امروز : سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶ - 2017 March 28
۲۱:۴۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 115536
تاریخ انتشار: ۸ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 85
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 
 
***
   

تعیین نتیجه انتخاباتی که 18 ماه دیگر برگزار می‌شود؛

اگر از رأی مردم صیانت شود! ترکیب مجلس آینده متفاوت می‌شود...
 

خانم اشرف بروجردی طی یادداشتی در روزنامه آرمان نوشته است: شاکله مجلس دهم بستگی به عملکرد و رویکرد دستگاه‌های نظارتی و دست‌اندرکاران برگزاری انتخابات دارد.

این فعال اصلاح‌طلب تأکید می‌کند: به همین دلیل دولت باید یک استراتژی را برای برگزاری انتخابات تعیین کند که اساسا فارغ از ترکیب آینده مجلس، مبنای حمایت و اصل کار دولت باید حفظ و صیانت از آرای مردم باشد. اگر واقعا این استراتژی در جنبه عمل هم خودش را نشان دهد، ترکیب آینده مجلس می‌تواند متفاوت از ‌آن چیزی باشد که امروز شاهدش هستیم.

وی در یادداشت خود همچنین از این می‌گوید که راه رسیدن به یک مجلس همراه این است که دولت خط‌ مشی خود را از جهت صیانت از آرای مردم تعیین کند.
 

*این رویکرد که اگر از آرای مردم صیانت شود و انتخابات سالم باشد و اینچنین و آنچنان باشد!‌ نتیجه انتخابات بدین شکل خواهد شد؛ متأسفانه رویکردی بد و بی استدلال است که در سال 87 و یکسال قبل از بروز فتنه نیز در برخی رسانه‌ها و محافل و تریبون‌ها شاهد آن بودیم و آن را به یاد داریم.

به این صورت که عده‌ای از طرفداران یک جریان سیاسی، از یکسال مانده به انتخابات با طرح بحث «صیانت از آرا» و تشکیل کمیته برای آن، عملاً به القای شبهه خدشه‌ی عمدی تأثیرگذار در آرای مأخوذه پرداختند و جدای از این، همین افراد صریحاً از این می‌گفتند که اگر انتخابات سالم و آزاد برگزار شود، نتیجه انتخابات رأی آوری جریان ماست!

نظیر همین سخنان متأسفانه در قسمت‌های ذکر شده از یادداشت بالا نیز قابل خوانش و تطبیق است.

بیان حرف‌هایی مثل اینکه اگر دولت برای صیانت از آرای مردم تلاش کند، ترکیب مجلس آینده متفاوت از امروز خواهد بود (بخوانید اکثریت آن غیر اصولگرا خواهند شد!) غیر از القای شبهه و تشکیک در نتیجه انتخاباتی که 18 ماه دیگر قرار است برگزار شود و بیان تلویحی این جمله به مخاطبین که قرار است در آرای شما خدشه وارد آید؛ بر یک استراتژی خطرناک نیز پای می‌فشارد و آن حاشیه سازی برای دولت و کشاندن خدمتگزاران کابینه یازدهم به عرصه بی‌سرانجام حاشیه‌هاست.

نکته جالب آنست که افرادی برای انتخابات سال 92 هم صحبت‌های مشکّک را مطرح می‌کردند اما پس از انتخابات تبدیل به هواداران رئیس جمهور روحانی شدند!

حسین مرعشی، چند ماه به انتخابات ریاست جمهوری 92، در گفت‌وگو با ویژه‌نامه روزنامه اعتماد از این گفته بود که انتخابات آینده «مدیریت شده»! است.
 
 
***
 
 

سنّت سیاه‌نمایی و انتقاداتی که بوی تخریب می‌دهد
 

حسین امیری خامکانی،‌ نماینده زرند و کوهبنان در مجلس شورای اسلامی اخیراً در مصاحبه‌ای کوتاه به خبرگزاری ایلنا گفته است: دولت گذشته میلیاردها بدهی به جا گذاشته است!

وی همچنین می‌افزاید: اگر دولت بخواهد تعهداتی که در دولت قبل ایجاد شده است را اجرا کند، حداقل تا 15 سال آینده هیچ بودجه‌ای نباید در کشور بسته شود!

این نماینده اصلاح‌طلب تصریح می‌کند: تعهدات بیش از حد دولت گذشته برخلاف قانون اساسی است.

«برنامه‌ها و تعهداتی که ایجاد شده به هیچ عنوان قابل اجرا نیست»، «پروژه‌هایی که کلنگ خورده‌اند و برای همیشه رها شدند خیلی زیادند»، «برنامه، پروژه‌ها و تعهداتی که از دولت قبل به ارث گذاشته شده به آسانی قابل اجرا نیست» نیز از جمله سایر جملاتی است که آقای امیری در مصاحبه خود اظهار کرده است.
 

چندی قبل نیز یکی از مشاوران رئیس جمهور در گفت‌وگو با یک روزنامه اصلاح طلب از این گفته بود که «به گفته‌ی دوستان!» دولت قبل سطح زندگی مردم را چند درصد کاهش داده است.

نکته واضحی که از این اظهارات مستفاد می‌شود این است که گویی دولت گذشته تماماً مشغول تخریب کشور بوده و هیچ خدمتی هم به مردم و کشور نداشته است!

بدیهیست که سنت «بدگویی» از دولت گذشته اگر مورد کنترل قرار نگیرد، همچنان به عنوان یک شجره ملعونه رشد می‌کند و در هر دولتی، پیرامون دولت قبل تکرار خواهد شد.
 
 
***
 
 

درباره لبه‌های یک قیچی؛ از «موانع» تا «لمس اجباری دستاوردها»؛

پیشرفت 50 درصدی مذاکرات هم خوب است!
 
 
داود هرمیداس باوند که هرازگاهی در سیاست خارجی نظراتی را بیان می‌کند، قبل از سخنرانی رئیس جمهور روحانی در مجمع عمومی سازمان ملل، در انتهای یادداشتی که در روزنامه آرمان آن را منتشر کرد، نوشت: «اگر موافقتنامه جامع و کامل صورت نگیرد و تنها 50 درصد پیشرفت حاصل شود خودش پیامدهای مثبتی در تعاملات بعدی بین ایران و آمریکا را به‌دنبال دارد.»
 

*بنا به دلایلی می‌توان گفت که فرجام مذاکرات هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5 و سرانجام تئوری لغو تمام تحریم‌ها از هم‌اکنون نیز مشخص و قابل رؤیت است.

بر همین اساس برخی کسانیکه از روز اول تمام مشکلات کشور را معطوف به تحریم‌ها کردند و از توجه دادن به ظرفیت‌های داخلی به هر دلیلی استنکاف کردند، هم‌اکنون و با روشن شدن فرجام مذاکرات، دو راهبرد را در دستور کار خود قرار داده‌اند.

راهبرد اول طرح بحث «موانع» و «تفکرات بانفوذ داخلی»! است که به زعم طرح کنندگان قرار است بعنوان عوامل اصلی بی دستاوردی مذاکرات هسته‌ای معرفی شود.

در همین زمینه یکی از مشاوران یک دستگاه اجرایی به تازگی بحث «تفکرات بانفوذی که نمی‌گذارند دامنه موفقت‌های دولت (اشاره به دستاوردهای مذاکرات هسته‌ای) گسترش یابد»! را مطرح کرده است و بحث «موانع» نیز به کرّات در صحبت‌ها و نوشته‌های برخی افراد و رسانه‌های داخلی دیده می‌شود.

راهبرد دوم نیز قصد دارد برخی کم‌کاری‌ها و بی‌توفیقی‌های از سر خوشبینی را به مقولات دیگری مرتبط کند و در ادامه چیزهایی را بعنوان دستاورد جا بزند.

سعید حجاریان اخیراً در لابه‌لای گفتگوی خود با ماهنامه اصلاح طلب نسیم بیداری و در پاسخ به سؤال خبرنگار که از وی پرسیده است: «به لحاظ نهادی در یکسال اخیر اتفاق خاصی در اقتصاد ایران روی نداده است. به نظر می رسد دولت بیش از حد روی سیاست خارجی تأکید دارد و بنابراین اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، فضا برای رقبا فراهم شود» اینطور پاسخ گفته است: «شما خبر دارید که برای مثال صندوق بازنشستگی کشور ورشکسته است و موجودی‌اش صفر است؟ دولت با حوزه خرجی که در قالب یارانه مستقیم برایش ایجاد شده، منبعی ندارد»

 وی همچنین در جواب این سؤال که «اگر مذاکرات به نتیجه نرسید، دولت با این مشکل باید چه کند؟» می گوید: مقصر اصلی بحث تحریم‌ها روحانی نبوده، مقصران اصلی در مورد تحریم‌ها کسانی بودند که آن را کاغذپاره خطاب کردند... این بارها توسط آقای روحانی و دولتش گفته شده که ما نمی توانیم مصائب دوره گذشته را در 8 سال بازسازی کنیم»

حرف‌های آقای حجاریان که کم‌کم در صحبت‌های چندتن دیگر نیز به طرق مختلف دیده شده! در راستای بحث فرافکنی و تأکید بخش نقل شده از یادداشت آقای باوند مبنی بر اینکه پیشرفت 50 درصدی (فرض بر اینکه درصد نقل شده درست باشد) هم خوب است! نیز در راستای مطرح کردن برخی چیزها بعنوان دستاورد و منسی کردن خط قرمز لغو همه‌ی تحریم‌ها به نظر می‌رسد.
 
این در حالی‌است که مقامات مذاکره کننده کشورمان بارها تأکید کرده‌اند که خواسته جمهوری اسلامی ایران لغو تمام تحریم‌هاست و مذاکره‌کنندگان به کمتر از آن راضی نخواهند شد.

باید گفت که بر خلاف این قبیل راهبردها، راه حل نهایی پس از مشخص شدن فرجام بازی تحریم‌ها و مذاکرات، در میان گذاشتن صادقانه حقیقت با افکار عمومی است.
 
 
***
 
 
  وقتی به ردّ نظراتشان پاسخ نمی‌دهند؛

مسئله اصلی «حاکمیت» است نه بحث علمی و انتقادی
 

آقای صادق زیباکلام شنبه گذشته طی یادداشتی با عنوان «پژوهشگران به تاریخ جنگ ورود کنند» که در روزنامه اعتماد منتشر شد از این نوشت که باید همه اطلاعات جنگ 8 ساله منتشر و در دسترس محققان قرار گیرد تا بشود تحلیل‌های دقیقی را درباره آن و چرایی پایان جنگ ارائه داد.

زیباکلام اما در بخش پایانی یادداشت خود می‌نویسد: «وقت آن رسیده حاکمیت اجازه دهد نهادهای علمی و چهره‌های دانشگاهی درباره جنگ، اشغال سفارت آمریکا و مسائل هسته‌ای با دیدی انتقادی فکر کنند و به طرح دیدگاه‌های‌شان بپردازند و بی شک فواید این کار بسیار و به نفع مردم، دولت و منافع ملی ایران است.»
 

*آقای زیباکلام در حالی خواستار صدور اجازه از سوی حاکمیت! در این زمینه شده‌اند که به نظر می‌رسد این اجازه بسیار بسیار زودتر از این و با دیدی عقلایی و منطق‌مدار وجود داشته است و حاکمیت نیز با آن موافق است.

فی‌الواقع دکتر زیباکلام معتقد است چنین اجازه‌ای وجود ندارد، اما مگر هم‌ایشان نبوده‌اند که درباره فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای ایران از عبارت «چاه ویل هسته‌ای» استفاده کرده‌اند و ایضاً مگر هم‌ایشان نبوده‌اند که پیرامون جنگ تحمیلی اظهار نظر کرده‌اند که «می‌شد از وقوع جنگ جلوگیری کرد»! و پیرامون اشغال سفارت آمریکا هم چه کسی است که نداند آقای زیباکلام چه نظر واحدی را بارها و بارها درباره آن اعلام کرده و گفته‌اند که این اشغال کار درستی نبود، همه مشکلات ما از زمان بالا رفتن از دیوار سفارت آمریکا شروع شد، «مرگ بر آمریکا» جزو قاموس انقلاب اسلامی ایران نبوده و غیره!

و همچنین کدام پرسشگری است که پاسخ‌های مدلل و صریح به این نظرات را جستجو کند اما آنها را در رسانه‌ها، آرای تحلیلگران و کتب منتشره نیابد؟!

بنابراین مباحث علمی و نقّادی‌های مورد اشاره آقای زیباکلام در فضای علمی، سیاسی و رسانه‌ای کشور وجود دارد و هر ذهن پرسشگری هم می‌تواند با خوانش آنها به حقیقت دست یابد.

نکته اما آنجاست که آقای زیباکلام و عددی دیگر از همفکران ایشان به جای پاسخگویی مدلل به ردّ برخی از نظریاتشان و مسئول دانستن خود نسبت به نقض شدن آرایشان، گام را فرا می‌نهند و قصد حاکمیت! می‌کنند...
 
 
***
 

بی تعارفی یک جریان خاص سیاسی در مخالفت با عفاف‌خواهی
 

احمد شیرزاد، از نمایندگان اصلاح‌طلب عضو ادوار مجلس اخیراً درباره علی مطهری به روزنامه آرمان گفته است: در مسائل فرهنگی نظرات آقای علی مطهری با اصلاح‌طلبان فاصله دارد و در بعضی مسائل تحلیل‌های دور از واقع دارد.

اخیراً نیز حسین مرعشی در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا درباره مطهری گفته بود: ما(اصلاح‌طلبان) باید در زمینه مسائل فرهنگی به آقای مطهری کیسه بکشیم!
 

*انتقادات اصلاح‌طلبان از مواضع دکتر علی مطهری بویژه در مقولاتی پررنگ‌تر است که آقای مطهری در مباحثی مثل حجاب، چند همسری و ملاقات رئیس جمهور با اوباما، بر خلاف خواسته‌های این طیف سیاسی موضع گرفته است.

مطهری به تازگی به خبرگزاری ایرنا گفته بود که دیدار رئیس جمهور روحانی با اوباما به مصلحت نیست. او همچنین چندی قبل نیز با حمایت از طرح تکریم بانوان در شهرداری تهران و مواضعی که در این زمینه و در حمایت از شهردار تهران اخذ کرد،‌ مورد انتقاد شدید اصلاح‌طلبان واقع شد.
 
 
***
 
 
انقلاب اسلامی حرکتی تندروانه بود!

معنای «استبداد داخلی» در برخی کنایه‌های سیاسی چیست؟
 

محمد قوچانی، سردبیر هفته‌نامه صدا در بخشی از سرمقاله این هفته خود نوشته است: روحانی مانند مرحوم بازرگان از موانع درونی توسعه در جهان اسلام غافل نیست و علل عقب ماندگی خاورمیانه را تنها در استعمار خارجی نمی‌جوید و متوجه خطر «استبداد داخلی» هم هست.
 

*عبارت «استبداد داخلی» یکی از ارکان نظری تفکر اصلاح‌طلبان است.

بر همین مبناست که یکی از چهره‌های این جریان نیز در گفت‌وگوی خود با ویژه‌نامه نوروزی امسال روزنامه اعتماد از این گفت که با انقلاب اسلامی سال 57، استبداد خارجی سرنگون شد اما استبداد داخلی خیر!

این عبارت در کلام عدد دیگری از درگذشتگان منتسب به جریان چپ از جمله آقای بازرگان و مرحوم طالقانی نیز دیده می‌شود اما به نظر می‌رسد چرایی الحاح بر ادامه دادن این عبارت در سپهر سیاسی فعالیت‌های نو‌اصلاح‌طلبان و نیز اشاره چهره اشاره شده‌ی منتسب به اصلاحات مبنی بر اینکه استبداد داخلی هنوز تمام نشده است؛ جز اشاره به خط قرمز نظام و انقلاب، چیزی دیگری نیست.

گفتنیست یک طیف فکری خاص در داخل کشور از آن‌رو عنوان می‌کند «استبداد داخلی» عامل عقب‌ماندگی است که در برخی کتاب‌های نوشته شده توسط این طیف، ضمن تلاش برای همسان‌سازی عبارت‌هایی مثل «اقتدارگرایی»، «دیکتاتوری» و «استبداد»؛ صریحاً قید شده که اساساً اسلام (ناب) – که استبداد داخلی پس از انقلاب اسلامی مروّج و نگاهبان آن است! -  مخالف صریح لیبرالیسم است و لیبرالیسم نیز عامل اصلی بروز قانون و پیشرفت در اروپا و آمریکا و کشورهایی مثل ژاپن است و بالنتیجه تا این مخالفت با لیبرالیسم و عوامل حفاظت از آن –همان استبداد داخلی! - وجود دارد، خبری هم از پیشرفت نیست.

طیف اشاره شده در یکی از کتاب‌های منسوب به خود با کنایه اینطور بیان می‌کند که اگر هم ژاپن پیشرفتی داشته به این سبب بوده است که مبانی فکری و مذهبی ژاپنی‌ها با لیبرالیسم همخوانی داشته اما اسلام (ناب) با لیبرالیسم 5 درصد هم همخوانی ندارد.

طیف اشاره شده در همین زمینه و برای تلاش در جهت انطباق دادن اسلام با لیبرالیسم و ایستادن در مقابل مروّجین اسلام ناب، به گسترش عبارتی به نام «اسلام رحمانی» روی آورده است که بسیاری از صفات آن با اسلام ناب در تعارض است.

اما طیف اشاره شده، در عین حال باز هم بر وجود معنایی به نام «استبداد داخلی» تأکید دارد که مانع پیشرفت است و لذا باید در مقابل آن ایستاد!

گفتنیست آقای قوچانی در سرمقاله خود همچنین انقلاب اسلامی را حرکتی تندروانه بیان می‌کند که اگر شاه پهلوی با معتدلین زمان خود! همکاری کرده بود؛ متحمل آن نمی‌شد...
 
  ***
 

رابطه‌ای دیپلماتیک که حرام نیست اما به سود ما هم نیست

آقای ناصر فکوهی در بخشی از یادداشت خود در روزنامه شرق که با عنوان «تهدیدها و فرصت‌های تجدید رابطه» به چاپ رسیده است، می‌نویسد: به نظر می‌رسد، داشتن رابطه با آمریکا از موضع قدرت، یعنی با حفظ استقلال ژئوپلیتیک ایران در منطقه خاورمیانه و عدم وابستگی و هرگونه پیوند نظامی با این کشور، نظیرکاری که ژنرال دوگل پس از جنگ جهانی دوم کرد، یعنی در عین ایجاد رابطه با آمریکا از ورود به پیمان ناتو پرهیز کرد، به سود منافع ملی کوتاه و درازمدت ما باشد.

این جامعه شناس در یادداشت خود البته سوابق سوء آمریکا را نیز برمی‌شمرد و همچنین تأکید می‌کند که این تجدید رابطه باید از سر رعایت تمام الزامات سیاسی باشد اما «می‌تواند در چشم‌انداز توسعه‌ای کشور قرار داشته باشد و تداوم این وضعیت لزوماً به سود کشور ما نباشد.»
 

*رابطه با آمریکا حرام نیست. اما در روی دیگر سکه باید دانست که از سر گیری این رابطه و چگونگی و حدود و ثغور آن تابع شرایطی خاص است.

یکی از واضحات این مسئله آنست که قطع کننده رابطه ایران و آمریکا؛ آمریکا بوده است نه ایران! و لذا این آمریکاست که باید برای بازگشت به میز رابطه، اظهار تمایل کند نه ایران.

اگر هم پاسخ آقای فکوهی و یا کسان دیگری این است که ما بودیم که سفارت آمریکا را اشغال کردیم و لذا آمریکا حق دارد رابطه خود با ایران را به تعلیق دربیاورد؛ باید اینطور جواب داد که آمریکا در کشورهای دیگری؛ اتفاقاتی به مراتب بدتر از اشغال سفارتش در ایران را شاهد بوده اما نه تنها با آن کشورها قطع رابطه نکرده بلکه به سطح روابط خود با آنها ارتقا نیز بخشیده است.

همانند ماجرای حمله به سفارت آمریکا در لیبی در سال 2012 که به کشته شدن چند دیپلمات آمریکایی و سفیر این کشور انجامید اما آمریکا رابطه خود با لیبی را قطع نکرد!

در باب حدود و ثغور رابطه هم باید دانست که نتیجه رفتارهای آمریکا پس از تماس تلفنی نابجای مشهور و ایضاً مقاطعی از مذاکرات هسته‌ای که به بیان جملاتی مثل «تحریم‌ها ایران را مجبور به مذاکره کردند»، «فریبکاری در ژِن ایرانیان است»، «می‌خواهیم ایران را در حفره مشاکل اقتصادی نگه داریم» از سوی مقامات آمریکایی ختم شد و همچنین جرزنی آمریکایی‌ها در مذاکره با دیپلمات‌های ایرانی در افغانستان و عراق؛ همگی بیانگر آنست که در مقطع کنونی، نه کاخ سفید به دلیل بیشتر شدن دشمنی‌هایش عزمی برای رعایت حدود و ثغور رابطه با ایران دارد و نه رابطه با آمریکا آنطور که عده‌ای تصور می‌کنند، سودآور است.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها