امروز : یکشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ - 2017 May 28
۰۴:۴۰
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 115934
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۴۸
تعداد بازدید: 208
چندی پیش طلبه ی افغانی مقیم امریکا در شبکه ی اهل بیت(ع) به بیان اظهاراتی پیرامون حضرت زید بن علی(ع) پرداخت. اللهیاری که در پرونده ی خود تفرقه ...

چندی پیش طلبه ی افغانی مقیم امریکا در شبکه ی اهل بیت(ع) به بیان اظهاراتی پیرامون حضرت زید بن علی(ع) پرداخت. اللهیاری که در پرونده ی خود تفرقه اندازی میان شیعه و سنی ، تخریب وجه ی شیعه ، توهین به مقدسات اهل سنت و تکفیر آنان و نیز حمله به مراجع شیعه را دارد ، این بار به بهانه ی زیر سوال بردن انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ از منظر دینی ، تمامی قیام ها ی تاریخ که توسط غیر معصومین انجام شده را غیر اسلامی و باطل خواند و مدعی شد که اکثر قیام کنندگان و رهبران این نهضت ها ادعای امامت داشتند.

 

 

این روحانی مقیم امریکا با بیان اینکه زید بن علی(ع) نیز به عنوان یکی از رهبران قیام های تاریخ اسلام ادعای امامت داشته ، تصریح کرد : آقای خمینی که رهبر انقلاب ۵۷ بودند ادعای امامت مسلمین را داشتند و اکنون نیز آقای خامنه ای مدعی امامت هستند و طرفداران ایشان وی را امام خطاب می کنند.

این مغالطه ی شیطنت آمیز در حالی ست که همگان می دانند که لفظ امام در لسان عرب به معنای رهبر و پیشوا می باشد و به کار بردن این عبارت در ابتدای نام رهبران و پیشوایان دلالت بر معنای خاص آن ندارد بلکه مقصود ، معنای عام آن یعنی همان رهبر و پیشوا است.

اللهیاری که از ناآگاهی مخاطبانش برای القاء و تفهیم دروغ هایش نهایت استفاده را می برند ، حمله به زید را به همین جا خاتمه ندارد و در ادامه افزود : روایات مبنی بر ادعای امامت جناب زید بیش از دو ، سه روایت است و اگر آنها صحیح باشند ، جناب زید از دایره اسلام خارج می باشد.

این اظهارات شیطنت آمیز در حالی ست که بیش از ده ها روایت صحیح السند در رد این موضوع یعنی ادعای امامت زید پسر امام سجاد(ع) در روایات اسلامی وجود دارد و نیز برخی از روایات مورد استناد آقای اللهیاری از نظر سند بسیار ضعیف و غیر قابل اعتماد هستند.

برای مثال یکی از روایاتی که به این موضوع اشاره دارد و مورد استناد آقای اللهیاری نیز هست ، روایتی ست در کتاب عیون اخبار الرضا نوشته ی شیخ صدوق(ره) با این مضمون:

روایت کرد برای ما محمد بن ابراهیم بن اسحق الطالقانی (رض) از حسین بن اسماعیل از ابو عمرو سعید بن محمد بن نصر القطان از عبیدالله بن محمد السلمی از محمد بن عبد الرحیم از محمد بن سعید بن محمد از عباس بن ابی عمرو از صدقه بن ابی موسی ، از ابونضره که گفت : زمانی که وفات امام باقر (ع) فرا رسید ، حضرت در حال احتضار بودند فرزند خود حضرت صادق(ع) را فرا خواندند تا به ایشان وصیت کنند ، زید بن علی (ع) برادر امام باقر(ع) گفت : اگر در مورد من به روش حسن و حسین(ع) رفتار می کردی به گمانم کار بدی نبود. ( یعنی بعد از خود مرا میکردی ، همانطور که پس از امام حسن(ع) ، امام حسین(ع) به امامت رسیدند.) حضرت فرمودند : ای ابوالحسن ، امانات الهی از روی قیاس کردن و تشبیه نمودن افراد به یکدیگر صورت نمی گیرد و اوامر او بستگی به شبهات ها ندارد ، این ها مسائلی ست که تا قبل از میلاد حجج الهی ائمه (ع) مشخص شده است ، سپس جابر بن عبدالله را فرا خواندند و به او فرمودند : درباره ی صحیفه ای که خود دیدی ، برای ما صحبت کن. جابر عرض کرد : به روی چشم . روزی برای عرض تبریک تولد امام حسین(ع) خدمت حضرت زهرا(س) رفتم ، در دست ایشان صحیفه ای سفید و درخشان از مروارید بود ، عرض کردم : ای سرور همه ی زنان ! این صحیفه ای که نزد شما می بینم چیست ؟ فرمودند : اسامی ائمه – که از فرزندان من خواهند بود – در آن است ، عرض کردم : آن را به من بدهید تا در آن بنگرم. فرمودند : ای جابر اگر از این کار نهی نشده بود حتما آن را به دستت می دادم ، اما نهی شده که غیر از پیغمبر و وصی پیغمبر و اهل بیت پیغمبر کسی به آن دست بزند. اما تو اجازه داری از روی آن ، درون آن را ببینی…. (عیون اخبار الرضا ج ۱ ص ۷۵)

در ادامه روایت جابر نام ۱۴ معصوم به همراه کنیه و نام پدر و مادر را در صحیفه مشاهده می کند.

شیخ صدوق پس از ذکر این روایت نکاتی را بیان می کند که شرح آن به صورت زیر است :

  1. برخی روات این حدیث مجهول و ناشناخته اند ، مانند ابونضره ، صدقه بن ابی موسی ، عباس بن ابی عمرو ، محمد بن سعید بن محمد و محمد بن عبدالرحیم
  2. این حدیث که به حدیث لوح معروف است ، به گونه ای دیگر نیز نقل شده که مغایر با این نوع نقل است. در این حدیث حضرت زهرا(س) فرمودند : نهی شده که کسی غیر از پیغمبر و وصی پیغمبر و اهل بیت پیغمبر به صحیفه دست بزند ، اما در نقلی دیگر آمده که جابر برای امام باقر(ع) نقل کرد : پس مادرت فاطمه آن را به من داد و من آن را خواندم و نسخه برداری کردم. این دو مطلب کاملا با هم مغایرند و نیاز به توجیه دارد.
  3. مورخان و شرح حال نویسان نوشته اند که جابر در سال ۷۸ هجری در مدینه وفات کرد و برخی نیز سال ۷۳ ، برخی ۷۴ و برخی ۷۷ ذکر نموده اند و بالجمله همگی اتفاق دارند بر این که جابر قبل از سال ۸۰ هجری وفات نموده حال آن که وفات امام باقر(ع) در سال ۱۱۴ و به قولی ۱۱۶ هجری بوده است ، پس چگونه در وقت احتضار و فوت امام باقر(ع) به حضور ایشان مشرف شده است؟بلکه جابر ۱۶ سال و به قولی ۲۰ سال قبل از شهادت امام سجاد وفات نموده است ، زیرا شهادت حضرت سجاد (ع) سال ۹۴ و یا ۹۵ هجری بوده است.
  4. در روایت ذکر شده ، نام مبارک امام زمان(عج) صراحتا برده می شود حال آنکه از نظر من ( شیخ صدوق) این کار جایز نیست . (عیون اخبار الرضا ج ۱ ص ۷۸)

مشاهده کردید که جناب آقای اللهیاری به روایتی استناد می کردند که خود شیخ صدوق که آن را ذکر کرده بودند ، به آن اعتمادی ندارند و آن را رد کرده اند. پس نتیجه این می شود که از همان دو سه روایتی که حسن اللهیاری به آن تمسک می جست ، یکی کم شد و تنها یکی دو روایت دیگر باقی مانده که مطمئنا توانایی غلبه بر ده ها روایت صحیح السند و معتبر مغایر را ندارند.

البته از نظیر حقیر این روایت برداشتی شیطنت آمیز از حدیثی صحیح است که جاعل در آن با قصد حمله به زید بن علی(ع) به نقل این گونه ی آن پرداخته است. از این روایت که بگذریم به نقل های تاریخی و دینی دیگری بر می خوریم که مغایر با روایات این چنینی ست :

برای مثال در همین کتاب عیون الاخبار الرضا مجلد اول آمده است که :

ابن ابی عبدون از پدرش چنین نقل می کند : زمانیکه زید بن موسی بن جعفر – برادر امام رضا(ع) – در بصره خروج کرد و خانه های بنی العباس را آتش زده بود ، وی را نزد مامون عباسی بردند ، مامون جرم او را به احترام برادرش علی بن موسی الرضا(ع) بخشید و خطاب به حضرت رضا(ع) گفت : اگر برادرت قیام کرده و چنین و چنان کرده ، در گذشته نیز زید بن علی قیام کرد و کشته شد و اگر در رابطه با من مقام و موقعیتی نداشتی ، برادرتان را می کشتم ، زیرا کار او کوچک نبوده است . حضرت رضا(ع) فرمود : ای مامون ، برادرم زید را با زید بن علی(ع) مقایسه نکن ، زیرا او از علمای آل محمد بود ، به خاطر خداوند عزوجل غضب نمود و با دشمنان او جنگید تا در راه خدا کشته شد ، پدرم موسی بن جعفر(ع) برایم نقل کرد که از پدرش جعفر بن محمد بن علی(ع) چنین شنید : خداوند عمویم زید را رحمت کند ، زیرا او مردم را به رضا از آل محمد دعوت می کرد و اگر پیروز می شد ، به آنچه مردم را بدان دعوت می کرد ، وفا می نمود و با من در مورد قیامش مشورت نمود و من به او گفتم : عمو جان اگر راضی هستی که کشته شوی و در محله ی کناسه جسدت را بر دار آویزان کنند ، این کار را انجام بده و بعد از رفتن زید حضرت صادق (ع) فرمود : وای بر کسی که فریاد او را بشنود و او را یاری نکند.

مامون گفت : ای ابالحسن آیا روایاتی در مذمت افرادی که به نا حق ادعای امامت کردند وارد نشده است؟ حضرت رضا(ع) فرمود : زید ادعای نا حق نمی کرد ، او متقی تر از آن بود که چنین کند ، او می گفت : شما را به شخصی مرضی و پسندیده از آل محمد دعوت می کنم ، آن روایاتی که وارد شده در مورد افرادی ست که ادعا می کنند خداوند آنان را به امامت تعیین کرده و مردم را به غیر دین خدا دعوت کرده و آن ها را از راه خدا منحرف می سازند. قسم به خدا که زید از مخاطبین این آیه بود :

وَجَاهِدُوا فِی اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاکُمْ (حج ۷۸)

و در راه خدا آنطور که شایسته است جهاد کنید که داخوند شما را برگزیده است.

(عیون الاخبار الرضا ج ۱ ص ۵۱۸)

در روایت بالا امام علی بن موسی الرضا(ع) صراحتا شایعه ادعای امامت زید بن علی(ع) را رد می کند و وی را فردی متقی معرفی می کند که این خود ردی ست بر اظهارات طلبه ی فحاش افغانی ، شیخ حسن اللهیاری.

همچنین احادیثی از امام صادق(ع) در مدح زید بن علی(ع) نقل شده است که به کلی موضوع ادعای امامت زید و خارج بودن ایشان از دایره اسلام را منتفی می سازد . برای مثال به روایات زیر توجه کنید :

عبدالله بن سیابه گوید : ما هفت نفر بودیم که به مدینه و به خدمت حضرت صادق(ع) رسیدیم ، حضرت فرمودند : آیا از عمویم زید خبری دارید؟ گفتیم : او قیام کرده است ، حضرت فرمود : اگر خبری به دست آوردید مرا نیز مطلع کنید ، چند روزی بود که در مدینه بودیم که پیکی از طرف بسام صیرفی نزد ما آمد و نامه ای با خود آورد ، در آن چنین آمده بود : زید بن علی در روز چهارشنبه اول صفر خروج کرد و روز پنجشنبه به همان حال بود و روز جمعه کشته شد و فلانی و فلانی نیز به همراه وی کشته شدند. ما به خدمت امام صادق(ع) رسیدیم و نامه را به حضرتش تقدیم کردیم ، حضرت نامه را خواند و گریست و سپس فرمود : انا لله و انا الیه راجعون ، اجر خود را در این مصیبت از خدا طلب می کنم ، او واقعا عموی خوبی بود ، عمویم مردی بود برای دنیا و آخرت ما ، قسم به خدا عمویم شهیدی ست همچون شهدایی که در رکاب رسول خدا (ص) و علی و حسن و حسین(ع) شهید شدند. ( عیون الاخبار الرضا ج۱ ص۵۲۲)

امام صادق (ع) می فرماید : خداوند زید را رحمت کند ، او عالمی درست گفتار بود . ( الغدیر ج ۲ ص ۲۲۱ )

و نیز در جایی دیگر می فرمایند : او مردی با ایمان ، عارف ، دانشمند درستکار بود. ( الغدیر ج ۳ ص ۷۰)

و نیز در نقل های تاریخی آمده است که متوکل از یحیی بن زید بن علی(ع) در مورد ادعای امامت زید پرسید و یحیی چنین پاسخ داد : پدرم باهوش تر از آن بود که در مورد چیزی که حقش نیست ادعا کند ، او مردم را به رضا آل محمد دعوت می کرد. ( مروج الذهب ج ۳ ص۳۳۴ – کتاب قیام یحیی بن زید ص ۶۹)

تمامی این احادیث و روایات و نقل های تاریخی که در کتب معتبر شیعه و با سند صحیح ذکر شده اند ، بیان گر این موضوع است که اساسا هدف شیخ حسن اللهیاری از مطرح کردن مسائلی مانند بطلان تمامی قیام های تاریخ نه تنها روشنگری تاریخی و یا تبیین یک مسئله ی دینی نیست بلکه هدف و مقصود وی کاملا سیاسی ست . به جد می توان گفت که یکی از وظایف حسن اللهیاری به عنوان دارنده یک تریبون جهانی برای ترویج تشیع افراطی تقابل از راه دین و مذهب و شریعت با نظام جمهوری اسلامی ست و دلیل خلط مبحث ایشان و ربط دادن انقلاب ۵۷ به قیام هایی مانند قیام زید بن علی(ع) نیز همین موضوع است.

 

منبع : وبگاه مطالعاتی کوثر

برچسب ها:
مجتبی رنجی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۰:۲۵ - ۱۳۹۴/۰۸/۲۷
4
2
با سلام وبگاه کوثر که به عنوان منبع معرفی کردید تغییر آدرس داده ؛ آدرس جدید www.ghallam.ir

پرتال مطالعاتی قلم
آخرین اخبار
پربازدید ها