امروز : چهارشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۵ - 2016 December 6
۰۲:۰۲
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 119912
تاریخ انتشار: ۲۸ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 14
به گزارش خبرنگار و ادبیات فارس، مجموعه غزل نصف گمشده سروده محمد شکری فر شاعر جوان کشورمان یکی از جدیدترین کتاب‌هایی است که اخیرا چاپ شده و توجه‌های ...

به گزارش خبرنگار و ادبیات فارس، مجموعه غزل نصف گمشده سروده محمد شکری فر شاعر جوان کشورمان یکی از جدیدترین کتاب‌هایی است که اخیرا چاپ شده و توجه‌های بسیاری را به خود جلب کرده است. شبنم فرضی زاده از شاعران کشورمان درباره‌ این مجموعه یادداشتی نوشته و برای انتشار در اختیار پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; قرار داده که در ادامه می‌خوانیم:

نقد از دیر باز از جمله مسائل و مباحث مهم در وادی ادبیات و شعر بوده و هست. مسئله‌ای که خیلی وقت‌ها به وضوح شاهد بودیم که جان تازه‌ای به آثار و اشعار بخشیده و بسیاری مواقع  اثری را کنار گذاشته و حتی از میدان خارج کرده(حق یا ناحق). پر واضح است که شیوه و روش نقد و چرایی و چیستی ‌این مسئله مهم تر از ذات خود کلمه است. اینکه چه کسی نقد کند، چگونه نقد کند، برچه اساس و متد و معیاری نقد کند و چرا نقد کند؟

**دو چالش عمده هر شاعر

نقد نه ‌ایراد گیری ست و اشکال تراشی، نه کف زدن برای شاعر. نقد نوعی حمله و دفاع است! حمله به نقاط ضعف و دفاع از نقاط قوت شعر شاعر یا یک اثر.

به گمانم هر شاعری برای نزدیک شدن به ذات شعر  2 چالش عمده  پیش رو دارد اول درک درست از مفهوم شعر و در واقع  تشخیص سره از ناسره در دنیای پر از شعر و ناشعر امروز و‌ ایستادن در مسیر ادبیات است و دوم  استفاده مناسب از ابزاری که قریحه شاعر را در این راه یاری میدهد تا به سر منزل مقصود برسد ابزاری  از قبیل تخیل، زبان و البته تکنیک‌هایی که در چنته خود آگاه یا ناخودآگاه خود دارد.

اما حالا که قصد دارم چند جمله ی بالا را به مجموعه «نصف گمشده» محمد شکری فرد ربط دهم به شهادت متن می‌گویم او در حیطه کار خود از شعر و ادبیات درک معقولی دارد.

** یک مجموعه منسجم و موفق

«نصف گمشده» را به عنوان اولین تجربه مکتوب و چینش شده یک شاعر بیست ساله که زمان زیادی هم از ورودش به‌این ورطه نمی‌گذرد ، مجموعه نسبتا منسجم و موفقی می‌بینم. مجموعه‌ای که در خیلی از ابیات به جرئت می‌شود گفت‌ این «نسبیت» را هم به «حتمیت» تبدیل کرده است. و همین امر جای بسی خوشحالی و تبریک به‌ این شاعر جوان و آینده دار است.

از نام مجموعه بدون کنکاش و تامل زیاد میخواهم عبور کنم چراکه نام کتاب در اکثر موارد به سلیقه شخصی و روحیات درونی شاعر برمی‌گردد و حسی که  از محتوای کل مجموعه یا اثری خاص در مجموعه به‌ ایشان القا شده و تاثیر پذیرفته است. اما در یک دید کلی «نصف گمشده» را برای‌ این مجموعه بدون ربط نمی‌بینم

دغدغه‌های محمد شکری فرد در «نصف گمشده» عبارتند از: فاصله- عشق- سیب- باغ- اوضاع جهان- دشمنان- پرنده – قفس- دوستی- بهار- اسفند- غزل- پاییز- نابرادران و....و بالاتر از تمام بودن‌ها مرگ.

هر مجموعه حول یک‌ ایده مرکزی می‌چرخد، من مرکزیت را در‌ این مجموعه در گله و شکایت و حسرت و تنهایی می‌بینم

دری برای رسیدن به عید پیدا کن

برای سال نوام سر رسید پیدا کن

شده به کوری چشمان نابرادرها

کمی‌به یافتن من امید پیدا کن

قفس برای پرنده مجال خوبی نیست

برای بال گشودن کلید پیدا کن

شکری فرد ذهنی رها دارد که هرگاه اختیارات تام به او داده و انتظار سرودن در پیش فرض‌های خود آگاه از مخیله‌اش راه نداشته اثری خیال انگیز را تحویل گرفته که رهایی در آن موج می‌زند.

روز‌هایم همیشه دلگیرند، زندگی ریشه در لجن دارد

زندگی یک نبرد رو در روست،با همه جنگ تن به تن دارد

هرجا هم که تکنیکی از آستین خود بیرون آورده در خدمت معنا است:

و ابروان کمانت که نیمه ماهند

غنیمتی ست که از دشمنان رسید به من

** یک شاعر معتدل

شاید بارزترین ویژگی شعر محمد شکری فرد رعایت اعتدال و فراز و فرود به جای زبان شعری باشد. تقریبا هیچ عنصری در کارهای او برجستگی ویژه‌ای ندارد در واقع ‌این شاعر در کارهای موفق خود شعر را فدای هیچ عنصری نکرده است؛ نه زبان نه تخیل نه تکنیک و نه هیچ دستاویز دیگری آن قدر قریحه اش را مفتول خود نکرده که اصالت شعری را فدای جذابیت آنها کند. اشعار صرف تولید نظم خلق نشده‌اند، شعریت در تمام اشعار حتی به صورت درصدی هم که باشد باز دیده می‌شود، شیوه فرخنده‌ای که در طول تاریخ شعر فارسی مورد توجه قرار گرفته. اعجوبه‌ای چون سعدی بزرگ در شعر پیشین و در ادبیات اخیرمان فروغ شعر معاصر از این شیوه بهره‌های  شگرفی برده‌اند.

باغ در زردی پاییز تماشا دارد

قدر یک فرصت ناچیز تماشا دارد
..

خانه خانه ده ما روی به ویران شدن است

حمله لشکر چنگیز تماشا  دارد

 ** شاعری که خودش است

اینکه هر شاعری چقدر می‌تواند در شعرش «خودش» باشد و تا چه اندازه همیت و تعصب‌ ایل و قوم و رسوم  و نمادها و اعتقادات و نام قبیله خود را  در یک اثر هنری و ادبی هم به نمایش  بگذارد چیزی ست که از دیر باز در آثار و اشعار شاعران‌ این مرزو بوم نمود داشته است.

من شکری فرد را هم در این مهم خالی از عریضه نمی‌بینم.

بعد یک عمر غم در به دری، بی خبری

شمس در گوشه تبریز  تماشا دارد
...

کنار زد دو سه سالی تولدم را عشق

هزار و سیصد و هفتاد سال داشت دلم
....

باز سارای دیگری حتی

دل به امواج بست در دریا
...

عصر یک روز گرم مردادی ،اذری اذری زمین رقصید

"آشیقی" داشت نغمه سر میداد تن ت تن تن ت تن کنان لرزید
 

در کنار تنوع وزنی‌ایده آل‌ این مجموعه تضمین و اشارات و تلمیح‌های لذت بخشی هم بر زیبایی کار افزوده است:

"چه شد که جام پر از شوکران رسید به من؟"

"من را سر انا الحق خود دار می‌زنند"

"دستت اگر به میوه ممنوعه می‌رسد"

"وقتی عصای معجزه جز چوب خشک نیست

خود راه را به رد شدن از نیل واکنید"
 

البته هنجار شکنی در ‌این بیت هم درخور تامل هست.
 

مجموعه در خلق مضامین و ارایه‌ها و مضامین و تصاویر بدیع هم در بسیاری از ابیات موفق عمل کرده است

این ردیف و قافیه هست که شعر را می‌سراید نه شاعر.

شکری فرد در انتخاب ردیف‌های تازه و ترکیباتی که کمتر دست‌فرسود شده باشند در چند مورد زیرکانه عمل می‌کند.ردیف‌هایی از قبیل «ناخواسته – پیدا کن- دیگری است- و..»

شاعر خیلی جاها دوشادوش مردم خود، عصر خود، زمانه خود، و اتفاقات جهانی و جهان خود پیش می‌رود

«فالچی- ژانویه- سررسید- محمدها- نفوس بد زدند- گلایل- نمی‌فهمی‌ام چرا مریم؟..»
 

در کنار تمام ‌این زیبایی‌ها گاهی فرودهایی باعث مکث من در شعر شد...مکثی که از حرارت لذت گاهی می‌کاست:

-«نام» یک شعر به عنوان پیش ذهنیت و شناسنامه شعر باید معرف اثر باشد اما‌ این انتخاب را در چند غزل کم رنگ می‌بینم: داستان- دورنگی  و...

-چند مورد ضعف تالیف در کار دیده می‌شود:

«دوستی و دور بودن لحظه لحظه انتظار

گر ستاره گر ستاره می‌شمارم راضی ام»
 

«همیشه سهم مساوی من از دلت بردم

بگو چه فرق تو را بین خوب‌ها بدها»

-بعضی وقت‌ها برخی مضمون‌ها و تصاویر آنقدر تکراری و مستعمل شده اند که به مهندسی عمیقی برای ظهوری جدید نیازمندند.. مهندسی‌ای که واقعا گاهی سخت می‌توان از پسش برآمد

"پلنگ وحشی من پنجه اش به خالی خورد- حتی دعا دوای دل من نمیشود- ورق ورق همه ی دفترم پر از خالیست- دگر از هرچه دیگ و کاسه لبریز است صبر ما."
 

موافق نیستم با ‌ایراد تراشی یا ذره بین گذاشتن زیاد  برای یک اثر ادبی که مانند بچه خالق آن است و برایش وقت زیادی را صرف کرده و از عشق و احساسش به قول معروف مایه گذاشته (آن هم در عصر دود و آهن و اسکناس)- تازه اگر‌این خلق اولین اثر و اولین تجربه هم باشد...

پس به همین سطور باب اطاعت امری که انجام گرفته است بسنده میکنم...

این چند جمله به پاس لذتی که در چند باره خوانی «نصف گم شده» به من دست داد نوشته شد لذتی که احتمالا با مجموعه‌های بعدی‌ این شاعر جوان بیش از پیش به من و البته به شما روی خواهد آورد.

انتهای پیام/و

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار