امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 7
۲۲:۱۴
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 116972
تاریخ انتشار: ۱۵ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۵:۵۹
تعداد بازدید: 9
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 
***
 

حکایت لباس فاخری که بر تن پادشاه دیده نمی‌شد؛

تخفیفاتی که آمریکا به ایران می‌دهد!

محسن صفایی فراهانی، در گفت‌وگو با روزنامه آرمان گفته است: اگر امیدی در بازار به وجود آمده، ناشی از کاهش شدت تحریم‌هاست.

وی همچنین اظهار کرده است: دولت اگر نگوییم به این دیوار تحریم شکاف انداخته اما لااقل مانع افزایش تحریم‌ها و افزایش فشار علیه مردم ایران شده است.
 

*اثبات مقولاتی مثل آرام‌سازی فضای اقتصاد کشور و عدم بروز نوسانات شدید قیمت که از ابتدای روی کار آمدن دولت رئیس جمهور روحانی حادث شد؛ امری ممکن است اما بیان مکاشفات درونی و اشاره دادن به مکنونات قلبی‌ای همچون اینکه «در بازار امید بوجود آمده» از سوی آقای فراهانی امر قابل اثباتی نیست و بیان آن در عرصه افکار عمومی هم کار صحیحی نیست.

چه اینکه متأسفانه حتی برخی آماری هم که شتابزده از سوی برخی شخصیت‌های نزدیک به دولت پیرامون رشد اقتصادی زودهنگام مطرح شده است؛ در وهله اول غیر ملموس هستند و در وهله دوم نیز مورد خدشه کارشناسان قرار گرفته‌اند.

رخداد بدتر اما این است که امور نامکشوف و غیر قابل اثبات را کسانی به کاهش چند تحریم کم تأثیر در اقتصاد ایران ربط بدهند.

پر واضح آنکه بر اساس گزارش‌های رسمی، اثر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران بیش از 25 یا 30 درصد نبوده و نیست. ضمن اینکه لغو هر تحریمی هم باید به کاهش ملموس درصد اشاره شده بیانجامد نه اینکه یک فعال سیاسی در این زمینه نظرات شخصی برآمده از مکنونات قلبی‌اش را در گفت‌وگو با رسانه‌ها بیان کند.

آقای صفایی فراهانی همچنین در حالی بیان کرده‌اند که دولت مانع افزایش تحریم‌ها شده است که گویی آمریکا و متحدانش همواره تعدادی تحریم را در کیسه خود بصورت آماده دارند تا هرگاه که خواستند بسته به زبان‌دانی دیپلماتیک دولت‌های ایران از اِعمال آنها جلوگیری کنند!

ناگفته پیداست که این اِماره تحلیلی، اماره‌ی درستی نیست و شدت دشمنی آمریکا با ایران اسلامی آنقدر هست که اگر هر تهدید و تحریمی را که علیه ما اعمال نمی‌کند نه به دلیل احساس شفقت کاخ سفید و عملکرد مطلوب دولتمردان ایرانی! که به دلیل عدم توانایی آمریکاست.

جالب آنکه کسانی که آقای هاشمی و شخص خاتمی را پیشوایان و مقتدایان رابطه مطلوب با جهان و گفتمان اعتدال می‌دانند هیچگاه به این مسئله پاسخ نمی‌دهند که چرا در دوران آقای هاشمی قانون تحریمی داماتو علیه ایران وضع شد و در دوران دولت اصلاحات نیز با وجود تمام لبخندها و دست‌هایی که به سمت غرب از سوی برخی چهره‌های نزدیک به دولت دراز شد اما ایران اسلامی از سوی آمریکا محور شرارت خوانده شد؟!
 
***
 

تبلیغ آمریکادوستی بدون اشاره به آمریکا؛

از ستایش رسمی جهانی‌سازی و تأیید تلویحی حاکمیت آمریکا

خانم الهه کولایی، از اعضای حزب منحل شده مشارکت اخیراً در همایش همگرایی فرهنگی در اوراسیا گفته است: جهانی شدن در عین تهدید، برای ما فرصت است چرا که از دل آن، منطقه‌گرایی و محلی‌گرایی شکل می‌گیرد.

به گزارش ایرنا وی همچنین اظهار می‌دارد: دولت‌ها می‌توانند در دل بحث جهانی شدن به تقویت ریشه‌های فرهنگی بپردازند!
 

*متأسفانه بحث علاقه برخی از استادان دانشگاه و مسئولان اجرایی به تئوری «جهانی سازی و جهانی شدن» چند سالی است که در کشور باب شده است.

این تئوری که در دولت گذشته هم توسط عددی از مسئولان به آن اشاره‌های ستایش‌آمیز می‌شد؛ در دولت کنونی نیز چندین مرتبه در تریبون‌های رسمی مورد اشاره قرار گرفته است!

جهانی سازی و جهانی شدن در فطرت خود حاوی این معناست که مردم هر کشور و منطقه‌ای در باورهای سنتی خود بمانند و منطقه‌گرایی و حتی دین خود را تقویت کنند! اما در عین حال در اثر ترس از سرنیزه‌ی جنگ، خشونت، تروریسم، پول، تبلیغات شیطانی و یا وادادگی و ازخودبیگانه شدن تسلیم شوند و حاکمیت هژمونیک آمریکا را بعنوان یگانه ابرقدرت جهان نیز بپذیرند! (و در واقع آزادند که هر نوع دینی داشته باشند اما این دین باید با خواسته‌های آمریکا و لیبرالیسم و سکولاریسم تطابق داشته باشد)

در این تئوری؛ هنگام بحث از منافع یک کشور؛ فقط مقولاتی واجد ارزش می‌شوند که از شهوات و ترس آمده باشند و بتوان آنها را دید و لمس کرد و لذا در ساحت جهانی سازی مورد اشاره؛ سخن گفتن از هویت ملی و دینی (که منجر به ایستادگی در مقابل هویت جعلی می‌شود)، مبارزه با ظلم، تحمل مشقّت در راه آرمان و خداخواهی غیر سکولار، کاری عبث و بیهوده است.

البته در عین حال ذکر این نکته هم ضروری می‌نماید که همانطور که دکتر حسن رحیم‌پور ازغدی نیز تأکید دارد، اسلام ناب و گفتمان انقلاب اسلامی نیز به جهانی شدن معتقد است؛ اما به جهانی شدن تفکری خداباور، دین محور و عادل که با ابزاری مشروع و با تکیه بر ظرفیت‌ها و توانایی‌های منبعث از همین خداباوری، اقدام به ترویج و جهانی سازی خود می‌کند.

در کنار خانم کولایی، آقای سریع‌القلم که گفته می‌شود سمت مشاوره دولت را بر عهده دارد نیز جزو ترویج کنندگان تئوری جهانی سازی در ایران محسوب می‌شود و بارها و بارها در ستایش این پدیده! صحبت کرده است.

خانم کولایی اخیراً نیز طی یادداشتی در نشریه آرمان پیرامون جهانی سازی نوشته است: تصور غربی شدن (در پی جهانی سازی) در سیاست، اقتصاد و فرهنگ توهمی بود که پس از فروپاشی اتحاد شوروی شکل گرفت و اورآسیا (کشورهای مرکز و شمال آسیا) با توهم یکپارچه شدن با جامعه جهانی وارد مرحله جدید شد، اما رفته‌رفته این توهم! کمرنگ‌تر شد و درحال رنگ باختن است!
 
***
 

علت خشک شدن دریاچه‌ها بستگی دارد به پرچم ایران یا آمریکا!

مرثیه‌های آمریکامدار یک اقتصاددان برای تحقق هشدارهای داریوش کبیر

روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد در یکی از شماره‌های خود با انتشار صحبت‌های فردی به نام محسن.ر پیرامون مسائل مربوط به کم‌آبی زاینده‌رود که از گوینده با عنوان یکی از استادان دانشگاه اصفهان یاد شده است؛ به نقل از وی نوشت: مدیریت آب در ایران یکی از نمونه‌ها و نمادهای مدیریت توسعه در کشور ماست!

وی همچنین به وصیتنامه داریوش و سه آفت نوشته شده در آن (حمله دشمن، دروغ و خشکسالی) اشاره کرده و به نوشته اعتماد می‌گوید: متأسفانه ما اکنون به هر سه این آفت‌ها گرفتاریم. روابط‌مان با خارجیان پرتنش و بی‌ثبات است. خشکسالی و سوء مدیریت منابع آبی ما را به مرز بحران رسانده است. و نهایتاً دروغ و فساد تمام زوایای زندگی اجتماعی و نظام اداری ما را فرا گرفته است!
 

*بر اساس نظرات فرد اشاره شده؛ باید نتیجه گرفت که ناتوانی آمریکا در مقابله با گردبادهای شدید موسمی، خشکسالی‌های چند سال اخیر و خشک شدن رودخانه‌های اُوِنز و کلورادو در این کشور، زلزله‌های شدید در کشور چین و طوفان‌های شدید در مالزی و ژاپن، همگی نمادهایی از مدیریت توسعه در این کشورها هستند!

و این در حالی است که افرادی که نوعاً در ایران قصد سیاسی جلوه دادن مقولاتی مثل خشکسالی و سایر جلوه‌های زیست محیطی را دارند، معتقدند که کشورهای اشاره شده در بالاترین سطح از پیشرفت قرار دارند. و به سخن دیگر اینکه اگر خشک شدن زاینده رود و دریاچه ارومیه در ایران نتیجه بی تدبیری و توسعه نیافتگی است اما همین پدیده در آمریکا اگر باشد به زعم اینان رخدادیست طبیعی که بر اثر تبخیر زیاد! روی داده است.

همچنین فراگیر شدن دروغ و فساد در جامعه ایران و پرتنش بودن روابط ما با سایر کشورها نیز دیدگاه‌های تاریخ مصرف گذشته‌ای هستند که مروّجین آنها هیچگاه نتوانستند دلایل متقنی را در اثبات آنها ارائه کنند.

غیر از مسئله دروغ که یک امر درونی و نامشکوف و غیر قابل معدل‌گیری است؛ پیرامون مسئله پرتنش بودن روابط ایران با سایر کشورها نیز دو نکته حائز اهمیت وجود دارد.

نخست آنکه «تنش» رخدادیست که کشور را به آستانه جنگ و تحریم تأثیرگذار هدایت کند و دوم آنکه نسبت به تنشی باید اعتراض کرد که سبب قحطی، ناامنی و قطع دسترسی به نیازهای اساسی شده باشد.

طرفه آنکه فقط کسانی از طیف چپ بوده‌اند که مدعی هستند کشور هم‌اکنون در آستانه جنگ قرار دارد و یا ایران آنقدر ضعیف است که با یک بمب! مکانیزم دفاعی خود را از دست می‌دهد و همچنین معترضان پرتنش بودن روابط خارجی و منزوی زیستن ایران نیز نوعاً کسانی از قشر بورژوا و با شناسنامه سیاسی مشخص هستند که به بهانه تنش‌زدایی، ساز ناهمخوان خود با مبانی انقلاب اسلامی را به صدا درمی‌آورند.

شایان ذکر است، آقای حمیدرضا جلایی‌پور چندی قبل از این خبر داده بود که فرد اشاره شده در بالا گاهی به عنوان مشاور در دولت یازدهم مورد استفاده قرار گرفته است.
 
***
 

غیر از «تحریم‌های اخیر» دیگر خبری از تحریم نیست!

مسعود پزشکیان، از نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس طی یادداشتی در روزنامه آرمان با اشاره به کامیابی‌های دولت یازدهم نوشته است: دیگر خبری از قطعنامه‌های پی‌در‌پی و نفسگیر گذشته نیست.
 

*مشخص نیست موضع آقای پزشکیان درباره تحریم‌هایی که نه یک بار که چند بار پس از توافق ژنو و طی ماه‌هایی اخیر از سوی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران اِعمال شدند، چیست؟!

همچنین قابل ذکر است که آمریکا و همپیمانانش اگر از اعمال تحریم جدید، لغو تحریم‌های تأثیرگذار و یا حمله نظامی علیه ایران امتناع می‌کنند نه به دلیل افزایش اعتماد به ایران! که به این دلیل است که توانایی آنها را ندارند. (چه اینکه تصوّر مهربان شدن آمریکا به ایران هم تصوّر درستی نیست)

برای مثال، استیلای بیشتر آمریکا بر منابع نفتی لیبی و سودان در چند سال اخیر بود که دست آمریکا را برای تحریم نفت ایران باز کرد.

و ایضاً چنبره کاخ سفید بر منابع معدنی افغانستان بعنوان بهشت معادن خاورمیانه بود که سبب ساز تحریم‌های کشورمان در حوزه معدنی گردید.

کاخ سفید همچنین در ابتدای روی کار آمدن دولت رئیس جمهور روحانی طی طرحی نمایشی بحث کاهش دادن میزان صادرات نفت ایران به 500 هزار بشکه در روز را مطرح کرد که البته فقط یک نمایش بود زیرا به دلیل نیاز بازار جهانی و کمبود منابع در اختیار آمریکا، قابل تحقق نبود و البته محقق هم نشد.

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار