امروز : سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 28
۱۸:۲۳
نمایشگاه رسانه دیجیتال
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 117901
تاریخ انتشار: ۱۹ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۶:۴۸
تعداد بازدید: 11
اشاره/ گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : برای کشور فقیر و عقب نگه داشته شده ای همچون یمن که طی یک قرن گذشته کمتر سالی ...

اشاره/ گروه بین الملل و سیاست خارجی پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : برای کشور فقیر و عقب نگه داشته شده ای همچون یمن که طی یک قرن گذشته کمتر سالی را بدون بحران و جنگ سپری کرده ، 21 سپتامبر 2014 نقطه تحولی بود که توانست بار دیگر خواست مردم را بر برنامه های استعمارگران خارجی ومنطقه ای  پیروز ساخته و قدرت بستر جامعه را نه تنها به رخ حاکمان این کشور بلکه رهبران مادام العمر تمامی کشورهای همسایه تا حوزه جنوبی خلیج فارس بکشد.

به اعتقاد کارشناسان یمنی واقعه سقوط صنعاء که روز 21 سپتامبر به وقوع پیوست تا سالیان متمادی نه تنها در ذهن آنها بلکه در یاد وخاطره مردم این کشور نیز باقی خواهد ماند ، واقعه ای که در آن یک گروه کوچک موفق شد در چارچوب اعلام خواسته های مردم و در سایه حق طلبی وارد پایتخت شده و نقشه سیاسی جدیدی را برای ساختار سیاسی آینده این کشور تحمیل کند.

در این سلسله نوشتار که بخش دوم آن از نظر شما خواهد گذشت بیش از آنکه به دنبال پرداختن وثبت حوادث و رخدادهای به وقوع پیوسته در دهه اخیر در یمن باشیم ، کنکاشی در علل به وجود آمدن آن و دلایل شکل گیری جریانی خواهیم داشت که دست آخر خود را مجبور به فتح صنعاء وبه کارگیری سلاح برای رساندن پیام مظلومیت اقشار عظیمی ازمردم این کشور دید، مظلومیتی که حتی نمایندگان سازمان ملل متحد نیز به آن اذعان کردند.

تفاوت شرایط یمن  قبل و بعد از 21 سپتامبر 2014م/ مراحل منجر به انقلاب مردم یمن کدامند؟

تمامی کارشناسان و تحلیلگران چه آنانی که موافق و طرفدار حمله مسلحانه انصار الله به صنعاء بوده وچه آنانی که آنرا اقدامی خارج از قاعده وقانون  توصیف می  کنند بر این باورند که این اقدام نقطه عطفی در تاریخ این کشور محسوب شده وبه طور حتم شرایط در یمن بعد از این واقعه با قبل از آن تفاوت های بیشماری  خواهد داشد.

بی تردید یمن یکی از تاثیر گذارترین ودر عین حال پر التهاب ترین  کشورهای منطقه خاورمیانه محسوب شده و اهمیت سوق الجیشی اش به حدی است که کشورهای متمول شورای همکاری خلیج فارس را بر آن داشته تا بارها طرح الحاق این کشور فقیر را به این شورا در دستور کار خود قرار دهند.

حمود العمودی استاد جامعه شناسی دانشگاه صنعاء معتقد است بی ثباتی وعدم استقرار ، جنگ وتلاش برای تسلط بر دیگری در  فرهنگ یمن ریشه دار است ، زیرا به دلیل کمبود وحتی نبود منابع وثروت ها این منطقه از شبه جزیره عربستان  اجازه شکل گیری دیکتاتورها وفرعونیسم را در منطقه نمی دهد وتنها راهبرد قابل اجرا در این منطقه فراهم کردن زمینه مشارکت بین طرف های مختلف است.

به همین دلیل از نگاه این کارشناس یمنی یکی از مهمترین ویژگی های ساختار سیاسی یمن وجود مستمر اپوزیسیون قدرتمند است که همواره در این قالب باقی مانده وحتی بعد از  تحولات بهار عربی هم نتوانست خود را با آن همسو کرده وهمچنان در موضع مخالف باقی ماند .

به اعتقاد کارشناسان با ورود انصار الله به صنعاء هفتمین مرحله از تحولات ساختار سیاسی در این کشور کلید خورد، تحولاتی که از 22 مه 1990 روز اتحاد دو بخش یمن آغاز شد وتا به امروز نیز ادامه دارد.

این تحولات را می توان به چند مرحله کلی تقسیم کرد:

در مرحله اول که از این تاریخ آغاز شد  وتا 27 آوریل سه سال بعد از آن یعنی 1993 ادامه یافت شامل انجام پیش اقدامات مربوط به انتخابات وتدوین زیر ساخت های قوای عالی کشور در قالب نتایج انتخابات برگزار شده وتشکیل دولت در چارچوب  توافقنامه وحدت ودوره انتقالی بود.

مرحله دوم : این دوره را در یمن دوره ائتلاف سه گانه لقب داده اند که در آن حزب کنگره عمومی خلق ، تجمع اصلاح یمن  وحزب سوسیالیست یمن بعد از اعلام نتایج انتخابات پارلمانی 27 آوریل 1993 با یکدیگر مؤتلف شده و دولت را تشکیل دادند .

این ائتلاف با اقدام حزب سوسیالیست در تلاش برای جدایی مجدد بخش جنوبی یمن از هم گسست تا پس از جنگی سخت روز 7 جولای 1994 این غائله پایان یافته ویک فصل دیگر از درگیری ها همواره موجود در یمن به پایان برسد.

دوره سوم : یکی از شاخصه های این دوره ائتلاف شکل گرفته بین گنگره عمومی خلق و تجمع اصلاح یمن است ، این دو جریان موفق شدند با تعدیل قانون اساسی یکی از بنود توافقنامه اتحاد را حذف  و ریاست جمهوری را از شورایی به فردی تغییر داده ونفوذ شمال را بر جنوب این کشور گسترش بیشتری داده و تلاش کنند از طریق موسسات جامعه مدنی  جنوب  یمن را هم در قبضه خود بگیرند وبه نوعی به ریاست جمهوری مادام العمر علی عبدالله صالح بر این کشور مشروعیت قانونی ببخشند. این دوره تا 27 آوریل 1997 ادامه پیدا کرد.

دوره چهارم : این دوره پس  از انتخابات 27 آوریل 1997 یعنی اعلام نتایج انتخابات پارلمانی آغاز شد ، در این انتخابات حزب کنگره اکثریت قابل توجهی را به دست آورد و موفق شد به تنهایی دولت را تشکیل دهد، به اعتقاد کارشناسان از این مرحله به بعد شاهد تبدیل شدن حکومت علی عبدالله صالح به یک دیکتاتوری فردگرا و سرکوبگر بودیم.

دوره پنجم: در این دوره  که از سال 1999 آغاز شد ، علی عبد الله صالح تلاش کرد تا با برگزاری انتخابات مستقیم به دیکتاتوری خود چهره ای دمکراتیک ببخشد ، او نیز همانند بقیه دیکتاتورهای عرب در این انتخابات با اکثریت بالای 98 درصد !! پیروز شد.

علی عبد الله صالح در این دوره بارها با اجرای سناریوهای نمایشی چشم پوشی از قدرت وعدم شرکت در انتخابات خود را بیش از پیش به کرسی ریاست جمهوری متصل کرد تا آنکه موج بهار عربی و بیداری اسلامی به  این کشور هم رسید و وی را مجبور به ترک این کرسی نمود.

دوره ششم : این دوره همزمان با آغاز قیام های عربی کلید خورد .  منابع یمنی اولین تظاهرات برای سرنگونی علی عبد الله صالح را روز 15 ژانویه 2011 اعلام می کنند اما پیروزی آن به یک سال ویک ماه بعد از آن یعنی در فوریه 2012 با روی کار آمدن عبد ربه منصور هادی موکول شد تا از آن تاریخ حالت فوق العاده ای که علی عبدالله صالح از آوریل 2011 اعلام کرده بود،  پایان یابد.

پیش از این  علی عبد الله صالح روز 23 نوامبر 2011 در ریاض سند انتقال قدرت را در یمن به امضا رسانده بود ، این سند در چارچوب ابتکار عمل شورای همکاری خلیج فارس برای تشکیل دولت وحدت ملی طی 14 ماه  وبرگزاری انتخابات ریاست جمهوری طی 90 روز به امضا رسید ( ودقیقا همان توافقی است که انصار الله در اعتراض به عدم اجرایی شدن آن دست به سلاح بردند) تا آنکه روز 25 فوریه 2012 به عنوان آخرین روز ریاست جمهوری 33 ساله ی علی عبدالله صالح بر یمن در تاریخ ثبت شود.

مرحله هفتم: به اعتقاد برخی از کارشناسان عرب هم اکنون در مرحله هفتم از تحولات سیاسی معاصر در یمن قرار داریم ، همانطور که قبلا هم ذکر شد 21 سپتامبر در تاریخ یمن به عنوان یک نقطه عطف به ثبت خواهد رسید ، زیرا نشان داد جریان های تصحیحی بهار عربی در منطقه همچنان فعال بوده و در صورت فراهم شدن زمینه می توانند  سمت وسویی صحیح ومردمی را  بار دیگر به قیام های عربی بدهند.

صرفنظر از تحلیلگران مغرض امروز شماری از تحلیلگران تاکید دارند در صورتی که بتوان نقاط ضعف  موجود در اقدام انصار الله را ترمیم واز انحراف مجدد آن توسط  قدرت های منطقه ای وجهانی جلوگیری به عمل آورد تا چندی دیگر شاهد بازسازی مجدد ساختارهای امنیتی ، اقتصادی وحتی نظامی یمن خواهیم بود این در حالی است که امروز ساختار نظامی ، روابط دولت ملت ، ساختار امنیت و از آن مهم‌تر زیر ساخت های اقتصادی یمن در مرحله فروپاشی کامل قرار دارند و دولت روی کار آمده بعد از بهار عربی هم با وجود یدک کشیدن حمایت مالی و لجستیکی کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس هیچ قدمی را  به سوی  این بازسازی بر نداشتند و حتی در مواردی وضعیت اقتصادی را برای مردم اکثرا فقیر این کشور بدتر هم کرده است.

امروز  انصار الله که حمایت قاطبه مردم به ویژه اقشار ضعیف این کشور را پشت سر خود دارند  بر بقا در صنعاء تا زمان تحقق خواسته های سه گانه خود پافشاری می کنند ، از این‌رو بر نقش داشتن فعال  در انتخاب نخست وزیر که یکی از مندرجات ومصوبات توافقنامه ارائه شده توسط شورای همکاری خلیج فارس است تاکید دارند ، گرچه اقدامات متقابل و طوفانی هیاهوی تبلیغاتی را هم از سوی کشورهای این حوزه به ویژه عربستان و قطر در مقابل خود می بینند.

در اینجا این پرسش مطرح می شود که آیا انصار الله یا همان جریان حوثی ها قادر خواهند بود در مقابل این طوفان مقاومت کنند ؟

شاخصه های قدرت آنها چیست ونقاط ضعف آنها کجاست ؟

پاسخ  به این پرسش وپرسش های دیگر در رابطه با  جریان انصار الله وحوثی ها را در قسمت بعد دنبال کنید.
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار