امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۱۹:۵۸
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 117155
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 32
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; – گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ مجموعه شعر «برای مسافرانی که می روند» شامل چهل شعر سپید از شاعر جوان ورامینی است.

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; – گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ مجموعه شعر «برای مسافرانی که می روند» شامل چهل شعر سپید از شاعر جوان ورامینی است.   کاوه شصتی شاعری است که زیبایی قلمش در مجموعه شعر حاضر جلوه می نمایاند. او از نظرگاه ویژه ای که به زندگی دارد، طراوت و زیبایی خاصی به اشعار کتاب بخشیده است. نوشتار حاضر نگاهی گذرا به برخی از اشعار و واژگان به کار برده شده توسط آقای شصتی در مجموعه حاضر خواهد داشت؛

اولین مطلبی که توجه هر خواننده ای را در برخی از اشعار جلب می کند نگاه ساده و در عین حال عمیق شصتی به زندگی باصفای روستا می باشد. این فضای شعری می تواند از صمیمیتی که بین شاعر و عناصر روستایی وجود دارد نشأت گرفته باشد. نزدیکی شاعر به روستا این گونه در اشعار شاعر جلوه گر می شود؛

«گوش فرا می دهم
به صدای آب

در تماشای بیل صیقل خورده

ایستاده در آغاز کرت ها
جستجو می کنم

کشاورزی را که در میان دشت محو شد
صبر می کنم

تا تماشای رویش آفتاب

از نقطه ی تازه ای

بر شانه کوه»

(برای مسافرانی که می روند ص 39)

یا در شعری دیگر شاعر فضایی را برای  خواننده به تصویر می کشد که تصاویر آن فقط می تواند در نگاه عمیق یک شاعر چیره دست و آشنا با فضای زندگی روستایی بنشیند؛

«مرغابی ها می نشینند

بر یونجه زاری خنک
خرگوش خاکی

سرک می کشد مدام

پر می کشد ناگاه
بلبل خرما
آوازها

فراگرفته دشت را

خورشید بی تاب می تابد
بر کفشدوزک ها
کاش آغوشم

آن قدر بزرگ بود

که به جای کاهو
کمی آفتاب
کمی یونجه زار

به خانه می آوردم»

(همان صص 27 و 28)

شاعر همچنین گله های به جایی از فضای زندگی شهری دارد که در قلب شاعر تنگناهای گاه و بیگاهی را ایجاد کرده و این دلتنگی ها در شعر شصتی این گونه ریزش کرده است؛

«این سقف کدر

این دیوارهای بلند

در این ساعت های کند

بهار را از خاطرم دور می کند

دلتنگ تلالو آفتابم
و کوره راهی

که ما را به خانه ماه می برد»
(همان ص 26)

نکته دیگری که در اشعار شصتی جلوه می نماید توجه ویژه او به برخی از عناصر طبیعت مثل خورشید، ماه، ستاره، کوه و... می باشد. این واژگان به نحوی در اشعار شاعر جا خوش کرده اند و شاعر با این کلمات ضریب خاصی را به اشعارش بخشیده است. در واقع نگاه شاعر به عناصر طبیعت برگرفته از باور عمیق و نگاه ساده ی روستایی او می باشد. به عنوان مثال می توان به اشعاری که در همراهی آفتاب سروده شده اند این تعبیر را به کار برد که، گرمی آفتاب در آنها نمودار شده است و در حقیقت نیز همین گونه است؛

«برف ها
آب شده اند

جز نرمه ای در شیارها
زمین
گرم می شود

با نوازش آفتاب
صدای گنجشک

جوانه های رخ داده

بر شاخه ها را نشانم می دهد»
(همان ص 41)

نکاتی از این دست به کرات در اشعار شصتی دیده می شود که در این مقام فرصت کافی برای تحلیل و توضیح همه آنها وجود ندارد. پیشنهاد ما این است که کتاب «برای مسافرانی که می روند» کاوه شصتی، حداقل به یک بار خواندن می ارزد. مطمئنا خواندن این کتاب و تصویرسازی های شاعر در جای جای کتاب، تمجید و ستایش شما را نیز نصیب شاعر خواهد کرد. در پایان بر این نظرگاه پرمهر شاعر به سادگی زندگی درود می فرستیم و موفقیت های بعدی او را در ادامه این مسیر شعری از خداوند خواستاریم.
انتهای پیام/
 

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار