امروز : پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۰۰:۱۰
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 116288
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۶
تعداد بازدید: 26
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «رضا خدری» رزمنده، خبرنگار و عکاس هشت سال دفاع مقدس،‌ نوشته و در اختیار

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، «رضا خدری» رزمنده، خبرنگار و عکاس هشت سال دفاع مقدس،‌ نوشته و در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داده است که در ذیل از خاطرتان می‌گذرد:

«جنگ با تمام زشتی‌هایش زیباست و با تمام تلخی‌هایش شیرین؛ و اما جنگ این چنین آغاز شد»

گزارشی کوتاه که از نظرتان می‌گذرد، گوشه‌هایی است از لحظات ظلمت و از روزهای پر آشوب و از تهاجم دست نشانده شیطان به خوزستان و غرب کشور و همچنین بازتابی است از تلاش و کوشش همه مردم ایران اسلامی از همه قومیت‌ها و اقلیت‌های مذهبی در راه آزادسازی سرزمین‌های تصرف شده و به هلاکت رساندن دشمن زبون و مزدور. هر چند که تجاوز و کشتار مزدوران بعثی عراق در حملات خود به شهرهایمان قلب‌مان را جریحه‌دار ساخته، ولی خوشحالیم از این که توانستیم از دین و شرف و حیثیت و سرزمین خودمان دفاع کنیم.

خوزستان سنگری است به وسعت تمامی خاک ایران، سنگری در جنوب، در جنوب گرم و سوزان، در جنوبی که مردمانش در درون‌شان دنیایی از مهر و محبت و عاطفه و گرمی و شور و حال و جنبش است. مردمی که فقط در چند روز اول جنگ در زیر فشار ناگهانی اجنبی و عدم توجه رئیس جمهور وقت بنی‌صدر و وعده‌ای دیگر از پایتخت نشینان بی خیال با تمام تلاش و کوششی که کردند کمرشان خم، چهره‌شان زرد و قیافه‌شان پژمرده شد.



عراقی‌ها در خرمشهر
 

اما دیری نپائید که این زردی به سرخی گرائید، چون مردم خوزستان به همراه سایر امت شهید پرور ایران خون‌گرم‌شان بلافاصله به جوش آمد، طغیان کرد، سرکشی نمود، تا توانست دشمن را از خانه و کاشانه‌اش براند.خوزستان میعادگاه همه سلحشوران اسلام در واپسین زمانی که می‌رفت به اعماق تاریکی‌ها بپیوندد با جهشی متهورانه به تار و پود حیات چنگ زد، چنان چنگی که در عرض مدت کوتاهی از افق سیاهی و تباهی به طلوعی نو و درخششی کامل و حیاتی جاودانه دست یافت و نام پرآوازه خود را بر صفحات زرین تاریخ ثبت کرد.

هشت سال دفاع مقدس به طول انجامید. هشت سال سراسر ستیز و مقاومت و حماسه. سال‌هایی که بی‌شک در تاریخ این سرزمین به یادماندنی است و نه رزین‌ترین برگ، که خونین‌ترین است. در پی گذار هشت سال غرورآفرین که با از جان گذشتگی و ایثار فرزندان دلیر این میهن اسلامی و ناکامی‌ دشمن زبون همراه بود، نگاهی به فراز و نشیب‌های این فصل خونین تاریخ سرزمین‌مان داریم. جنگ با تمام زشتی‌هایش زیباست و با تمام تلخی‌هایش شیرین، زشت است از آن جهت که ویرانی، کشتار، تخریب و آوارگی را به همراه دارد و زیباست وقتی که مردم از هر شهر و دیاری و از هر طایفه و نژادی در کنار هم برای دفاع از تمامیت ارضی مملکت اسلامی و برای دفاع از حیثیت و آبرو و ناموس و شرف و انسانیت و دین و مذهب و ایمان و اعتقاد اسلامی خود عاشقانه به آغوش شهادت می‌روند و با انسجام و یکپارچگی و وحدت روزبه‌روز دشمن و صدام مزدور را که بر دیوار کاهگلی تکیه زده بودند، خوارتر و زبون‌تر ساختند و هر روز با ایمان بیشتر و از جان گذشتگی توانستند بخشی از سرزمین‌های اشغالی میهن اسلامی را از دست تجاوزگر که به بهانه قرارداد 1975 الجزایر که درباره اروندرود مرز ایران و عراق است وارد خاک جمهوری اسلامی ایران است، خارج سازند.
 


خرمشهر
 
مردم ما با وحدت و با نثار کردن خون سرخ‌شان در کوچه پس‌کوچه‌های خرمشهر، آبادان، سوسنگرد، بستان، هویزه، دزفول، قصرشیرین، سومار، نفت‌شهر، ایلام، دهلران، مهران، دشت عباس و ... ده‌ها شهر و روستا‌های اشغال شده دیگر توانستند، وجب به وجب شهرها و روستاهای اشغالی میهن اسلامی را از دست صدامیان خارج سازند و سرود پیروزی بخوانند و پرچم جمهوری اسلامی ایران را با افتخار بر ویرانه‌های شهرهای جنگ زده به اهتزاز درآمدند.

و اما جنگ تلخ است از جهت از دست دادن عزیزان و فرزندان و برادران و خواهران‌مان در جبهه‌ها و بمباران‌های شهرها و دهات و قصبات، اما با تمام این تلخی‌ها شیرین است وقتی که آوارگان جنگی این مهاجرین عزیزی که با یک گلوله توپ تمام هستی و زندگی ده‌ها سال دسترنج‌شان زیر آوارها مدفون گشت و جز لباس تن‌شان که پوشیده بودند، اندوخته دیگری برایشان باقی نمانده بود به دیگر شهرهای رفتند و اسکان گزیدند و غریب نبودند چون با استقبال دیگر هموطنان روبرو شدند.این جنگ شیرین است وقتی که با کوچک‌ترین اعلانی سیل کمک و اعزام نفرات حتی نوجوانان از دورترین روستاهای کشور به سمت جبهه‌ها سرازیر می‌شدند این‌ها همه نشانگر همبستگی همه اقشار در مقابل دشمن خارجی و تجاوزگری است که به حریم آب و خاک‌شان و اعتقادات‌شان تجاوز شده بود.

جنگ با تمام تلخی و سنگینی که در برداشت برای مردم عزیز مملکت‌مان آنچنان نبود که به سکون و سکوت کشیده شود. ما در هشت سال دفاع مقدس و این جنگ تحمیلی ناخواسته که برای زنان و کودکان به صورت خشن جلوه‌گر کرد، شاهد جریان عادی و بی‌امان زندگی بودیم که توسط مردم حتی در شهرهای نوار مرزی غرب و جنوب کشور دوام داشت.
 


 

در مناطق جنگی ابزار و ماشین و انسان با هم و در کنار هم پیوند دیرینه داشتند و کودکان و نوجوانان در چشمان کوچک خود افسانه‌های بزرگ حماسه و ایمان و حقیقت را به خوبی نشان دادند و با تمام وجودشان و هستی‌شان آن را لمس کردند ما در طول هشت سال جنگ از نزدیک و با رگ و پوست خودمان لمس کردیم و دیدیم که چگونه حاصل دسترنج ماه‌ها و سال‌های کشاورزان و روستائیان در یک دم و یک جا نابود شد و اندوخته و سرمایه‌ کارگری را که سالیان متمادی در زیر آفتاب سوزان و کشنده جنوب جان کنده و عرق ریخته در عرض چند دقیقه با بمب‌های آتش‌زا مبدل به تل خاکستری شد، ولی همین مردم در جهاد خود پای برجا ایستادند و هر روز در مقابل هجوم دشمن مقاومت کردند و سخت و سخت‌تر ایستادند.

خوزستان از همان دقایق روزهای اول در جریان جنگ ناخواسته حضور داشت، زمانی مردم ایران و دنیا، خوزستان را با نام سرزمین طلای سیاه و با نام پرآوازه بنادر معروفش و پالایشگاه و چاه‌های نفت می‌شناختند. ولی خوزستان امروز دیگر سرزمین طلای سیاه و سرزمین بزرگترین پالایشگاه دنیا نیست. خوزستان امروز کربلای خونین ایران است خاک داغ خوزستان با زمین‌های گرم و سوزانش و نخل‌های سربریده‌اش اکنون گواه خون‌های سرخ ریخته شده بهترین فرزندان این مرز و بوم است که برای پیروزی و دفاع از اسلام و میهن اسلامی از همه چیز خودشان حتی از جان شیرین‌شان گذشتند و پیروزی را برای ما به جا گذاشتند.

هیچوقت نباید فکر کنیم که قصه‌های جنگ و شهادت تمام شده است اکنون که در آستانه سالگرد جنگ تحمیلی هستیم، خاطرنشان می‌سازیم که قصه‌های جنگ و شهادت تازه دارد آغاز می‌شود، چون لازم است این خاطرات و رشادت‌ها از دهانی به دهانی و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد. ویرانه‌ها آباد می‌شوند اما خاطرات همچنان پابرجای می‌مانند تا سینه به سینه در آینده برای فرزندان این مرز و بوم نقل شوند و کودکان آینده شب‌ها با قصه‌های دلاوری و رشادت اجدادشان و مردان بزرگ ایران اسلامی به خواب بروند و بدانند که سرزمین‌های اشغال شده کشورمان آزاد نشد مگر با خون دادن دلاور مردان.
 


 

نسل آینده ما به خوبی قضاوت خواهد کرد که ملت ایران نشان داد که اگر ابرقدرت‌ها و استعمار و استعمارگران دست به دست هم بدهند و بخواهند علیه ایران اسلامی توطئه نمایند هیچ وقت نمی‌توانند خللی بر روحیه شکست ناپذیر مردم وارد سازند و دیگر قادر نخواهند بود، مثل ایام گذشته منافع خودشان را در ایران تأمین کنند.

تعرضات عراق قبل از جنگ 31 شهریورماه 1359؛ زمانی که خوزستان در تب گرمای مرداد ماه و شرجی بی‌امان در تابستان 1359 می‌سوخت توسط عده‌ای خودفروخته و ضد انقلاب و تعداد قلیلی از سران عشایر که سرسپرده رژیم ستم‌شاهی بودند و پس از انقلاب اسلامی منافع‌شان به خطر افتاده بود و در مناطق مختلف من جمله آبادان و خرمشهر هر چند گاه یک بار با عمل ننگین بمب‌گذاری سعی در ایجاد رعب و وحشت و مشوش نمودن افکار عمومی داشتند. آنها فکر می‌کردند که مردم خوزستان سست اراده هستند و با این اعمال و تحت فشار ممکن است در دام آنان گرفتار شوند اما این بمب‌گذاری‌ها توسط عوامل عراق و شهید شدن‌های مردم بی‌گناه کوچک‌ترین تأثیری در اراده آنها به وجود نیاورد.

این سرسپردگان شرق و غرب و منافقین که چاره‌ای جز پناه بردن به صدام نداشتند با برنامه‌ریزی ابرقدرت‌ها تدارک حمله وسیعی به ایران اسلامی را دیدند و در ساعت 12 بعداز ظهر روز دوشنبه 31 شهریور 1359 هواپیمایی متجاوز عراقی فرودگاه‌ها و پایگاه‌های هوایی چند شهر ایران من جمله تهران و اهواز را بمباران کردند و نیروهای پیاده و زرهی عراق که از 20 شهریور ماه 11 روز قبل از جنگ رسمی در مرز شلمچه مستقر شده بودند و تعرضاتی هم به پاسگاه مومنی و روستاهای مرزنشین داشتند، یکباره حمله سراسری و گسترده خود را شروع کردند به سمت خرمشهر رهسپار شدند.
 


 

این واقعیت‌ تلخ را هیچکس نمی‌توانست، انکار کند و مردم به طرف گروه‌های ژاندارمری شهربانی و سپاه پاسداران سرازیر شدند و تقاضای اسلحه می‌کردند، هیچ کس آرام نداشت خون همه به جوش آمده بود و تمامیت ارضی و شرف و حیثیت یک شهر، یک استان و یک کشور در خطر بود. عده‌ای مشغول ساختن کوکتل مولوتف شدند این تجربه‌ها را از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی داشتند. اگر تفنگ و خمپاره و تانک نیست لااقل با کوکتل مولوتف می‌شود چند مدتی مبارزه کرد تا نیروهای کمکی از پایتخت برسد. از طرف عراقی‌ها هم پرتاب خمپاره و شلیک توپ به سوی شهرهای خرمشهر و آبادان و پالایشگاه این شهر شروع شد.

جنگ رسماً آغاز شده بود ادعای پوچ صدام در آن زمان از دست زدن به این جنگ این بود که ایران قرارداد الجزایر را رعایت نکرده به همین دلیل قوای خود را به سوی ایران، گسیل داشت ولی مردم خوزستان هیچ وقت با این غافلگیری دست و پای خود را گم نکردند.

من بارها و بارها گفته‌ام و هزاران بار دیگر خواهم گفت اگر دفاع 45 روزه مردم خرمشهر و آبادان در مقابل صدامیان نبود عراقی‌ها راحت‌ می‌رفتند کنار زاینده‌رود آواز لب کارون می‌خواندند.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار