امروز : جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ - 2017 July 21
۲۲:۴۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 117238
تاریخ انتشار: ۱۶ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۱:۲۲
تعداد بازدید: 48
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، بیستمین عصرانه ادبی فارس شب گذشته به نقد و بررسی مجموعه شعر «برای مسافرانی که ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، بیستمین عصرانه ادبی فارس شب گذشته به نقد و بررسی مجموعه شعر «برای مسافرانی که می‌روند» سروده «کاوه شصتی»، اختصاص داشت که با حضور اسماعیل امینی، رضا اسماعیلی، مصطفی محدثی خراسانی، حسین قرایی، مهدی آقایی و جمعی از اهالی فرهنگ و ادب در سالن جلسات این خبرگزاری برگزار شد.

* امینی: شعرهای این کتاب، شبیه هیچ کسی نیست

در ابتدای این مراسم اسماعیل امینی، شاعر، نویسنده و استاد پیشکسوت زبان و ادبیات فارسی درباره کتاب «برای مسافرانی که می‌روند»، بیان داشت: این مجموعه شعر را دو مرتبه خواندم و آنچه که به نظرم می رسد، ویژگی های شعر «برای مسافرانی که می روند»، است.

وی ادامه داد: اولی این است که درسته رایحه ای از همه بزرگان ما همانند شعر سلمان، سپید و به ویژه فروغ و گاهی بعضی از نگاه‌های نیما در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» است اما شبیه هیچ کس نیست که خیلی جالب است.

امینی بیان کرد: در این روزگار که خیلی شعرها شبیه همدیگر شده است و خیلی نزدیک به هم است، تقریباً انگار همه از روی دست هم می نویسند یا تحت تأثیر همدیگر می نویسند حتی توی اختصاصات، عناصر و شخصی‌ترین چیزها همانند شعر غنایی و شعر عاشقانه.





 

وی افزود: بنده یک موقعی گفتم که شعر عاشقانه گذشته ما که بخشی از آن شعر عرفانی بوده است، مقداری انتزاعی بوده است اما شعر عاشقانه روزگار ما، یک جوری است که انگار یک معشوق مشترکی همه دارند و ویژگی های آن عین همدیگر است. چون هیچ انگار تجربه عاشقانه ای پشتش نیست و همه درباره یک موجود موهونی به نام «تو» حرف می زند که این «تو» هم ویژگی هایش شبیه همدیگر است. یعنی «تو» این شاعر با «تو» آن شاعر هیچ فرقی ندارد.

این استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: در اشعار عاشقانه متأسفانه «تو» شاعر 60 ساله با «تو» شاعر 20 ساله فرق ندارد یعنی معشوق یک آدم 20 ساله و 60 ساله باید خیلی فرق داشته باشد، رفتار، حرکات و نوع نگاهش. اما اکنون یکی است.

وی اضافه کرد: اکنون شعر دوران جوانی با شعر دوران پیری فرقی ندارد. به طور مثال شعر شاعری که در منطقه کویری زندگی می کند با شعر شاعری که در شمال زندگی می کند حتی از لحاظ عناصر فرقی با هم ندارد. که این خیلی عیب است برای اینکه گویی شاعر رابطه اش را با محیط طبیعی بیرون قطع کرده است یا کتاب دارد می خواند آن هم نه کتاب متنوع، بلکه کتاب شعر دوستانش را، یا پای اینترنت نشسته و صفحه شعرها را می خواند.

امینی عنوان کرد: مواد اولیه شعر نه در کتاب می آید و نه توی ذهنیات بلکه مواد اولیه شعر، از جهان، زندگی و طبیعت می آید به این خاطر است که وقتی کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» را خواندم خیلی خوشحال شدم برای اینکه ما را به تماشای دنیای بیرون می برد. همان دنیایی که ما از آن محروم هستیم. یعنی ما غالباً در ساختمان ها هستیم یا در ماشین هستیم و از تماشای عالم، یک جوری انگار محروم شده ایم.

* مواد اولیه شعر در دانشگاه‌ها یا کتابخانه‌ها نیست

وی اضافه کرد: خیلی فرق می کند که مثلاً فکر کنید، فاصله ورامین تا پیشوا را با ماشین بپیمائیم یا قدم زنان برویم. پدر بنده یک سنتی نزد خویش داشت که هر شب جمعه از نازی آباد که منزلمان بود پیاده به شاه عبدالعظیم حسنی برای زیارت می رفت و پیاده هم برمی گشت، به او می گفتم که چرا می گفت ماشین زیاد خوب نیست باید راه برویم تا طی قدم زدن فکر کنی.

امینی ادامه داد: اگر مثالی از پدرم زدم به خاطر این است که بگویم شاعر کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» نیز قدم زنان در جهان زندگی کرده است،زیاد در اتاق محصور نبوده است. پای صفحه مانیتور نبوده است توی ماشین نبوده در جلسه ادبی خیلی نبوده است یا اگر بوده مواد شعرش را از آنجا نگرفته یعنی اگر در دانشگاه یا کتابخانه بوده، مواد اولیه شعرش را و انگیزه‌های شعری اش را از اونجاها نگرفته است.

وی افزود: دیگر اینکه، حضور انسان در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» بسیار کم است، یعنی در همین یکی دو تا مورد است که این هم زیرش خط کشیدم که شعر «دیپلمات»، از جنس بقیه شعرها نیست و انسان خیلی حضورش در این اثر کم بوده، که بسیار خوب است.





 

این شاعر گفت: بیشتر چیزهایی که قرار است درباره آن صحبت شود، چیزهایی غیر از انسان است، حتی بخش های مهمی از کتاب «برای مسافرانی که می‌روند»، غیر جاندار است. یعنی بخش کمی از اشعار درباره گیاهان و جانوران است یعنی بخش عمده اشعار این کتاب، طبیعت بی جان همانند برف، کوه، رودخانه یا بیلی است که در زمین فرو رفته است.

وی با اشاره به این شعر مولانا که گفته است، «از جمادی در جهان جان شوید/غُلغُل اجزای عالم بشنوید»، اظهار کرد: این شاعر انگار در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» غُلغُل اجزا را شنیده است و خواسته آن را منعکس کند.

امینی ادامه داد: قدیمی های ما می گفتند که در عالم اشارات است یعنی عالم با زبان بی زبانی و به زبانی غیر از زبان کلمات، برای ما حرف هایی دارد. بعد می گفتند که کار هنرمند این است که این اشارات را در می یابد و نسبت به این اشارات، عارف است. و به آن زبان بی زبانی عالم. بعد او را به شکل عبارت در می آورد چون آدم های معمولی آن اشارت را در نمی یابد.

وی افزود: وقتی آدم با کسی مواجه می شود که این اشارات را در می یابد و بیان و روشن کرده و به عبارت در می آورد، این جهان محدود و محصور مشهودات را گسترش می دهد، آدم احساس آزادی می کند و احساس می کند که در جهان بزرگتری زندگی می کند. احساس تنهایی نمی کند حتی احساس بیگانگی با محیط اش را هم نمی کند که این موارد بسیار خوب است.

امینی بیان کرد: با اینکه در اشعار کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» خیلی کم اشاراتی از انسان است، اما حتی در مزرعه ای که باید کشاورزی هم وجود داشته باشد، خیلی در آنجا نیز نشانی از انسان نیست. به جای او همان عناصر طبیعی، مشهود، محسوس و مادی هستند که حرف می زنند و این همان چیزی به جزء کمال شعر نیست.

* شاعر در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند»، چیزهایی را کشف کرده است

این استاد زبان و ادبیات فارسی گفت: دیدن عالم و بیان زبان عالم از هر کسی برنمی‌آید. دقیقاً کاری که شاعر در هر شعر از این کتاب می کند، مثل کاری است که کشف کننده‌ها انجام می‌دهند. شاعر در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند»، چیزهایی را کشف کرده است نه اختراع. نه اینکه از ترکیب چیزهایی که از قبل موجود بوده است، چیزی می سازد همانند تکنولوژی و صنعت. نه صنعت بوده و نه اختراع است، کشف است. آنچه که موجود است را او می بیند ولی دیگری نمی بیند. نیروی جاذبه را کشف می کند و این کاری است که در این شعرها خوب اتفاق افتاده است.

وی با اشاره به این مطلب که در کنار برخی از شعرها نوشته ام «عالی»، ادامه داد: برخی از اشعار کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» برایم خیلی دلنشین بود، همچنین شاعر اصلاً پرگویی ندارد یعنی می شود یک شعر 4 سطر بوده اما پرگویی باشد، می شود هم که شعری 5 صفحه باشد و پرگویی هم نباشد.

امینی بیان کرد: بهم زدن منطق معمول که فراوان هم در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» انجام شده است، در بعضی از جاها نیست. در یکی از اشعار این کتاب «دیپلمات» را برداشته و نوشتم «بزرگان دنیا». چون بزرگان تنها در حوزه دیپلماتیک تصمیم نمی گیرند بلکه در تمام حوزه های دیگر اینگونه است.

وی افزود: در شعر سپید یک اشکالی پیدا شده است که بسیاری از کسانی که شعر سپید می‌نویسند از نحوهای تکراری استفاده می‌کنند، گویی خیال می کنند وقتی شعر سپید نوشتیم باید همین نحوها را استفاده کنیم. به طور مثال شاعر می خواهد بگوید که «در کودکی» می گوید، «بچه که بودم». از این اشکال ها در شعر سپید زیاد داریم.

* برخی از اشعار این کتاب، بسیار هوشمندانه و خلاقانه است

امینی ادامه داد: در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» اصلاً نحوهای تکراری نداریم و از آن آسیب عمومی که شعر سپید امروز ما دارد، نداریم خیلی خوب است، همچنین هر جایی که راوی یا شاعر با آگاهی، سواد و توانایی شاعری خودش وارد شعر می شود و نمی‌گذارد عناصر خودشان حرف بزنند، تداعی و سلسله تخیل که دارد پیش می رود، آن جریان سیال ذهن قطع می شود. یعنی شاعر با آگاهی و سواد خودش وارد شعر می شود که تعداد آن نیز زیاد نیست اما اگر نباشد، خوب است.

وی با اشاره به یکی از شعرهای کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» با این عنوان که «بوی گل ها سخنان ما را قطع کرد/سکوت کردیم و نفسی عمیق کشیدیم»، گفت: این حرف خیلی عمیق و بسیار درخشان است، یعنی اگر نبود غیر از یک بیت شعر در این دفتر می‌توانستیم بگوییم که کاری بسیار هوشمند، خلاق و بسیار آشنا با زبان مواجه هستیم.

امینی در پایان بیان کرد: به خاطر کارم و هم تدریس و گاهی هم داوری، شعر زیاد می خوانم و غالباً هم شکنجه می شوم چراکه شعر بد زیاد می خوانم، همچنین متأسفانه شعر بد خیلی زیاد شده است و آن وقت که یک مجموعه اینچنینی به آدم می رسد و می خواند، احساس رضایت می کند که شعر زنده است.

* قرایی: استشمام بوی اشعار «سلمان هراتی» در اشعار «کاوه شصتی»

در این مراسم حسین قرایی، نویسنده و استاد زبان و ادبیات فارسی، بیان داشت: کاوه شصتی اهل شهر جلیل آباد است، جلیل آباد شهر با شکوهی است که چشم انداز زیبای طبیعت در آن خودش شعر زیبایی است.

وی اضافه کرد: معرفت و پاکی و صداقت از ویژگی های شعر کاوه شصتی است. شصتی شاعر مهربانی است، که این مهربانی و عطوفت در کتابش تلألو دارد، همچنین چندین بار که دفتر شعر شصتی را خواندم، بوی مطبوع شعر سلمان به مشام می رسد. شعر شصتی، شعر نجیب است.

*قرائت شعری از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی توسط «مصطفی محدثی خراسانی»

مصطفی محدثی خراسانی، شاعر متعهد انقلابی در ادامه این مراسم به قرائت شعری از استاد محمدرضا شفیعی کدکنی پرداخت که در ذیل آن را می خوانید:

چون بمیرم _ ای نمی دانم که! باران کُن مرا

در مسیر خویشتن از رهسپاران کُن مرا

خاک و باد و آتش و آبی کزان بسرشتی‌ام

وا مَگیر از من، روان در روزگاران کُن مرا

آب را، به قدرِ قطره ای، در نیمروز

بر گیاهی، در کویری، بار و باران کُن مرا

مشتِ خاکم را به پابوس شقایق ها ببر

وین چنین چشم و چراغ نو بهاران کُن مرا

باد را همرزمِ طوفان کُن که بیخ ظلم را

بر کَنَد از خاک و باز از بی قراران کُن مرا

ز آتشم شور و شراری در دلِ عُشاق نِه

زین قِبَل دلگرمیِ انبوه یاران کُن مرا

خوش ندارم، زیر سنگی، جاودان خُفتن خموش

هر چه می خواهی کُن ولی از رهسپاران کُن مرا

* یادداشتی کوتاه از «مهدی آقایی»

یکی دیگر از سخنرانان بیستمین عصرانه ادبی فارس، «مهدی آقایی» یکی از علاقه‌‌مندان به حوزه شعر و شاعری بود که با خواندن این شعر «خدایا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم»، بیان داشت: ما چقدر خوب به آینه نگاه می کردیم، به اندازه وسعت آن قاب کوچک و ساده اش. آری، ما هم در محلی در حال نگریستن به آن آینه بودیم و کلامی که با سرعت نور بین ما رد و بدل می شد اما کلام ما بزرگی نداشت.

وی اضافه کرد: راستی! فکرمان ساده انگارانه است و تجملی نیست که خود را در آن بزرگ ببینم، ولی همان که حجابی نبود بین ما به خودمان، امیدوار بودیم و بی شک باور داشتیم که حقیقت باید در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن می نگری؛ و آن گونه است که با قاب کوچک و دهکده کوچک و حرف های ساده می شود جهانی را تغییر داد.

* روایت «رضا اسماعیلی» از وجود 3 گروه در ادبیات

یکی دیگر از سخنرانان عصرانه ادبی فارس، رضا اسماعیلی شاعر ادبیات انقلاب اسلامی بود که بیان داشت: آقای قرایی همیشه واسطه خیر هستند، و با خوبان هم نشست و برخاست دارند و امروز واسطه خیر شدند که فرصت پیدا کنم مجموعه را بخوانم. به بهانه نقد و بررسی کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» می‌خواهم یک طرح مسئله‌ای داشته باشم.

 

وی اضافه کرد: ما در عرصه ادبیات در واقع 3 گروه از جریان فکری شاعران را داریم، یک گروه از شاعران، آرمان‌گرا هستند یعنی آرمان‌گرایی مطلق. شاعران گروه دوم، شاعران واقع‌گرا هستند و باز هم با واقع‌گرایان مطلق سر و کار داریم. گروه سوم شاعرانی هستند که بین آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی یک پیوند خجسته برقرار می‌کنند و محصول و نتیجه کارشان مقبول و مطلوب واقع می‌شود.

اسماعیلی ادامه داد: آرمان‌گرایی مطلق، شاعر را به فکر منفی‌بازی و سیاه نمایی می‌اندازد چون وقتی ما دنبال مدینه فاضله هستیم و دنبال آرمان‌شهر هستیم خب طبیعتاً این واقعیاتی که با آن در جامعه سر و کار داریم، همخوانی و انطباق کامل ندارد و طبیعتاً ما را دچار یأس و ناامیدی می‌کند. یعنی می‌خواهیم قله‌ای را فتح کنیم اما موانع زیاد است و همین که ما با این موانع دچار می‌شویم چون دچار آرمان‌گرایی مطلق هستیم، تا آن هدف را به صورت کامل به دست بیاوریم، در واقع گاهی از رفتن باز می‌مانیم و دچار یأس، ناامیدی و منفی‌بافی می‌شویم.

* هشدار «رضا اسماعیلی» به شاعران مهدوی

وی افزود: احساس می‌کنم در شعر «مهدوی»، و البته شاید همه ما به نوعی مرتکب این مسئله شدیم و بنده اول به خودم هشدار می‌دهم. ما در شعر مهدوی چون دنبال یک جامعه آرمانی یا به دنبال یک آرمان‌شهر هستیم که با حضور حضرت موعود تحقق پیدا می‌کند، گاهی شاعر همه جهان را سیاه می‌بیند یعنی احساس می‌کند که هیچ خوبی، زیبایی و حُسنی در این جهان باقی نمانده و همه به ظهور امام زمان (عج) مشروط می‌شود و در واقع در یک نوع بدبینی و سیاه‌نمایی مطلق دست و پا می‌زند. این نگاه هم برای شاعر و هم جامعه نگاهی خطرناک و آسیب‌زا است.

این شاعر متعهد انقلابی گفت: شاعرانی واقع‌گرا نیز به یک خوشبینی کاذب دچار می‌شوند، که این خوشبینی باعث می‌شود که خودشان را با ناهنجاری‌ها و چیزهایی که در واقع خوب نیست و نابسامان است، انطباق دهند و در واقع تن به وضع موجود دهند به نوعی تسلیم وضع موجود شوند. این خوشبینی کاذب و انطباق دادن به ناهنجاری‌های موجود، این شاعران را از رفتن باز می‌دارد و اینها هم به نوعی دچار استهاله فرهنگی می‌شوند و از این طرف بام می‌افتند.

وی اضافه کرد: شاعران آرمان‌گرا فقط فاصله ما را با مدینه فاضله نشان می‌دهند و آرمان‌شهر را به تصویر می‌کشند و وقتی می‌بینند که موانع زیاد است، به آه، دریغ و حسرت می‌رسند. که چیز خوبی نیست و در واقع یک چیز راه‌بندان ایجاد می‌کند، معتقدم کار شاعر ایجاد راه‌بندان نیست چراکه شاعران موفق و شاعرانی که امید به جامعه تزریق می‌کنند، بازکردن راه است یعنی با نور افکن کردن اشعارشان راه را به مردم نشان داده و باز می‌کنند تا به سر منزل مقصود برسبم.

اسماعیلی ادامه داد: گروه سوم شاعران، کارشان بین پیوند آرمان‌گرایی و واقع‌گرایی است. و فکر می‌کنند که این راه را باز کنند و آن هدف نایافتنی را دست‌یافتنی کنند، همچنین بنده فکر می‌کنم که شاعرانی که موفق بودند و کارهایشان در جامعه مقبول بوده است و شعرهایشان در ذهن و زبان مردم جاری بوده و جا باز کرده است، از گروه سوم بودند. به گونه‌ای که نه دچار آرمان‌گرایی مطلق شدند نه واقع‌گرایی مطلق. به طور مثال قیصر امین‌پور جزو این دسته از شاعران بود که خیلی از واقعیت‌ها را قبول نداشت چون آنها زشت و ناهنجاری بودند، اما این واقعیت‌ها وجود دارد و ما باید آن تهدیدها را تبدیل به فرصت کنیم که قیصر هم سعی می‌کرد که در دنیای شعری خودش، این واقعیت‌های تلخ و تهدیدها را به فرصت تبدیل کند و در پیله ناامیدی دچار نشود.

وی با اشاره به «کاوه شصتی»، گفت: وقتی کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» را مطالعه می‌کردم، شعرای این اثر دو گروه خونی دارند و از لحاظ مضمون و محتوا دو دسته هستند. همه شعرها، شعرهای سپید هستند. دست اول شعرها، به گونه‌ای است که از یکسری مولفه‌های هایکو برخوردار هستند. طبیعت‌گرایی یا لحظه‌نگاری از طبیعت، اینکه مرکز صقل شعرها، تصویرگرایی است. و اکثر شعرها تکه‌ای از یک پازل کلی هستند و تصویرها، تصویرهای حسی است یعنی آن تصویری که در شعرها می‌بینیم، تصویر سنتی نیست یک نوع تصویر حسی است که از واژگان شکل می‌گیرد. و از این مؤلفه‌ها برخوردار هستند که به من نوعی خواندن این اشعار یک حس قرابت به هایکو بهم دست می‌داد.

اسماعیلی بیان کرد: گروه یا بخش دوم، شعرهای اجتماعی است، شعرهای اجتماعی که لهجه اعتراض‌آمیز دارند، و آن اعتراض همانند اعتراض به تخریب طبیعت بوده و حمایت از محیط زیست است.

* قشقایی: در این کتاب، به وضوح غنای ادبی را می‌توان دید

در ادامه این مراسم محمدتقی قشقایی یکی از دوستان «کاوه شصتی»، بیان داشت: بیش از 20 است که آقای شصتی را می‌شناسم. او بیشتر گیاهان را می‌شناسد و به دلیل اینکه 20 مرتبه قله دماوند را فتح کرده است،‌به خوبی با عناصر شعری آشنا بوده و ان را با پوست و استخوانش لمس کرده است.

وی اضافه کرد: تصاویری که از کاوه شصتی وجود دارد، شاید انتزاعی به نظر برسد اما کاملاً عینی است یعنی در کتاب «برای مسافرانی که می‌روند» می‌توان به سهولت، غنای ادبی را مشاهده کرد.

* شصتی: شعرخوانی مرحوم سیدحسن حسینی بر من تأثیر می‌گذاشت

در پایان مراسم کاوه شصتی مؤلف کتاب «برای مسافرانی که می‌روند»، اظهار داشت: همیشه اشعاری که در نوحه و هیأت‌ها به کار گرفته می‌شد را دوست داشتم به گونه‌ای که همیشه ضرب‌المثل‌ها و شعرهایی که در کتاب‌های درسی بود را سرلوحه زندگی قرار می‌دادم. استادانی نظیر آقای طالقانی، رهنمودهای مؤثری را در زمینه شعر در بین شاعران منطقه ورامین بیان می‌کردند، و در بین شاعران محل کار مرحوم سیدحسن حسینی در من تأثیر می‌گذاشت.

شصتی ادامه داد: مرحوم سیدحسن حسینی، انسانی دوست داشتنی بود و همیشه فقط ایشان را نگاه می‌کردم و همیشه لبریز شنیدن شعرهایش بودم، و با نگاه کردن به او بال در آورده و احساس تنهایی نمی‌کردم.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار