امروز : چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ - 2017 August 16
۲۳:۱۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 117634
تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 31
عتیق اله قمری، معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان و استاد دانشگاه ابن‌سینا افغانستان در گفتگو با خبرنگار بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان ...

عتیق اله قمری، معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان و استاد دانشگاه ابن‌سینا افغانستان در گفتگو با خبرنگار بین الملل پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; در خصوص چگونگی روند انتخابات و پس از آن فرآیند شمارش آرا در افغانستان اظهار داشت: سومین دور انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در فروردین  سال 1393 برگزار شد و در دور اول با تقسیم آراء بین کاندیداهای حاضر به دور دوم کشیده شد.
وی افزود: دکتر عبدالله عبدالله با کسب حدود 45 درصد از کل آراء توانست به عنوان نفر اول به دور دوم راه یابد. و پس از آن دکتر اشرف غنی احمد زی با کسب 31/56 درصد از کل آراء بعنوان نفر دوم به دور دوم انتخابات راه یافت. مابقی کاندیداها از راه یابی به دور دوم باز ماندند. از میان کاندیداهای بازمانده از دور دوم انتخابات، زلمی رسول با کسب 11/37 درصد و پس از آن عبدالرب الرسول سیاف با کسب 7/04 درصد از آراء دارای رای قابل توجهی بودند. سایر کاندیداها مجموعا‍ً با کسب حدود 5 درصد از کل آراء موفق به کسب آراء قابل توجهی نشدند.
معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان گفت: دکتر عبدالله با کسب نزدیک به 45 درصد آراء در دور اول و نیاز به تنها 6 درصد دیگر آراء به گونه ای سبب شکل گیری این انگاره شده است که دکتر عبدالله در بدترین شرایط به 6 درصد دیگر آراء دست خواهد یافت و باتوجه به رأی بالا در دور اول مطمئناً پیروز دور دوم است. این یک انگاره ی جهانی است که شخصی که در دور اول حائز آراء نزدیک به 50 درصد می شود آن را برنده ی دور دوم پیش بینی می کنند و این امر سبب چرخش رأی های معلق یا سرگردان و یا رأی های خاموش به سوی سبد رأی وی می شود. این امر در اثر یارگیری موفق دکتر عبدالله برای دور دوم انتخابات تقریباً درستی این فرضیه را به قطعیت نزدیک می‌نمود.
قمری با بیان اینکه "در دور دوم انتخابات با توجه به این که اعتبار نهادهای انتخاباتی نزد مردم کمرنگ شده بود و بسیاری خود را در مقابل یک تبعیض برنامه‌ریزی شده می‌دیدند پیش‌بینی می‌شد که مشارکت مردم هم به همان میزان کم فروغ باشد" ادامه داد: اما آماری که کمسیون مستقل انتخابات بیرون داد (به میزان هشت میلیون و صد و نه هزارو چهار صد و سه رای) و همچنین تقلباتی که به بیرون درز نمود فضای حاکم را به شدت متشنج و آشفته کرد. علی‌رغم پیش‌بینی‌ها تیم تحول و تداوم با اختلاف 13 درصدی با کسب 56 درصد پیشتاز رقابت ها معرفی شد.
وی ادامه داد: پس از شمارش آراء در دور دوم آقای نورستانی رئیس کمسیون مستقل انتخابات، آراء دو تیم  تحول و تداوم  و اصلاحات و همگرایی را به ترتیب 44/56 و 56/43 درصد اعلام کرد. که متعاقباً این نتیجه از سوی تیم اصلاحات رد شد و خواستار دخالت و نظارت سازمان ملل در روند باز شماری آراء شد.

* دقیقاً چه اتفاقی افتاد که در مرحله دوم پیروز انتخابات آقای احمدزی اعلام شد؟

این استاد دانشگاه "در رابطه با اینکه چه عواملی باعث پیروزی تیم تحول شد" ، گفت: باید به بررسی فضای حاکم بر انتخابات بپردازیم. اینکه طی جریان انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در زیر پوست جامعه این کشور چه گذشت و چگونه رویدادها توسط عوامل ذی نفوذ چه داخلی و چه خارجی اداره شد؟ باید گفت  که انتخابات این دور در واقع تقابل دو گفتمان اصلاحات و همگرایی به روایت گری دکتر عبدالله و تحول و تداوم به روایت‌گری دکتر اشرف غنی بود.
وی افزود: عقیده بسیاری از صاحب نظران این بود دکتر عبدالله از طیف جدیدی پا پیش گذاشته بود تا با پیروزی، سنت های حاکم بر قدرت را در افغانستان تغییر داده و ثابت نماید که می شود یکبار هم یک غیر پشتون رئیس جمهور باشد. اصلاحات بنیادی در عرصه ساختار سیاسی نظام، مشارکت عادلانه اقوام، توسعه متوازن و توزیع عادلانه قدرت و منابع در جهت حل منازعات اجتماعی جزء برنامه های ملی این طیف اعلام شده بود. در جناح مقابل هم با توجه به این که برنامه ملی خود را ارائه نمودند؛ آراء و نظرات براین بود که تیم تحول در واقع بیشتر به دنبال حفظ وضع موجود است. یعنی تغییراتی ظاهری و جزئی در ساختارها ایجاد کنند تا مردم را راضی نگه دارند. حمایت دولت از آقای دکتر اشرف غنی با توجه به همین موارد بود.
معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان خاطرنشان کرد: در رابطه با پیروزی تیم تحول مجموعه عوامل متعدد دیگری را نیز در اظهارات دیگران مشاهده می کنیم از آن جمله عدم برخورداری تیم اصلاحات از ظرفیت لازم برای مقابله یا مذاکره با جناح های درگیر و مخالف مانند طالبان و حزب اسلامی آقای حکمتیار. البته مهم ترین عامل را می توان در نگاه گفتمان اصلاحات به سیاست خارجی و به طور خاص به غرب و کشورهای مقابل غرب دانست.
وی ادامه داد: جریان اصلاحات به دنبال ایجاد دولتی برای استقلال واقعی افغانستان از کشورهای دیگر و بویژه غرب و تعامل مثبت با کشورهای منطقه و همجوار و از جمله ایران بود. در مقابل جریان تحول به دنبال گسترش لیبرال دموکراسی و هماهنگی با غرب و به عبارتی پیشبرد سیاست های غربی در کشور بود که این امر نوع رفتار این جریان با کشورهای منطقه و همجوار را نیز مشخص می کند. غرب به رهبری ایالات متحده ی آمریکا پس از صرف هزینه های زیاد در افغانستان و عراق و با شکستی که در کشور عراق در مقابل رقیب منطقه ای خود یعنی ایران داشتند به دنبال این بودند تا یک طالبانی یا نوری مالکی دیگری را در افغانستان شاهد نباشند. البته دکتر عبدالله و کلاً کشور افغانستان به مانند عراق و جریان سیاسی آن کشور نیست. چه بسا که دکتر عبدالله آمادگی خود را برای امضای توافقنامه امنیتی با آمریکا اعلام نموده بود. اما تعلق وی به اتحاد شمال و همراهی وی با اشخاص مورد تأیید ایران مانند احمد شاه مسعود و برهان الدین ربانی نگرانی غربی ها را موجب شد و آن ها را در حمایت از دکتر اشرف غنی احمد زی مصمم و راحت نمود. بنابراین عبدالله عبدالله یک جریان در برابر یک جریان، یک دولت و یک اتحاد منطقه ای و جهانی بود.

* توافق میان آقای عبدالله عبدالله و اشرف غنی احمدزی چگونه صورت گرفت؟

معاون پژوهشی بنیاد افرا در ادامه اظهارداشت: در حال حاضر آنچه که ما شاهد آن هستیم یک توافقی است جدای از نتایج انتخابات و رای مردم که بین دو تیم و با فشار سازمان ملل و نشست‌های پیاپی جان کری وزیر امور خارجه امریکا با هر دو تیم به وقوع پیوست. توافق بر سر ایجاد حکومت وحدت ملی هر چند از ساختار و چارچوب لازمه در قانون اساسی برخوردار نیست ولی مصلحت بینانه پیش رو نهاده شده است در واقع نگرانی‌های ناشی از ایجاد دولت موازی و تبعات و خطرات پیامد آن باعث شد تا برای حل بحران پیش رو گزینه حکومت وحدت ملی را در دستور کار قرار دهند.
وی ادامه داد: یعنی  هر دو تیم در قدرت سهم داشته باشند و این انتخابات بازنده‌ای نداشته باشد. در ابتدا اختلافات بر سر جزئیات تقسیم قدرت و چگونگی تشکیل دولت وحدت ملی بسیار بود که نهایتاً با میانجیگری و فشار سازمان ملل و آمریکا هر دو تیم به آن تن داده و این مورد استقبال همه کشورهای منطقه و جهان قرار گرفت. البته باید گفت تیم تحول که در واقع به نظر عموم مردم بازنده‌ی انتخابات بود در ابتدا سعی داشت تا تمامی قدرت را در دست گیرد و تیم اصلاحات را به سوی شکست بکشاند. اما مقاومت جریان اصلاحات سبب شد تا جریان تحول به قدرت مردمی و جناحی اصلاحات واقف شود و به رغم برخورداری از حمایت دولت و غرب به تقسیم قدرت تن دهد. با این وجود باید گفت که تقسیم قدرت در اینجا به معنای تقسیم برابر قدرت نبوده و بُرد بیشتر را نصیب جریانی نموده که در ابتدا بازنده‌ی کامل این رقابت انتخاباتی بود.

*  نقش و تفاوت‌های وظایف رئیس جمهور و رئیس اجرایی افغانستان چیست؟

قمری تاکید کرد: وظایف و حدود اختیارات رئیس جمهور و رئیس اجرایی یکی از اصلی ترین چالش ها بر سر راه توافق دو تیم محسوب می شد. که در نهایت با پیشنهاد جان کری مبنی بر این که رئیس جمهور رئیس کابینه (متشکل از رئیس جمهور، معاونان، رئیس اجرایی و معاونان وی و وزیران) باشد و رئیس اجرایی هم رئیس شورای وزیران (متشکل از معاونان و وزیران)،  مورد موافقت دو تیم قرار گرفت.
معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان گفت: کابینه هر ماه یکبار تشکیل جلسه می دهد و موضوعات کلان کشوری و مسائل راهبردی، سیاست‌گزاری، بودجه و غیره مورد بحث قرار می گیرد. شورای وزیران هر هفته جلسه دارد و امور اجرایی و اداری به عهده این شورا است. همچنین موافقت شد که رئیس جمهور طی دو سال آینده یک لویه جرگه  قانون اساسی تشکیل دهد و قانون اساسی اصلاح شده و نظام ریاستی کنونی تبدیل بشود به نظام پارلمانی و پست نخست وزیری احیا شود و از این جهت رئیس اجرایی مقامی در حد نخست وزیر خواهد داشت. تا زمانی که قانون اساسی اصلاح و پست نخست وزیری احیا شود، عبدالله عبدالله به عنوان رئیس اجرایی در رابطه با امور اجرایی پاسخگوی رئیس جمهور است.

*  ارزیابی شما از مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال انتخابات اخیر افغانستان ؟

این استاد دانشگاه در خصوص مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال انتخابات اخیر افغانستان اظهار داشت: آقای علی اکبر ولایتی در دیدار با معاون دبیر کل سازمان ملل در ارتباط با دور دوم انتخابات افغانستان و مواضع ایران اعلام نموده بود که از نظر جمهوری اسلامی ایران، افغانستان باید آزاد، مستقل و بدور از دخالت‌های بیگانگان باشد تا بتواند رابطه صلح و دوستی با کلیه همسایگان خود داشته باشد. در مقابل وزیر خارجه افغانستان هم در دیدار باوزیر خارجه ایران در حاشیه شصت و نهمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایران را همسایه‌ى بزرگ افغانستان دانست که همواره در کنار ملت و دولت افغانستان بوده و در تحولات منطقه‌اى نقش برجسته و مثبتى ایفا کرده است. اما با این وجود به نظر می رسد که ایران در رابطه با انتخابات افغانستان چندان موضع روشن و شفافی نداشت. ایران برخلاف نقش فعال و بارزی که در عراق بازی کرده، اقدام مقتضی با وضعیت افغانستان را انجام نداد و به صورتی موثر در کنار شیعیان و فارس زبانان و حتی پشتون های اصلاح طلب نایستاد. به عبارتی می توان گفت که جریان اصلاحات تنها حامی خارجی خود را در انتخابات 1393 در کنار خود احساس نکرد.

* چشم انداز تحولات افغانستان در سایه توافق اخیر و همچنین توافق‌نامه امنیتی کابل- واشنگتن را چگونه می بینید؟

وی گفت: حکومت وحدت ملی در واقع یک آزمون فرا راه افغانستان است و ضمن اینکه یک فرصت برای مردم افغانستان محسوب می شود؛ چالش های زیادی بر سر راه آن قرار دارد. مهم ترین دشواری حکومت وحدت ملی مسئله مشروعیت خواهد بود که در پی  انتخاباتی با تقلب گسترده ایجاد شد. تقلبات انجام شده نه تنها انتخابات بلکه حکومت جدید را نیز با کاهش مشروعیت مواجه نموده است. این موضوعِ عدم برخورداری حکومت پیش رو از مشروعیت، منجر به این خواهد شد که دولت در اجرای سیاست ها و برنامه های خود دچار مشکل گردد؛ نهادها و گروه های اجتماعی از طیف های  مختلف در برابر آن ایستادگی نموده و نخبگان سیاسی مخالف دیگر نیز مشروعیت این حکومت را همواره زیر سوال ببرند و به چالش کشند. این وضعیت به مسائل داخلی محدود نبوده و در بعد بین المللی نیز نمایان خواهد شد.
قمری ادامه داد: علاوه بر آن اختلافات ناشی از احراز پست ها توسط هر کدام از دو تیم مذکور، اختلاف در گزینش افراد برای پست ها، اختلاف درون تیمی به واسطه عدم برخورداری از موقعیتی که افراد هر تیم تصور می کردند به آن دست خواهند یافت و همچنین اختلاف دیدگاه های دو تیم در برنامه های کلان ملی ویا جایگاه و سهم اقوام در قدرت، این تصویر را نشان می دهد که حکومت وحدت ملی به مثابه یک انبار باروتی است که با یک خطا در هر شکلی آنرا منفجر خواهد نمود.و یا حداقل با یک روند فرسایشی درگیر مطالبات و تقابل جریان های حاکم در افغانستان شود که به هر روی این وضعیت نیروی دولت را مستهلک نموده و دامنه فساد و نا امنی گسترده تر خواهد شد.
معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان ادامه داد: این در حالی است که تحرکات خرابکارانه طالبان در این روزها افزایش پیدا کرده است.  دولت جدید می بایستی به واقعیات شکل گرفته جدید در جامعه افغانستان توجه نماید و مانند یک دولت با اکثریت رأی مردم با جامعه برخورد نکند، چرا که دو جریان با هم به توافق رسیده اند اما طرف اصلی دعوی که مردم هستند هنوز در مورد رخداد اخیر مورد نظر سنجی قرار نگرفته و نخواهند گرفت و البته واکنش خود را در رفتار عمومی خود نشان خواهند داد. جناح تحول در صورت این که بخواهند در جهت قدرت گیری بیشتری حرکت کنند، موجب آشفتگی و حتی اعتراضات مدنی قرار خواهند گرفت.
وی تاکید کرد: نباید فراموش کرد که در صورت تمایل جریان تحول به رویه ی مذکور شاید کسانی که به دنبال اصلاح ساختار قدرت و مشارکت بیشتر قومیت هایی مانند تاجیک و هزاره و غیره بودند، این بار از در خشونت بیشتری وارد میدان سیاسی شوند. این امر از آن جهت محتمل است که در جریان دو انتخابات اخیر در سال های 1388 و 1393 مردم و جریانات تجدید نظر طلب با کنار زدن اجباری نماینده ی خود در سال 1388 و تقسیم قدرت اجباری نماینده ی خود در سال 1393 مواجه شده اند و در هر دو برهه این عبدالله عبدالله بوده که با این مسائل روبرو شده و امروزه به شخصیتی مقاوم و البته دارای مظلومیتی سیاسی در افغانستان بدل شده است که تداعی گر احمدشاه مسعود البته در بعد سیاسی است.
معاون علمی پژوهشی انجمن ژئوپلتیک افغانستان گفت:‌ اما در رابطه با توافقنامه امنیتی کابل- واشنگتن باید گفت که به دلیل نیاز افغانستان به حمایت مالی غرب و بویژه آمریکا و تهدید طالبان، امضای این توافقنامه از سمت دو جریان امری ضروری و ناگزیر است و می شود گفت با وجود تمامی چالش هایی که این دو جریان با یکدیگر داشتند، تنها نقطه ی اتفاق و اشتراک نظر آن ها مسئله ی امضای توافقنامه امنیتی کابل-واشنگتن بود. شرایط کنونی افغانستان لزوم این توافق امنیتی را نشان می داد و مخالفت های کرزی، رئیس جمهور سابق را نیز شاید بتوان یک رفتار سیاسی در پایان کار وی قلمداد کرد تا یک نیت واقعی.
قمری ادامه داد:  این وضعیت تا زمانی ادامه خواهد یافت که نقش مثبت کشورهای منطقه و بویژه همسایگان افغانستان علی الخصوص ایران، پاکستان و چین در قبال افغانستان و در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی و غیره تقویت شود و بتواند جایگزین مناسبی برای قدرت های غربی باشد. اما آنچه مهم تر از این است، استقلال نسبی دولت افغانستان است که در گرو همکاری بیشتر کشورهای همسایه است تا بتواند افغانستان را به نقطه ی کنونی عراق برای تقبل اداره ی کامل سیاسی- امنیتی خود برساند و نیاز به توافقنامه هایی از این نوع را نداشته باشد. در کل روند این گونه توافقنامه ها بستگی به وضعیت دولت افغانستان در آینده و سیاست گزاری همسایگان آن دارد.
وی در پایان تصریح کرد: ادامه ی توافق های امنیتی غرب و افغانستان که از جهت افغانستان نوعی ناگزیری و از سوی غرب نوعی فرصت ناشی از تعلل همسایگان افغانستان است، نمی تواند افغانستان را به استقلال مدنظر مردم این کشور برساند و البته نبود این توافق نامه در شرایط کنونی نیز مشکلات بیشتر اقتصادی و امنیتی را برای افغانستان به دنبال خواهد داشت.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها