امروز : جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶ - 2017 December 15
۲۲:۵۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 119038
تاریخ انتشار: ۲۴ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 49
به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، در این نشست‌ها فیلم‌های «پژواک‌ها و درخشش‌ها»، «رنگان 99»، «تاریکی»،«من دروغ نمی‌گم»، «خون‌مردگی»،

به گزارش پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ، در این نشست‌ها فیلم‌های «پژواک‌ها و درخشش‌ها»، «رنگان 99»، «تاریکی»،«من دروغ نمی‌گم»، «خون‌مردگی»، «مارپله»، «تمام چیزهایی که جایشان خالی است»، «بادبادک‌های بی‌باد» و «ماهی شکم‌پر» در بخش‌های مختلف جشنواره مورد بحث و بررسی قرار گرفتند. در این نشست‌ها حامد سلیمان‌زاده؛ مجری و کارشناس، امیر رضا نوری پرتو؛ منتقد بودند.
 
«پژواک‌ها و درخشش‌ها»؛ ملهم از تکنیک هایائو میازاکی

در نشست پرسش و پاسخ انیمیشن «پژواک‌ها و درخشش‌ها» امرداد صابری با تاکید بر سخت بودن کار و زمان‌بر بودن آن گفت: فیلمنامه «پژواک‌ها و درخشش‌ها» را در 20 سالگی نوشتم و به همین علت مسلما یک کار قوی نیست ضمن آن که برایم کاری سنگین به شمار می‌رفت اما با این وجود نتیجه خوبی به همراه داشت.

در ادامه نوری پرتو ایراد اساسی فیلمنامه را قابلیت جابجایی بخش‌های مختلف آن دانست و افزود: اعتقاد دارم می‌توان بخش‌هایی از فیلمنامه اضافه است و می‌توان آن را حذف کرد. در این صورت انیمیشن ریتم  روایی بهتری نیز پیدا خواهد کرد.

سلیمان‌زاده هم در بخش دیگری از این جلسه بیان کرد: رنگ‌بندی و خطوط فیلم در جاهایی شبیه به کارهای هایائو میازاکی؛ کارگردان مشهور ژاپنی است و خطوط منحنی در آن  به شدت مرا یاد این انیمیشن‌ساز مشهور می‌اندازد.

این کارشناس ادامه داد: در اجرای «پژواک‌ها و درخشش‌ها» کارگردان نشان داد که دیگر حوزه‌های هنری را به خوبی می‌شناسد و کاملا تکلیفش با خود مشخص است.
 
«رنگان 99» فرمی دقیق و مناسب داشت

در نشست فیلم کوتاه «رنگان 99»، نوری‌‎پرتو ضمن تمجید از فرم و تصویربرداری مناسب فیلم، درباره این اثر گفت: از لحاظ فرمی با فیلم خوبی روبرو بودیم که تمرکز و دقت بالایی هم در انتخاب میزانسن و دکوپاژ آن شده بود. تنها موردی که در این فیلم سبب دافعه مخاطب می‌شود، فضای حاکم بر دو رزمنده ایرانی وعراقی است  که باورپذیر از آب در نیامده است.

وی ادامه داد: در چنین الگوهایی هنگامی که دو کاراکتر دشمن به تعامل و زبان مشترک می‌رسند، باید پیش از آن یکسری رویدادهای دراماتیک را پشت سر گذاشته باشند تا به این مرحله برسند، اما متاسفانه در این فیلم شاهدیم که  کارگردان بدون اشاره به این پس زمینه یکدفعه به سراغ چنین فضایی می‌رود. علاوه براین با وجود تم ضدجنگی، فیلم فاقد زبانی جهانی است.

در بخشی دیگر از این نشست یکی از حضار ایراد اساسی فیلم «رنگان 99» را جدایی تکنیک از فرم دانست و افزود: به نظرم کارگردان بیش از آنکه وظیفه اساسی خود را ایفا کند، با تمرکز زیاد بر تکنیک سعی داشت «کارگردان‌نمایی» کند.

تی‌یام یابنده؛ فیلمنامه‌نویس  و کارگردان نیز در پاسخ به وی گفت: ابتدا باید بگویم که به شدت با مقوله جنگ و تهاجم در دنیا مخالفم و در کارهایم هم سعی کرده‌ام تم ضدجنگ داشته باشم اما منظور شما را هم از کارگردان‌نمایی نمی‌دانم زیرا معتقدم یک فرد یا کارگردان هست یا خیر پس احتیاجی به نمایش خود ندارد. با به کار بردن ری‌اکشن‌ها در این فیلم قصد داشتم اتفاقات فضاها را نشان دهم.

وی همچنین در پاسخ به انتقاد منتقد جلسه گفت: هنگامی که می‌خواهید درباره یکسری از ارزش‌ها صحبت کنید، ممیزی‌های زیادی بر سر راهتان وجود دارد.

نوری پرتو نیز گفت: معتقد نیستم این فیلم گذر از خط قرمزها بود زیرا زبان انسانی در آن حاکم است.
 
«تاریکی»؛ تئاتر زیرآب

در ابتدای نشست فیلم «تاریکی»، نوری‌پرتو فضای فیلم را کابوس‌گونه قلمداد کرد که به واسطه فرم تداعی می‌شود. وی افزود: بازی فرم با رنگ این فضای کابوس‌گونه را تداعی می‌کرد البته درباره فیلم‌های تجربی، نمی‌توان زیاد صحبت کرد زیرا تجربه‌ای شخصی است که مخاطبان هم خوانش متفاوتی از آن دارند.

سروش آرایش؛ کارگردان فیلم کوتاه  تجربی «تاریکی» در ادامه صحبت‌های این منتقد گفت: همیشه دوست داشتم که ایده‌های ذهنی‌ام را به مخاطبان برسانم، در اینکه تا چه حد در این امر موفق عمل کرده‌ام، مخاطب باید نظر دهد.

سلیمان‌زاده نیز گفت: به نظرم این فیلم نوعی تئاتر زیرآب بود که مدیریت میزانسن و دکوپاژ آن مخاطب را به جایی می‌رساند که با فیلمی تجربه گرا رو برو می شویم.

این کارشناس در پایان گفت:در این فیلم به روایت خطی اهمیت داده نمی‌شود و روایتی گسسته از جهان دارد.
 
«من دروغ نمی‌گم»؛ برتری فیلمنامه به کارگردانی

نوری‌پرتو در ابتدای نشست پرسش و پاسخ فیلم  کوتاه داستانی «من دروغ نمی‌گم»، نقطه قوت فیلم را  فیلمنامه آن دانست و گفت: لحن فیلم لحنی دوپاره است که  بین کمیک و تراژیک حرکت می‌کند اما معتقدم کارگردان می‌توانست هوشمندانه‌تر عمل کند.

وی ادامه داد:هنگامی که کارگردان وارد ژانری می‌شود،  باید یکسری الگو‌ها را رعایت کند. متاسفانه یکی از عواملی که به فیلم‌های کوتاه ضربه می‌زند و به آن توجه نمی‌شود، بازی نامناسب بازیگران است. به نظرم در این فیلم هم بازیگر نقش «پونه» نتوانست لحن فیلمنامه‌نویس را به خوبی اجرا کند.

این منتقد در پایان صحبت‌هایش گفت: در کل برتری فیلمنامه نسبت به کارگردانی آن مشهود بود.

گیتی باقری کارگردان و فیلمنامه‌نویس این اثر نیز بیان کرد: «من دروغ نمی‌گم» اثری کمدی فانتزی است که به هیچ وجه  فضای رئال بر آن حاکم نیست.

مجری این نشست در پایان فضای فیلم را فمنیستی دانست و افزود: کارگردانان زن در به تصویر کشیدن فیلم‌هایی با فضاهای فمنیستی قدرتمندتر از مردان عمل می‌کنند. در این فیلم هم شاهد این امر هستیم  و اینکه کارگردان می‌تواند از یک مونولوگ، می‌تواند هوشمندانه به فضاهای  بعدی ورود پیدا کند، بسیار تحسین‌برانگیز است و نشان می‌دهد که در اجرا موفق عمل کرده است. 
 
«خون‌مردگی»؛ بازی با دم شیر!

در نشست فیلم «خون مردگی»، نوری‌پرتو مهم‌ترین ویژگی این مستند را جذابیت و بکر بودن سوژه دانست و ضمن تشکر از محمد کارت؛ سازنده این اثر برای ساخت چنین مستندی گفت: در ابتدا باید شجاعت شما را در انتخاب  چنین سوژه‌ای ستایش کرد. با وجود اینکه حساب شده سراغ افراد رفتید اما کارتان به نوعی بازی کردن با دم شیر بود.

وی ادامه داد: در جاهایی مستند به تم داستانی نزدیک شده بود. اینکه شخصیت‌ها مانند برخی مستندهای تلویزیونی سیاه نشان داده نشده بود و خاکستری بودند، نقطه قوت این کار بود. کارگردان در نقش یک راوی با دوربینی بی‌طرف شخصیت‌ها را به مخاطب معرفی و او را با آنها همدل و همراه می‌کرد.

این منتقد گفت: امری که به مستند ضربه زده این است که سردرگمی در جمع‌بندی حرف نهایی شما وجود دارد و پایان‌بندی قدرت لازم را ندارد.

علی علایی؛ منتقد که در بین حاضران در سالن نشسته بود، با اشاره به وظیفه کارگردان در مستندهای مردم نگارانه  تاکید کرد: یکی از مهم‌ترین کارها در مستند مردم‌نگارانه حضور میدانی مولف در میان مردم است. در این مستند هم شاهدیم که کارگردان تا این حد شهامت داشته که به شخصیت‌ها نزدیک شود و در تمامی مراحل با آنها همراه است.

در ادامه کارت با اشاره به تیپ کاراکترها در این مستند بیان کرد: این جنس رفتار که در فیلم نشان داده می‌شود، متعلق به تیپی از لمپنیسم در شیراز است که بسیار شبیه به لات‌های قدیمی در تهران هستند.

وی ادامه داد: برخورد ما در فیلم با این شخصیت‌ها صرفا تیپیکال است و تنها اصغر را کمی بیشتر از بقیه می‌شناسیم. برای اینکه قضاوتی درباره‌شان صورت نگیرد، به نظرم تا همان حد نزدیکی به آنها کافی است.

سلیمان زاده در بخشی دیگر با تاکید بر سوژه مناسب، این مستند را اثری قابل دفاع معرفی و بیان کرد: همانطور که شعار خوب نیمی از جنگ را پیش می‌برد، انتخاب سوژه جذاب نیز نصف مستند را می‌سازد. در این مستند با سوژه‌ای بکر و دست‌نخورده مواجه می‌شویم که جهانی اگزوتیک را به ما معرفی می‌کند و آشنایی با افراد در فیلم در دل ما ترس و دلهره ایجاد می‌کند. ضمن اینکه هر فیلم نقصی دارد و بیچاره اثر هنری که کسی از آن خرده نگیرد. این صحبت وی با تشویق حاضران در سالن همراه بود.

کارگردان مستند «خون مردگی» نیز در پایان گفت: فکر می‌کنم این فیلم هنوز نقص‌های زیادی دارد اما به نظرم در حد فیلمی که سوالی جدید را در ذهن مخاطب ایجاد کند، بسیار خوب است. امیدوارم کمبودها را در فیلم‌های بعدی‌ام جبران کنم.  
 
«مارپله»؛ مخاطب عام یا خاص؟!

نشست فیلم «مارپله» ساخته نیما شمسایی با صحبت علیرضا نوری پرتو منتقد حاضر در نشست شروع شد، نوری پرتو درباره فیلم گفت: روایت پسری که کیفی را می‌دزد و از پله ها پرت می شود و در بیمارستان جانش را از دست می‌دهد، یک روایت ساده و خطی است که با انتخاب یک فرم غیر خطی شاخص می‌شود و یکی از ویژگی‌های فیلم کوتاه را رعایت می‌کند، آن هم در دوره‌ای که یک سکانس از یک فیلم بلند را با عنوان فیلم کوتاه می‌بینیم... وی ادامه افزود: روایت داستان به درستی شکل می‌گیرد و اما در دقیقه یک یا دو فیلم، موضع داستان برای مخاطب مشخص و معلوم می‌شود. ای کاش کمی در تقدم و تاخر دیدن بعضی پلان‌ها تامل بیشتری می‌شد تا تعلیق در فیلم مشخص‌تر بود و کشش را بیشتر می‌کرد.

پس از صحبت‌های منتقد نشست، کارگردان در دفاع از فیلم خود صحبت‌هایش را با پرسیدن این سوال از جمع آغاز کرد که آیا واقعا در دقیقه یک یا دو فیلم موضوع مشخص شد؟ در میان حاضران جواب مثبت هم به گوش رسیده می‌شد که شمسایی در جواب ادامه داد: خوشحال هستم این فیلم را برای تماشاگر عام که نشان می‌دهم، متوجه اصل طرح موضوع می‌شود اما برای مخاطب خاص و سینمایی که نشان می‌دهم به ندرت متوجه ریزه‌کاری‌ها و دلایل برخی از اتفاقات می‌شود!

او در ادامه به این نکته اشاره کرد که «مارپله» یک فیلم خاص است و به کارگیری یک تکنیک کهن اما با کاربردی نوین و امروزی می‌تواند از شاخصه‌های این فیلم باشد. در پایان این نشست علیرضا نوری پرتو خود را یک مخاطب کاملا عام برای سینما معرفی کرد و از این بابت ابراز خوشحالی کرد.
 
«تمام چیزهایی که جایشان خالی است»؛ دوری از فضای کلیشه‌ای

نشست بعدی سالن 3 پردیس ملت در شب اول جشنواره، با بررسی فیلم «تمام چیزهایی که جایشان خالی است» به کارگردانی کاوه قهرمان ادامه پیدا کرد.

علیرضا نوری پرتو با بیان چکیده‌ای از فیلم، نقد خود را آغاز کرد و گفت: فیلم درباره سفر ذهنی یک دختر بچه‌ با همراهی خواهرش و همسفر شدن در یک ابر شهر چون تهران است و در نهایت رسیدن به مزار شهدای گمنام. درباره فیلم باید بگویم با توجه به ساختار داستانی‌اش ریتم خوبی ندارد، به این دلیل که گره مناسبی در ابتدای فیلم بوجود نیامده است. وی در ادامه افزود: اگر نوع روایت می‌توانست از پرداختن به گذشته پرهیز کند و کل داستان در زمان حال اتفاق بیافتد، کشمکش‌های روحی روانی و چالش‌هایی را برای دختربچه داستان می‌دیدیم که او را به بلوغ فکری نزدیک می‌کرد. ضمن آن که در داستان می‌توانستیم چالش‌هایی چون تفاوت دو نسل را جستجو و مطرح کنیم. در شرایط فعلی،  کل فیلم بدون کشمکش و اتفاق خاصی پیش می‌رود... پس از صحبت‌های منتقد نشست یکی از حاضران از کارگردان پرسید: در بخشی از پلان‌ها اگر قسمت‌هایی حذف می‌شد، اتفاق خاصی نمی‌افتاد. چرا زمان برخی از پلان‌ها آنقدر طولانی است؟
کاوه قهرمان کارگردان فیلم در پاسخ به این سوال گفت: دیالوگ‌های بسیاری در فیلم وجود دارد و اگر قسمت‌هایی که شما می‌گویید حذف شود بخشی از فیلم از بین می‌رود بنابراین نقد شما بیشتر به خود فیلمنامه است.

در ادامه، یکی دیگر از حاضران با ذکر پرسشی درباره نزدیک نبودن کاراکترهای داستان با تصویر ذهنی جا افتاده از پدران و همسران جنگ بحث را ادامه داد و در جواب کارگردان به سوال این چنین پاسخ داد: تعمدا خواستم از فضای کلیشه‌ای و مرسوم جنگ و تصویرهای آن فاصله بگیریم و لزومی به تکرار کلیشه‌ها نمی‌دیدم. دومین نکته اینکه تلاش بر این بود که از فضای جنگ فضای عمومی‌تری را بسازم.

در پایان این نشست مجری با بیان این نکته که مدیریت کارگردان در زمینه صدا و تصویر مدیریت درستی بوده و نوع کارگردانی به یک سطح هارمونیک و منطقی درستی رسیده که قابل تقدیر است.
 
«بادبادک‌های بی باد»؛ عناصر غافلگیرکننده

سالم صلواتی کارگردان «بادبادک های بی باد» شرکت کننده در بخش کوتاه داستانی، فیلمساز حاضر در نشست بعدی بود. این نشست با سوالی از یک مخاطب شروع شد که عنوان کرد: به نظرم تصاویر فیلم از کیفیت لازم برخوردار نیست ضمن آن که پایان کار رها شده است که مربوط به ضعف فیلمنامه است و در نهایت هم نام فیلم مرتبط با فضای کار نیست اما آیا این مسائل با تعمد همراه بوده‌اند؟ صلواتی در پاسخ به سوالات این مخاطب گفت: تولید فیلم مربوط به چند سال پیش است. بخشی از کیفیت مربوط به ابزار قدیمی نسبت به امروز است و بخشی دیگر آن با دلیل و با خواسته شخصی خودم صورت گرفته است. به نظرم برای انتقال حس کار لازم بود. در بخش پایانی دلیلی بر پرداخت بیشتر نمی‌دیدم چون مسئله من در فیلم نبوده و بیشتر می‌خواستم به فضای ذهنی کودک بپردازم. این که او می‌تواند تصور کند که کاپیتان تیم خودش است و می‌تواند برای خودش اعمال نظرهای مهم و اصلی و اساسی داشته باشد.

صلواتی درباره نام فیلم هم گفت: اگر به فیلم دقت کرده باشید و اگر بدانید که بادبادک زمانی پرواز می کند که باد باشد، شاید جواب سوالتان بگیرید.

در ادامه پرسش و پاسخ میان کارگردان و حاضرین، نوری پرتو منتقد نشست گفت: به نظر فیلمنامه کم ایراد بود و شروع پرتعلیق آن باعث به وجود آمدن کشش و جاذبه برای دیدن ادامه فیلم بود. در واقع این شروع پرتعلیق و سوال‌هایی که ابتدای فیلم بوجود می‌آید کار را در ادامه جذاب می‌کند. با اینکه فیلم در مناطق کردنشین می‌گذشت و شاید فضای کلی آن قابل پیش بینی بود اما در کل گره‌های داستانی خوبی در فیلم وجود داشت.

وی در ادامه افزود: درقسمت‌هایی از فیلم، مثلا در بخش درددل پسر و یا پلانی که مربوط به مینی بوس می‌شد، کمی اغراق وجود داشت اما این از جهان بینی کلی و حرف‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که در فیلم وجود داشت چیزی کم نمی‌کرد. در سکانس‌هایی ار فیلم که تنها نگاه و سکوت هست حس خوبی انتقال پیدا می‌کرد اما به عنوان مثال می‌شد در پلان فرار از سیم خاردار، از صحنه آهسته استفاده نشود و یا در پلان ضد نور توپ دوربین روی دست حرکت نکند البته اینها نظرات شخصی است.

مجری در ادامه صحبت‌های منتقد و کارگردان اضافه کرد: چیزی که درام را برجسته می‌کند غافلگیری است که این موضوع در این فیلم خوب به چشم می خورد.

در پایان کارگردان «بادبادک های بی باد» گفت: این آخرین فیلم کوتاه من بوده است و تنها دوست داشتم که دیده شود و بخاطر این حضور از آقای ایل بیگی دبیر جشنواره سپاسگزارم. از تمام شما هنرمندان خواستار تلاش برای رسیدن به حسی مشترک هستم. ما باید دغدغه‌ای مشترک داشته باشیم و نیاز به کنار هم بودن داریم.
 
«ماهی شکم پر»؛ رعایت تعریف فیلم کوتاه

آخرین فیلمی که در اولین روز از سی و یکیمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه نقد و بررسی شد، فیلمی بود از باران جعفری به نام «ماهی شکم‌پر» که در بخش کوتاه داستانی جشنواره شرکت کرده است. حاضرین در این نشست با نقدی بر این اینکه در دقایق ابتدایی، داستان فیلم مشخص می‌شود، بحث را آغاز کردند و در ادامه منتقد نشست علیرضا نوری‌پرتو گفت: این فیلم هم جزو فیلم‌هایی بوده است که ماهیت و تعریف اصلی فیلم کوتاه را رعایت کرده و از دیدنش می‌توان لذت برد. این فیلم با یک نگاه ویژه و پرداخت زنانه‌ای داشته و توانسته ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند. اگر پرداخت کامل‌ترو حساس‌تری وجود داشت تاثیر گذاری بهتری هم برای مخاطب بوجود می‌آمد.

باران جعفری کارگردان فیلم نیز در این نشست گفت: در فیلم به دنبال هیچ پیچیدگی و غافلگیری نبودم و بیش تر تاکید بر محتوا و نوع روایت داشتم.
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها