امروز : یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 4
۲۲:۲۷
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 118394
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۱۳:۵۵
تعداد بازدید: 31
به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، دومین نشست از نشست‌های «به صرف شعر» موسوم به «شعر، زبان صلح و اعتدال در ...

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، دومین نشست از نشست‌های «به صرف شعر» موسوم به «شعر، زبان صلح و اعتدال در افغانستان» عصر گذشته با حضور نصیر احمد نور سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران، سید علی موجانی رئیس کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه، محمدکاظم کاظمی شاعر وجمع گسترده‌ای از شعرای افغان در کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه برگزار شد.

*متاسفانه همکاران ما در وزارت خارجه نیویورک را بهتر از بلخ و اربیل می‌شناسند

در ابتدای این نشست سید علی موجانی رئیس کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه ضمن خیرمقدم به حضار گفت: انتخاب شعر به عنوان زبان صلح و اعتدال برگرفته از ادبیات افغانستان بوده که همین مولفه در دوران مملو از تنش تاریخ افغانستان موجب گردید تا جو حاکم بر این منطقه آرام شود. ما امسال در مراسم نوروزی که در افغانستان برگزار شد دیدیم که رئیس جمهور ایران در سخنانشان به به صلح و اعتدال اشاره کردند و همچنین همین مسئله در کلام رئیس جمهور جدید کشور افغانستان مشهود است.تلاش نسلی از شاعران بزرگ فارسی زبان می‌تواند زمینه ساز زنده شدن ادبیات شود و امنیت را در منطقه گسترش دهد. تلاش نسل بازمانده از نسل شاعران بزرگ پارسی گو این امید را در ما زنده می‌کند که به اعتبار تلاش ادبی و فرهنگی آنها، شاهد افزایش امنیت در این پهنه باشیم.

رئیس کتابخانه تخصصی وزارت خارجه افزود: ما در منطقه‌ای زندگی می‌کنیم که سر بریدن‌ها وجنایت‌ها عادی است و این مسئله در اشعار شما به چشم می‌آید. کشور افغانستان از نظر جغرافیایی دارای مرز مشترک با ما است و علاوه بر این اشتراکات فرهنگی میان این دو کشور می‌تواند موجب افزایش همبستگی میان این دو کشور گردد. مایه تاسف است که برخی از همکاران ما در وزارت خارجه نیویورک، پاریس و کوالالامپور را بهتر از بلخ، بصره، اربیل، بامیان، هرات و ... می‌شناسند. در منطقه باید روند این قبیل گفت‌وگوها را برای افزایش سطح شناخت و تعامل بیشتر افازیش دهیم. احساس تلخی، دوری و ... باید از ذهن و زبان ما و شما دور شود و این مگر با آغوش باز و روی گشاده میسر نخواهد شد. ما دارای دشمن مشترک هستیم و باید با استفاده از مشترکات فرهنگی بر این دشمن فائق آییم.

*سر ماندگاری زبان فارسی خدمت آن به همگان است

در ادامه این نشست، نصیر احمد نور، سفیر جمهوری اسلامی افغانستان در ایران گفت: امروز اینجا حاضر شده‌ام تا اشعار شعرای کشورم را گوش کنم. این محفل، محفلِ شعر و ادب است و اهالی زبان و ادب فارسی در آن حضور دارند و خوشحالم که در این جا به زبان فارسی شعر می‌خوانند. زبانی که نسل‌ها و قرن‌ها پیشگام بوده و زبان تالیف، ترجمه، دیپلماسی و تدریس در دهه‌های مختلف به شمار می‌رفته است.

وی افزود: زبان فارسی زبانی است که قرن‌ها در دوره‌های مختلف جریان داشته و دارای ویژگی‌ها و خصوصیت‌هایی بوده است. این زبان در خدمت همگان و همگان در خدمت این زبان بوده‌اند و این، سر ماندگاری و دوام زبان فارسی بوده است.

احمد نور یادآور شد: زبان فارسی زمانی جایگاه خود را در عرصه علم و فرهنگ در دوره سامانیان از سر گرفت که بعد از یک دوره طولانی زمامداران ایران بزرگ از نظر نژادی زبانشان فارسی نبوده است، اما گسترش زبان فارسی را در دستور کار خود قرار داده‌اند. بعد از سامانیان، امپراطوری غزنوی نیز به زبان فارسی با توجه به ترک بودنشان اهمیت دادند. اگر غزنوی ها نبودند، این زبان باز هم به زندگی خود ادامه می‌داد؟ اگر جلوتر نیز بیاییم می‌بینیم که امپراطوری بزرگ مغول در شبه قاره نیز به زبان فارسی توجه داشته و از استادان فارسی زبان برای تربیت کودکان خود استفاده می‌کردند. این خصوصیت زبان فارسی در هیچ زبان دیگری دیده نمی‌شود که بتواند تمام اقوام را در کنار هم جمع کند و با مهربانی به همه بنگرد. امروز هم دوستداران این زبان اگر می‌خواهند این ویژگی و نقش بان فارسی دوباره به آن بازگردد باید به چشم فراقومی و فرامرزی به آن نگاه شود تا زبان کارکرد خود را در پیوند دادن میان فرهنگ‌ها مجددا پیدا کند.

*مهاجرت موجب افزایش شناخت میان ایران و افغانستان است

محمدکاظم کاظمی از شعرای فارسی زبان افغان در ادامه این نشست گفت: زبان فارسی موجب وفاق بین مردم دو کشور شده است. دو ملت افغانستان و ایران، مناسبات نیکویی داشته‌اند و این مناسبات، برخاسته از مشترکات و یگانگی فرهنگی و زبانی از دیرباز بوده است که تا امروز، همین فرهنگ مشترک، حلقه محکم دو ملت در وفاق و دوستی بوده است. درگیری ها و مناقشات در دویست ـ سیصد سال بین زمامداران و کدورت‌های بین دو کشور در مناسبات فرهنگی هم اثر گذاشته و ملت دو کشور، آنطور که باید، انیس و مونس هم نیستند. اما در این بین، گروهی بوده‌اند که همواره بر این همدلی و وفاق پای فشرده‌اند و آنان کسی نیستند جز اهالی شعر و ادبیات. ادبیات در میان ملل دیگر نیز موجب ایجاد پیوند شده که البته در سه کشور ایران، افغانستان و تاجیکستان همزبانی نیز موجب تقویت روابط شده است.

وی افزود: مهاجرت یکی از پدیده‌هایی است که می‌تواند موجب افزایش شناخت میان دو کشور شود. این پدیده موجب شد که به اشتراکات پی ببریم و اگر بتوانیم به شناخت صحیحی برسیم موجب تحکیم پیوندها خواهد شد. این عدم شناخت بسیار بوده است؛ تا حدی که مردم ایران نمی‌دانستند ملت افغانستان همزبان آنهایند. البته در قدیم این بی‌اطلاعی بیشتر بود. این در حالی است که بسیاری از مفاخر زبان فارسی از افغانستان برخاسته‌اند. از طرف دیگر، مردم افغانستان نسبت به ایرانی‌ها بدگمان بودند و فکر می‌کردند که ایرانی‌ها دوست ندارند این مفاخر را به آنها نسبت دهند. البته ملی گرایی پهلوی‌ها به این قضیه بیشتر دامن می‌زد. ضمن اینکه نباید از این موضوع هم غافل شد که زدودن زبان فارسی هم در میان برخی زمامداران افغانستان وجود داشته است که همه اینها موجب نوعی کدورت شده است.

کاظمی در انتهای سخنانش گفت: این مهاجرت برای ما سودمند بود؛ چرا که شاعران مهاجر نقش پررنگ‌تری در تبیین همزبانی و وفاق دو ملت داشتند. شاعران مهاجر تصویرگر روشن این همزبانی‌ها شدند. نسلی از جوانان شاعر افغانستان در اوایل دهه 70 در اردوی دانش آموزی با شاعران و نویسندگان ایرانی شرکت کردند که می‌شود آنها را یاران دبستانی بنامیم. آنها با شرکت در این اردوها به مرحله تاثیرگذاری رسیدند و با یک تعداد دانش آموز مکاتبه و مراوده ادبی پیدا کردند. حالا همان دانش آموزان ایرانی و افغانستانی در دو کشور دارای مقامات سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای هستند.

در ادامه این برنامه شاعران گوناگون افغانستان به شعرخوانی پرداختند. نادر احمدی با سرودن قطعه زیر، آغازگر این بخش بود:

با تو که چای سبز می‌نوشم

الجایتو مرا در آغوش می‌گیرد

گنجشک‌ها روی شانه‌ام

آشیانه می‌کنند
 

زهرا حسین زاده ملقب به بانوی غزل افغانستان در ادامه روند شعر خوانی قطعه‌ای با محوریت غدیر خواند:

شکست خواب زمین پلک آسمان وا شد

سوار هودج رنگین باد پیدا شد
 

غبار همهمه پیچید و ناگهان در خاک

غدیر برق زد و برق، آب معنا شد
 

سکوت کرد بیابان فرشته چیزی گفت

دو چشم حضرت خورشید رنگ دریا شد
 

اشاره کرد بمانید با شما هستم

نگاه ایل مسافر پر از معما شد
 

جهازهای فراوان به روی هم چیدند

دوید ثانیه‌ها پله‌ای مهیا شد
 

سترگ طایفه روشن گرفت دستی را

دو شاخه نور گره خورد و سبز بالا شد
 

در آن هوای هیاهو پرنده‌ها خواندند

میان قافله مردی غریب، مولا شد
 

گذشت خنده و تبریک ها بگو تاریخ

شکوفه پوش کرامت چه زود تنها شد!

محسن سعیدی دیگر شاعری بود که به شعر خوانی پرداخت و گفت: زبان شعر ما زمانی می‌تواند زبان صلح باشد عدالت، کرامت انسانی و مهرورزی سخن بگوید. در فرهنگ حضرت علی (ع) نماد این ارزش‌ها است و به همین مناسبت من نیز قطعه‌ای غدیری می‌خوانم:
 

چون سوره مریم که به دهد مژده به طاها

وادی شده آبستن لاها و ولاها
 

در بادیه مائده گسترده خداوند

وقت است که خالی شود از خلق سراها
 

باد از شعف خاک خبر داده که هو هو

ابر از هیجان قهقهه سر داده که ها ها
 

در دشت چه بارید مگر آیت تکریم

آنک همه گوش‌اند دهان‌ها و دراها
 

تسلیم نمازی است که بایست بخوانند

اکنون که سوی توست رخ قبله نماها
 

هوش عجمی گفته که دانش همه اینجاست

چشم عربی دیده که «الفضل هنا» ها
 

رقص علمش نبض غزل‌های مزامیر

موج قلمش اوج اوستا و وداها
 

حق است که تقوا و کرامت بستاند

عدل است که بی وزن بمانند هواها
 

منشور ولا ترجمه عهد الست است

فطرت زده مُهرش که بلا بار الها
 

محمدسرور رجایی به علت خلق شعری که خواند اشاره کرد و گفت: سال 1390 سفری به افغانستان داشتم که در چنین روزهایی اتفاقاتی عجیب برایم رخ داد. از جمله اینکه یکی از افسران پلیس افغان یکی از انتحاری‌ها را در آغوش گرفت تا از انفجار وی در میان مردم جلوگیری کند که علاوه بر این در بازگشت نیز با اتفاقاتی روبرو شدم که منجر شد در قالب شعر آنها را بیان کنم:

با کدامین چراغ شهر را روشن کنم

با کدامین حنجره فریاد بزنم

دلم به بی گناهی پل سوخته می‌سوزد

به مرجان‌هایی که بی جان می‌شوند

به مظلومیت شمشادی

که در قامت جان علی سخت
 

عباس نادری یکی از شعرای ایرانی به عنوان تنها ایرانی در این مجلس شعر خواند:

شبی سهمگین بود

و باران یاد تو یکریز بارید
و اکنون
من و شوق خیسی

که پایان ندارد
 
* * *

جهانی شده، رنج

از قاهره تا ابوجا

از سمرقند تا کازابلانکا

از کابل تا همه جا
 

مظفری: حقوق بشر مقوله وارداتی نیست

سید ابوطالب مظفری مدیرمسئول و سردبیر نشریه «دُر دَری» به مسئله حقوق بشر اشاره کرد و گفت: در یک دهه اخیر با مسئله‌ای به نام حقوق بشر روبرو شدیم که چند سال پیش می‌گفتند در افغانستان مردم این مسئله را نمی‌پذیرند و آن را یک پدیده خارجی قلمداد می‌کنند و مردم را به رعایت نکردن حقوق انسان متهم می‌کردند.

وی افزود: هفت ـ هشت سال پیش، مردم افغانستان گمان می کردند که حقوق بشر، مثل سایر پدیده‌های غربی، یک امر وارداتی است و آن را نمی پذیرند. در روستاها مردم به کسانی که در این باره سخن می گفتند، خرده می گرفتند و آن را یک موضوع خارجی تلقی می کردند. من در جمعی صحبت کوتاهی کردم و گفتم مشکل ما در طرح قضیه حقوق بشر، این بوده که طوری موضوع را مطرح کردیم که همگان فکر کردند حقوق بشر مثل جامعه مدنی است. انگار موضوع حقوق بشر در آیین این مملکت کهن مطرح نبوده و از آن طرف دنیا مثل سوغات برایش آورده اند. در حالی که حقوق بشر مثل موبایل نیست و چه خوب است که ما آن را بومی کنیم. بومی سازی این موضوع به آن معناست که در ادبیات و شعر ما این مفاهیم بیاید. چرا که چیز بیگانه‌ای نیست و مفاهیم بلند و ارزشمندی در عرفان درباره حقوق انسان‌ها داریم که فکر نمی کنم در کشورهای دیگر وجود داشته باشد. شاهنامه را تورق می‌کردم دیدم که این اثر بزرگ بر خلاف تصور عموم که فکر می‌کنند این کتاب بیشتر حول جنگ‌های ملی می‌گردد ولی نمونه‌های انسان دوستی در آن بسیار است. حافظ نیز به همین شکل نماد اعتدال است و تئوری عشق در اشعار مولانا موج می‌زند که این عشق چیزی غیر از انسان دوستی نیست.

مظفری گفت: وقتی عارفی می گوید: «از دروازه چین تا اسپانیا اگر خاری در پای کسی بخلد، انگار در قلب من فرو رفته است.» مفهوم آن چیست؟ یا نقل است از شیخ ابوالحسن خرقانی که بر سر در خانقاه خودش نوشته بود: هرکس به اینجا وارد شد، نانش دهید و از ایمانش نپرسید. این عین حقوق بشر است.

مدیر مسئول نشریه «در دری» در پایان سخنانش گفت: باید در جلسات خود به مفاهیم تاریخی خود رجوع کنیم و آنها را بیان نماییم اجازه ندهیم غربی‌ها ما را به خشن‌ترین ملت‌های تاریخ شهره و معرفی کنند. در حالی که هرجا ستیز و کشتن انسان هست به پای فرهنگ و دیانت مسلمانان می گذارند. در طی سال‌های اخیر گاهی به خاطر درگیری‌های قومی شعرای افغان نیز گرفتار مسادل نژادی شدند ولی به سرعت به اشتباه خود پی بردند و مسیر را اصلاح کردند. اشعار افغانی با توجه به ظاهر جنگی ولی در بطن آنها صلح موج می‌زند.

زهرا زاهدی یکی دیگر از شعرایی بود که شعری برای حضار با مضمون غدیر قرائت کرد:

دست‌هایت را بالا ببر
حضرت عشق

خورشید گواه است

و آسمان، کاغذی

که ابرها مهر کرده‌اند

من «کنت مولا» را
 

سیده تکتم حسینی که سال گذشته در محضر امین شعر انقلاب به شعرخوانی پرداخته بود نیز قطعاتی برای حضار قرائت کرد: 

در کنار تو فقط می‌شود آرام گرفت

در غزل می‌شود از عشق تو الهام گرفت
 

باید ابیات پریشان تو را تضمین کرد

باید از گستره غربت تو وام گرفت
 

نام تو سبزترین حادثه تاریخ است

ای که شمشیر تو شمشیر خدا نام گرفت
 

اقتدا کرد به میخانه چشمت خورشید

مست آن است که از دست شما جام گرفت
 

این چه رازی است که هر وقت اذان گفت بلال

دل زهرایی‌ات از غربت اسلام گرفت

حیدربیگی دیگر شاعری بود که قطعه شعری برای حضار خواند:

صدایت آواز غم‌آلودی است

و ویرانه خفتن در آن مردگان بسیاری

پرندگان بسیاری از یاد برده‌اند

که چگونه آواز بر گلویشان می‌پیچید

من از تو چیزی نمی‌فهمم

تو دورترین جزیره موهومی
 

سلمان علی زکی نیز برای حاضران شعر خواند:

زمین شده است چونان فرش مخملی که بیایی

قیام کرده درختان جنگلی که بیایی
 

به یمن مقدم سبزت ای امید زمین

به رقص آمده مرداب انزلی که بیایی
 

زمان شال دلم را به بادها داده

چقدر ریشه شده ریشه ریشه پیراهنم
 

سارا محمدی از شعرای جوان خانه ادبیات افغانستان نیز قطعه‌ای قرائت کرد:

روزی در تاریکی کیسه‌ای روی سرم

در گوانتانامو می‌میرم

و روزی با لبخند کودکی در قندهار

دوباره زنده می‌شوم

محمدحسین فیاض نیز که حضورش خنده بر لبان حضار آورد نیز قطعه شعری را قرائت نمود:

کاش بغض ناتمامم را شبانگاهی نبود

در تمام لحظه‌هایم، موجی از آهی نبود
 

کاش می‌شد صفحه دل خالی از هر نقش بود

از مسیر خانه نقش آفرین راهی نبود
 

کاش می‌شد در دِه ما زنگ معنایی نداشت

یا که معنا داشت اما در رهش چاهی نبود
 

کاش می‌شد هرکسی ساز خودش می‌زد و بعد

اتفاقی هم نمی‌افتاد و بدخواهی نبود
 

آه این احساس ما کوه است، اما از قدیم

در نگاه این حوالی، زره کاهی نبود

حکیم علی پور، شوکت علی محمدی شاری، محمود هلمند، کبری حسینی، عارف حسینی، علی یعقوبی و چند تن دیگر از شاعران کشور همسایه در این نشست به شعرخوانی پرداختند. همچنین نادر احمدی، شعری از محمدآصف فکرت، شاعر و ادیب افغان مقیم اتاوا برای حضار خواند که حکم پیام به این شب شعر را داشت. در پایان این مراسم گروه موسیقی «نوای آشنا» به سرپرستی کبیر معصومی به اجرای موسیقی بومی و محلی افغانستان پرداخت که مورد استقبال مخاطبان و حضار قرار گرفت.
انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار