امروز : جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 8
۰۱:۳۶
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 118334
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 24
پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ پانزدهمین مراسم «شب شاعر» سازمان هنری رسانه ای اوج سه‌شنبه 22 مهرماه به پاسداشت از ...

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ پانزدهمین مراسم «شب شاعر» سازمان هنری رسانه ای اوج سه‌شنبه 22 مهرماه به پاسداشت از دکتر غلامرضا کافی اختصاص دارد. به همین مناسبت پروانه نجاتی، همسر کافی که خود شاعر است و به «بانوی شعر شهدا» ملقب شده است یادداشتی را در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داده است که از نظر می‌گذرد:

اولین شعرهایی که از او شنیدم این دوبیتی و رباعی بود: نه سر دارم برای سرفرازی؛ نه مال و جاه و سودای مجازی

من از انبوه نعمت های عالم؛ دلی دارم برای عشق بازی ***

از بس که به بند نقش ایوان بودیم؛ شکسته عقود و سست پیمان بودیم

ترسم که به روز حشر اولاد رسول؛ باور نکنند ما مسلمان بودیم عاشق شعر بود و برپایی محافل ادبی، هنوز گردو غبار جبهه را بر چهره داشت. «تابلوی طلیعه» که روزگاری پر از شعر شاعران نوپای دانشکده بود، مرکز ثقل توجه دانشجویان بود و دانشکده ادبیات شیراز هرگز آن شور و هیجان، آن شب شعرهای شوق انگیز را فراموش نمی کند. بعدها که بیشتر به سرنوشت هم گره خوردیم، اشکهای جاری اش با ضرب آهنگ های تصنیف های شهرام ناظری گره می خورد و خیس زلال ذکر و نماز می شد و می سرود: درویش خانقاهی ام و از دعا پرم
از مصطفی لبالب و از مرتضی پرم
با خانقاه سینه ی من مو نمی زند

از بس ز ورد یا علی و یا علا پرم شعر می خواند و شعر می زیست و شعر می بارید شاعرانه و ساده پر از عطر و نور و روشنی: رقص جنون آمیز صحرا گرد باد است؛ این رقص ناموزن مر ادر جان فتاده ست

این رقص طوفان زای را از من بگیرید؛ یا آبروی خویش را دامن بگیرید .

جنگ را زیسته بود و در پریشانی - غزل - تیغ به التیام زخمهای همرزمان برخاسته بود:

زخمها گل کرده در من از بهار تیغ کیست؛ نهر خون افتاده در دل جویبار تیغ کیست

چاک چاک حسرت زخم نمک‌سود که ام؛ آه این دشت شقایق لاله زار تیغ کیست گاه در خلوت خویش سر به دامان تنهایی می گذاشت و غزل حسرت می سرود: شب طوفان بلا رفت و به دریا نزدیم؛ رنگ خون بر افق روشن فردا نزدیم

مردگان را نفس روح خدا جان می داد؛ دست معلول به دامان مسیحا نزدیم در غزل باران اندیشه و احساس دلبسته ی بیدلواره هایی بود که آیینه هایی سرشار از تصاویر پر رمز و راز و مضامین روح افزا بودند: باز حیرت می دمد از جوش بیدلواری ام؛ از پر آیینه پر شد سینه ی زنگاری ام

از نگاهم می گریزد سایه ی مژگان خواب؛ طاق شد از فرط حیرت طاقت بیداری ام کم کم پای در حریم قدسی شعر آیینی نهاد و در میان نخلستان های کوفه، تنهایی سفیر عشق صلح و محبت را جستجو کرد و در غزلی بدیع سرود که بعدها با آمیختن به موسیقی صدای حسام الدین سراج در ادبیات ایران جاودانه شد: چقدر آشنا می نمایی غریبه؛ بگو از کجا از کجایی غریبه

به کار که بستی گره چفیه ات را؛ که از کار من می گشایی غریبه زمان سپری شد. تجربه دانش اندوختگی در رشته ادبیات کم کم دریچه هایی از سوز و ساز عاشقانه را بر افق شعر کافی گشود: تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم؛ نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم

تو در من آه و افسوسی تب شب سوز فانوسی؛ و می ترسم زکابوسی که خوابم می کند کم کم غزل هایی که در عین اینکه از موسیقی بی نظیر شور انگیز سرشار بودند ، پر از معانی بلند و مضامین ارزشمند بودند: شراب از خنده می گیرم نگاه آبدارت را؛ به خواب سرمه می بندم پرو بال غبارت را

تو در عمق کدامین دره می خوانی که می آرد؛ نسیمی خسته و محزون ردیف بغض تارت را در محافل ادبی کشور روز به روز حضورش پررنگ و پررنگ تر می شد. عطر واژه های او در مضامین دفاع مقدس پیچیده بود. سینه سرخ شعر هایش پر از فریاد بود: باز شوق ناله ام گل کرده است؛ بغض چندین ساله ام گل کرده است

باز در من انفجار یادهاست؛ باز بوی خون در این فریادهاست در سال 78 مجموعه شعر «بهار در برهوت» او به خاطر پرداختن زیبا به مسائل جنگ و زبان شعری فخیم، جایزه کتاب سال دفاع مقدس را گرفت. دلبستگی اش به موضوعات ارزشمند دفاع هشت ساله ملت قهرمان ایران، کم کم به چاپ مجموعه های «سردار هور»، «سمفونی سیمهای خاردار» و «زخم کبود کبوتر» شد که آنها نیز جوایزی دریافت کردند. چه طاقت بوی گل بر خود ببندم؛ که تا یک غنچه از داغت بخندم

تو لیلای منی من ای دل ای دل؛ جنون مرگ توام منزل به منزل در واقع دهه هفتاد اوج شکوفایی شعر «کافی» بود و تحصیلات او در سطح کارشناسی ارشد ادبیات شروع توجه ویژه او به نقد ادبی شد. این سال ها موسم حلول لحظات کوتاه شاعرانه کسی بود که پیش از این تجارب ارزنده ای در شعر کلاسیک داشت و این شعرک ها با وجود ابتکاری بودن نبض شب های شعر را در دست گرفت و استقبال و اقبال عمومی از آنها منجر به چاپ کتاب «ترانک ها» شد که بعد ها به کسب چندین جایزه ادبی نائل آمد.
«زن به زرق و برق می اندیشد
مرد به قبض برق می اندیشد
زرق و برق
قبض برق زر ورق...»

کوتاه سروده هایی که آیینه ی درد های اجتماع بودند و رگه ظریفی از طنز و اعتراض را با خود به دوش می کشیدند:
«شیشه عطر خالی می شود
جانباز شیمیایی می میرد
من و تو زنده می مانیم
سطل آشغال پر می شود...»

خیلی زود ترانک ها بر سر زبان ها افتادند. در اقصی نقاط کشور جلسات نقد و بررسی آنها تشکیل شد و بر آنها تحلیل ها نگاشته شد. آیا ترانک همان هایکوست؟ کاریکلماتور است؟ شعر نو است؟ اصلاً شعر است؟ واقعیت این بود که همه اینها بود و هیچ کدام نبود. در واقع ترانک سبک تازه ای از سرودن بود و در کشور تالیانی را هم پیدا کرد:

«ترانک ها را دوست دارم

با آنکه هیچ کس از درد لذت نمی برد...»

نوآوری و پدید آوری ویژگی خاص کارنامه شاعری کافی است. پیش از این ها هم مبدع مثنوی چهار لختی بود و آثار شایسته ای را در ادبیات آیینی خلق کرده بود: بازبوی بهار می آید
عطر گیسوی یار می آید
سایه ای در غبار می آید
بوی آن تک سوار می آید
فتنه هر چند خصم تحریک است
جاده هر چند موی باریک است
آسمان گرچه فتنه تاریک است

صیه آمد که صبح نزدیک است از شعر که بگذریم قلم توانای کافی در باز آفرینی خاطرات زندگی شهدایی مثل سرداران شهید اسلامی نسب و سپاسی و ... نیز اعجاب زاید الوصفی داشت. جملات بلیغ و روان و بی تعقید، طنز ظریف و لطایف دقیق او، کتاب ها را خواندنی و شیرین کرده بود:

« ... هاشم  با دلی به سبکی بود و پر، مزه ی اشک های  مادر را زیر  دندان احساس کرد. شور به مزه «کاکل» که درست فصل کاکل بود. پسر مهربان مروارید که طاقت این بی تابی را نداشت،  بی درنگ آماده بازگشتن به بوشهر شد تا مرخصی بگیرد و بربالین برادر بیمار بماند. پدر با کهولت سن سزاور نیست که بیمار داری کند... چه شد آن گوشه فراغت که بچه ها در خاک بپلکند و این ستم کش به نخل حیاط تکیه بزند و سبد بیاور و دوبیتی های فایز را شروه کند؟»(تابستان زخم، جلد اول: ص 29)

چاپ پایان نامه کارشناسی ارشد او با نام «دستی بر آتش» که در واقع نقد و تحلیل شعر جنگ تا سال 79 بود باب تازه ای را در کارنامه ادبی کافی باز کرد. این کتاب تابلوی کاملی از توانمندی او در نقد عالمانه، قلم شیوا و اشراف او بر ادبیات انقلاب اسلامی بود و جوایز متعددی مثل کتاب سال دفاع مقدس در سال 83 ، جایزه پاسداران قلم و کتاب سال دانشجویی را از آن خود کرد و به عنوان پژوهش برتر سال فارس در سال 81 معرفی شد. دسته بندی ابتکاری و با دقت در این کتاب و نیز در آثار بعدی او، نکته ی قابل توجه این اثر است که مورد توجه و تقلید سایر پژوهشگران قرار گرفت.

تحصیل در مقطع دکترای دانشگاه شیراز در کنار مسؤولیت در حوزه هنری فارس فرصت های جدیدی برای بروز استعدادهای این کویرزاده با طراوت بود و پایان نامه او که نقد و تحلیل جامع شعر عاشورا از آغاز تا کنون را در 750 صفحه در برگرفته بود با عنوان «شرح منظومه ظهر» جایگاه او را به عنوان پژوهشگر بلامنازع ادبیات آیینی تثبیت کرد. این کتاب که جایزه تقدیر کتاب سال جمهوری اسلامی و کتاب سال ولایت را از آن خود کرد، یکی از بی نظیرترین کتاب های نقد ادبیات آیینی است:

« ...در این اثر ظریف، لطایف و دقایق دیگری نیز می توان یافت که تنها از رهگذر مطالعه آن به دست می آید، که پیشنهادهای ارزنده پایانی برای محققان و پژوهشگران از آن جمله است. مطالعه این کتاب برای همه آنان که سیر و سلوک در قلمرو آفتابی شعر عاشورایی دارند و همه کسانی که در این عرصه فراخ و روشن قدم و قلم می زنند یک ضرورت است.» (دکتر محمد رضا سنگری)

« ... مجموعه حاضر تلاشی قابل ستایش در ادبیات عاشورایی است، هم در گردآوری و هم در تحلیل، مروری بر شعر فارسی عاشورایی و ادوار آن از کهن ترین اعصار تا روزگار ما، دوره ای است که مد نظر مولف محترم بوده و از عهده آن به شایستگی بر آمده است. در این اثر به ویژه تلاش شده است تا ضمن حفظ خط سیر اصلی بحث که ادبیات عاشورایی است خواننده در جریان سیر ادبیات فارسی و تناسب آن با شعر عاشورایی قرار گیرد.» (رسول جعفریان)

آنچه مسلم است هم اکنون ذهن و قلم کافی تلالوهای تازه ای را به ادبیات انقلاب اسلامی بخشیده است به طوری که کتاب «شناخت ادبیات انقلاب اسلامی» او کتاب درسی گرایش ادبیات پایداری در مقطع کارشناسی ارشد است و زیر چاپ رفتن کتاب دو جلدی «پژوهشنامه ادبیات انقلاب اسلامی» در 2500 صفحه ، این نوید را می دهد که ما از این به بعد بیشتر از او خواهیم شنید. توفیقاتش آرزوی من است.

انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار