امروز : شنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 10
۱۶:۳۱
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 118122
تاریخ انتشار: ۲۰ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۹:۴۷
تعداد بازدید: 32
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; : بسته گزارش تحلیلی روزانه فارس به تحلیل و بررسی برخی اخبار و مطالب کمتر دیده شده در لابه‌لای رسانه‌های کشور می‌پردازد. در این بسته گزارشی _ تحلیلی علاوه بر خوانش اخبار؛ سوابق و برخی تحلیل‌های موجود پیرامون این مطالب نیز آورده شده است.
 

***
 

اصغرزاده:

اصولگرایان در حوزه‌های عمومی لکنت زبان دارند و حاضر نیستند!

ابراهیم اصغرزاده اخیراً در لابه‌لای بخشی از گفت‌وگوی مطوّل خود با روزنامه اعتماد گفته است: برعکس جناح اقتدارگرا که در حوزه‌های عمومی جز حوزه دین دچار لکنت زبان است، گفتمان اصلاح‌طلبی در همه حوزه‌ها و پهنه‌های اجتماعی و سیاسی مخاطب خاص خود را دارد. در میان دانشجویان و گروه‌های تحولخواه، در میان لایه‌های تهیدست، در میان سطوحی از طبقات میانی، در میان اقوام، قومیت‌ها، در میان حوزه‌هایی که با دانش، تکنولوژی و دستاوردهای مدرنیته نسبت دارد، در شبکه‌های اجتماعی و فضاهای مجازی...
 

*اصلاح‌طلبان همواره درباره اقلیت یا اکثریت بودن خود این نظر را ابراز کرده‌اند که ما در اکثریت هستیم! آنها (همانند آقایان منتجب‌نیا و موسوی لاری در سال 91) همچنین همانطور که آقای اصغرزاده اشاره می‌کند؛ معتقد هستند در همه‌ی عرصه‌های اجتماعی و قشری جامعه (غیر از حوزه مذهب!) از جایگاه اکثریت برخوردارند.

این مدعا اولاً یک شهود است و دلیلی بر اثبات آن اقامه نشده است. یعنی فی‌الواقع غیر از فراخوان‌های سیاسی احزاب و طیف‌ها؛ حتی اگر اکثریت جمعیت رأی دهنده انتخابات در یک مقطع نیز به کاندیدای یک گفتمان خاص رأی بدهند؛ باز هم نمی‌توان نتیجه گرفت که آن گفتمان خاص در اکثریت است یا اقلیت! چه رسد به اینکه اصلاح‌طلبان از سال 84 تاکنون در هیچ عرصه‌ای نیز رأی اکثریت را به دست نیاورده‌اند.

ثانیاً روشن نیست استدلال آقای اصغرزاده برای دراختیارخوانی تمام عیار حوزه‌های عمومی چیست؟! و مثلاً ایشان با چه مقیاسی معتقد است که اصولگرایان (فرض بر پذیرش تقسیم‌بندی‌های اصلاح‌طلبان از لایه‌های اجتماعی) در عرصه دانشگاه و قومیت‌ها و غیره جایگاه ندارند و یا چرا جایگاه خود در این عرصه‌ها را به اصلاح‌طلبان واگذار کرده‌اند؟!

این در حالی است که بروز رخدادهایی مثل حضور پررنگ مردم در انتخابات مجلس نهم که اصلاح‌طلبان آنرا تحریم کرده بودند! و یوم‌الله 9 دی در پاسخ به فراخوان عمومی اصولگرایان؛ اتفاقاً گویای این است که نظر آقای اصغرزاده قابل خدشه عقلایی است و شاید مردم با اصولگرایان همخوانی بیشتری داشته باشند تا اصلاح‌طلبان.
 
***
 

حمایت یک جریان سیاسی خاص داخلی از اغتشاشگران هنگ‌کنگی!

وصله کردن انگیزه اقتصادی به اغتشاشات هنگ‌کنگ با چه هدفی انجام می‌شود؟

شورای روابط خارجی آمریکا در مطلبی که به نقل از مجله فورچون آن را نقل کرده به اغتشاشات کشور هنگ‌کنگ اشاره کرده و ریشه آنها را «اعتراضات اقتصادی» بیان کرده است.

فورچون در مطلب خود که تحت عنوان «چرا اقتصاد هنگ‌کنگ سبب اعتراض می‌شود؟» با اشاره به مزیت‌های اقتصادی هنگ‌کنگ برای کشور چین می‌نویسد: رویکرد اعتراضات مردم در هنگ کنگ اقتصادی است.

این نشریه همچنین تصریح می‌کند: پکن نباید اشتباه کند! محور اعتراضات مردم هنگ‌کنگ اقتصاد است. البته این اعتراضات ممکن است خواسته‌هایی هم در زمینه سیاست داشته باشد.
 

*همانگونه که پیش بینی می‌شد آمریکا و رسانه‌های وابسته به این کشور در ادامه پیگیری رویکرد براندازی در کشورهای مخالف خود به بهانه اقتصاد، تلاش زیادی انجام می‌دهند تا اغتشاشات این روزهای کشور هنگ‌کنگ را نیز اقتصادی جلوه دهند.

این در حالی است که اگرچه معترضان هنگ‌کنگی ظاهراً خواستار دموکراسی و اعتراض به برخی سیاست‌های تمامیت‌خواهانه کشور چین هستند اما به نظر می‌رسد خواست مطالبات اقتصادی نیز به‌زودی بعنوان دستور کار اصلی آنها مطرح شود.

پیش از فورچون و شورای روابط خارجی آمریکا، نشریه نیوزویک و شبکه الجزیره نیز گزارش‌هایی را به منظور جلوه بخشی اقتصادی! به حوادث هنگ‌کنگ، پررنگ جلوه دادن حضور جوانان و دانشجویان در این اغتشاشات و محور بخشی به نقش شبکه‌های اجتماعی در سازماندهی به اعتراضات منتشر کرده‌اند.

مسئله تلاش دشمن برای اغتشاش به بهانه مطالبات اقتصادی، پیش از این توسط مقام معظم رهبری نیز مورد هشدار قرار گرفته است.

شایان ذکر است برخی از اصلاح‌طلبان در ابتدای بروز اغتشاشات در کشور سوریه؛‌ از معترضان دفاع کردند و پس از آن به حوادث کشور اوکراین که منجر به براندازی حکومت قانونی این کشور شد نیز لقب «آزادیخواهانه»! دادند.

در همین زمینه، آقای اصغرزاده نیز اخیراً در مصاحبه با روزنامه اعتماد نسبت به حوادث هنگ‌کنگ این‌گونه اظهار نظر کرده است که: «(دولت چین) همین حالا هم اگر دستش برسد جنبش دانشجویان در هنگ کنگ و حتی کشور تایوان را که دموکراسی و آزادی بیشتری می‌خواهند! به نام اصلاحات سرکوب خواهد کرد...»
 
***
 

بدی هوای تهران و پرونده‌های فساد از پشت عینک سیاست‌بازی

علت بروز فساد اقتصادی به روایت مشاور دولت اصلاحات

مصطفی درایتی، مشاور رئیس دولت اصلاحات با اشاره به برخی پرونده‌های فساد، به خبرگزاری ایلنا گفته است: علاوه بر مجلس شورای اسلامی و نمایندگان که در راستای نقش نظارتی خود نتواسته‌اند گام بردارند، جریان‌ اصول‌گرایی نیز باید قبول کند و مسئولیت خود را در این تخلفات بپذیرد.
 

*عددی از عناصر جریان اصلاحات، از سال 84 به این سو که توالی شکست‌های پیاپی این طیف سیاسی در منصه‌های مختلف آغاز شد، فرایندی را در پیش گرفتند که از خشک شدن دریاچه ارومیه و زاینده‌رود گرفته تا بدی هوای تهران و تهدیدات آمریکا و پرونده‌های مفاسد اقتصادی را نشأت گرفته از جبهه اصولگرایی و مدیریت چهره‌های اصولگرا معرفی می‌کند.

این در حالی است که بروز ناامنی و فساد مالی در هرجایی و هر دولتی ولو دولت تحت حکومت امیرالمؤمنین نیز ممکن است.

نکته آنجاست که نحوه برخورد زمامدار دولت و حکومت با این فسادها و ناامنی‌ها از سر بی‌تدبیری، تسامح و هواداری از آقازاده‌ها و منتسبین به قدرت است یا از سر تنفّر از فساد و تعهد به اجرای احکام دین خدا و حقوق بیت المال؟!

همچنین اصلاح‌طلبانی که پرونده‌های فساد و تحریم‌ها را مربوط به تفکر اصولگرایی! معرفی می‌کنند آیا حاضرند به یاد بیاورند که پرونده‌های فساد پتروپارس، استات اویل و شهرام جزایری در دولت اصلاحات بود که برملا شد، مصوبه تحریمی داماتو در دوران دولت آقای هاشمی علیه ایران به تصویب رسید، ایران اسلامی در زمان سیاست گفت‌وگوی تمدن‌های دولت اصلاحات بعنوان «محور شرارت!» از سوی آمریکا خوانده شد و در مذاکرات هسته‌ای سعدآباد در دوران اصلاحات نیز هیچ تحریمی علیه ایران لغو نشد؟!
 
***
 

کلیدواژه‌ای برای مقابله با اسلام ناب

اسلام رحمانی؛ از حسین نصر و منتجب‌نیا تا معاون اول رئیس جمهور!

رسول منتجب‌نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی به ایسنا گفته است: باید اسلام رحمانی! توسط رسانه‌ها برای مسلمانان و غیر مسلمانان تبیین شود.

وی همچنین تصریح کرده است: من سال 85 کتابی با نام "جمال شریعت" نوشته‌ام که اخیرا نیز این کتاب تجدید چاپ شده است. من در این کتاب چهره مهرانگیز اسلام را بیان کردم.
 

*همانطور که قبلاً هم اشاره شد، عبارت «اسلام رحمانی» مورد اشاره در ادبیات اصلاح‌‌طلبان بر اساس آنچه که در کتاب‌های نظریه‌پردازان این جریان بحث می‌شود به معنای اسلامی است که با لیبرالیسم قابلیت تطابق داشته باشد.

صد البته دین مبین اسلام، ماهیتی رحمانی دارد و حتی جهاد و قصاص آنهم از جلوات رحمانیت است اما مراد اصلاح‌طلبان از اسلام رحمانی! اسلامی است تنش‌زدا (به معنای توافق به هر قیمتی و سر خم کردن در مقابل قدرت استکبار)، منهای حکم قصاص، بی تعصب بر روی احکام شریعت و باید‌های تفکر شیعی، پذیرنده تئوری دهکده جهانی آمریکا و منطبق با لیبرالیسم و آزادی‌های لیبرالیستی.

در همین زمینه، چندی قبل یکی از نزدیکان گفتمانی به جریان اصلاحات که اشارت‌هایی هم به اسلام رحمانی دارد، بیان کرده بود که چه دلیلی دارد بر روی خلیفه اول یا چهارم بودن امیرالمؤمنین علی(ع) تعصب داشته باشیم؟!

در باب کتاب‌نویسی اصلاح‌طلبان پیرامون تلاش بیشتر برای معرفی اسلام رحمانی! نیز باید گفت که صور مختلفه اسلام رحمانی! در کتب دیگری مثل کتاب «قلب اسلام» نوشته حسین نصر (رئیس دفتر فرح پهلوی!) نیز که آقای صادق خرازی، آنرا ترجمه کرده نیز مورد اشاره قرار گرفته است.

سوگمندانه باید گفت که مقولاتی مثل عرفی سازی بایدهای دینی، تقدم‌بخشی به طریقت به جای شریعت، منها کردن نگاه بصیرانه و درس‌آموز از حوادث صدر اسلام و سیره ائمه(ع)، پاک کردن انگیزه اسلامی از خیزش امام راحل و مردم ایران در انقلاب سال 57 و کم‌محلی فراوان به جلوه‌های جهادی اسلام و تفکر شیعه از جمله واضحات این قبیل کتاب‌هاست.

معاون اول رئیس جمهور، آقای هاشمی، خاتمی، مشاور فرهنگی رئیس جمهور و عددی دیگر از اصلاح‌طلبان از جمله کسانی هستند که در مقاطعی از عبارت اسلام رحمانی! استفاده می‌کنند.
 
***
 

اولویت با کدامیک است؟

درباره ارتباط چرخ سانتریفیوژها با چرخ زندگی مردم

تقی آزاد ارمکی،‌ از چهره‌های اصلاح‌طلب در ابتدای سرمقاله یکی از شماره‌های اخیر روزنامه شرق نوشته است: «چرخ سانتریفیوژ‌ها باید بچرخد اما چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد.» این جمله، نوعی پل‌زدن میان نیازهای جامعه با خواسته‌های سیاسی و سیاست خارجی بود و معنای آن این بود که هیچ‌یک بر دیگری تقدم و تاخری ندارد. درواقع توسعه پایدار به این مفهوم است که همه عرصه‌ها به‌درستی مدیریت شده و به همه نیازهای مشروع جامعه برای زیست بهتر، پاسخ داده شود.
 

*خوانش پرونده سیاسی برخی از سیاسیون منتسب به یک جریان خاص که بارها به «دهکده جهانی» نیز ابراز علاقه فراوانی کرده است؛ به روشنی گویای این هست که آنها همواره در مقابل تهدیدات خارجی، از گزینه‌ای به نام «مقاومت» که در تاریخ معاصر ملت‌های دیگری مثل روس‌ها، شورویایی‌ها، ایرلندی‌ها و سوری‌ها هم قابل مشاهده عینی است؛ با بی‌تفاوتی گذر کرده و نسبت به «تصوّر قدرت و سلاح»! نیز از نوعی حذرکرد گفتمانی برخوردارند.

در دوران دولت اصلاحات و پس از ربط داده شدن عمدی بحث ارتباط تحریم‌ها به فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان؛ این، محمدعلی ابطحی معاون رئیس دولت اصلاحات بود که در یادداشتی مجازی یک قصه نمادین را به این شرح تعریف کرد که «جوانی به ساحت امام هشتم اینطور عرض حاجت کرده بود که اگر در کنکور امسال قبول شدم، مادرم را پای پیاده به زیارت می‌فرستم»!

آنها با این تعاریف و حرف‌های نادرستی مثل «اما چرخ زندگی مردم هم باید بچرخد»! فی‌الواقع تلاش داشتند و دارند که این معنا را به افکار عمومی رسوخ بدهند که هرچیز هزینه‌ای دارد و معیشت و لذت دنیا نباید با چیزهایی مثل ضرورت مقاومت در مقابل استکبار جهانی و اسلام‌خواهی و خدا‌خواهی سودا شود.

آنها در باب مقاومت امام حسین(ع) در مقابل یزید که بعنوان الگوی زندگی برای شیعیان مطرح است نیز استدلال غلطی دارند.

آقای زیباکلام، از چهره‌های اصلاح‌طلب، چندی قبل در همین زمینه به ایسنا گفته بود:‌ این‌که واقعیات و مسایل امروز خود را با حوادث تاریخی مثل صلح امام حسن (ع)، صلح حدیبیه، جنگ امام حسین(ع) و ... یا مسایل مربوط به جنگ تحمیلی و قطعنامه 598 مربوط کنیم، نوعی بهره‌برداری و فرصت‌طلبی سیاسی است. آن‌چه در حوادث تاریخی اسلام روی داده است مربوط به معصومان است و ربطی به انسان‌های معمولی که دارای کاستی‌ها و کمبودهایی هستند، ندارد!

و این در حالی است که حرف ایشان پاسخی به این دلیل نمی‌دهد که «پس شأن وجود انسان‌های معصوم و پیامبران بر کره خاکی و حضور آنها در جمع انسان‌ها چه بوده است جز الگوگیری بصیرانه از روش و منش در کنار فهم دین؟!»

و همینطور وقتی قرآن مجید اقدام به نقل قصص مختلفه می‌کند آیا قصد و نیتی به جز الگوگیری ما می‌توان برای این اقدام متصوّر بود؟!

در باب ارتباط چرخ سانتریفیوژها و چرخ زندگی مردم نیز باید این نکته را مورد اشاره قرار داد که اصل بر چرخش همزمان و قطعی هر دو چرخ است.

و فرض بر اینکه در حالتی محال هم قرار بر چرخش یکی از این دو باشد؛‌ اولویت با چرخی است که ادامه دوّاری او، ضربه بیشتری به استکبار می‌زند و سبب شکوفایی بیشتر گزینه «مقاومت» می‌شود.

همان کاری که مردم ایرلند نیز در طول چند ده سال مبارزه خود با استعمار بریتانیا انجام دادند و بین چرخ گاری‌های کشاورزی خود و چرخ زندگی‌هایشان، ستایش‌وار یکی را انتخاب کردند و آنقدر در این راه مقاومت کردند تا سیاست‌های بریتانیا را در زمینه تحریم شکست دادند.

آقای ارمکی، چندی قبل نیز در نشریه اصلاح‌طلب «صدا» مردم ایران را به «کینه‌توزی» و «پرخاشگری» متهم کرده بود.

وی گفته بود: ریشه پرخاشگری و کینه توزی مردم ایران به فرهنگ و دین و اخلاق و نظام اجتماعیشان برنمی‌گردد، بلکه به نحوه ظهور همه این امور در کالبد مدیریتی و اجرایی برمی‌گردد!

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار