امروز : شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - 2017 October 20
۰۱:۰۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 117867
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۰:۲۰
تعداد بازدید: 78
از آن جا که ولادت امام دوازدهم علیه السلام به صورت پنهانی انجام گرفتبیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجّت پروردگار به اشتباه و گمراهیگرفتار ...

از آن جا که ولادت امام دوازدهم علیه السلام به صورت پنهانی انجام گرفت
بیم آن بود که شیعیان در شناخت آخرین حجّت پروردگار به اشتباه و گمراهی
گرفتار آیند. 

امام عسکری علیه السلام وظیفه داشت تا فرزند خود را به گروهی
از بزرگان شیعه و افراد مورد اعتماد معرفی کند تا آنان نیز خبر ولادت او را به
دیگر پیروان اهل بیت علیهم السلام برسانند و بدین ترتیب ضمن معرفی آن
بزرگوار، تهدیدی نیز متوجّه وجود آن آخرین سفیر حق نگردد.
احمد بن اسحاق که از بزرگان شیعه و پیروان ویژه امام یازدهم علیه السلام
است میگوید:
خدمت امام عسکری علیه السلام شرفیاب شدم و میخواستم در مورد امام پس
از او سؤال کنم؛ ولی پیش از آن که سخنی بگویم فرمود: ای احمد! همانا
خدای متعال از آن زمان که آدم را آفریده، زمین را از حجّت خود خالی
نگذاشته است و تا قیامت نیز چنین نخواهد کرد! به واسطه حجّت خدا، بلا از
اهل زمین برداشته میشود و )به برکت وجود او (باران باریده و بهرههای
زمینی بیرون میآید.
عرض کردم: ای پسر رسول خدا! امام و جانشین پس از شما کیست؟!
آن حضرت با شتاب به درون خانه رفت و بازگشت در حالی که پسری سه
ساله که رویش همانند ماه تمام میدرخشید بر دوش خویش داشت و فرمود:
ای احمد بن اسحاق! اگر نزد خدای متعال و حجّتهای او گرامی نبودی، این
پسرم را به تو نشان نمیدادم! همانا او هم نام و هم کنیه رسول خداست و کسی
است که زمین را از عدل و داد پر میکند همان گونه که از ظلم و ستم پر شده
باشد.
گفتم: سرور من! آیا نشانهای هست که قلبم به آن آرام گردد؟!

در این هنگام( آن کودك، لب به سخن گشود و به زبان عربی روان گفت: اَنا بَقیةُ اللّهِ فی اَرْضِهِ والمُنْتَقِمُ مِنْ اَعْدائِهِ... من بقیة الله در زمین هستم که از
دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت؛ ای احمد بن اسحاق، پس از این که با
چشم خود می بینی در پی نشانه مباش!!
احمد بن اسحاق گوید: پس ) از شنیدن این سخنان (با شادمانی از خانه
امام علیه السلام بیرون شدم...
. معجزات و كرامات
ابراهیم بن احمد نیشابوری گوید:
زمانی که عمروبن عوف، )که فرمانروایی ستمگر بود و به کشتن
شیعیان، علاقه فراوان داشت.( قصد کشتن مرا کرد به شدت بیمناك
شدم و وحشت همه وجودم را فرا گرفت. پس با خاندان و دوستان
خود خداحافظی کرده و رو به جانب خانه امام حسن عسکری علیه
السلام کردم تا با ایشان نیز وداع کنم و در نظر داشتم که پس از آن
بگریزم. چون به خانه امام وارد شدم، در کنار امام حسن عسکری علیه
السلام پسری دیدم که رویش مانند شب چهاردهم میدرخشید به
گونهای که از نور سیمای او حیران گشتم و نزدیك بود آنچه را در
خاطر داشتم یعنی ترس از کشته شدن و تصمیم به فرار فراموش
کنم.
در این هنگام آن کودك( به من گفت: ای ابراهیم، نیازی به گریختن
نیست! به زودی خدای متعال، شرّ او را از تو دور خواهد کرد! ابراهیم
گوید: بیرون آمدم در حالی که به لطف خداوند امیدوار بودم و به
آنچه از امام دوازدهم، شنیده بودم، اعتماد داشتم. چندی بعد، عمویم
مرا به کشته شدن عمرو بن عوف، بشارت داد.


برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها