امروز : دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - 2017 September 25
۰۸:۳۳
ادموند
کمک مالی
کانال پیروان موعود
موسسه قاف
جنبش
کد خبر: 120431
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۳ - ساعت ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: 10
به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ،‌ آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری پس از حدود 5 ماه بیهوشی، صبح ...

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ،‌ آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری پس از حدود 5 ماه بیهوشی، صبح امروز به لقاءالله پیوست. یار دیرین امام و رهبری، عصر روز چهار‌شنبه 14 خرداد پس از شرکت در مراسم بیست و پنجمین سالگرد ارتحال حضرت امام(ره)، در منزل خود دچار حمله قلبی شده و پس از انتقال به بیمارستان به کُما رفت.

پایگاه خبری ، مهدوی پیروان موعود ; ضمن عرض تسلیت به مناسبت فقدان عظیم و جانسوز آیت‌الله مهدوی‌کنی، بخش‌هایی از خاطرات این عالم ربانی با محوریت شهید مطهری را از زبان خود وی منتشر می‌کند. این خاطرات اردیبهشت سال 1392 بیان شده است.
 


 

* در 17 سالگی وارد حوزه علمیه شدم

حدود 17 ساله داشتم و سال اولی بود به حوزه علمیه قم رفتم و در درس استاد مطهری شرکت کردم. ایشان آن زمان «شرح تجرید الاعتقاد» علامه حلی می‌گفتند، کتابی که قدیمی است. آن کتاب مبنای درس بود اما ایشان سبک متناسبی با زمان انتخاب می‌کردند و این برای ما -که آن موقع جوان بودیم- بسیار نشاط‌آور بود.

تغییر و تحول در آن زمان حوزه به نوعی کفر بود و روش مطلوب، ادامه راه سابق و سنتی بود. به همین جهت، حتی بعضی مراجع مقابل تغییر و تحول موضع‌گیری می‌کردند، اما چند نفری نظیر شهید مطهری، امام موسی صدر و در پله بعد شهید بهشتی، نوآور بودند. این تغییر و تحولات آن زمان ظاهر نبود اما در ذهن طلاب جوان اثرگذار شد و بعدها که عده‌ای زیادی از شاگردان امام این مسیر را ادامه دادند، این تحولات رخ نمود. گرچه امام خمینی(ره) هرگز به وضوح این تغییرات را بروز نمی‌دادند و در خلال درس‌ها مطرح می‌کردند.

به نظرم حضرت امام در مسائل سیاسی در تغییر و تحول در قم مؤثر بودند و و مرحوم علامه طباطبایی در قشر فرهنگی اثرگذار بودند. گرچه به ظاهر جمع میان نظرات سیاسی امام و علامه ممکن نبود اما مرحوم شهید مطهری با هر دو ارتباط داشتند و هر دو را هم دوست داشتند.

بنده 9 سال نزد علامه طباطبایی(ره) فلسفه خواندم. مرحوم علامه وقتی به مسئله «وحدت وجود» می‌رسیدند -با آن معنای عمیق که ملاصدرا و عرفا گفته‌اند- درس را تعطیل می‌کردند و می‌گفتند خودتان این‌ها را بخوانید! زیرا طلاب این را درست درک نمی‌کردند و بعد بیرون از کلاس می‌رفتند و می‌گفتند علامه معتقد به وحدت واجب‌الوجود هست.

* شهید مطهری پنجشنبه‌ها به قم می‌رفت

جالب اینکه یک بار یک طلبه جلوی شهید مطهری را گرفت و گفت: شما معتقد به وحدت واجب‌الوجود هستید؟ شهید مطهری در پاسخ به این سؤال گفت: این کفریات چیست که شما می‌گویید؟!

ایشان جوّ موجود و مستمعین را در نظر می‌گرفتند و می‌گفتند همه چیز را برای همه کس نگویید.

آن زمان درس تفسیر و آشنایی با قرآن به عنوان یک درس تخصصی در حوزه علمیه رسم نبود اما علامه آن درس را رسمی می‌گفتند و شهید مطهری از این درس استفاده می‌کردند و پنج‌شنبه‌ها از تهران به قم می‌رفتند.

* دانشگاهی‌کردن طلاب را نمی‌پسندم

یکی از توفیقات شهید مطهری را ارتباط با دانشگاه بود. آن زمان ارتباط طلاب با دانشگاه کار خوبی تلقی نمی‌شود و مرحوم آیت‌الله بروجردی می‌گفتند طلاب را دانشگاهی نکنید! اما عده‌ای که خودساخته بودند - نظیر شهیدان مطهری، بهشتی، باهنر و مفتح - می‌رفتند که دانشگاه را حوزوی کنند. ایشان محوّل بودند نه اینکه بروند از دانشگاه تأثیر بپذیرند، من که خودم دانشگاه تاسیس کرده‌ام، این (دانشگاهی کردن طلاب) را نمی‌پسندم، روحیه طلبگی، فقاهت و روحانیت (به معنای سنتی) را باید حفظ کرد.

اعتقاد ندارم طلاب را دانشگاهی کنیم؛ دانشگاهی به معنای امروزی! دستاوردهای 14 قرن تشیع را نباید دست کسانی سپرد که نمی‌فهمند بحث «تحول در علوم انسانی» شعار بزرگی است اما اجرای آن بسیار کم است. خیلی از کتاب‌ها و پایان‌نامه‌هایی که درباره این تغییر و تحول نوشته می‌شود، کپی‌برداری از آثار غرب است فقط یک بسم‌الله اولش دارد و یک حدیث به آن اضافه شده است. من خودم اعتقاد ندارم که می‌توانم این کارها را بکنم، آن زمان که فکر تأسیس را در سر داشتم، محیطی شبیه مدرسه‌های دینی مد نظر بود، یعنی محیط ، یک محیطی دینی باشد و اختلاط میان دختر و پسر نباشد.

* دانشگاه امام صادق(ع) هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است

با طرز فکر شهید مطهری برای تأسیس دانشگاه امام صادق(ع) اقدام کردم و حیف که آن شهید زود رفت. دوستان بعدی که آمدند می‌گفتند دانشگاه امام صادق را تاسیس کردید چه می‌خواهید بکنید اقتصاد اسلامی؟ حقوق اسلامی؟ و ... اگر می‌خواهید کار دانشگاهی کنید، بیایید دانشگاه تهران اگر هم کار طلبگی می‌خواهید بکنید، مدرسه مروی است.

راستش آن موقع برای خودم هم این مسایل چندان روشن نبود و فقط دونمایی در ذهنم ترسیم کرده بودم. اکنون هم به جایی که باید می‌رسیدیم به صورت مطلوب نرسیده‌ایم، باید بپذیریم که تحولات به صورت جهشی انجام نمی‌شود و اگر تصورتان آن است که اگر به جایگاهی باید برسیم هنوز نرسیده‌ایم پس عقب‌نشینی کنیم نه! باید پله پله طی کنیم و ناامید نباشیم.

* نباید به همایش‌ها اصالت داد

درباره برگزاری همایش شهید مطهری، کلاً برگزاری‌ سمینارها خوب است اما مهم، تعلیم و تعلم جوانان است. نباید به همایش‌ها اصالت داد لذا گاهی هم طعنه می‌زنم و می‌گویم: نمایش‌ها و سمیناهار! به این همایش، دل خوش نکنید اگر به عنوان ابزار است چیز خوبی است اما ماندگار نیست. نباید به آنها بسنده کرد؛ باید با این مسایل، مبنایی و علمی برخورد کرد. آن چیزی که ماندگار است، صالحات است.

احترام بسیاری برای شهید مطهری قائلیم و شاگرد ایشان بوده‌ایم، اما نباید به سخنان ایشان بسنده کرد یا آن‌ها را نقد نکرد؛ چکشی با اشکالات برخورد نکنید! گمان نکنید مطالب ایشان کافی است، امروز سؤالاتی در حکومت اسلامی و ولایت فقیه مطرح است که آن زمان مطرح نبود، نه اینکه شهید مطهری نتوانسته باشد جواب گوید. ممکن است برخی مسایل اکنون مورد اشکال باشد، اما منهج و روش ایشان درست است.

* در نقد افراد تعصب نداشته باشید

تعصب به خرج ندهید که هر چه شهید مطهری گفته صد در صد صحیح است. به خاطر دارم خود حضرت امام به بنده و یکی گفتند نظرات اقتصادی شهید مطهری را مطالعه کنید. آن زمان یکی دو اشکال هم بود که خدمت امام عرض کردیم. درباره خود امام هم این را نمی‌گویم که نباید اشکال کرد. بحث سبک، شیوه و منهج با مصداق جداست.

حتی سبک زندگی سیاسی را هم باید از شهید مطهری یاد بگیریم، ایشان سعه صدر بالایی داشتند و حرف‌های مخالف را گوش می‌کردند. امیدوارم ستادی که تشکیل شده ضامن بقای منهج و روش شهید مطهری باشد و کار خوبی کردید که این موضوع از بحث شخصی و خانوادگی خارج کردید تا به شخص وابسته نباشد و بقای آن را موجب می‌شود.
انتهای پیام/ک

منبع : فارس

برچسب ها:
آخرین اخبار
پربازدید ها