امروز : دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - 2017 April 24
۰۵:۳۲
ادموند
کمک مالی
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 119671
تاریخ انتشار: ۲۷ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 8
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، «رادیو هفت» با ویژه برنامه هزار و یکشب به روی آنتن رفت. در این برنامه با توجه به موضوع آن به قصه و قصه خوانی، ...

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس، «رادیو هفت» با ویژه برنامه هزار و یکشب به روی آنتن رفت. در این برنامه با توجه به موضوع آن به قصه و قصه خوانی، در یکی از آیتم های برنامه کاربرد قصه و خاطره در ترانه‌های ایرانی که چه به صورت مستقیم و چه به صورت غیر مستقیم، بر اساس یک قصه خاص سروده شده‌اند، بررسی شد. جایگاه این قصه ها در ترانه های محلی موضوع گفتگوی ضابطیان با ناصر وحدتی خواننده گیلکی بود.

ناصر وحدتی با اشاره به اینکه با ورود رادیو و تلویزیون جذابیت موسیقی محلی میان مردم کمرنگ تر شده، گفت: ترانه های محلی از سال 1335 که رادیو  در گیلان شروع به کار کرد، کار نشد و هرچه بعدها خوانده شد و مقداری هم که بعدها در این سال ها جمع کرده ام و مدتی است که دارم اجرا می کنم همه به دوران پیش از پیداشدن رادیو در گیلان است به ویژه که در سال 1348 وقتی که تلویزیون هم در گیلان شروع به کار کرد دیگر فولکلور یا موسیقی مردمی خلق نشد.

وی ادامه داد: ترانه‌ها و خواننده‌های جدید آمده بودند و مردم فکر می‌کردند که دوران ترانه‌های محلی به سر آمده است. رادیو دیگر جذابیت خاصی پیدا کرده بود به طوریکه وقتی که مردم برای چیدن چای می رفتند رادیو همراهشان می بردند برای اینکه برایشان بخواند.

وحدتی با اشاره به موضوعاتی که در ترانه های ملی مطرح است، اظهار داشت: همه ترانه‌های که از پیش مانده، قبل از سال 1335 و اصلاحات ارضی بوده است و خواستگاه این ترانه ها آداب و رسوم مردم بوده است. در گذشته ساختار جدید اقتصادی که الان به وجود آمده و همه چیز یک شکل پیدا کرده و همه جا بانک و اداره استف نبوده است.

وی با بیان اینکه اکثر قصه هایی که در ترانه های محلی وجود دارد، اتفاق افتاده است، گفت: مثلا قصه رعنا حدودا 90 سال پیش اتفاق افتاده یا قصه‌ای به نام هیبت اتفاق افتاده است. اینها اسطوره های مردم گیلان هستند. ضمن اینکه ترانه رعنا،ملودی اش برای مردم جذاب است و هر جای که برای کنسرت می رویم موسیقی رعنا را باید بخوانیم. اینها داستان هایی داشته و چون در آن زمان مردم سواد نداشتند تا این داستان‌ها را بنویسند، به صورت ترانه در آمده  تا در یاد مردم بماند، یعنی آنقدر می خواندند که یاد مردم بماند.

این خواننده محلی متذکر شد: راویان ترانه های روستایی پاکترین راویان یا عاشق ترین افراد هستند چون مردمانشان را دوست دارند و قصد فریبشان را ندارند.

وی در خصوص داستان ترانه سبوره توضیح داد: این ترانه مردم به زنی است که سبوره را نصیحت می‌کند که چرا از ازدواج با سعید که پسر خوبی است امتناع می‌کند همچنین در این ترانه المان‌های ییلاق رفتن‌ها و ییلاق به قشلاق رفتن‌ها در آن است و یک مقداری ابزار تولید در آن دوران گنجانده شده است.

ناصر وحدتی با اظهار به اینکه علاوه بر خوانندگی دستی هم بر نویسندگی دارد، به معرفی آثارش پرداخت و افزود: کتابی به نام «دیلمان» دارم که قرار است، جلد پنجم آن به چاپ برسد. کتاب تحقیقی در رابطه با موسیقی دارم همچنین کتاب «مرز پرگهر» مجموعه‌ای از داستان هایی است که از ده زبان ایران است و هر زبان به فارسی هم ترجه شده دارم که قسمت گیلکی آن به نویسندگی من است این کتاب برای رده سنی 14 تا 17 سال است. این کتاب یکی از کتاب های برجسته کانون پرورشی فکری است. 

وی با اشاره به اینکه تصنیف هایی که به نام زن است اصولا اسطوره هستند، تصریح کرد: اصولا هر تصنیفی در ایران که به نام یک زن است اسطوره های موسیقی  هستند. به در ترانه های گیلانی نیز  اسطوره های گیلان هستند که مبارز بودند و در عرصه مبارزه جانب سفید را در مقابل سیاه داشته اند  و برای همین ماندگار شده اند.

وی به ترانه رعنا اشاره کرد و گفت: رعنا اسطوره است، داستان در اواخر دوران قاجار اتفاق افتاده است. فردی مخالف حکومت آن موقع بود و جبهه ای تشکیل می دهد و رعنا به آنها می پیوندد ومبارزه می کند.

وحدتی در خاتمه بیان کرد: به دلیل اینکه گیلان و مازندران در فصل های مختلف رنگین هستند، افسانه ها و داستان های ما رنگین هستند.
انتهای پیام/

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار