امروز : پنجشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶ - 2017 September 21
۱۴:۰۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 116142
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۷:۴۴
تعداد بازدید: 377
مقدمه واژه عرفات در قرآن کریم یک بار استفاده شده است. در این نوشتار سعی کردیم با استفاده از تفاسیر و از نگاهی دیگر به مساله عرفات بپردازیم. لَيْسَ ...

مقدمه

واژه عرفات در قرآن کریم یک بار استفاده شده است. در این نوشتار سعی کردیم با استفاده از تفاسیر و از نگاهی دیگر به مساله عرفات بپردازیم.

لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلاً مِنْ رَبِّكُمْ فَإِذا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ بقره/197

مني- اين سرزمين بنام مني خوانده شده چون ابراهيم آرزو كرد در آنجا كه خدا بجاي كشتن فرزندش قرباني معيّن كند (مني بمعناي آرزو و خواهش است).

 

 

در آیه چهار مطلب داریم.

* مطلب اول: بعد اقتصادی در حج

تفسیر نمونه/لاهیجی/نور/اثنی عشر/احسن الحدیث

در این آيه به رفع پاره اي از اشتباهات در زمينه مساله حج پرداخته, مي فرمايد: گناهي بر شما نيست و با اخلاص عمل منافاتي ندارد كه از فضل پروردگارتان (و منافع اقتصادي در ايام حج) برخوردار شويد. گويند در ميان حاجيان, اجيرها و كساني بودند كه مال به كرايه مي دادند, بعضي مي گفتند: حج اينها حج نيست, آيه در رد اينگونه سخنان است. از نشانه هاي جامعيّت اسلام آن است كه در كنار اعمال عبادي حج, به زندگي مادّي و كسب معاش نيز توجّه دارد. همانگونه كه در سوره جمعه در كنار دستور به شركت در نماز جمعه, مي فرمايد: بعد از پايان نماز به سراغ كسب معاش برويد. ( جمعه, 10.) آري, حج در عين عبادت, اقتصاد است. امام صادق عليه السلام فرمودند: يكي از آثار حج, تشكيل يك اجتماع بزرگ از مسلمانان نقاط مختلف جهان و نقل و انتقال انواع تجربيات مي باشد و زمينه ي انجام مبادلات تجاري و اقتصادي است. ( وسائل, ج 8, ص 9.)

 

مجمع البیان/ج2/ص255

جمع بندی:

1- جمعي, تجارت در حج را گناه ميدانستند و اين آيه گناه بودن آن را نفي كرده و اذن تجارت ميدهد (ابن عباس- مجاهد- حسن و عطا) و از ائمه ما نيز همين وجه روايت شده است.

2- بعضي از افراد كه بصورت اجير يا مكاري در حج شركت ميكردند مردم ميگفتند كه براي آنها حجّ نيست ولي اين آيه ميگويد بر آنان باكي نيست كه اجير يا مكاري باشند و روزي طلب كنند.

3- اين طلب درخواست آمرزش است نه مال و آيه ميگويد بر شما باكي نيست كه از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد اين معنا را جابر از امام محمّد باقر عليه السلام نقل كرده است.

 

*مطلب دوم: پیروی همه، از فرامین اسلام

- المیزان/روان جاوید/ احسن الحدیث/جامع

اشاره به وقوف در مشعر الحرام كه از اركان حج است و لازم است كه در آنجا با خدا ارتباط حاصل گردد, وقوف توأم با ياد خدا و توجه به ملكوت اعلي باشد. كلمه (افضتم) از مصدر افاضه است, كه به معناي بيرون شدن دسته جمعي عده اي است از محلي كه بودند, پس آيه دلالت دارد بر اينكه وقوف به عرفات هم واجب است, هم چنان كه وقوف به مشعر الحرام كه همان مزدلفه باشد واجب است.

قريش و هم سوگندانشان كه به عرف محلي حمس ناميده مي شدند وقوف به عرفات نمي كردند و در مشعر می ماندند ومردم را از آنجا منع میکردند و دوست داشتند که پیامبر هم از آنجا کوچ کند. آنها به مزدلفه وقوف مي كردند و منطقشان اين بود كه ما اهل حرم نبايد از حرم خدا دور شويم خداي تعالي در آيه بالا دستورشان داد كه بر شما واجب است كه در كوچ كردن مانند ساير مردم و طبق سنت ابراهیم و اسماعیل از عرفات كوچ كنيد نه از مزدلفه بعد دوباره به مشعر کوچ کنید.

 

 

*مطلب سوم: وضعیت مشعر الحرام قبل و بعد اسلام

- تفسیر هدایت

مشعر الحرام در دوران جاهليت محلي براي مسابقه فكري ميان قبايلي بود كه پيش از توجه به شعاير ديني براي نژاد و قوميت و عصبيت خود اهميت قايل بودند, و هر قبيله شب حضور در مشعر را با بلند كردن صداي خود به ستايش از نياكان در خاك خفته و اشاره كردن به زشتيهاي قبايل ديگر شبزنده داري مي كرد, و   خدا فرمان داد كه محور بحث در اين شب ايمان به خدا و فراموش كردن قوميتها و نژادها بوده باشد.

 وَ اذْكُرُوهُ كَما هَداكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّالِّينَ- و خدا را از اين كه شما را هدايت كرد يا كنيد, در صورتي كه پيش از آن از گمراهان بوديد.

مقايسه حالت عقب ماندگي قديمي امت و فساد جاهلي با حالت پيشرفته كنوني در سايه رسالت تازه اسلام, سبب تقويت ايمان به رسالت مي شود و آن را با كمال نيرو به پاسداري از آن برمي انگيزد

 

مطلب چهارم: توضیحاتی در مورد عرفات، مشعر الحرام، منی

مجمع البیان/ج2/ص253تا254

عرفات- اسم ناحيه مخصوصي است كه وقوف در آن در روز عرفه براي حج واجب است در مناسبت ناميدنش باين اسم اين وجوه بيان شده است.

1- ابراهيم در اين روز فهميد آنچه برايش قبلًا توصيف شده بود (از حضرت علي عليه السلام و ابن عباس).

2- آدم و حوا در همين نقطه گرد هم آمده يكديگر را شناختند پس از آنكه از هم جدا بودند (ضحاك و سدي و از اصحاب ما نيز بر اين مضمون روايت شده است).

3- بمناسب رفعت و بلندي اين موقف بدين اسم ناميده شده است.

4- جبرائيل ابراهيم را مناسك و اعمال ميآموخت و او ميگفت: عرفت عرفت دانستم و لذا اينجا باسم عرفات خوانده شد. (عطا).

5- ابراهيم در شب هشتم خواب ديد كه بايد فرزندش را بكشد صبح از خواب برخاست و همه روز را فكر ميكرد كه آيا اين امر از طرف خدا است يا نه باين مناسب روز هشتم را بنام روز ترويه يعني روز شك و فكر ميخوانند. در شب نهم دو باره همان مطلب را خواب ديد وقتي بيدار شد دانست كه امر خدا است و لذا بنام عرفه خوانده شد.

6- روايت دارد كه جبرئيل به آدم در همين سرزمين گفت: بگناهت اعتراف كن و اعمال و مناسكت ياد بگير آدم گفت: پروردگارا ما بخود ستم كرديم (رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ...- و از اين جهت اين بيابان بنام عرفات شد.

مشعر الحرام- همان مزدلفه است كه چون نشان حج است و نيز نماز در آن و بيتوته و دعاء در آنجا از اعمال حج مي باشد لذا بنام مشعر الحرام خوانده شد و نيز مزدلفه اش گويند چون در آنجا دو نماز مغرب و عشاء با هم خوانده ميشده (مزدلفه از ازدلاف بمعناي جمع و قرب و نزديكي است و چون در مشعر دو نماز يك جا و با هم خوانده ميشود يا حاجيان در اين مكان مجتمع و نزديك بهم بعبادت مي پردازند و يا بسبب اجتماع آدم و حوا در اين محل, لذا بنام مزدلفه ناميده شد).

و نيز جبرئيل به ابراهيم گفت ازدلف الي المشعر الحرام (بمشعر الحرام نزديك شود) لذا بنام مزدلفه شد.

 

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها