امروز : دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 5
۰۵:۳۹
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 119011
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 8
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، نشست نقد و بررسی رمان «ایوار» نوشته اسماعیل حاج‌علیان، عصر دیروز، سه‌شنبه 21 مهرماه، با حضور این ...

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، نشست نقد و بررسی رمان «ایوار» نوشته اسماعیل حاج‌علیان، عصر دیروز، سه‌شنبه 21 مهرماه، با حضور این نویسنده، فهیمه جعفری و محمدرضا گودرزی در فرهنگ‌سرای گلستان برگزار شد.

جعفری در ابتدای این برنامه با بیان این‌ که رمان از دو منظر ساختاری و فلسفی قابل تحلیل است، گفت: محور اصلی داستان این کتاب واقعه‌ای تاریخی و مربوط به پایین کشیدن مجسمه محمدرضا شاه پهلوی در سمنان است. در چنین اوضاعی که وضعیتی ویژه برای همه انقلاب‌هاست، ساختارها و حد و مرزها به هم ریخته‌اند اما ساختار جدید هنوز شکل نگرفته است و تا وقوع آن این فاصله بحرانی و محل آشوب است. این آشوب به خوبی در ساختار رمان دیده می‌‌شود و در متن هم پراکنده شده است.

وی با اشاره به نخستین فصل رمان «ایوار» افزود: این فصل به خوبی آغاز می‌شود. ما فقط اینجا جمله داریم و دیالوگی برقرار نمی‌شود تا اینکه به مرور زمان و با مطالعه بیشتر، جغرافیای ناپیدایی شکل می‌گیرد. حضور تعداد زیاد راوی، محل‌ها و شخصیت‌ها نشان از تشتت متن دارد و وضعیت حاکم را به خوبی نشان می‌دهد.

جعفری درباره تعدد راوی در این رمان، توضیح داد: راوی‌ها خط زمانی خودشان را دارند و در واقع این داستان خطی است که راوی‌ها در آن احساسات خود را بیان می‌کنند اما ماجرا را از آنجا که قطع شده، روایت می‌کنند. چندجا این موضوع دیده نمی‌شود که در واقع بازی متنی است.

این منتقد ادبیات داستانی ادامه داد: روایت شخصیت «شیرین» در داستان نقطه مثبت آن است، چون انقلاب را خیلی مردانه روایت نکرده است. چیزی که در روایت شیرین قابل پذیرش نیست نگاه به سرگذشت و عشق مادر مادربزرگش است. این شخصیت باید 10 ساله باشد اما فراتر از یک دختر 10 ساله حرف می‌زند و استدلال می‌کند.

وی با اشاره به وجود صدای نویسنده در رمان، افزود: او مثل روح سرگردان در گذشته است که زمان و مکانش مشخص نیست و گاهی دنبال ردپاها و سرنخ‌ها برای رسیدن به حقیفت می‌رود. گویا نویسنده در حال ساختن ردپا و نشانه است تا داستان را براساس آن‌ها بیان کند.

جعفری درباره زبان داستان، اظهار کرد: هرچند این داستان راوی‌های نوجوان متعددی دارد و خود نویسنده هم در آن به روایت می‌پردازد اما رمان زبان یکدستی دارد و جایی که راوی‌های نوجوان به روایت می‌پردازند، قابل پذیرش‌تر است. نوشته رمان به لهجه سمنانی هم متن را یکدست‌تر کرده است.

جعفری در ادامه به تحلیل رمان از نظر فلسفی پرداخت و گفت: در ابتدای رمان نویسنده می‌گوید داستان اقتباسی از یک حقیقت است. او می‌توانست بگوید اقتباس از یک ماجرای واقعی است اما وقتی به حقیقت اشاره می‌کند و به نقل قولی از «آلن بدیو» می‌پردازد، حقیقت بدیو را به ذهن متصل می‌کند.

وی با بیان اینکه نوشته شده شخصیت‌های داستان ساختگی‌اند، افزود: نویسنده در اینجا شیطنت کرده است و بازی‌هایی را با خط روایت کرده که از دید فلسفی همخوانی ندارد. بدیو فلسفه را به سه بخش تحلیلی، هرمنوتیک و پست‌مدرن تقسیم می‌کند که حقیقت را مقوله‌ای متافیزیکی می‌دانند و به معنا گرایش دارند. البته پست‌مدرن کلاً با معنا مخالف است و اینجا یک تضاد بین کسی که دنبال حقیقت است و کسی که تضاد ایجاد کرده است به وجود می‌آید که به رمان ضربه می‌زند.

جعفری با اشاره به صفحه 67 رمان «ایوار» اضافه کرد: در آنجا گفته می‌شود انقلاب برای جوانان و نوجوانان است نه آن‌ها که می‌خواهند خودشان را به انقلاب بچسبانند. تمام شعارها، بزن و در روها، گرفتن، کشته شدن و ... برای نوجوانان اتفاق می‌افتد و گویی بزرگترها، بیرون گود ایستاده‌اند. در واقع حال و هوای روایت سیال و لغزنده است و وقتی بازی‌های فرمی به وجود می‌آید، به حقیقت لطمه می‌خورد.

در ادامه برنامه، محمدرضا گودرزی با بیان این‌که این داستان، رمانی تاریخی، اجتماعی و سیاسی با شیوه واقع‌گرایانه است، اظهار کرد: وجه اشتراک رمان و تاریخ این است که هردو از عنصر روایت بهره می‌برند. دلیلی ندارد فکر کنیم یک مورخ حقیقت محض را نوشته بلکه او برداشت شخصی‌اش از حقیقت را بیان کرده و رمان هم همینطور است.

وی درباره تفاوت رمان و تاریخ هم توضیح داد: تاریخ کلی‌گراست. مورخ یک واقعیت کلی را می‌گوید که تبدیل به یک جزء می‌شود اما وقتی رمان می‌نویسیم، به مفاهیم کلی انسانی تبدیل می‌شود. فلاسفه معتقدند رمان برتر از تاریخ است، چون موقعیت انسان در کلیت‌اش را بیان می‌کند.

نویسنده مجموعه داستان «در چشم تاریکی» با اشاره به فصل‌بندی رمان «ایوار» گفت: عنوان هرفصل، جمله‌ای برگرفته از همان فصل است. رمان از حیث نظرگاه ثابت نیست و مدام تغییر می‌کند. نقطه مشترک روایت‌های کتاب می‌تواند، خط تیره نویسنده باشد.

گودرزی با انتقاد از نگارش فصل نخست این کتاب، گفت: در این بخش تعدادی گفت‌وگوی یک خطی و بدون ارتباط دیده می‌شود که بعداً متوجه می‌شویم از بخش‌های مختلف رمان برداشته شده است. اینجا نویسنده پیش از این‌ که خواننده در دل وقایع قرار بگیرد، او را سردرگم کرده است. این بخش حتماً باید حذف شود، چون نه تنها مفید نیست، بلکه مضر هم هست.

وی با اشاره به مباحث زبانشناسی، اضافه کرد: در زبانشناسی مقوله‌ای به نام بافتار وجود دارد. یعنی واژه‌ای در بافت جمله جواب می‌دهد و اگر از آن بافت خارج شود، معنایی ندارد. حضور راوی نویسنده در بخش‌هایی از رمان می‌خواهد توجیه‌کننده باشد و بگوید متن متافیکشن است اما من می‌گویم این متن فراداستان نیست. نویسنده دچار تناقض است و یکجا با من حرف می‌زند و جایی دیگر با خواننده صحبت می‌کند. نویسنده کوشیده چیزی را که درونش است با یک چیز بیرونی وفق دهد اما راوی فراداستان می‎‌گوید همه چیز جعل و دروغ است و به بیان دیگر، روش فراداستان با این متن نمی‌خواند.

گودرزی درباره استفاده از واژه‌های سمنانی در متن داستان، توضیح داد: برای اکثر واژه‌های سمنانی پانویس ارائه شده اما نه برای همه آن‌ها، مانند خود واژه ایوار که ما دیر متوجه آن می‌شویم. رمان‌های اقلیمی می‌توانند ویژگی بومی یک منطقه را مشخص کنند اما سمنانی‌ها از این رمان لذت می‌برند و غیرسمنانی‌ها کلافه می‌شوند. معتقدم نویسنده نباید گول بخورد و گفته می‌شود هرگاه پانویس ارائه شد، دلیل بر خوب نوشته نشدن متن است.

وی افزود: چیزی که رمان را جذاب می‌کند، ماجرای عاشقانه شیرین و حمید است. صنعتی‌زاده کرمانی، از نویسنده بزرگ معاصر می‌گوید برای این‌که خوانندگان از تاریخ خسته نشوند، باید آن‌ را با یک ماجرای عاشقانه تعریف کنیم.

گودرزی درباره ابهامات رمان گفت: باید متوجه بشویم جان‌نثار کیست؟ من متوجه نشدم آیا او سروان ساواک است و قدرتش بیشتر از شهربانی است یا خیر. بزرگترین وظیفه نویسنده نسبت به خواننده روشن کردن متن داستان است. ابهام دیگر هم مربوط به سرنوشت شخصیت مرتضی می‌شود که تا حدودی موهوم است.

وی همچنین با اشاره به صفحه 77 کتاب گفت: مشخص نیست چرا اینجا نام همینگوی کنار رمانتیک‌ها ثبت شده است. شاید این به نوعی طنز است اما خواننده گمان می‌کند اطلاعات نویسنده کامل نیست. حاج‌علیان همواره دغدغه فرم دارد و این خیلی خوب است چون اگر این دغدغه نبود، آثار هنری شکل نمی‌گرفت.

این منتقد و مدرس ادبیات داستانی با انتقاد از به کار رفتن برخی اصطلاحات روز در رمان «ایوار» اضافه کرد: داستان حدود 36 سال پیش اتفاق می‌افتد. زمانی که نویسنده به دنیا نیامده است و به کار بردن اصطلاحاتی مانند «پیچاندن» که در آن موقع باب نبوده یا «10 شاهی لبو» که 10 شاهی در دهه 50 از رده خارج شده بود به متن لطمه زده است.

در پایان برنامه هم اسماعیل حاج‌علیان، اظهار کرد: هرکسی شیوه‌ای برای بیان کردن دارد. البته ناشران هم به من می‌گویند ساده‌تر بنویسم.

وی درباره  استفاده از اصطلاحات روز، در کتابش توضیح داد: اصطلاح «پیچاندن» را جایی به کار بردم که دو راوی وجود دارد. یکی نویسنده و دیگری جمشید دیلاق. اینجا زمان مشخصی وجود ندارد و برای این‌که جمشید به زمان حال نزدیک‌تر شود، چنین اصطلاحی به کار رفته است.

حاج‌علیان اضافه کرد: برخی جاها هم که برای واژه‌های سمنانی زیرنویس ننوشتم، در متن توضیح کاملی درباره آن‌ها داده‌ام. درباره سرنوشت مرتضی هم باید بگویم، گویا من داستان را بد نوشتم، چون سرمجسمه به مرتضی می‌خورد و باعث مرگ او می‌شود.
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار