم خود، لطمه جبران ناپذیری به فرهنگ و هنر کشور وارد کرد که عواقب آن همچنان دامنگیر جامعه است. در دهه نخست انقلاب، ویدئو کلوپ ها نقش عمده ای در سرگرم ساختن جامعه و ایجاد فضای سالم در بهره برداری از فضای شبکه خانگی را برعهده داشتند. با تعطیلی کلوپ های ویدئویی از یک سو بخش مهمی از سرگرمی مردم حذف شد و از سوی دیگر جامعه به سمت استفاده از فیلمهای غیر مجاز و بالطبع با صحنه های غیراخلاقی گرایش پیدا کرد. در واقع با این تصمیم نابجا، دولت نه تنها اشتیاق مردم در تماشای تولیدات سینمایی را کاهش نداد بلکه نادانسته آنها را به سوی استفاده از تولیداتی با محتوای کاملا مغایر با ارزش های جامعه رهنمون ساخت.

البته موضوع به این جا ختم نمی شود مروری بر وضعیت تعطیلی خانه سینما نمونه دیگری از این بی تدبیری ها محسوب می شود؛ موضوع اختلاف سلیقه اعضای خانه سینما با مسئولان فرهنگی و سینمایی کشور موضوع تازه ای نیست اما شیطنت های برخی افراد و بی تدبیری های صورت گرفته از سوی مسئولان سینمایی دولت دهم، سر و کار گره ای را که می شد با دست باز کرد به دندان انداخت. به عبارتی دیگر هر چه رئیس جمهور وقت تلاش می کرد تا موضوع را به نحو احسن فیصله دهد، بی تدبیری های مسئولان سینمایی وقت بر عمیق تر کردن اختلافات اصرار داشتند.

درخصوص سازمان صدا و سیما موضوع بازهم پیچیده تر است. آقای میرباقری، معاون سیمای وقت که هم اکنون به عنوان معاون اجتماعی وزیر کشور منصوب شده اند، در مناظره ای که در انجمن روزنامه نگاران مسلمان برگزار شد اعلام کرد که سیاست های تولیدی فیلم و سریال در صدا و سیما بر مبنای آیات قرآن کریم پایه گذاری شده است. به این معنا که بیش از 80 درصد آیات قرآنی انذار دهنده و تنها 20 درصد تبشیری هستند؛ از این رو محتوا و ساختار سریال ها و فیلم های تلویزیونی 80 درصد انذار دهنده و تنها 20 درصد جنبه تبشیری خواهند داشت. این ادعا در حالی بیان شد که نه تنها در کتاب "افق رسانه" چنین موردی پیش بینی نشده است بلکه مقام معظم رهبری بارها و بارها در مناسبت های مختلف از دست اندرکاران صدا و سیما خواسته اند تا برنامه های خود را با نگاه امیدآفرین و پرنشاط به تولید برسانند. حال شما حاکم بودن چنین تفکری در سازمان مهمی چون صدا و سیما چه عواقب دهشتباری را می تواند ایجاد کند. بنده ادعا دارم که بخش مهمی از بی اعتنایی مردم نسبت به سریال های صدا و سیما بر اثر تسلط همین نگاه و تصمیمات بر سیاست های صدا و سیما است.

اساساً یک فرایند زمانی درست عمل می کند که تمامی اجزای آن با هم و در کنار هم به منظور تامین یک هدف عمل کند اما از آنجایی که برخی مسئولان به ضوابط و مقررات دستگاه های تحت مدیریت خود توجه نمی کنند و به اعمال سلیقه های شخصی می پردازند، لذا هر دستگاه یا نهاد و سازمانی ساز خود را نواخته و به صورت جزیره ای مستقل عمل می کند که نتیجه آن نیز گسترش بدسلیقگی و ناهماهنگی در اجزای فرهنگ و هنر کشور است.

از جمله مهمترین عوامل ضعف و ناتوانی در تعالی فرهنگ و هنر کشور، ناتوانی در برقرار کردن ارتباط با هنرمندان است. مدیران فرهنگی به دلایل مختلفی از جمله آگاهی اندک از مبانی فرهنگ، ناتوان از ایجاد ارتباط مناسب با اهالی فرهنگ و هنر هستند و به جای آن که اعتمادسازی میان هنرمند و دستگاه مسئول صورت گیرد معمولاً موضوع القای خواست دستگاه به هنرمند و یا ترجیح خواست هنرمند به مسئول صورت گرفته است.

پنجم) امروزه نمی توان از نقش تشخیص، جذب، اعتمادسازی و تربیت به عنوان یک اصل مهم در بحث شکوفایی فرهنگی غافل بود. تشخیص، جذب، اعتمادسازی و در نهایت تربیت، عالی ترین هدف و اساسی ترین ‏پیام پیامبران و نخستین و ضروری ترین وظیفه آنان بوده است. تربیت جریانی مستمر و فعالیتی تدریجی است که نه مرز می شناسد و نه زمان و مکان؛ درخت تربیت زود ثمر نمی‏دهد و نباید انتظار داشت ‏یک شبه یا چند ماهه در امر ظریف و پیچیده تربیت معجزه انجام گیرد. از این رو در ابتدا باید به هنرمند اعتماد کرده و به هنری که می آفریند ایمان داشته باشیم. ایمان داشته باشیم که هنرمندان واقعی تلاش می کنند تا دوشادوش سایر اقشار مردم بخشی از مشکلات جامعه را به دوش کشند و با نمایاندن ضعف ها و کاستی ها، افزون بر انجام رسالت خود، مسئولان را متوجه کمبودها سازند. در کنار این اعتمادسازی، بایستی زمینه های شکوفایی استعداد ها را توسط دستگاه های ذیربط نیز فراهم آوریم. در یک پروسه زمانی با رفتار معقولانه و محبت آمیز خود اجازه دهیم تا هنرمندان دریچه واقعیت ها را با نظر خود بگشایند. باید باور کنیم که هنرمندان تشنگان درک حقیقت و ارائه زیبای آن به مردم و جامعه هستند و چنانچه برخلاف سلیقه و میل ما گام برمی دارند مشکل از آن ها نیست بلکه مشکل از ماست، مشکل از ناتوانی ما از نمایش صحیح حقیقت و امکان آزمون و خطا به آنهاست.
یادداشت از: رامین شریف زاده
انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار